تهاجم رژیم صهیونیستی به ایران در طی جنگ 12 روزه از ابعاد مختلفی قابل بررسی است که یکی از این ابعاد تأمین معیشت مردم و توجه به ذخیرهسازی کالاهای اساسی است. خوشبختانه این تأمین کالا در دوره جنگ بسیار مناسب انجام شد و مانند بسیاری از کشورها شاهد تصاویر حمله به فروشگاهها برای تأمین کالا نبودیم و مردم هم در این زمینه نجابت مثالزدنی را نشان دادند. با توجه به آتشبس و احتمال مجدد شکلگیری درگیری میان کشورمان و اشغالگران صهیونیست، با علیرضا پیمان پاک قائممقام وزیر جهاد کشاورزی در دولت شهید رئیسی و رئیس اسبق سازمان توسعه تجارت همکلام شدیم تا پیشبینی از وضعیت تأمین کالاهای اساسی و روند تجارت خارجی کشور داشته باشیم که خواندن آن خالی از لطف نیست:
*به نظر شما کشور ما در تأمین کالاهای اساسی در دوره جنگ چقدر ظرفیت دارد و چه نکاتی در این خصوص باید پیش روی سیاستگذاران مدنظر قرار گیرد؟
در شرایط فعلی یکی از مهمترین مسائل تأمین کالاهای اساسی است که باید استمرار داشته باشد. ذخایر ما تا پیش از این اتفاقات خصوصاً در ماههای تغییر دولت مکفی بود، ولی این ذخایر برای شرایط صلح میتواند کافی باشد و وقتی در شرایط بحرانی قرار میگیریم باید این موضوع را در نظر داشته باشیم که ممکن است مبادی ورود کالای ما با مشکل روبهرو شود.
ما باید برای 85 میلیون جمعیت و تأمین مواد اولیه واحدهای تولیدی کالای موردنیاز را برای مدت محدودی در اختیار داشته باشیم. خوشبختانه قبل از این حوادث وزارت جهاد کشاورزی مصوبهای را از سران قوا گرفته بود که بر اساس آن 1 تا 1.5 میلیارد دلار از منابع صندوق توسعه ملی برای تأمین ذخایر اساسی استفاده شود. این مصوبه در پیچ و خم اداری گیر کرده و حجم قابل توجهی از آن استفاده نشده است. بلافاصله باید کارگروهی در دولت تشکیل شود تا این مسائل را حل کند. اختلاف بین وزارت جهاد، بانک مرکزی و سازمان برنامه در این خصوص باید هرچه سریعتر برطرف شود و تأمین کالا صورت گیرد. این تأمین کالا اصطلاحاً میتواند پشت دست دولت را پر کند.
وقتی بعد از یک حادثه انعکاسی به بیرون داده میشود که ذخایر مکفی نیست، بعضی از افراد سودجو که پیشزمینه احتکار را دارند از این فرصت استفاده میکنند و با عدم عرضه کالا بازار را به هم میریزند.
اما اگر تأمین کالای مناسبی انجام شود، همه ارکان بازار متوجه میشوند که پشت دست دولت پر بوده و نمیتوان در بازار تنش ایجاد کرد. این موضوع هم سودجویان منفعتطلب و هم جریان نفوذ در تأمین کالا را از چرخه حذف میکند.
