21:01 - 2026/08/14

در سال 1397 دکتر فرشاد مؤمنی استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی سخنان مهمی در نقد عملکرد مسعود نیلی و حمایت از مقاله دکتر عباس شاکری ارائه کرد که خلاصه آن در ادامه می‌آید. دکتر مؤمنی به توضیح درباره کلیات مقاله دکتر شاکری با عنوا...

بازخوانی انتقادات دکتر فرشاد مؤمنی از مسعود نیلی؛

امثال نیلی آبروی بازارگرایی را در ایران بردند

امثال نیلی آبروی بازارگرایی را در ایران بردند

در سال 1397 دکتر فرشاد مؤمنی استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی سخنان مهمی در نقد عملکرد مسعود نیلی و حمایت از مقاله دکتر عباس شاکری ارائه کرد که خلاصه آن در ادامه می‌آید.

دکتر مؤمنی به توضیح درباره کلیات مقاله دکتر شاکری با عنوان «آدرس‌های غلط و مسئولیت‌گریزی‌های رندانه؛ نگاهی به نقش شوک‌درمانی در بحران سازی نقدینگی» پرداخت و افزود: اگر بخواهیم بگوییم در مقاله‌ای که جناب آقای دکتر شاکری نوشته بودند مهمترین نکات چه بوده است، می‌توانیم این‌گونه بگوییم که بعد از یک تلاطم حاد چندماهه در بازار ارز ایران که نیروی محرکه اضطراب و آشفتگی عمومی و احساس بی‌پناهی و بی‌اطمینانی در حیطه حیات اقتصادی ایرانیان پدید آمد از جناب آقای دکتر نیلی مطلبی انعکاس عمومی پیدا کرد که ایشان در آن مطلب مسئله نقدینگی را به عنوان یک تهدید بسیاری جدّی و مهم مطرح کرده بودند و هشدار داده بودند که اگر به اعتبار جهش‌های چند برابری قیمت‌ها به‌خصوص در زمینه مایحتاج گروه‌های متوسط و محروم، حقوق بگیران سابق تحریک شوند به اینکه بخواهند متناسب با قدرت خرید از دست رفته خودشان در معرض مطالبه ترمیم دستمزد قرار گیرند، این کشور را در معرض خطر مارپیچ تورمی قرار می‌دهد.

شوک ارز
وی افزود: برداشت آقای دکتر شاکری از این سخن در آن مقطع تاریخی خاص این بود که گویی همه رانت‌ها و اضافه ثروت‌هایی که این آشفتگی برای گروه جمعیتی خاص فراهم کرده‌اند در آن سخنرانی مباح تلقی شده و اکنون فقط کسانی که هیچ پناهی جز دستمزد برای اداره معیشت خود ندارند در معرض این نصیحت قرار می‌گیرند که نکند شما بخواهید بخشی از قدرت خرید از دست رفته خود را مطالبه کنید. بر این اساس ایشان مقاله‌ای نوشتند و در آن مقاله گفتند اینکه مسئله رشد غیرمتعارفی نقدینگی در ایران یک مسئله جدّی و مهمی هست حرفی است که هیچ اقتصاد خوانده‌ای نمی‌تواند آن را رد کند. اما اینکه عامل اصلی جهش‌های بی‌سابقه نقدینگی در اقتصاد ایران در طی سه دهه گذشته چه بوده، مسئله بسیار حیاتی است. در مسیر توضیح دادن عامل‌های اصلی و تعیین‌کننده رشد نقدینگی آقای دکتر شاکری پنج مسئله را برجسته کرده بودند. که هیچ عاملی به اندازه وارد شدن شوک‌های بزرگ و کوچک به قیمت ارز در جهش نقدینگی در دوره بعد از جنگ در ایران نقش نداشته است.

تأثیر تخریبی بانک‌های خصوصی
وی افزود: محور دیگری که ایشان توضیح داده بودند این بود که در مرتبه بعدی در کنار همه عوامل سنتی شکل‌دهنده به تحولات نقدینگی در ایران آنچه عارض شده و در گذشته وجود نداشته بعد از شوک نرخ ارز مسئله راه افتادن بانک‌های خصوصی در کشور بوده است. ایشان بدون اینکه هیچ یک از عوامل سنتی مؤثر بر نقدینگی را نفی و انکار کنند و بدون اینکه اهمیت نقدینگی غیرمتعارف را هم انکار کنند گفتند در شکل‌گیری پدیده نقدینگی افسارگسیخته طی سه دهه گذشته این دو عامل نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای داشتند.

طراحان برنامه اول توسعه به معجزه‌آسا بودن دستکاری نرخ ارز اعتقاد داشتند
دکتر مؤمنی ادامه داد: ایشان سه نکته را در ارتباط با شیوه اجرای شوک‌درمانی در مورد نرخ ارز و سایر قیمت‌های کلیدی و همین‌گونه بنیه کارشناسی کسانی که قائل به ضرورت افزایش‌های مستمر در نرخ ارز بودند را مطرح کردند. در این زمینه به این اعتبار کسانی که با افزایش‌های مستمر و گاه و بی‌گاه نرخ ارز موافق بودند همواره مزیت خودشان را نسبت به دیدگاه رقیب خود در این می‌دانند که ریاضی یا مدل‌سازی خیلی خوب بلد هستند، حرف‌ها و برنامه‌های مشخص دارند و قائل به قواعد جهان‌شمول در قلمروی علم اقتصاد هستند. بعد از اینکه این‌ها را توضیح دادند گفتند بررسی کنیم این ادعا در مقام عمل چگونه ظاهر شده است. در اینجا ایشان به دوره زمانی پنج‌ساله اول پس از جنگ تحمیلی استناد کردند که این طیف اقتصاددان‌ها کلیددار تقریباً کامل مدیریت اقتصادی کشور بودند و باور به معجزه‌آسا بودن دستکاری نرخ ارز را هم بی‌مهابا ترویج می‌کردند و در مدل‌سازی که برای برنامه اول توسعه بعد از انقلاب کرده بودند که دوره زمانی 1368 تا 1372 را پوشش می‌دهد از همه ابزارهایی که درباره آن سخن می‌گویند و معتقدند خیلی روی آن تسلط دارند، بهره برده بودند. آقای دکتر شاکری در این مقاله نشان داده بودند که در برخی از سال‌های برنامه اول فاصله بین آنچه این‌ها به عنوان نرخ رشد نقدینگی به اعتبار دستکاری نرخ ارز پیش‌بینی کرده بودند با آنچه عملاً اتفاق افتاده، به اندازه خیلی غیرمتعارفی زیاد است. از این زاویه همه توانایی‌ها، صلاحیت‌ها و ادعاها را به چالش کشیدند. با جزئیات سال به سال در جداولی که در مقاله خود گذاشته بودند این را نشان دادند و بعد نشان دادند که در یکی از سال‌ها فاصله بین آنچه عزیزان با مدل خودشان تهیه کرده بودند با آنچه اتفاق افتاده به اندازه فاصله نسبت یک به بیست است. بدین معنا تورش بین واقعیت و پیش‌بینی که عزیزان کرده بودند نه 10 درصد و 100 درصد و 200 درصد بلکه رقمی حدود 1900 درصد تورش آنچه آن‌ها پیش‌بینی کرده بودند و آنچه عملاً اتفاق افتاده، قابل مشاهده است.

