روز جمعه دونالد ترامپ رئیسجمهور جنایتکار آمریکا در سلسله مطالبی در فضای مجازی ادعاهایی درباره مذاکرات با ایران مطرح کرد. مثلا او مدعی شد که تنگه هرمز برای همیشه باز شده، ایران موافقت کرده غنیسازی نکند و اورانیوم غنیشده را به آمریکا واگذار کند و حتی به آمریکا نفت بدهد.
ادعاهای ترامپ پس از آن شروع شد که عباس عراقچی وزیر خارجه کشورمان در توییت کوتاهی اعلام کرد که در چارچوب آتشبس و با توجه به توقف حملات اسرائیل به لبنان، ایران عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز را آزاد کرده است. اما ترامپ با سوءاستفاده از ابهامات توییت عراقچی، دروغها و خیالبافیهای زیادی مطرح کرد که موجب نگرانی مردم شد.
اما توضیحاتی که البته با تاخیر قالیباف و سخنگوی وزارت خارجه دادند مشخص کرد که ترامپ دروغهای بسیاری گفته است.
مراقب تله ترامپ باشیم
ترامپ در میانه تشویش و بههمریختگی کلامی و ذهنی، اما تلاش دارد یک کار را به خوبی انجام دهد و آن بلوفزنی برای عملیات روانی است.
سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان روز جمعه (۲۸ فروردین) در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که پس از اعلام آتشبس در لبنان، عبور و مرور تمامی کشتیهای تجاری از طریق تنگه هرمز برای مدت باقیمانده دوره آتشبس بهطور کامل آزاد اعلام میشود. این پیام، که ظاهراً یک گام دیپلماتیک محدود و مشروط بود، بلافاصله واکنش زنجیرهای رئیسجمهور آمریکا را برانگیخت.
او ظرف چند ساعت، در گفتوگوهای پیدرپی با رسانههای مختلف آمریکایی و همچنین انتشار دهها پیام در شبکه اجتماعی شخصی خود، روایتی کاملاً متفاوت ارائه داد.
وی مدعی شد که کشورمان برنامه هستهای خود را بهطور نامحدود متوقف کرده، هیچ دارایی مسدودشدهای دریافت نخواهد کرد، اورانیوم غنیشده به آمریکا منتقل میشود، حمایت از گروههای مقاومت قطع شده و حتی «غبارهای هستهای» با بیل مکانیکی از خاک کشورمان خارج خواهد شد.
او همچنین نوشت که به هشت جنگ پایان داده و با پایان درگیری با لبنان، رکوردش به ده جنگ میرسد؛ توافق، رژیم صهیونیستی را «سرافراز» بیرون خواهد آورد و تقریباً در همه مسائل به توافق رسیدهاند.
اظهاراتی که در پی سکوت اولیه (و البته نادرست) طرف ایرانی موجی از دلنگرانی و اضطراب را در میان مردم به وجود آورد؛ هرچند برای بسیاری کذب بودن سخنان ترامپ اصطلاحاً اظهر منالشمس بود.
به هر حال با گذشت چند ساعت مقامات ایرانی این ادعاها را رد کردند. محمدباقر قالیباف، رئیس هیات مذاکرهکننده در پاکستان، نوشت که رئیسجمهور آمریکا در یک ساعت هفت ادعا مطرح کرد که هر هفت ادعا دروغ است و با این دروغگوییها نه در جنگ پیروز شد و نه در مذاکره راه به جایی خواهد برد.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز تأکید کرد که اورانیوم غنیشده به هیچ جایی از جمله آمریکا منتقل نخواهد شد.
سردار طلایی نیک، سخنگوی وزارت دفاع، نیز اعلام کرد که باز شدن تنگه هرمز موقتی، محدود و مشروط به عدم عبور شناورهای نظامی متخاصم است و در صورت فشار بر لبنان، شرایط به حالت پیشین بازخواهد گشت.
