پس از فروپاشی شوروی، ارمنستان به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک حساس خود به کانون توجه آمریکا بدل شد. واشنگتن با استفاده از کمکهای توسعهای، افزون بر اهداف اقتصادی، بر روندهای سیاسی این کشور نیز اثر گذاشت.
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تشکیل ۱۵ کشور جدید که همگی با چالشهای اقتصادی روبهرو بودند، فرصتی برای اعمال نفوذ و کسب امتیازات سیاسی و اقتصادی را در اختیار آمریکا قرار داد. در این بین، ارمنستان که از یکسو در حوزه نفوذ سنتی روسیه -آنچه مسکو «خارج نزدیک» میخواند- است و از سوی دیگر، با ایران هممرز است، برای ایالات متحده از اهمیتی ویژهای برخوردار است. همچنین مرز ارمنستان به دلیل اختلالهای جمهوری آذربایجان در مسیر کامیونهای ایرانی به بهانههای واهی سیاسی-امنیتی در مسیر کریدور شمال-جنوب ایران از اهمیت ویژهای برای ایران برخوردار است.
ارمنستان همچنین از مزیت ترانزیتی در حوزه کالا و انرژی در کریدور میانی نیز برخوردار است. با این حال، جنگ قرهباغ موجب شد، این مسیر از گرجستان عبور کرده و درنتیجه طولانیتر شود. این ویژگیها موجب جذابیت ارمنستان برای آمریکا شد، درنتیجه واشنگتن با وجود دولت روسگرا و نسبتا مخالف غرب از طریق پروژههای اقتصادی و سرمایهگذاری با هدف تغییر اجتماعی و سیاسی وارد این کشور شد و توانست تغییرات مدنظر خود را در آنجا ایجاد کند.
در این میان، شرکت چالش هزاره (MCC) که یکی از ابزارهای نفوذ آمریکا در جهان است و با اعطای تسهیلات و انتخاب محل مصرف منابع خود، سیاست کشورها را با سازوکاری از تنبیه و مجازات تغییر میدهد، در قالب اجرای پروژههای اقتصادی وارد ارمنستان شد. این شرکت در سال ۲۰۰۶ قراردادی پنج ساله و به ارزش ۲۳۵ میلیون و ۶۵۰ هزار دلار با دولت ارمنستان امضا کرد. هدف ادعایی این قرارداد کاهش پایدار فقر روستایی از طریق تقویت عملکرد اقتصادی بخش کشاورزی در ارمنستان بود.
برای تحقق این هدف، شرکت چالش هزاره، دو پروژه با عناوین «بهسازی شبکه جادههای حیاتی ارمنستان» و «کشاورزی آبی» تعریف کرد. در پروژه نخست، مقرر بود بخشی از جادههای روستایی ارمنستان با هدف دسترسی کشاورزان به بازارهای شهری بازسازی شود و در پروژه دوم، شبکه آبیاری کشاورزی این کشور نوسازی و تقویت گردد اما این اقدامات درواقع نه حمایت از ارمنستان، بلکه ایجاد مسیری برای توسعه نفوذ آمریکا بود.
به همین دلیل برای دریافت تسهیلات از شرکت چالش هزاره، دولت ارمنستان ملزم به اجرای اصلاحاتی در حوزههای موردنظر این شرکت شد. شرکت چالش هزاره از طریق مجموعهای از شاخصها مانند حقوق بشر، حاکمیت قانون و آزادیهای مدنی، سالانه کشورهای طرف قرارداد خود را ارزیابی میکند. دولتهای دریافتکننده تسهیلات، ازجمله ارمنستان، موظف به نشان دادن پیشرفت در این شاخصها مطابق معیارهای تعیینشده آمریکا هستند. درنتیجه تداوم پرداختها مشروط به اجرای این اصلاحات بود و در صورت عدم تحقق، مبلغ قرارداد کاهش یافته یا پرداختها متوقف میشد.
پیامدهای انتخابات ریاست جمهوری در ارمنستان
پیامدهای انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۰۸ ارمنستان، مصداق عینی این شرطگذاریها بود. پس از اعلام پیروزی سرژ سارگسیان، رقیب اصلی او، لوون تر-پتروسیان، نتایج را به دلیل ادعای تقلب گسترده نامشروع خواند و هوادارانش در میدان آزادی ایروان تجمع کردند. درواقع ادعای تقلب از سوی پتروسیان الگو گرفته از انقلابهای رنگی گرجستان و اوکراین بود که منجر به ظهور دولتی غربگرا در این کشورها شد. در روز اول ماه مارس، دولت با اعمال خشونت پلیس و اعلام وضعیت فوقالعاده به آشوبها پاسخ داد که به کشته شدن حداقل ۱۰ نفر، زخمی شدن صدها تن و دستگیری گسترده مخالفان منجر شد. درنتیجه اجرای انقلاب رنگی در این سال در ارمنستان شکست خورد. این رویدادها که آشکارا با اصول به اصطلاح «حکمرانی خوب» مورد تاکید شرکت چالش هزاره در تضاد بود، واکنش این شرکت را در پی داشت.
شرکت چالش هزاره، حوادث پس از انتخابات را «مخالف حکمرانی دموکراتیک» ارزیابی و پرداخت حدود ۵۸.۶۵ میلیون دلار بودجه اضافی برای پروژه جادههای روستایی را متوقف کرد. این توقف مالی، دامنه پروژه را به شدت محدود ساخت و میزان بازسازی جادهها از ۹۴۳ کیلومتر برنامهریزیشده به فقط ۳۳۲ کیلومتر کاهش یافت. تغییرات ایجاد شده توسط آمریکا به واسطه کمکهای مالی مشروط به تغییرات سیاسی درنهایت در سال ۲۰۱۸ با پیروزی انقلاب رنگی و قدرت گرفتن جریان وابسته به غرب و آمریکا در ارمنستان به ثمر نشست.
این موضوع نشان میدهد که کمکهای توسعهای، بهویژه در قالب نهادهایی مانند شرکت چالش هزاره، هرچند در ظاهر معطوف به اهدافی بشردوستانه و اقتصادی است اما در باطن ابزاری کارآمد برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیک و هژمونیک قدرتهای اعطاکننده محسوب میشود. مورد ارمنستان به وضوح نشان میدهد که این کمکها چگونه از طریق «شرطگذاریهای نهادی» و «هدایت جهتگیری توسعهای»، میتواند حاکمیت ملی و اولویتهای راهبردی یک کشور را تحت تاثیر قرار داده و آن را در مسیر همسویی با منافع قدرت کمککننده هدایت کند. پذیرش این کمکها از سوی دولتمردان ارمنستان با ادعای ضعف اقتصادی در حالی است که این کشور یکی از دارندگان مهم ذخایر مس در جهان است.
درنتیجه ارمنستان میتواند با تکیه بر ظرفیتهای اقتصادی خود، بهویژه حوزه معدن، ضمن برونرفت از ضعف اقتصادی کنونی به یک بازیگر مهم در منطقه در ابعاد سیاسی-نظامی و اقتصادی تبدیل شود.