این صاحب‌نظر اقتصاد ایران ادامه داد: آن‌ها همین مسیر را در برنامه دوم هم دنبال کردند. وقتی این‌ها به تجربه برنامه اول برخورد کردند در برنامه دوم تدابیر احتیاطی اندیشیدند که شکاف بین پیش‌بینی و واقعیت تا این ابعاد نجومی تکان‌دهنده نباشد. اما با این وجود دوباره نشان دادند بین آنچه ارقام معین‌شده کمّی در برنامه دوم در نظر گرفته شده بود درباره نقدینگی و آنچه عملاً اتفاق افتاده تورش‌های چند صد درصدی همچنان وجود دارد.

ضربه مهلک حامیان استقراض خارجی در دولت رفسنجانی
دکتر مؤمنی افزود: نکته دیگری که دکتر شاکری در ارتباط با ادعاهای این گروه، مطرح کردند، این بود که اگر شما متون کلاسیک اقتصاد کلان را خوانده بودید درباره ماجرا اقدام به وام‌گیری خارجی در شرایط دستکاری پی‌درپی نرخ عرض به چیزهای بدیهی هم در این زمینه توجه نکردید. از جمله این که توجه نکردید که نرخ ارز در زمان اقدام به وام‌گیری خارجی به یقین با نرخ ارز در زمان فرا رسیدن سررسید اقساط وام‌های خارجی متفاوت خواهد بود و بعد در آنجا با استناد به گزارش‌های رسمی که بانک مرکزی و سازمان برنامه منتشر کرده بودند اندازه‌های کمّی تحولاتی که در نقدینگی کشور ما در اثر این بی‌احتیاطی صورت گرفته را هم مطرح کردند و گفتند چون به این نکته اجرایی توجه نکرده بودند فقط برای 4 میلیارد دلار بدهی سررسیده شده در سال 1372 ناچار شدند چیزی حدود 672 میلیارد تومان به پایه پولی اضافه کنند که با لحاظ کردن ضریب فزاینده پول در آن ایام نشان دادند که فقط در اثر این ندانم‌کاری چیزی حدود 1794 میلیارد تومان فقط در سال 1372 به حجم نقدینگی کشور افزوده شده و بعد برای اینکه مخاطب‌ها تصوّری داشته باشند که این رقم که یکی از اجزای آن کوتاهی‌ها و سهل‌انگاری‌ها و ندانم‌کاری‌ها بوده، گفتند فقط به این نکته توجه داشته باشید که مدیریت اقتصادی کشور در دوران جنگ تحمیلی به گونه‌ای بوده که با وجود گذر از هشت سال اقتصاد جنگی کل نقدینگی کشور در سال 1368 یعنی چیزی که تحویل عزیزان داده شده است چیزی حدود 1568 میلیارد تومان بوده است. بنابراین فقط سهل‌انگاری ناشی از نادیده گرفتن تفاوت نرخ ارز در زمان وام‌گیری و زمان باز پرداخت اقساط آن، نقدینگی که برای کشور اضافه کرده از کل نقدینگی کشور در پایان دوره جنگ تحمیلی بیشتر بوده است. آقای دکتر شاکری نشان دادند که فقط در اثر این ندانم‌کاری‌ها و دل‌بستگی افراطی به جهش‌های کوچک و بزرگ نرخ ارز طی ده‌ساله برنامه اول و دوم بعد از جنگ اندازه نقدینگی در ایران 12 برابر شده است. دکتر شاکری در ادامه نکته‌های دیگری را هم مطرح کردند از جمله اینکه گفتند وقتی شما یک‌باره نرخ ارز را از 7 تومان به 100 تومان افزایش دادید با سازوکارهایی که در آن زمان مفصّل به کرّات توضیح می‌دادید ادعای شما این بود که نرخ ارز تعادلی در افق میان‌مدت از 100 تومان نزول خواهد کرد و به حول و حوش 20 تومان خواهد رسید و روی آن نقطه به تعادل می‌رسد. آقای دکتر شاکری از این زاویه درباره کیفیت پیش‌بینی‌های عزیزان و اعتبار علمی آن پیش‌بینی‌ها هم چون‌وچرا کردند و گفتند در عمل نشان دادید که کارنامه شما در این زمینه به هیچ وجه اعتبار علمی و ارزش اجرایی نداشته است.