یک مقام ارشد ایرانی هم در گفتوگو با شبکه سیانان، ادعاهای ترامپ را «اظهارات خلاف واقع» توصیف کرده و تأکید کرد که تهران هرگز با انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده خود به خارج از کشور یا توقف نامحدود غنیسازی موافقت نکرده است.
او حتی گفت که مذاکرات ممکن است تحت تأثیر اظهارات تبلیغاتی و بلوف زدنهای ترامپ با شکست مواجه شود.
گزارشهای منابع غربی علیه بلوفهای ترامپ
گزارشهای مستقل نیز خلاف دروغگوییهای ترامپ سخن گفتند؛ از جمله شرکت دادهمحور کپلر که حرکت کشتیها را رصد میکند اعلام کرد تردد کشتیها همچنان محدود به کریدورهای نیازمند تأیید است.
روزنامه والاستریتژورنال نیز نوشت کشورمان همچنان کشتیها را محدود خواهد کرد و منابع آگاه به همین روزنامه گفتند که ایران به میانجیگران اطلاع داده عوارض دریافت میکند، هماهنگی با سپاه پاسداران لازم است و حق توقف کشتیهای دشمن حفظ شده است.
روزنامه واشنگتنپست نیز از پهلوگیری پنج نفتکش در بنادر ایران برای بارگیری میلیونها بشکه نفت خبر داد و نوشت که طبق دادههای کشتیرانی جهانی عملاً محاصرهای در کار نیست.
چرا ترامپ بلوف میزند؟
این تضاد آشکار میان ادعاهای رئیسجمهور آمریکا و واقعیت میدانی، سؤال اساسی را مطرح میکند: چرا او بلافاصله پس از یک پیام نسبتاً محدود وزیر خارجه کشورمان، چنین رگباری از گفتوگو و پیام منتشر کرد؟
پاسخ در ماهیت عملیات روانی و رسانهای او نهفته است. رئیسجمهور آمریکا نه صرفاً در حال اطلاعرسانی، بلکه در حال اجرای یک استراتژی دقیق بلوفزنی است که ریشه در شخصیت ثابت او دارد و اهداف سیاسی-روانی مشخصی را دنبال میکند. در ادامه، ابتدا به الگوی دروغگویی او میپردازیم و سپس به صورت مفصل به دلایل این عملیات روانی، بهویژه اهداف داخلی، بازسازی پایگاه مردمی و ایجاد شکاف در داخل کشورمان، خواهیم پرداخت.
الگوی ثابت دروغگویی و بلوفزنی رئیسجمهور آمریکا
بلوفزنی و بزرگنمایی پیروزیها، ویژگیای نیست که صرفاً به این رویداد خاص محدود شود؛ بلکه بخشی از الگوی رفتاری بلندمدت اوست که خود آمریکاییها بارها به آن اشاره کردهاند. رسانهها و تحلیلگران آمریکایی، از جمله کسانی که سابقه حمایت از او را داشتهاند، بارها از «اختلال شخصیت خودشیفته» و «دروغگویی بیمارگونه» در او سخن گفتهاند.
در روزهای گذشته نیز، رسانههای مختلف آمریکایی گزارش دادهاند که او دچار بحران روانی شده است؛ بحرانی که در آن واقعیت و خیال به هم میآمیزند و هر رویداد کوچک را به «پیروزی تاریخی» تبدیل میکند.
برای مثال، روانشناسان بالینی و ستوننویسان روزنامههای نیویورکتایمز و واشنگتنپست، این رفتار را «بلوف حرفهای» نامیدهاند که ریشه در نیاز مبرم به تصویرسازی خود به عنوان «برنده مطلق» دارد.
حتی برخی جمهوریخواهان پیشین نیز در گفتوگوهای اخیر تأکید کردهاند که او «واقعیت را با آنچه میخواهد مردم باور کنند، جایگزین میکند».
این الگو در دوران ریاستجمهوری پیشین او نیز مشهود بود: از ادعای «بزرگترین اقتصاد تاریخ» تا انکار نتایج انتخابات سال ۲۰۲۰. اکنون نیز، در مواجهه با یک آتشبس محدود در لبنان و اعلام مشروط عبور از تنگه هرمز، او همان مکانیسم را فعال کرده است.
