پدیده ناترازی برق در ایران از یک چالش مقطعی در اوج بار، به یک مسئله ساختاری در تمامی سطوح بار (پایه، میانی و اوج) تبدیل شده است؛ به طوری که در طول سال، کشور در ۱۰۸۶ ساعت درگیر ناترازی است. افزایش ظرفیت نیروگاهی بخشی از راهکار مقابله با ناترازی انرژی است اما اتکا صرف به آن پرهزینه و ناکارآمد است و باید در کنار مدیریت تقاضا اجرایی شود. با سرمایهگذاری معقول و احداث حدود ۹۲۲۵ مگاوات ظرفیت جدید، میتوان ۸۴ درصد از ساعات ناترازی را پوشش داد و ناترازی باقیمانده را به ۱۷۵ ساعت محدود کرد که عمدتاً مربوط به اوج بار بحرانی است. «جایگزینی و بهینهسازی تجهیزات پرمصرف»، «بازنگری در توسعه صنایع انرژیبر» و «اصلاح ساختار قیمتگذاری و تعرفهها» از جمله اقدامات لازم برای مدیریت تقاضای برق است.
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی به تازگی گزارشی با عنوان «واکاوی مفهوم ناترازی برق در کشور» منتشر کرده است و در آن به بررسی مفهوم ناترازی، میزان کمبود برق در تمامی سطوح بار (پایه، میانی و اوج)، عوامل ناترازی و راهکارهای کاهش ناترازی پرداخته است. بر اساس این گزارش پدیده ناترازی در سیستم برق کشور، بهویژه در سالهای اخیر، از یک مسئله محدود در ساعات اوج بار بحرانی به چالشی گستردهتر و چندوجهی تبدیل شده است که شامل نواحی بار میانی و غیربحرانی اوج بار نیز میشود. این موضوع نشاندهنده کاهش تابآوری شبکه و نیاز مبرم به بازنگری در سیاستها و راهبردهای تأمین برق کشور است.
۱۰۸۶ ساعت ناترازی برق داریم
این ناترازی که بیش از ۱۰۸۶ ساعت از سال را درگیر میکند، عمدتاً ناشی از محدودیت در ظرفیت تولید، فرسودگی نیروگاهها، افزایش مصرف ناشی از رشد صنایع انرژی بر و تغییرات اقلیمی است. علاوه بر این، الگوی نامناسب مصرف برق، سیاستهای یارانهای و قیمتگذاری غیربهینه، بار اضافی بر شبکه وارد کرده و شکاف میان عرضه و تقاضا را تشدید کرده است.
اولویت نخست در مواجهه با این چالش، تمرکز بر رفع ناترازی در بخش بار میانی است؛ بخشی که در سالهای اخیر و تا پیش از این دارای تعادل نسبی میان تولید و تقاضا بود؛ اما اکنون با ناترازی مواجه شده است. این بخش نیازمند توسعه حدود ۱۸۴۶ مگاوات ظرفیت نیروگاهی جدید است که میتواند حدود ۲۰۸ ساعت از اوقات ناترازی را پوشش دهد. با توجه به توزیع زمانی این ناترازی، استفاده صرف از منابع خورشیدی کافی نیست و باید به تکمیل واحدهای بخار نیروگاههای گازی و تبدیل آنها به سیکل ترکیبی نیز توجه ویژه شود. این رویکرد، ضمن کاهش هزینه و زمان ساخت، بهرهوری زیرساختهای موجود را افزایش میدهد.
برای رفع ۸۴ درصد ناترازی برق به ۹ هزار مگاوات نیروگاه جدید نیاز داریم
درمجموع، حذف کامل ۱۰۸۶ ساعت ناترازی مستلزم سرمایهگذاری کلان برای احداث ۱۶، ۸۸۸ مگاوات ظرفیت جدید بوده که از نظر اقتصادی و زمانی بسیار چالشبرانگیز است. اما با سرمایهگذاری معقولتر و احداث حدود ۹۲۲۵ مگاوات ظرفیت جدید، معادل ۵۵ درصد از ظرفیت مورد نیاز، میتوان ۸۴ درصد از ساعات ناترازی را پوشش داد و ناترازی باقیمانده را به ۱۷۵ ساعت محدود کرد که عمدتاً مربوط به اوج بار بحرانی است.
با توجه به پراکندگی زمانی ناترازی در ساعات مختلف روز و وابستگی بیش از ۹۰ درصد ظرفیت تولید برق کشور به سوختهای فسیلی، برنامهریزی جامع و متنوع سازی منابع تولید برق ضروری است. این برنامه باید برپایه تحلیل دقیق الگوی زمانی ناترازی و متناسب با ظرفیتها و محدودیتهای هر منبع انرژی تدوین شود تا ضمن افزایش تابآوری و پایداری شبکه، ریسک وابستگی به یک منبع خاص کاهش یابد و سرمایهگذاریها بهینه شود.
بدون مدیریت تقاضا، کاهش ناترازی برق پرهزینه است
علاوه بر توسعه ظرفیت تولید، تقویت ابزارهای مدیریت تقاضا، ازجمله سیاستهای پاسخگویی بار، جابهجایی مصرف به ساعات کممصرف و قراردادهای تعدیل بار، نقش کلیدی در کاهش اوج بار بحرانی و کاهش نیاز به احداث ظرفیتهای جدید دارد. همچنین ارتقای بهرهوری انرژی در بخش خانگی، بهویژه با اصلاح الگوی مصرف و جایگزینی تجهیزات سرمایشی پرمصرف، گامی مهم در کاهش بارهای اوج محسوب میشود.
برآوردها نشان میدهد که تنها با اجرای مؤثر سیاستهای مدیریت مصرف معادل کاهش تقاضای ناشی از ۲ درجه افزایش دما، میتوان تا ۱۵۰ ساعت از ناترازی در ناحیه بحرانی اوج بار را کاهش داد. از این رو، طراحی و اجرای برنامههای هدفمند در سمت تقاضا باید بهعنوان مکمل توسعه زیرساختهای تولید، در اولویت سیاستگذاری قرار گیرد.
سیاستگذاری دقیق در زمینه توسعه صنایع انرژی بر، همراه با الزام به سرمایهگذاری در تأمین انرژی اختصاصی و مکانیابی بهینه، از دیگر ضرورتهای مدیریت پایداری شبکه است. با توجه به نوسانات اقلیمی و تغییرات بارندگی، برنامهریزی تولید باید بر اساس سناریوهای اقلیمی واقعگرایانه و راهبردهای تطبیقی انجام شود تا از آسیبپذیری منابع تولیدی کاسته شود.
تقویت نظام نظارتی و تدوین سیاستهای جامع و قویتر به منظور مدیریت هوشمندانه رشد بیرویه تقاضای برق، همراه با بازنگری و اصلاح ساختارهای قیمتگذاری انرژی، بهگونهای که انگیزههای مصرف بهینه و صرفهجویی بهصورت واقعی ایجاد شود و مصرفکنندگان به سمت الگوهای مصرف پایدار و مسئولانه هدایت شوند از دیگر الزامات مقابله با ناترازی انرژی است.
درنهایت، موفقیت در مقابله با پدیده ناترازی نیازمند رویکردی تلفیقی، منسجم و مبتنی بر دادههای دقیق است که ضمن توسعه ظرفیت تولید، بهرهوری مصرف را ارتقا دهد و ابزارهای مدیریت تقاضا را تقویت کند. این رویکرد، راهکاری پایدار و اقتصادی برای حفظ تابآوری و پایداری شبکه برق کشور در شرایط فعلی و آینده خواهد بود.