آسیب‌هایی که نظام ملّی و اقتصاد ایران از برنامه سوم دید از هیچ چیزی ندید

وی افزود: دکتر شاکری مکرر در متن خود تصریح کردند وقتی ما نقش بسیار تعیین‌کننده جهش‌های نرخ ارز را در افزایش‌های چشمگیر نقدینگی برجسته می‌کنیم به هیچ به معنا نفی سایر عوامل هم نیست. در ادامه آقای دکتر شاکری روی نقش بانک‌های خصوصی هم در این زمینه تمرکز کردند. طیف اقتصاددان‌هایی که ما به آن‌ها نئوکلاسیک‌های وطنی می‌گوییم ادعا می‌کنند برنامه سوم بعد از انقلاب که کاملاً در اختیار عزیزان بوده باکیفیت‌ترین برنامه بعد از انقلاب است. آقای دکتر شاکری وارد جزئیات این ادعا و انواع استدلال‌هایی که در نقد این ادعا می‌توان کرد و حتی دقیقاً می‌توان خلاف آن را نشان داد، نشدند ولی با اشاره به اینکه برنامه سوم سرآغازی برای شکل‌گیری بانک‌های خصوصی بوده، آسیب‌هایی که نظام ملّی و اقتصاد ایران فقط از این ناحیه از دوره زمانی 1378 تا به حال متحمل شده به اندازه‌ای هست که هر خیر احتمالی دیگری هم در برنامه سوم وجود داشته که حتماً وجود داشته و ما هیچ برنامه‌ای نداریم که شرّ یا خیر ذاتی باشد، اما آسیبی که بانک‌های خصوصی به ارکان جامعه ایران وارد کردند قابل مقایسه با هیچ آسیب دیگری نبوده است. در مورد نقش بانک‌های خصوصی در تحولات نقدینگی این نکته را مطرح کردند که از سال 1378 به بعد که به تدریج و به صورت فزاینده بانک‌های خصوصی نقش فعال‌تری را به عهده گرفتند و جایگاه مستحکم‌تری در اقتصاد ایران پیدا کردند، ایشان توضیح دادند که ما با بی‌سابقه‌ترین سطوح تجربه‌شده شدت بخشی به رشد نقدینگی همراه با تخریب کیفیت نقدینگی روبرو هستیم. بعد در این زمینه شواهدی را ارائه کردند در چارچوب همان تحلیلی که من گفتم اتحاد سه‌گانه‌ای هست که این آش را در کادر برنامه تعدیل ساختاری برای ایرانیان و اقتصاد ایران پخته است.

وی افزود: آقای دکتر شاکری تعریضی به این شکل کردند که شما می‌گفتید در اثر تعدیل ساختاری ما قدرت واکنش‌های مساعد و به‌موقع خود به خودی و خودکار را پیدا خواهیم کرد و دست نامرئی در اثر اجرای این سیاست در ایران فعال خواهد شد این در حالی هست که خودتان می‌گویید اوضاع و احوال تا این حد بحرانی هست و ما با انبوه چالش‌ها و بحران‌ها و ابر چالش‌ها و از این قبیل روبرو هستیم.

رانت بانک‌های خصوصی به صاحبان قدرت و ثروت
دکتر مؤمنی در ادامه توضیحات خود درباره مقاله دکتر شاکری افزود: دکتر شاکری توضیح می‌دهد پس از اعطای رانتی تحت عنوان بانکداری خصوصی که امکان خلق پول از هیچ را برای صاحبان قدرت و ثروت در ایران فراهم می‌کنند؛ علاوه بر اینکه بی‌شمار عارضه مثل تعمیق نابرابری‌های گسترده و گسترش فساد مالی و سیطره غیر مولّدها بر مولّدها در ساختار نهادی ایران را شاهد هستیم؛ همچنین به دنبال این تمهید و فرصت‌های رانتی و قدرت بی‌سابقه‌ای که این‌ها برای جریان سازی در اقتصاد ایران پیدا کردند ما با این پدیده روبرو هستیم که ایران همیشه طی دوره پس از شکل‌گیری بانک‌های خصوصی با پدیده پول داغ روبرو بوده و این داغی هرگز رو به سردی نگذاشته است. در انتها یکسری توصیه‌هایی در این راستا مطرح کردند ضمن اینکه تحولات ضد توسعه‌ای رخ داده در کیفیت نقدینگی را هم با جزئیات توضیح دادند.

واکنش عتاب‌آلود و پرخاشگرانه نیلی
دکتر فرشاد مؤمنی که در مؤسسه دین و اقتصاد و درباره مقاله دکتر شاکری در نقد دکتر نیلی سخن می‌گفت ادامه داد: در واکنش به این مطالب جناب آقای دکتر نیلی مطلب نسبتاً مفصلی را انتشار دادند و در این مطلب مفصّل اظهار کردند منحصراً هدفشان پاسخگویی به مقاله آقای دکتر شاکری است. آقای دکتر نیلی در مسیر پاسخگویی به مطالبی که آقای دکتر شاکری، فرمودند در متنی که تقریباً بیست صفحه A4 اندازه‌اش بوده به بیشمار مسئله اشاره کردند که طبیعتاً امکان رسیدگی به همه آن‌ها وجود ندارد. البته اگر زمان و مجالی باشد خیلی خوب است که درباره آن‌ها هم بحث‌های بایسته‌ای صورت بپذیرد. اما در جریان پاسخی که ایشان مطرح کردند، نکته کلیدی آن است که با اینکه ایشان خیلی عتاب‌آلود و عصبانی و خیلی پرخاشگرانه واکنش نشان دادند، اما در عین حال وقتی شما وارد جزئیات مطالبی که ایشان مطرح کردند می‌شوید، ملاحظه می‌کنید که در عمل تمام مفاد مقاله آقای دکتر شاکری را تأیید کردند. یکی از مجموعه نکات کلیدی که آقای دکتر شاکری مطرح کردند در مقام توضیح اینکه کانون‌های اصلی جهش‌های بزرگ در نقدینگی در درجه اول افزایش‌های گاه و بی‌گاه نرخ ارز و شیوه مدیریت بدهی‌های سررسید شده و ماجراهای بانک‌های خصوصی بوده حتی یک مورد از کل مطالبی که دکتر شاکری مطرح کردند را ایشان رد نکردند. نه تنها رد نکردند بلکه با سکوت کامل درباره آن‌ها عملاً گویی صحه هم گذاشتند منتها روی عوامل دیگری هم که در این زمینه نقش دارد اشاره‌هایی کردند و در مسیر اشاره‌ها به شرحی که توضیح دادم وارد چیزی حدود 140 موضوع متفرقه دیگر هم شدند. به نظرم در عین حال آقای دکتر نیلی در توضیحاتی که ارائه دادند خیلی نکات جذاب و مهم دیگری را مطرح کردند؛ به طور مثال نکته‌هایی درباره درک خود در مفهوم بازار مطرح کردند و نکته‌هایی درباره درک خود از مسئله برنامه تعدیل ساختاری مطرح کردند، شرح مبسوطی دادند درباره اینکه در ادبیات اقتصاد کلان ماجرای نوسانات نرخ ارز را چگونه باید تحت کنترل قرار داد و بحث‌هایی از این قبیل… اما در حال آقای دکتر شاکری را دعوت کردند به اینکه شما باید در کار خود مستندات و یکسری نصیحت‌های دیگری ارائه می‌کردید و نسبت‌های خیلی پرتنوعی هم به طیف همفکران آقای دکتر شاکری دادند. در قسمت پایانی شرح مبسوطی از صلاحیت‌ها و توانایی‌ها و کیفیت کارهای خودشان ارائه کردند و بعد یکسری نصیحت‌ها مجدداً طیف همفکران آقای دکتر شاکری را کردند.