وی نه تنها ادعاهای فنی (مانند توقف نامحدود برنامه هستهای یا انتقال اورانیوم) را مطرح میکند که بلافاصله توسط طرف ایرانی و گزارشهای مستقل رد شده، بلکه روایتی میسازد که گویی ایران «تسلیم بیقیدوشرط» شده است. این بلوفزنی، ابزار اصلی عملیات روانی اوست؛ عملیاتی که مخاطب داخلی آمریکا و افکار عمومی جهانی را هدف قرار داده، اما ریشه در محاسبات دقیق سیاسی دارد.
چرا رگبار رسانهای بلافاصله پس از پیام وزیر خارجه؟
زمانبندی واکنش رئیسجمهور آمریکا – ظرف چند ساعت پس از پیام وزیر خارجه – تصادفی نیست. این رگبار، پاسخی حسابشده به یک رویداد دیپلماتیک محدود بود که او آن را به فرصتی برای بازسازی روایت «پیروزی قاطع آمریکا» تبدیل کرد. دلایل این بلوفزنی چندلایه و به هم پیوسته هستند و هر کدام را میتوان با شواهد موجود استدلال کرد.
اول: انتقام از حزب دموکرات و عملیات روانی علیه مخالفان داخلی
در طول جنگ با ایران، رئیسجمهور آمریکا هدف حملات بیسابقه رسانهای و سیاسی حزب دموکرات قرار گرفت. منتقدان او را به «ماجراجویی بیپایه» متهم کردند که اقتصاد آمریکا را تحت فشار تورم و قیمت انرژی قرار داده است و حتی برخی سناتورهای دموکرات خواستار استیضاح شدند. اکنون، با اعلام آتشبس و باز شدن مشروط تنگه هرمز، او این رویداد را بهانهای برای «انتقام رسانهای» قرار داده است.
وی با ادعای «توقف نامحدود برنامه هستهای» و «پایان هشت جنگ» (و دهگانه شدن با لبنان)، روایتی میسازد که دموکراتها را به عنوان «ضعیف و ناتوان» نشان میدهد. اگر او واقعاً به توافق کامل رسیده بود، نیازی به چنین حجم عظیمی از گفتوگو در یک روز نبود. اما او با تکرار «ما غبارهای هستهای را بیرون میکشیم» و «اسرائیل سرافراز بیرون میآید»، عملاً تلاش دارد دموکراتها را به گوشه رینگ ببرد.
این عملیات، انتقام شخصی-سیاسی است؛ او میداند که پایگاه راستگرای آمریکا از چنین روایت «قوی» لذت میبرد و دموکراتها را در موضع دفاعی قرار میدهد.
دوم: احیای پایگاه مردمی ازدسترفته در جنگ با ایران
جنگ با ایران برای او هزینه سیاسی داشت. نظرسنجیهای داخلی آمریکا نشان میداد که حتی بخشهایی از پایگاه مردمی او – بهویژه طبقه متوسط و کسانی که نگران قیمت بنزین و تورم بودند – از ادامه درگیری خسته شده بودند.
او حالا با این رگبار رسانهای، آن بخش از پایگاه را هدف قرار داده که به خاطر جنگ «از دست رفته» بود. ادعای «تقریباً در همه مسائل توافق کردهایم» و «ایران حمایت از تروریسم را قطع کرده» دقیقاً برای این طراحی شده که تصویر «برنده» را بازسازی کند. او میداند که مخاطب عادی آمریکایی، با شنیدن «ده جنگ پایانیافته»، احساس غرور میکند و فراموش میکند که جنگ ایران چه هزینهای داشته. این احیا، برای انتخابات میاندورهای پیش رو در نوامبر یا تثبیت موقعیت داخلی ضروری است.
