از زمانی که در قانون پولی و بانکی کشور (مصوبه سال ۱۳۵۱)، ارزش «ریال» کمی بیش از یکصدم گرم طلا (۰،۰۱۰۸۰۵۵ گرم طلا) تعیین شد، تاکنون به دلیل تورم های مداوم در طول بیش از ۵ دهه، ارزش «ریال» به طور پیوسته کاهش یافته است، تا جایی که اکنون در دیماه ۱۴۰۳، هر یک گرم طلا بیش از ۵۲ میلیون ریال ارزش دارد.
حذف صفر از پول ملی ایران در دهه های گذشته چندین بار بر زبان سیاستمداران افتاده ولی به دلایل مختلف به مرحله اجرایی نرسیده است؛ در سال ۹۸، این لایحه توسط دولت روحانی به مجلس ارائه شد ولی هنوز اجرایی نشده است.
با این حال در هفته های گذشته، حذف صفر از پول ملی، بار دیگر با ارائه لایحه اصلاح قانون پولی و بانکی کشور به مجلس توسط دولت چهاردهم به صدر اخبار اقتصادی آمد؛ در همان زمان تنظیم و ارائه لایحه به مجلس در زمان ریاست همتی در بانک مرکزی و همچنان در حال حاضر، موافقان و مخالفان این طرح هر یک با استدلال های مختلف درباره انجام شدن یا نشدن این طرح نظراتی را مطرح می کردند.
تجربیات جهانی نشان داده که تعداد زیادی از کشورها، به ویژه کشورهای آمریکای لاتین که دوره های تورمی داشته اند، چندین صفر را از پول ملی خود حذف کرده اند. در واقع اصلاحات پولی یکی از اقدامات قدیمی در زمینه اقتصاد است و اگر فقط دوران کنونی که پول در قالب اسکناس و حساب های بانکی نمایان شده را نیز در نظر بگیریم، تعداد زیادی از کشورها را می توان در این باره نام برد که از آلمان و لهستان در قاره اروپا، تا برزیل و آرژانتین در قاره آمریکا، تا زیمباوه و سودان در آفریقا و ترکیه و جمهوری آذربایجان در همسایگی ایران را در بر میگیرد.
تجربیات جهانی نشان داده است که این سیاست، تاثیری بر کاهش تورم ندارد اما انجام آن بسیاری از امور را در مبادلات روزمره بین شهروندان کشور تسهیل می کند. بنابراین باید توقعات از این طرح را منطقی کرد و هیچ وقت این طرح را نباید جایگزین اقدامات ضد تورمی در نظر گرفت.
مساله دیگر این است، کشورهایی که در اجرای این طرح موفق عمل کرده اند، از جمله ترکیه در همسایگی ایران، این اقدام را پس از کنترل نرخ های بالای تورم و رساندن آن به سطوح پایین تر انجام دادهاند یا حداقل همزمان با اجرای آن، اقدامات و سیاست های اصلاحات ساختاری را نیز در نظر گرفته اند که این طرح به نوعی مکمل آن سیاست ها بوده است. در غیر این صورت، پس از چند سال تجربه تورم های بالا، مجددا صفرهای جدیدی به واحد پول جدید اضافه خواهد شد و مجددا حذف تعدادی صفر از پول ملی موضوعیت پیدا می کند (همانند تجربه آرژانتین و برزیل در تکرار چندین باره حذف صفر از پول ملی تا ۱۸ صفر در چندین مرحله).
در خصوص ایران باید به چند مساله توجه کرد. مساله اول این است که باید بپذیریم تورم های چند دهه گذشته، به ویژه تورم های بالایی که از دهه ۱۳۹۰ به بعد در کشور تجربه شده، تعداد زیادی صفر را به واحد پول ملی اضافه کرده است که این موضوع، هم در مبادلات روزمره و هم از نظر مقایسه بین ارزش اسمی ریال با واحدهای دیگر پول جهانی مشکلاتی ایجاد کرده است.
اگر بانکداری الکترونیکی و استفاده از کارت های بانکی و دستگاه های کارتخوان به جای اسکناس در کشور در طی دهه های اخیر گسترش نیافته بود و افراد برای مبادلات خود نیازمند حمل مقدار زیادی اسکناس بودند، در آن صورت ضرورت این مساله بیش از پیش درک می شد. در حال حاضر گسترش مناسب بانکداری الکترونیکی در کشور، در واقع بخش زیادی از این مشکلات را حل کرده اما به هر حال ارقام نجومی ریال در حساب های بانکی، اسناد حسابداری و حتی در گزارش های اقتصادی باعث شده که ابداعات جدیدی نیز در این زمینه شکل بگیرد که معروف ترین آن استفاده از واژه «همت» به جای هزار میلیارد تومان (و نه ریال) است که در بین سیاستمداران به صورت گسترده استفاده می شود که دلیل آن رشد شتابان نقدینگی و افزایش قیمتها است که صفرهای متعددی را به پول ملی اضافه کرده است.