دوسوم 30 سال گذشته به طور انحصاری دیدگاه‌های امثال نیلی در کشور اجرا شد
دکتر فرشاد مؤمنی در ادامه توضیح خود درباره دکتر نیلی گفت: ایشان در مطلبی که ارائه کردند چیزی حدود 124 بار به حالت‌های مختلف طعنه زدند، اهانت و تحقیر کردند، نسبت‌های خلاف واقع درباره طیف بسیار متنوعی از مسائل اقتصادی به آقای دکتر شاکری و همفکران داشتند ولی از همه جذاب‌تر در نسبت‌هایی که دادند این است که ادعا کردند دیدگاه‌های امثال آقای دکتر شاکری و طیف همکاران ایشان به طرز خارق‌العاده‌ای مقبول طبع اصحاب قدرت سیاسی در ایران است. به نظرم این یکی از جذاب‌ترین و شگفت‌انگیزترین قسمت‌های 124 موردی بود که عرض کردم و واقعاً برای من هم خیلی جالب بود، تا به حال چنین چیزی نشنیده بودم. برای من این جذاب است که طیف آقای دکتر شاکری و همکاران ایشان خیلی مقبول هستند اما مقامات سیاسی با همه تفاوت در دیدگاه‌ها و جهت‌گیری‌های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی خود دارند هرگز به سراغ این‌ها نیامدند تا به عنوان همکار خودشان انتخاب کنند. گویی مسئولان سیاسی ایران آدم‌های بسیار فداکار و اهل تساهل و تسامح هستند که با وجود اینکه دیدگاه‌های امثال آقای دکتر نیلی مخالفت شدید دارند ولی دوسوم ایام 30 ساله گذشته منحصراً این‌ها را به کار گرفتند. به هر حال حتماً لطایفی در این وجود دارد که ایشان بعداً توضیحاتی خواهند داد و ما متوجه خواهیم شد.

نوشته‌های نیلی هیچ رفرنسی ندارد
وی افزود: چیزی که من می‌خواهم به آن اشاره کنم این است که در 124 بار می‌گویند شما حرف و برنامه مشخص ندارید، مفهوم را روشن نکردید و پایه نظری مشخص نکردید و امثال این چیزها و به‌خصوص روی رفرنس هم خیلی حساسیت نشان دادند که آقای شاکری در مقاله رفرنس نداشته، من می‌توانم بیش از 10 مورد مقاله‌های بسیار طولانی که برای حیطه عمومی خود آقای دکتر نیلی منتشر کردند را آدرس دهم که در آن‌ها هم هیچ رفرنسی وجود نداشته است. به هر حال چیزهایی را مطالبه کردند که در بسیاری از موارد خودشان هم رعایت نکردند، اما در عین حال من هم فکر می‌کنم آن توصیه، توصیه خیلی خوبی است و باید مطالبه را بسط دهیم. هر کسی مطلبی در حیطه اقتصاد می‌نویسد حتماً رفرنس‌های آن را هم بیاورد. هرچند تا من دوباره بعد از تذکرات ایشان مقاله دکتر شاکری را دیدم، در چنین نوبت بخصوص درباره عدد و رقم‌هایی که می‌توانست محل مناقشه باشد، آقای شاکری رفرنس داده بودند ولی شاید منظور ایشان از رفرنس همان‌گونه که چند بار تصریح کردند به یک کتاب مرجع نظری منظورشان بوده است؛ بدین معنا که علی‌الظاهر ایشان رفرنس را فقط آن تلقی کردند.

وی افزود: ادعای ایشان که برای من مایه شگفتی شد این است که حرف‌های ما خیلی باب طبع مقامات سیاسی هست در ماجرای دستکاری قیمت حامل‌های انرژی یا درباره دستکاری‌هایی که درباره نرخ ارز مطرح می‌شود حرف‌هایی که ما می‌زدیم خود مقامات سیاسی و اجرایی کشور ناراحتی‌های خود را اصلاً پنهان نمی‌کردند. ما عقیده داشتیم قبل از اینکه نوبت به دستکاری قیمت برسد باید طیفی از اقدامات مبتنی بر برنامه برای تغییراتی ساختاری و نهاد اتفاق بیفتد و تغییر قیمت باید آخرین حلقه اقدامات باشد. دکتر نیلی در پاسخ نسبت‌هایی عجیب و غریبی به ما دادند که درباره قیمت چگونه فکر می‌کنیم و چقدر طعنه واقعاً دون شأن زدند. نسبت‌ها و ادعاهایی که خدا را شکر برای هیچ‌کدام از آن‌ها هیچ رفرنسی وجود ندارد و ایشان آنچه خودشان از دیگران مطالبه کردند در این زمینه رعایت نکردند.

اظهارات دور از ادب نیلی
دکتر مؤمنی افزود: فرض کنید وقتی ما بحث افزایش قیمت حامل‌های انرژی مطرح بود می‌گفتیم در بحث‌های فنی و تمام مطالعه‌هایی که در ایران درباره قیمت بنزین شده کشش‌پذیری قیمتی آن بسیار ناچیز است و بنابراین اهدافی که مورد توجه سیاستگذار هست را محقق نخواهد کرد. بنابراین برای اینکه کشش‌پذیری قیمتی تقاضا موضوعیت پیدا کند قبل از آن باید الگوی تولید خودرو را اصلاح کنید؛ الگوی تولید مسکن خود را از نظر اتلاف انرژی اصلاح کنید؛ الگوی پر اتلاف فرآیندهای تولید، انتقال و توزیع حامل‌های انرژی را اصلاح کنید و اگر همه این‌ها را انجام دادید و باز نیاز بود تغییر قیمت اتفاق بیفتد حتماً این کار انجام شود. ایشان با تعابیری که خیلی ناشایست و تاسف‌بار است نسبت‌های عجیبی دادند و تحریف‌های غیرمتعارفی را درباره دیدگاه رقیب خودشان مطرح کردند.