سوم: ایجاد اختلاف و شکاف درون ایران (هدف راهبردی خارجی)
یکی از مهمترین اهداف این عملیات روانی، ایجاد شکاف درونی در کشورمان است. او با ادعاهای اغراقآمیز – مانند «توقف نامحدود هستهای» و «قطع حمایت از حزبالله» – عمداً روایتی میسازد که گویی هیات مذاکرهکننده ایرانی «کوتاه آمده» و «امتیازات گسترده» داده است.
این روایت، به صورت غیرمستقیم، در افکار عمومی ایران نفوذ میکند: بخشی از جامعه ممکن است بپرسد «آیا واقعاً تسلیم شدهایم؟» یا «چرا دولت اینقدر سریع عقبنشینی کرد؟».
ترامپ میداند که عملیات روانی موفق، وقتی مؤثر است که شکاف داخلی ایجاد کند. وی با تکرار «ما تقریباً در همه مسائل توافق کردهایم»، سعی دارد میان مردم، نخبگان سیاسی و تیم مذاکرهکننده فاصله بیندازد. اگر ایرانیها باور کنند که «او راست میگوید»، اعتماد به تیم مذاکرهکننده کاهش مییابد
سایر اهداف مکمل
علاوه بر موارد فوق، اهداف دیگری نیز قابل استنتاج است. چهارم: تثبیت روایت بینالمللی برای فشار بر متحدان. با ادعای «رژیم صهیونیستی سرافراز بیرون میآید»، او به کشورهای عربی منطقه سیگنال میدهد که «آمریکا هنوز قدرتمند است» و میتواند ایران را مهار کند.
پنجم: حفظ اهرم فشار. او صراحتاً گفت «قبل از توافق، محاصره دریایی را لغو نمیکنیم»؛ این بلوف، درواقع تلاش برای نگهداشتن کارت فشار است در حالی که آتشبس موقتی است.
ششم: کنترل روایت رسانهای جهانی. با رگبار گفتوگو، او رسانههای آمریکایی را مجبور به پوشش «پیروزی خود» میکند و روایت ایرانی را به حاشیهای میبرد.
درمجموع، این عملیات روانی نه ناشی از پیروزی واقعی، بلکه از محاسبات دقیق است: او میداند که واقعیت میدانی (محدود ماندن تنگه، عدم انتقال اورانیوم، حفظ حقوق ایران) با ادعاهای او همخوانی ندارد، اما هدف، تأثیر روانی بر مخاطبان متعدد است.
توضیحات دیرهنگام سخنگوی وزارت خارجه
سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان در این زمینه گفت که قرار نیست اورانیوم غنیشده به جایی از جمله آمریکا منتقل شود و ادعای ترامپ درباره تماس تلفنی با مقامات ایرانی را رد کرد.
اسماعیل بقائی اعلام کرد: اورانیوم غنیشده ایران به هیچ عنوان قرار نیست به جایی منتقل شود. به همان اندازه که خاک ایران برای ما مهم و مقدس است، این موضوع نیز برای ما اهمیت دارد.
وی در پاسخ به سؤالی درباره انتقال اورانیوم ۶۰ درصد به خارج از کشور هم عنوان کرد: به هیچ وجه ابن بحث مطرح نبوده است و به عنوان گزینه از سوی ما مطرح نبوده که اورانیوم غنیشده ایران به آمریکا منتقل شود.
بقائی خاطرنشان کرد: گزینههای مختلفی در رابطه با حلوفصل موضوعاتی که به عنوان بخشی از پرونده هستهای ما محسوب میشود، وجود دارد اما هیچ وقت انتقال مواد غنیشده ایران به آمریکا به عنوان گزینه برای ما مطرح نبوده است.
وی درباره تعلیق دائمی غنیسازی هم بیان کرد: همه مواردی که مطرح میشود بخشی از کارزار رسانهای است که برای تحت تاثیر قرار دادن مذاکرهکنندگان و میز مذاکره به راه انداختهاند.
سخنگوی وزارت خارجه گفت: دیپلماتهای ما و اعضای تیم مذاکرهکننده قطعا تحت تاثیر این فضاسازیها قرار نخواهند گرفت و بر اساس دستورالعملهایی که نظام تعیین میکند، هیات مذاکرهکننده کار را بر اساس آن چیزی که به نفع مصالح و حقوق ملت ایران است، پیش میبرد.