*در خصوص متنوع سازی مبادی وارداتی با توجه به احتمال درگیری در منطقه خلیج فارس چه نکاتی به نظرتان میرسد؟
موضوع دیگری که در دو سه سال گذشته به نتیجه رسیده و امروز باید به فکر توسعه آن باشیم ایجاد تنوع در مبادی واردات کالاست. در حوزه نهادهها، مرغ و گوشت تنوعبخشی خوبی ایجاد شد و میبینید که از 10 تا 12 کشور واردات گوشت داشتیم و انحصار واردات از دو یا سه کشور شکسته شد. بخش قابل توجهی از ذرت موردنیاز کشور را از کشورهای CIS تأمین میکنیم و کشورهای آفریقایی و پاکستان هم قرار بود به جمع تأمینکنندگان ذرت ایران بپیوندند که در این تغییر دولت کمی کندی در این مسیر ایجاد شد. برای تأمین کنجاله سویا هم به شرق اروپا ورود کردیم و هم به سراغ هند و قزاقستان رفتیم تا از ظرفیتهای آنها استفاده کنیم. اکنون این ظرفیتها باید در قیمتگذاری، تخصیص ارز و ثبت سفارش در اولویت قرار گیرد. این کشورها هم در روابط سیاسی با ما همسوترند و هم در تأمین کالا سرعت بیشتری برای ما ایجاد میکنند. مثلاً واردات جو و ذرت از قزاقستان ظرف یک هفته انجام میشود، اما واردات آنها از برزیل و آرژانتین 90 روز طول میکشد.
مسئله بعدی بحث لجستیک است که باید مخاطرات آن را کاهش دهیم. اکنون قسمت اعظمی از کالاهای اساسی ما از بندر امام خمینی وارد میشود. در جنگ قبلی اتفاقی در بنادر ما نیفتاد ولی ما باید ظرفیتهای دیگر را فعال کنیم تا بار از روی بندر امام خمینی برداشته شود. به عنوان مثال ما بندر چابهار را داریم که میتوانیم در مواقعی مانند مخاطره در تنگه هرمز از آن استفاده کنیم. باید با سیاستهای تسهیلگر بهخصوص در حمل داخل واردکنندگان را ترغیب به استفاده از بندر چابهار کنیم. عموماً حملونقل در مسیر بندر چابهار یک سر بار است و مسیر برگشت باری ندارد. میتوانیم با حمایتهای دولت و مجموعههای حاکمیتی مقداری از کالاها را از بندر چابهار وارد کرده و یا در آنجا دپو کنیم.
بخش دیگری که به آن توجه نکردیم مبادی شمالی ماست. در دریای خزر و مبادی ریلی که در شمال شرق کشور داریم، فرصتی وجود دارد که از آن غافل بودیم. این مبادی ورود در حال حاضر در دسترس است و شما به سرعت میتوانید ظرف یک هفته از آنجا کالا تأمین کنید.
نیازی به حمایتهای مالی هم نیست و شما میتوانید با اولویت قرار دادن تخصیص ارز و ثبت سفارش در قالب پدافند غیرعامل بارهای کوچک دو تا 5 هزارتنی تأمین و منتقل کنید. در کنار این مسئله باید به سرعت ظرفیت ریلی این مناطق را فعال کنیم. یکی از مشکلات ما این است که در مبادی ریلی شمال شرقی کشور قیمتگذاری درستی نداریم. حداقل وزارت جهاد کشاورزی میتواند قیمتگذاری مناسبی را انجام دهد تا از طریق سرخس و اینچه برون تأمین کالای مناسبی انجام دهیم.
موضوع مهم دیگر تنوع دادن به کالاهای اساسی موردنیاز است. در شرایط فعلی با توجه به بحران خشکسالی جهانی میتوانیم از گندم دامی به جای ذرت استفاده کنیم. قیمت گندم دامی پایینتر و کیفیت آن هم بالاتر بوده و به وفور در کشورهای شمالی دریای خزر قابل وصول است. وزارت جهاد در این فرصت میتواند سراغ گندم دامی و یا کنجاله آفتابگردانی برود که معاونت امور دام هم آن را قبول دارد و زنجیره مرغ گوشتی هم از آن بهره گرفته و استقبال کرده است. در دنیا هم بین 30 تا 40 درصد جیره دام از این گونه نهادهها بوده است.
موضوع دیگری که وزارت جهاد باید به آن توجه کند افزایش ذخایر مرغ و گوشت منجمد ماست. اکنون ما در حوزه تولید چالشی نداریم ولی باید برای شرایط آینده پیشبینیهای لازم را انجام دهیم. در حال حاضر باید افزایش ذخایر مرغ و گوشت منجمد به سرعت انجام شود. باید از ظرفیت مراکزی مانند جهاد استقلال، اتکا و بخش خصوصی در قالب واردات استفاده شود. در این زمینه به غیر از کشورهای آمریکای لاتین میتوانیم از ترکیه، روسیه، کشورهای CIS، مغولستان و پاکستان تأمین را انجام دهیم.