وی ادامه داد: وقتی این‌ها می‌خواهند به سمت دستکاری نرخ ارز یا سایر قیمت‌های کلیدی بروند؛ مهم‌ترین توصیه ما این است که شما ابتدا ساختار هزینه‌های بسیار ناکارآمد خودتان را اصلاح کنید، اگر این کار را انجام دهی، لااقل بخشی از ساختار انگیزشی که شما را به سمت دستکاری قیمت‌های کلیدی می‌کشاند از آن منتفی شود. از نظر ایشان تمام توصیه‌هایی که ما می‌کنیم برای مقامات اجرایی کشور بسیار مطلوب است اما عملاً حرف عزیزان را گوش می‌دهند؛ اما آن‌ها هیچ کدام از کارها مورد نظر ما را انجام نمی‌دهند و به اندازه‌های متفاوت در طول زمان قیمت حامل‌های انرژی را افزایش می‌دهند.

سخنان نیلی متناقض است
دکتر مؤمنی سپس گفت: نکته دیگری که به نظرم خیلی جالب هست تناقض‌هایی است که در متن وجود دارد و متأسفانه تعداد تناقض‌ها هم خیلی زیاد است. من چند مورد را برای شما اشاره می‌کنم. در صفحه یک با طعنه امثال آقای دکتر شاکری را کسانی معرفی می‌کنند که روی عامدانه بودن افزایش نرخ ارز از سوی دولت تأکید می‌کنند. ایشان در متن ادعا می‌کنند اقتضای متغیرهای کلان اقتصادی است و به کلی عامدانه بودن را رد می‌کنند. اما در صفحه 19 گزارش در مقام طعنه به ما می‌گویند من می‌دانم که این‌ها می‌دانستند در ماجرای تغییر ارادی نرخ ارز از 7 تومان به 100 تومان در دوره پس از جنگ جزو موافق‌ها نبودم. پس بالأخره اگر عامدانه و ارادی نیست و تابعی از متغیرهای اقتصادی است پس چگونه می‌گویید افزایشی که یک شوک 1400 درصدی به نرخ ارز آورده کاملاً هم ارادی بوده و شما با آن مخالف بودید بالأخره معلوم نمی‌شود که کدام‌یک درست است. اینکه می‌فرمایند نقشی ندارید مایه شگفتی است.

نیلی هیچ‌گاه مخالف افزایش نرخ ارز نبوده است
مؤمنی اضافه کرد: آقای دکتر شاکری باید توضیح دهند آن‌گونه که ایشان ادعا کرده می‌دانستند که ایشان نقشی ندارند یا دارد؛ ولی چیزی که من می‌خواهم بگویم این است که چقدر خوب است آقای دکتر نیلی و همکاران ایشان به یک کتاب مراجعه کنند. عنوان این کتاب اقتصاد ایران تدوین و تنظیم دکتر مسعود نیلی از انتشارات مؤسسه عالی پژوهش و برنامه‌ریزی و توسعه در سال 1376 است. به نظرم مهم‌ترین مقاله‌ای که در این کتاب آمده مقاله آقای دکتر نیلی هست که در فصل 7 تحت عنوان تحلیل عملکرد سیاست‌های تعدیل اقتصادی جا گرفته است. در اینجا ایشان با اینکه گزارشی درباره تحول از 7 تومان به 100 تومان دادند ولی مطلقاً در این مقاله که در سال 1376 نوشته شده هیچ اشاره‌ای به اینکه نادرست می‌دانستند یا مخالف بودند و از این قبیل، نکردند. بخش قابل توجهی از این مقاله مطرح کردن استدلال‌هایی است که بر اساس آن استدلال‌ها ایشان از این نکته دفاع می‌کنند که باید حتماً نرخ ارز افزایش چشمگیر پیدا می‌کرد. ایشان که آقای شاکری را به اخلاق و رعایت موازین ادب آکادمیک توصیه کردند چه اشکالی داشت که بگویند آن زمان من این‌گونه فکر می‌کردم و چون اکنون به آثار سوء و فاجعه‌آمیز شوک‌های قیمتی پی بردم نظرم تغییر کرده است. آن زمان مطلقاً در مقاله‌ای که عرض کردم از این عبارت‌ها وجود ندارد و ایشان کاملاً در این زمینه همدلی کردند.

نیلی به احمدی‌نژاد توصیه کرد ارز را گران کند
دکتر مؤمنی در ادامه به متن یک سخنرانی از دکتر نیلی اشاره کرد و گفت: من می‌خواهم به شما عرض کنم زمانی که در دوره مسئولیت جناب آقای احمدی‌نژاد ماجرای افزایش قیمت‌های حامل‌های انرژی مطرح شد، ایشان در تیرماه سال 1390 در یک همایش بین‌المللی نطقی کردند و در آنجا ایشان به صراحت خطاب به دولت آقای احمدی‌نژاد گفتند که افزایش قیمت حامل‌های انرژی به تنهایی نمی‌تواند شما را به اهدافی که دارید دنبال می‌کنید برساند. بنابراین گفتند که شرط موفقیت کاری که دنبال می‌کنید این است که حتماً به طور هم‌زمان شوک نرخ ارز را هم در دستور کار قرار دهید. چه اشکالی دارد که افراد بگویند ما قبلاً این‌گونه فکر می‌کردیم اکنون متوجه شدیم که اشتباه کردیم. در مقاله‌ای که منعکس کردند توجه کنید چه عبارت جذابی را مطرح کردند؛ ایشان فرمودند یکی از زیان‌بارترین اتفاقات اقتصاد کلان که صدمات بلندمدت و فراگیری به بار می‌آورد جهش‌های بزرگ نرخ ارز است. نقش بزرگ تخریبی این جهش‌ها بر هم زدن ثبات اقتصاد کلان و تحمیل عدم قطعیت به اقتصاد است. به نظرم این خیلی یافته خوب و ارزشمندی است ولی چرا به جای اینکه بگوییم در گذشته به گونه دیگری فکر می‌کردیم ولی اکنون به این نتیجه رسیدیم، چنین سخن می‌گوییم، به نظرم این از اعتباری علمی فرمایشات ایشان هیچ کم نمی‌کند. این کپی آن سخنرانی است که ایشان در تیرماه 1390 در کنفرانس صنعت بانکداری و اقتصاد جهانی ارائه کردند و در آن به صراحت گفتند که حلقه تکمیلی شوک بزرگ به قیمت حامل‌های انرژی وارد کردن شوک متناسب به قیمت ارز هم هست.