وی در ادامه این گفتوگو بیان کرد: برای ما آتشبس زمینهای است برای توقف کامل جنگ و درواقع رها کردن کشورمان از سایه جنگ.
سخنگوی وزارت امور خارجه ادامه داد: تکرار حوادثی که از حدود یک سال پیشواز خردادماه شروع شد، برای ما قابل قبول نیست.
وی افزود: در این مدت و در چند روزی که از آتشبس میگذرد پیغام پسغامهای زیادی تبادل شد، بعد از اتفاقاتی که منجر به تفاهم آتشبس در ۱۹ فروردین شد. یک دور مذاکره در اسلامآباد انجام شد و با حضور عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان در تهران این گفتوگوها ادامه یافت، بر مبنای بسته ۱۰ بندی مدنظر ایران.
بقائی ادامه داد: طبیعی است هر مذاکرهای دو طرف دارد. طرف آمریکایی دیدگاهها و مطالبات خودش را هم در رسانه و هم در مذاکرات مطرح کرده است.
وی اضافه کرد: ما در این مذاکرات با تمام توان برای تامین منافع و حقوق ملت ایران تلاش میکنیم.
سخنگوی دستگاه دیپلماسی همچنین عنوان کرد: در این مدت با تناقضگوییهای مقامات آمریکایی مواجه بودیم. ابتدا گفتند تنگه هرمز اصلا برای ما مهم نیست کشورهای دیگر را برای کمک دعوت کردند در حالی که مسبب این وضعیت آمریکا و رژیم صهیونیستی بودند که تجاوز را علیه ایران شروع کردند. بعد از مدتی محاصره دریایی را اعمال کردند و امروز هم شاهد اظهارات دیگری بودیم.
وی افزود. این تناقضگوییها ناشی از استیصال و سردرگمی است و برای مردم ما و منطقه روشنگرانه است.
وی در ادامه این گفتوگوی تلویزیونی درباره توئیت عراقچی در خصوص تنگه هرمز تصریح کرد: این توئیت هیچ تفاهم جدیدی محسوب نمیشود. این توئیت در چارچوب تفاهم آتشبس ۱۹ فروردین است.
بقائی اضافه کرد: یکی از اجزای آن تفاهم، این بود که آتشبس باید لبنان را در بربگیرد و طرف مقابل پذیرفته بود. در توئیت نخستوزیر پاکستان هم صریح مطرح شده بود. اما آمریکا از همان ابتدا در این خصوص بدعهدی کرد.
وی افزود: هم در اسلامآباد و هم بعد از آن این موضوع با جدیت پیگیری شد. دو شب قبل این تفاهم حاصل شد که در لبنان آتشبس شود و دیشب این آتشبس اعلام شد و ما هم در راستای تفاهم مندرج در تفاهم آتشبس ۱۹ فروردین اعلام کردیم که تردد در تنگه هرمز برقرار است.
وی گفت: توئیت عراقچی در راستای اجرای تعهدات ایران طبق تفاهم ۱۹ فروردینماه است.
این دیپلمات ارشد ایرانی همچنین خاطرنشان کرد: به دلیل اینکه طرف مقابل آتشبس در لبنان را رعایت نکرد ما هم تدابیر ویژهای که در خصوص تنگه هرمز در نظر داشتیم را اجرا کردیم.
بقائی همچنین عنوان کرد: سازمان بنادر و کشتیرانی ما به عنوان مرجع صالح موظف است مسیر ایمن دریانوردی را هم تعیین و هم به سازمان بینالمللی دریانوردی اعلام کند.
وی افزود: نهادی که متولی پیگیری اجرای موضوع است هم نیروهای مسلح ایران هستند که هم نگاهبان تنگه هرمز هستند و هم در شرایط کنونی موظفند در رابطه با عبور و مرور شناورها تدابیر لازم را اتخاذ و اجرایی کنند.