*بخش توزیع و عرضه کالا در کشور چقدر آمادگی شرایط جنگی و بحرانی را دارد؟
اکنون بخش قابل توجهی از تأمین کالای اساسی کشور را بخش خصوصی انجام میدهد و این حوزه تبدیل به کسب کار رقابتی و سودآوری شده است. در شرایط بحرانی هم باید از بخش خصوصی حمایت کنیم و هم تأمین کالای معیشتی مردم را مورد توجه قرار دهیم. برای استمرار و آسیب ندیدن سفره معیشتی مردم باید حتماً ظرفیتهای دولتی را در کنار بخش خصوصی قرار دهیم. مجموعههایی مانند جهاد استقلال و شرکت پشتیبانی امور دام با یک سهم مشخص میتوانند ذخیرهسازی را انجام دهند. ما دو تا سه ماه مخاطرهآمیز در پیش داریم و باید فعالیتهای پیشگیرانه انجام دهیم.
*نسبت به دوران جنگ هشتساله و دفاع مقدس چه تفاوتی در تأمین کالا داریم؟
شرایط ما قابل مقایسه با دهه 60 و دوران دفاع مقدس نیست، ما اکنون شبکههای فروشگاههای زنجیرهای و شبکههای میادین را داریم که نسبت به اوایل انقلاب پیشرفتهتر است. اکنون چیزی که بیشتر از همه میتواند به ما ضربه بزند توقف فرآیند تأمین و واردات کالاهای اساسی است که برای جلوگیری از آن باید ذخیرهسازی متفاوتتری را نسبت به چند سال گذشته انجام دهیم. در چند سال اخیر که شرایط صلح برقرار بود سقف ذخایر کالاهای اساسی را کاهش دادیم که حتماً باید این سقف افزایش یابد و حتماً باید ذخایر احتیاطی را هم به فوریت تأمین کنیم. مصوبه 1.5 میلیارد دلاری را هم میتوانیم به فوریت اجرا کنیم.
الآن باید شرایطی به وجود بیاید که اگر مدیر در شرایط فعلی تصمیمی میگیرد، از عواقب آن نترسد. این خیلی مهم است. مثلاً در جنگ اوکراین برای جلوگیری از کمبود کالا تصمیماتی گرفته شده که بعداً عواقب آن دامن مدیران را گرفته است. باید تدارکی ببینیم که مدیر فعلی نترسد. دبیرخانه شورای امنیت میتواند مجوزهایی بدهد که مدیران با طیب خاطر تصمیمات درستی بگیرند. اگر مدیر نگرانی داشته باشد نمیتواند تصمیم بگیرد و نگرانی را به جامعه منتقل میکند.
*اگر برای چند ماه با مشکل بسته شدن مرزها روبهرو شویم، چقدر قابلیت تأمین کالا را در کشور داریم؟
در بخشی از کالاها که اصلاً نگرانی خاصی نداریم مثلاً در حوزه برنج وزارت جهاد برای اینکه نگرانی نداشته باشیم، فصل ممنوعیت واردات را هم برداشته است. در برنج ما آنقدر به خودکفایی رسیدیم که نیازی به واردات در 4 یا 5 ماه آینده نداشتیم. در بعضی کالاها مانند مرغ و تخممرغ اگر مرزها بسته شود، مشکل مازاد داریم و باید جریان صادرات ادامه داشته باشد.
در بعضی از موارد مانند جو هم در فصل برداشتیم و مانند زمستان مشکلی از این بابت نداریم. امروز ما در چند ماه آینده در مرحله برداشت جو هستیم. در برخی از حوزههای کالایی مثل کنجاله سویا و روغن ذخایرمان تا سه یا 4 ماه آینده تأمین است ولی باید با استفاده از مجوزهای داده شده آن را به یک تا 1.5 سال برسانیم. کشور برای ذرت و جو تا 1.5 سال و برای مرغ گوشت بین 6 ماه تا یک سال قابلیت ذخیرهسازی را دارد.