اکثر پیش‌بینی‌های نیلی درست نبود

وی افزود: بحث آقای دکتر شاکری هم وقتی می‌گویند شما مسائل سطح توسعه را نگاه نمی‌کنید یک‌دفعه تورش‌های 1900 درصدی در پیش‌بینی‌ها شما اتفاق می‌افتد اگر به جای آقای نیلی بودم و بجای اینکه عصبانی شوم از دکتر شاکری تشکر می‌کردم و من هم‌اکنون به ایشان مشفقانه می‌گویم شما در قاعده‌گذاری‌ها و توصیه‌ها و تجویزهایی که برای اقتصاد کلان ایران دارید وقتی مناسبات رانتی و فساد گسترده و نابرابری‌های رو به افزایش را در نظر نمی‌گیرید کاملاً طبیعی است که بسیاری از پیش‌بینی‌های شما با واقعیت انطباق پیدا نکند. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های تحلیل‌های سطح توسعه خصلت بین رشته یا فرا رشته‌ای مباحث آنجا هست پس مسئله این است که اگر بخواهیم توصیه‌های واقعاً مؤثر در سطح اقتصاد کلان کنیم حتماً باید به تاریخ اقتصادی به ملاحظات اقتصاد سیاسی، جامعه‌شناسی اقتصادی و از این قبیل هم توجه داشته باشید.

نیلی به تلویزیون آمد و از گرانی بنزین حمایت کرد
دکتر مؤمنی ادامه داد: اینکه آقای دکتر نیلی می‌گویند من چنین هستم یا چنان هستم که آدم خیلی متأسف می‌شود از چیزهایی که ایشان آنجا نوشتند هم درباره مخالفان خود و هم شکست نفسی‌هایی که درباره خودشان کردند، ما می‌گویم آقای دکتر نیلی که می‌گوید من هرگز طرفدار افزایش‌های چشمگیر در قیمت‌های کلیدی نبودم به غیر از اینکه گفتم در کتاب اقتصاد ایران 1376 دقیقاً خلافش دیده می‌شود یا در سندی که مربوط به سخنرانی ایشان در سال 1390 دقیقاً خلافش مشاهده می‌شود می‌توان اشاره کرد. وقتی دولت حسن روحانی اولین سند لایحه بودجه خود را به مجلس تقدیم کرد در آنجا که مجدداً بعد از شکست فاجعه‌آمیز افزایش قیمت‌های حامل‌های انرژی در دوره احمدی‌نژاد پیش‌بینی شده بود، دوباره پیش‌بینی کرده بودند به طور متوسط 55 درصد به قیمت حامل‌های انرژی در سال 1393 اضافه شود. خود ایشان به تلویزیون تشریف آوردند و در مطبوعات هم انعکاس پیدا کرد. ایشان فرمودند ما می‌فهمیم وقتی اقتصاد با رکود تورمی روبروست نباید سراغ افزایش قیمت حامل انرژی رفت. بعد گفتند ادعای ما این است با وجود اینکه آن را می‌فهمیم باید افزایش اتفاق بیفتد و بعد دو دلیل برای آن آوردند. یک دلیل از دو دلیلی که ایشان آوردند این بود که گفتند چون ما به آلودگی هوا خیلی حساسیت داریم قیمت حامل‌ها را بالا می‌بریم که تقاضا برای حامل‌ها کاهش پیدا کند. ما همان موقع این را نقد کردیم و گفتیم وقتی در دوره آقای احمدی‌نژاد ده برابر این قیمت را افزایش دادند و آلودگی هوا هم نه تنها کاهش پیدا نکرد که تشدید شد. تشدید شد بدین معناست که وقتی شما آن زیرساخت‌های اولیه فنی، فیزیکی، نهادی و ساختاری را فراهم نکردید صرفاً با افزایش قیمت ماجرای آلودگی هوا حل نمی‌شود. نکته دومی که ایشان در مصاحبه گفتند این بود که ما صادقانه می‌گوییم دولت از طریق افزایش قیمت حامل‌های انرژی انگیزه‌های درآمدی هم دارد. دوباره این هم نقض کل مطالبی هست که خودشان در اینکه دولت هیچ اراده‌ای ندارد و افزایش قیمت‌ها محصول طبیعی عملکردهای متغیرهای صرفاً اقتصادی هست، می‌گویند. خود ایشان این مطلب را ابراز کردند و انعکاس هم پیدا کرد و من همان زمان مصاحبه کردم و از ایشان به عنوان مشاور اقتصادی‌ای انتقاد کردم که بعداً ارتقاء مقام پیدا کردند و می‌گویند من هیچ کاره هستم علی‌الظاهر هر چه ارتقاء مقام‌ها بیشتر می‌شود مسئولیت گریزی هم بیشتر می‌شود.