بنابراین، به نظر می رسد که در ضرورت این موضوع، اختلاف نظر زیادی وجود نداشته باشد اما مساله اصلی در چگونگی انجام این کار است.
در خصوص چگونگی انجام این کار باید چند مساله مد نظر قرار گیرد. مساله نخست این است که باید این سیاست همراه با سیاست های کنترل و سپس کاهش تورم انجام شود. از زمانی که در قانون پولی و بانکی کشور که در سال ۱۳۵۱ تصویب شد، ارزش «ریال» کمی بیش از یکصدم گرم طلا (۰،۰۱۰۸۰۵۵ گرم طلا) تعیین شد، تاکنون به دلیل تورم های مداوم در طول بیش از ۵ دهه گذشته، ارزش «ریال» به طور پیوسته کاهش یافته است، تا جایی که اکنون در دی ماه ۱۴۰۳، هر یک گرم طلا بیش از ۵۰ میلیون ریال ارزش دارد که نشانگر کاهش ارزش شدید پول ملی است. اگر تورم توسط سیاست های منطقی و سازگار در کنار اصلاحات بانکی و اصلاحات در بودجه دولت کاهش نیابد، مجددا بعد از شاید یک دهه مجبور به حذف چند صفر دیگر از پول ملی خواهیم شد که این موضوع حتی از منظر اعتبار نظام پولی کشور نیز وجهه نامناسبی خواهد داشت.
نکته دیگر این است که در انجام اصلاحات پولی به صورت بازتعریف ارزش پول ملی و حذف صفر از آن باید حتما آنچه که در بین مردم رایج است، مد نظر قرار گیرد. از سال ۱۳۰۸ که ریال پول رسمی کشور شده، عملا مردم از «تومان» به عنوان واحد غیررسمی استفاده می کنند و ریال فقط در اسناد رسمی نقش دارد. در اینجا نیز باید همین مساله مد نظر قرار گیرد و واحد پول جدید چیزی باشد که مردم در مراودات، آن را به رسمیت بشناسند. شاید به همین دلیل باشد که در متن لایحه تهیه شده از سوی دولت نیز «تومان» به عنوان واحد پولی جدید در نظر گرفته شده است، گرچه از عناوین دیگری نیز در زمان تهیه لایحه صحبت می شد.
مساله دیگر این است که تعداد صفرهای حذف شده نیز اهمیت دارد. در زمان ارسال لایحه پیشنهاد حذف ۴ صفر از ریال و تبدیل آن به «تومان» پیشنهاد داده شد اما به نظر می رسد که در حال حاضر حتی بتوان از حذف تعداد بیشتری صفر (مثلا ۶ صفر) به دلیل تداوم تورم صحبت کرد. در واقع باید گفت که مردم به صورت درون زا در مراودات خود، عملا صفرها را از پول ملی حذف کرده اند و این کار متناسب با حجم معامله و قیمت کالا یا خدمت مد نظر صورت گرفته است.
مثلا سال ها است که در مراودات خرد روزمره از واژه «تومان» به جای ۱۰ هزار ریال استفاده می شود. همچنین در مراودات سطح متوسط نیز مردم عملا ۷ صفر را از پول ملی حذف کرده اند و به جای ۱۰ میلیون ریال (۱ میلیون تومان) از واژه «۱ تومان» استفاده می کنند و حتی در معاملات بزرگ مانند خرید مسکن نیز عملا ۱۰ صفر را حذف کرده اند و در این موارد نیز منظور از «۱ تومان» عملا همان ۱۰ میلیارد ریال یا همان ۱ میلیارد تومان است. پس اگر حذف تعداد صفر متناسب با رفتار روزمره مردم باشد، توسط مردم به رسمیت شناخته می شود، چون امور روزمره آن ها را تسهیل می کند.
در مجموع به نظر می رسد که سیاست گذاران اقتصادی کشور تصمیم گرفته اند که به سمت حذف صفر از پول مل حرکت کنند اما بهتر است، ملاحظات مهم مرتبط با این موضوع را نیز در نظر بگیرند تا میزان موفقیت این سیاست نیز افزایش یابد و توسط مردم نیز به رسمیت شناخته شود.