ولی برای تنوع تأمین کالا، امروز که در مرزهای جنوبی به بحران نخوردیم باید به ظرفیت بخشهای شمالی توجه کنیم. وقتی کشتی 60 هزار تنی در جنوب توان پهلوگیری نداشته باشد ما باید 20 کشتی سه هزار تنی از شمال وارد کشور کنیم که این در مدت کوتاه امکانپذیر نیست. از امروز باید به فکر این مسائل باشیم.
شبکه توزیع ما هیچ مشکلی ندارد و کاملاً بالغ است و ما در موضوع پخش، لجستیک و فروشگاههای زنجیرهای در بهترین وضعیت هستیم. مهمترین مسئله استمرار جریان تولید و تأمین کالاست، اگر جریان تولید ما استمرار داشته و ذخایر ما کامل باشد، شبکهها و زنجیرههای تأمین که عمدتاً خصوصی هستند هیچ مشکلی پیدا نمیکنند. اگر حلقهای در زنجیره تأمین، احساس ترس کرده، واحد خود را تعطیل و یا سودجویی کند با ذخایر مناسب میتوانیم مشکل را برطرف کنیم؛ بنابراین مهمترین فاکتور ذخیرهسازی مطمئن است.
*چرا در این جنگ 12 روزه مانند بسیاری از کشورها شاهد هجوم به فروشگاهها برای تأمین کالا نبودیم؟
وقتی کالا همیشه فراهم باشد، مردم هجومی به فروشگاهها نمیآورند. 5 تا 10 درصد کمبود کالا 100 درصد افزایش تقاضا ایجاد میکند، چون همه فکر میکنند کالا کم است و به عنوان مثال به جای یک مرغ دو مرغ میخرند. اگر از امروز به فکر ماههای سخت باشیم و با ذخیرهسازی مناسب عمل کنیم، مردم اطمینان خواهند کرد. البته انشالله اقدامات بازدارنده از سوی قوای نظامی انجام شده و جنگی اتفاق نیفتد.
*با توجه به سابقه حضورتان در سازمان توسعه تجارت در خصوص تسهیل جریان صادرات غیرنفتی چه نکتهای به نظرتان میرسد؟
در حوزه صادرات غیرنفتی عمده بار بر دوش مجموعههای خصوصی بوده که در شرایط سخت تحریمی بدون حمایتهای ویژه دولتی توانستهاند سالانه بین 100 تا 130 میلیارد دلار تجارت خارجی ما را رقم بزنند. این افراد بلدند در شرایط سخت تحریمی یا لجستیکی چطور تجارت کشور را ادامه دهند. بخش خصوصی ما در این سالها حرفهای عمل کرده ولی مهمترین ضربهای که میتوان به آنها وارد کرد محدودیتهایی است که ما برای آنها ایجاد کردهایم. متاسفانه در یک سال گذشته محدودیتها برای صادرکنندگان سختتر شده است و امروز زمان از بین بردن این محدودیتهاست. مسئله اول، دوم و سوم صادرات کشور برداشت محدودیت در برگشت ارز حاصل از صادرات است. اگر برگشت ارز حاصل از صادرات را برای یک مدت محدود سهل کنیم، نه تنها صادرات غیرنفتی در دوره جنگ احتمالی کاهش نمییابد بلکه افزایش هم مییابد. ما نمیگوییم صادرکننده ارز خود را برنگرداند این امروز خیانت است ولی ما میتوانیم رویه را تسهیل کنیم تا صادرکننده ارز خود را به فوریت در اختیار واردکننده قرار دهد و او بتواند کالای خود را وارد کند. مسئله ثبت سفارش و رفع محدودیتهای کارتهای بازرگانی بسیار مهم است که با شرایط خاص کوتاهمدت میتوان آنها را تسهیل کرد.