وی افزود: من به ایشان عرض کردم چقدر خوب است شما خودتان مطالعه کنید و هم این را در اختیار آقای روحانی قرار دهید. به طور مشخص گفتم شما صفحات 34 تا 74 گزارش اقتصادی سال 1373 را بخوانید و هم به آقای روحانی دهید. در آنجا تصریح شده وقتی دولت با انگیزه کسب درآمد سراغ افزایش نرخ ارز می‌رود به ازاء هر یک واحد درآمدی که از این ناحیه به دست می‌آورد شاخص ضمنی هزینه‌های مصرفی دولت رشد 3.5 برابری را به نمایش می‌گذارد. بدین معنا دولت به حکم اینکه بزرگترین مصرف‌کننده در این اقتصاد است، بزرگ‌ترین زیان بیننده از سیاست‌های تورم‌زا هم هست و ابعاد آن به شرحی که در سند آمده ابعاد بسیار تکان‌دهنده‌ای است؛ 1 به 3.5 است. اینکه ملاحظه می‌کنید دولت ما با بحران حاد در ساختار مالی برخورد کرده و من آن را به گذار خطرناک از دولت خام فروش به دولت آینده فروش ناظر بر همین واقعیت است که این‌ها بر اساس این تصور که ما قیمت ارز یا قیمت‌های حامل‌های انرژی را افزایش می‌دهیم و کسب درآمد بیشتر می‌کنیم، این کار را می‌کنند ولی داخل باتلاق فرو می‌روند. اکنون یکی از مهمترین باتلاق‌هایی که اقتصاد سیاسی ایران با آن روبروست بحران مالی در دولت است. در صفحه 74 آن گزارش تصریح می‌کند و می‌گوید عامل تعیین‌کننده جهش شاخص ضمنی هزینه‌های مصرف دولت گران‌فروشی ارز بوده است؛ درباره‌اش تصریح دارد. بنابراین اینجا به تنهایی بحث، بحث نظری نیست بلکه یک واقعیت محرز شده است که در سند رسمی هم انعکاس پیدا کرده است. بنابراین خیلی مفید است که ما مقداری توصیه کنیم ایشان و امثال ایشان کمی روی بنیان روش‌شناختی تحلیل‌های سطح توسعه و تقدم رتبه‌ای مسائل سطح توسعه به کلان دقت داشته باشند.

دکتر مؤمنی گفت: وقتی آشوبناکی از طریق تغییر 1400 درصدی نرخ ارز پدید آمد به اعتبار مؤلفه‌های سطح توسعه‌ای که روی عملکرد اقتصادی تأثیر می‌گذارند در دوره 5 ساله برنامه اول اندازه واردات کالاهای لوکس و تجملی 53 برابر افزایش پیدا کرد. ادعای این‌ها این بود که نرخ ارز را افزایش دهیم به قول خودشان قیمت‌ها واقعی و تعادلی می‌شوند اما ماجرا این‌گونه شده که به گواه جدولی که من از بانک مرکزی در صفحه 302 کتاب اقتصاد ایران در دوران تعدیل ساختاری آورده‌ام، سرانه دسترسی و مصرف گوشت آن‌ها عامه مردم در پنج سال 44 کیلو کاهش پیدا کرده اما واردات کالاهای لوکس و تجملی در آن ابعاد افزایش پیدا کرده است. این‌ها همه مسائلی هست که فقط در پرتوی یک فهم روشمند از مسائل سطح توسعه مورد توجه قرار می‌گیرد.

امثال نیلی آبروی بازارگرایی را در ایران بردند
دکتر مؤمنی سپس به نقد برداشت دکتر نیلی از نهادگرایی پرداخت و گفت: اکنون زمان محدود است و من خیلی دلم می‌خواست اگر فرصت بود درباره فهمی که ایشان درباره نهادگرایی ارائه کرده نکاتی را مطرح کنم. خاطرم هست 4 سال پیش ایشان بحثی در زمینه نهادگرایی کردند و من در صحبت عمومی از ایشان تقاضا کردم تا وقتی یک مطالعه حداقل نداشتید و آگاهی کافی ندارید درباره چیزی که از آن آگاهی کافی ندارید اظهار فضل نکنید، این خیلی بهتر است. گفتم علی‌الظاهر عزیزان از اینکه آموزه نهادگرایی در ایران جایگاه و اعتباری پیدا کرده ناراحت هستند و می‌خواهند سرنوشت بازارگرایی را که برای اندیشه بازاری فراهم کردند برای نهادگرایی هم ایجاد کنند. من صمیمانه عرض می‌کنم که این‌ها آبروی بازارگرایی را در ایران بردند به خاطر اینکه نه به لوازم عملکرد کارآمد بازار توجه می‌کنند و نه مسئولیت پیامدهای توصیه‌های بازارگرانه در غیاب بستر نهادی را به عهده می‌گیرند و همه چیز را به اجرای بعد احاله می‌دهند. بحث بر سر این است که فکر می‌کنند ما فقط یک موجود به نام بازار داریم که یک وجود یکتا و یگانه‌ای است در حالی که این‌گونه نیست و کسانی که کارهای جدّی و عمیق روش‌شناختی درباره بازار کردند می‌گویند ما بر حسب کیفیت نهادهای پشتیبان بازار با بازارها روبرو هستیم و بعضی از این بازارها می‌تواند فاجعه‌آفرینی کند.

مؤمنی در نقد مقاله نیلی افزود: ایشان ادعا کردند که مقامات گرامی از ما خیلی خوششان می‌آید ولی ما فکر کنیم چون این‌ها به مقامات این نکات را گوشزد نمی‌کنند و می‌گویند شوک به نرخ ارز وارد کن تا رستگار شوی، مقبولیت دارند و به همین خاطر هست که در 3 دهه گذشته همواره به شکلی در ساختار قدرت حضور مؤثر و فعال داشتند.

وی گفت: بنابراین اکنون ما از فرمایشات اخیر آقای روحانی استفاده می‌کنیم که این فرمایشات دقیقاً در نقطه مقابل بخشی فرمایشات آقای دکتر نیلی است. ایشان تا به حال چند بار از موضع رجزخوانی گفتند کلید اینکه نرخ ارز چقدر شود در اختیار ما است. حتی عدد دادند و گفتند ما هر لحظه اراده کنیم می‌توانیم نرخ ارز را به فلان مقدار برسانیم. پس اینکه بگوییم ماجرا، ماجرای فنر است، یک نوع فرافکنی و یک نوع دور شدن از واقعیت است. سیاست‌های پولی، مالی، تجاری، صنعتی خود را بر اساس مصالح توسعه تنظیم کنید بعد بررسی کنید اثری از فنر باقی می‌ماند؟ این‌ها تعابیری است که فقط در چارچوب بسط مناسبات رانتی کارآیی دارد و هیچ نسبتی با مصالح سطح توسعه ملّی ندارد.