سخنگوی وزارت امور خارجه در ادامه این گفتوگوی تلویزیونی بیان کرد: هر زمان احساس کنیم منافع و حقوق ملت ایران در قالب یک توافق لحاظ شده حتما آن زمان میتوانیم بگوییم ما با توافق فاصله کمی داریم.
وی افزود: این را مراجع ذیربط نظام باید تشخیص دهند، وظیفه ما در وزارت امور خارجه این است که بر اساس دستورالعملهایی که به ما اعلام میشود موظفیم پیگیری کنیم.
بقائی یادآور شد: برای ما مهم است که خطوط قرمز مدنظر کشور و منافع و مصالح کشور رعایت شود و آن زمان است که به نحو مقتضی اعلام خواهد شد که آیا ما نزدیک به یک تفاهم هستیم یا فاصله داریم.
سخنگوی وزارت امور خارجه در پاسخ به پرسشی درباره سفر عاصم منیر به تهران و اینکه آیا از اختلافاتی که در اسلامآباد وجود داشت کاسته شده؟ بیان کرد: خیلی بیشتر از نشست اسلامآباد روشن شد که ما در کدام بخشها فاصلهمان به نوعی ترمیم شده و میتوانیم با راهحلهای مبتکرانه، روشهای میانهای برای حل اختلاف پیدا کنیم و در کدام موارد برای ما خط قرمز محسوب میشود.
وی گفت: الآن دیگر ابهامی در رابطه با هیچ یک از موضوعات مذاکراتی وجود ندارد و مواضع ما خیلی روشن بیان شد.
بقائی همچنین درباره ادعای ترامپ مبنی بر گفتوگوی تلفنی مستقیم با مقامات ایرانی اعلام کرد؛ مذاکرهکنندگان ایرانی مشخص بود چه کسانی هستند و طرف آمریکایی هم مشخص بود. هر آنچه غیر از این از سوی مقامات آمریکایی بیان شود، لفاظی بیش نیست.
سخنگوی دستگاه دیپلماسی ادامه داد: مذاکرات در اسلامآباد بین قالیباف و ونس با وساطت پاکستان انجام شد و خیلی روشن است و غیر از آن هر بحثی مطرح میشود، هیچ مبنای واقعی ندارد.
این دیپلمات ارشد ایرانی همچنین گفت: مذاکرات این چند روز با مذاکرات دورههای قبل متفاوت است. مذاکرات دورههای قبل بر بحث هستهای متمرکز بود، اما الآن معطوف به خاتمه جنگ است.
وی گفت: در مذاکرات انجامشده با عاصم منیر شفاف دیدگاهها مطرح شد و باید ببینیم در روزهای آینده و در ادامه این مسیر چه اتفاقی خواهد افتاد.
قالیباف: هر ۷ ادعای ترامپ کذب است
محمدباقر قالیباف در حساب توییتری خود دربارۀ جزییات دقیق مذاکرات نوشت: هر ۷ ادعای ترامپ کذب است.
محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی و مسئول تیم مذاکرات اخیر ایران و آمریکا در حساب توییتری خود نوشت:
۱. رئیسجمهور آمریکا در یک ساعت هفت ادعا مطرح کرد که هر هفت ادعا کذب است.
۲. با این دروغگوییها در جنگ پیروز نشدند و حتماً در مذاکره هم راه به جایی نخواهند برد.
۳. با ادامهٔ محاصره، تنگهٔ هرمز باز نخواهد ماند.
۴. عبور و مرور در تنگه بر اساس «مسیر تعیینشده» و با «مجوز ایران» انجام خواهد شد.
۵. باز یا بسته بودن تنگه و مقررات آن را میدان مشخص میکند نه شبکههای اجتماعی.
۶. جنگ رسانهای و مهندسی افکار بخش مهمی از جنگ است و ملت ایران تحت تأثیر این تردستیها قرار نمیگیرد.
اخبار واقعی و دقیق مذاکرات را در مصاحبهٔ اخیر سخنگوی وزارت امور خارجه بخوانید.