مؤمنی در بخش پایانی سخنان خود گفت: آخرین نکته‌ای که می‌خواهم برای شما مطرح کنم تمجیدهای غیرمتعارفی است که ایشان از برنامه سوم و تمهید نهادی برای شکل‌گیری بانک‌های خصوصی مطرح کردند. چیزی که بیش از آنکه نسبتی با متن علمی داشته باشد به یک مدیحه‌سرایی شباهت دارد. ایشان حتی یک مورد به نقش‌آفرینی‌های بانک‌های خصوصی در به هم زدن کیفیت نقدینگی آشوبناک کردن سیستم اقتصادی دامن زدن به مناسبات غیرمتعارف سوداگرانه در بازارهای سکه و ارز و مسکن و از این قبیل پاسخ ندادند و کل ماجرا را منحصراً به دوره احمدی‌نژاد وصل کردند. در حالی که سوء کارکردهای بانک‌های خصوصی در دوره ایشان، با وجود همه بی‌مسئولیت‌هایی که دارند و ادعا کردند هیچ نقشی در سیاست‌های دولت ندارند، به مراتب از سوء کارکردهای بانک خصوصی از دوره احمدی‌نژاد هم بیشتر شده است. چقدر مایه تأسف است که بدیهی‌ترین چیزها نادیده گرفته می‌شود.

دکتر مؤمنی سپس پیشنهاد داد: من اعلام آمادگی می‌کنم که اگر ایشان تمایل داشته باشند به صورت نوشتاری یک دیالوگی را درباره تجربه ‌خصوصی‌سازی در ایران و در سطح ملّی راه بیندازیم. واقعاً بررسی کنیم خصوصی‌سازی می‌خواست در خدمت توسعه ملّی باشد باید چه تمهیداتی برای آن در نظر گرفته می‌شد و اینکه این‌ها شتابزده و عجولانه بلافاصله بعد از جنگ کل ماجرای خصوصی‌سازی را به توزیع رانت و جابجایی دارای دولتی متنزل کردند و همه بسترهای نهادی که فضای رقابت عادلانه را در اقتصاد ملّی شکل دهد را نادیده گرفتند چه لطماتی را به بار آورد. خیلی خوب است که در این زمینه صحبت کنیم ولی چون ایشان آن‌گونه مدیحه‌سرایی کردند من عبارتی را یادداشت کردم از گزارشی که مرکز پژوهش‌های مجلس در سال 1391 منتشر کرده است. عنوان این گزارش نگاهی به‌ خصوصی‌سازی در صنعت برق کشور است.

وی افزود: ایشان در مقاله خود در عین حالی که گفتند کنترل‌های نهادی هیچ کدام وجود نداشته و خوب هم عمل نکرده در عین حال تمجید خیلی غیرمتعارفی از بانک‌های خصوصی می‌کنند که ما این را حمل بر صحت می‌کنیم و می‌گوییم ان‌شاءالله ایشان فقط این‌گونه فکر می‌کنند. اما ماجرا این‌گونه نیست و ابعاد رانتی که به نام خصوصی‌سازی در ایران توزیع شده خیلی کمتر از آن چیزی هست که در سیستم بانکی داده شده مشاهده کنید اوضاع چگونه است تا وقتی می‌گوییم نهادها مهم هستند بدانید به چه معناست. من در تیتری که انتخاب و یادداشت کردم نوشته‌ام منطق‌های خصوصی‌سازی به سبک یک دولت رانتی. این عین عبارت گزارش مرکز پژوهش‌ها است. گرچه واگذاری نیروگاه‌ها در ایران صد درصد قانونی انجام می‌گرفته اما متأسفانه ورود بخش خصوصی به صنعت برق نه تنها گره‌گشا نبوده بلکه در صورت استمرار واگذاری به همین شیوه کنونی می‌تواند برای وزارت نیرو فاجعه‌بار باشد. بعد می‌گوید یک مصداق عینی عام واگذاری یکی از نیروگاه‌های کشور است که پس از واگذاری وزارت نیرو ناچار است برای خرید یک سال بعد از همین نیروگاه بین 400 تا 600 میلیارد ریال پرداخت کند. این در حالی است که هزینه سالانه این نیروگاه برای تولید برق پیش از واگذاری بین 100 تا 120 میلیارد ریال بود. بر اساس قانون خریدار بخش خصوصی بهای خرید نیروگاه‌ها را مستقیماً از طریق سازمان خصوصی‌سازی مستقیماً به خزانه کشور واگذار می‌کند و این در حالی است که وزارت نیرو برای خرید برق تولیدی از همین نیروگاه باید هزینه گزافی بپردازد. اصل ماجرا این است که قبل از واگذاری این نیروگاه‌ها هزینه تولید هر کیلووات ساعت برق برای وزارت نیرو کمتر از 40 ریال بود در حالی که پس از واگذاری این رقم به 220 ریال افزایش پیدا کرده است. بدین معنا وقتی ما خصوصی‌سازی را مستقل از ترتیبات نهادی‌اش مطرح می‌کنیم چنین فاجعه‌هایی رخ می‌دهد.

مؤمنی افزود: به همین ترتیب وقتی در مورد بانک‌های در مقاله آقای دکتر نیلی تصریح شده به هیچ وجه قابلیت نظارتی بانک مرکزی کفایت نمی‌کرد برای اینکه این‌ها را تحت کنترل قرار بدهد معلوم است که ماجرا به چه سمتی می‌رود. آقای دکتر شاکری تمام مستندات فاجعه‌آفرینی‌های آن‌ها را هم آوردند. آقای دکتر نیلی به هیچ یک از آن‌ها اشاره نکردند اما یک تمجید خیلی شدیدی از آن‌ها انجام دادند. من می‌خواهم عرض کنم انصافاً شخصاً جزو کسانی هستم که از آقای دکتر شاکری تقاضا خواهم کرد خودشان هم در کادر مباحث سطح کلان که آقای نیلی مطرح کردند به ایشان پاسخ دهد اما بزرگترین امتیاز آقای دکتر شاکری که ایشان را در بین اقتصاددان‌های متخصص اقتصاد کلان در ایران منحصر به فرد کرده این است که جا به جای بحث‌های ایشان وقتی می‌خواهد درباره متغیرهای سطح کلان صحبت کنند درباره نقش‌آفرینی متغیرهای سطح توسعه در عملکرد اقتصاد کلان اشاره می‌کنند. امیدوارم این دیالوگ‌ها همین‌گونه ادامه داشته باشد و ان‌شاءالله برای آینده کشورمان منشأ خیر و برکت شود.

مطالب مرتبط