دهههاست که وانت نیسان زامیاد، یا همان وانت آبی معروف، در جادههای ایران جولان میدهد. خودرویی که انگار قرار نیست از خط تولید خداحافظی کند، هرچند بارها زمزمههای توقف تولیدش به گوش رسیده است. این وانت، با آن ظاهر نوستالژیک و صدای آشنای موتورش، بخشی از حافظه جمعی ما ایرانیهاست. اما بیایید روراست باشیم. این خودرو، با تمام خاطراتش، دیگر جایی در دنیای مدرن خودروسازی ندارد. رئیس سازمان ملی استاندارد، فرزانه انصاری، اخیراً اعلام کرده که وانت نیسان با استانداردهای ۸۵ گانه همخوانی ندارد و تنها مجوز تولید ۵ هزار دستگاه دیگر را دارد. اما این حرفها را قبلاً هم شنیدهایم، نه یکبار، نه دوبار، بلکه بارها و بارها. هر بار قول توقف تولید داده شده، اما انگار این وانت آبی، مثل یک افسانه قدیمی، از هر مانعی جان سالم به در میبرد.
یک خودروی قدیمی در دنیایی جدید
وانت نیسان زامیاد، که ریشهاش به نیسان جونیور دهه ۷۰ میلادی برمیگردد، از سال ۱۳۴۹ در ایران تولید میشود. این خودرو، با موتور Z24 و طراحیای که از دهه ۵۰ شمسی تغییر چندانی نکرده، انگار در زمان منجمد شده است. در حالی که خودروسازان جهانی به سمت فناوریهای برقی، خودران و ایمن حرکت میکنند، زامیاد همچنان به تولید این وانت ادامه میدهد؛ خودرویی که نهتنها از استانداردهای روز دنیا عقب است، بلکه حتی با استانداردهای ۸۵ گانه داخلی هم سازگار نیست. فرزانه انصاری، رئیس سازمان ملی استاندارد، صراحتاً اعلام کرده که این خودرو نمیتواند الزامات کیفی و ایمنی را برآورده کند، اما باز هم مجوز تولید ۳۵ هزار دستگاه در مهرماه سال گذشته صادر شده و حالا تنها ۵ هزار دستگاه دیگر اجازه تولید دارد. این یعنی چه؟ یعنی باز هم یک فرصت دیگر به زامیاد داده شده تا محصولی را تولید کند که از نظر ایمنی و کیفیت، زیر سؤال است.
چرا این اتفاق میافتد؟ چرا خودرویی که بارها به دلیل عدم تطابق با استانداردها مورد انتقاد قرار گرفته، همچنان در خط تولید باقی میماند؟ پاسخ را باید در ساختار بیمار صنعت خودروسازی کشورمان جستجو کرد. صنعتی که انگار بیش از آنکه به فکر کیفیت و ایمنی باشد، به حفظ وضع موجود و منافع کوتاهمدت عادت کرده است.
استانداردهایی که فقط روی کاغذند
استانداردهای ۸۵ گانه، که قرار بود حداقلهایی برای ایمنی و کیفیت خودروهای تولید داخل تعیین کنند، در عمل به ابزاری برای مماشات با خودروسازان تبدیل شدهاند. انصاری میگوید این استانداردها بیشتر بر کیفیت تمرکز دارند تا ایمنی، اما مگر کیفیت و ایمنی دو مقوله جدا از هم هستند؟ وقتی خودرویی مثل وانت نیسان حتی نمیتواند استانداردهای حداقلی را پاس کند، چطور میتوان به آینده صنعت خودروسازی ایران امیدوار بود؟ وقتی زامیاد میتواند با وجود عدم تطابق با استانداردها، مجوز تولید ۳۵ هزار دستگاه بگیرد، چه تضمینی است که در آینده، با استانداردهای جدید، باز هم شاهد چنین مماشاتی نباشیم؟
زامیاد و بازی با جان مردم
یکی از تلخترین جنبههای این ماجرا، بیتوجهی به ایمنی مردم است. وانت نیسان زامیاد، با طراحی قدیمی، فقدان امکانات ایمنی مدرن مثل ایربگهای کافی، سیستمهای ترمز پیشرفته یا حتی بدنهای مقاوم، بارها در گزارشهای کیفی تکستاره گرفته است. این یعنی پایینترین سطح کیفیت ممکن. با این حال، زامیاد نهتنها این خودرو را از خط تولید خارج نکرده، بلکه با بهروزرسانیهای ظاهری مثل اضافه کردن کولر یا لاستیکهای رادیال، سعی کرده آن را بهعنوان محصولی «جدید» به مردم قالب کند.
در شهریور ۱۴۰۲، محمدعلی تیموری، مدیرعامل وقت سایپا، اعلام کرد که ۲۱ هزار دستگاه وانت نیسان به دلیل عدم تطابق با استانداردها، سه ماه شمارهگذاری نشدند. اما با فشارهای سیاسی، این خودروها شمارهگذاری شدند و به مشتریان تحویل داده شدند. این یعنی جان مردم، بار دیگر، فدای مصلحتاندیشیهای سیاسی و اقتصادی شد. حالا هم که زامیاد تعهد تحویل تعداد زیادی خودرو به مشتریان دارد، احتمالاً باز هم شاهد تکرار این سناریو خواهیم بود: فشار بر سازمان استاندارد، گرفتن مجوزهای موقت و ادامه تولید خودرویی که از هر نظر، از استانداردهای روز عقب است.
شیخزاده و وعدههای توخالی
علی شیخزاده، مدیرعامل کنونی سایپا، در این میان کجای ماجرا ایستاده است؟ سایپا، بهعنوان شرکت مادر زامیاد، میتوانست با یک تصمیم قاطع، تولید این وانت را متوقف کند و به سمت تولید خودروهای مدرنتر حرکت کند. اما انگار جرات این تحول در سایپا وجود ندارد. امید است شیخ سایپا، که ظاهراً توان یا اراده خصوصیسازی سایپا را ندارد، حداقل شجاعت این را پیدا کند که وانت آبی را برای همیشه کنار بگذارد. این خودرو، با تمام نوستالژیاش، دیگر نهتنها پاسخگوی نیازهای بازار نیست، بلکه خطری برای جان و مال مردم است. ادامه تولید آن، نهتنها به اعتبار سایپا لطمه میزند، بلکه اعتماد عمومی به صنعت خودروسازی ایران را بیش از پیش خدشهدار میکند.
صنعت خودروسازی کشورمان، سالهاست که درجا میزند. در حالی که خودروسازان جهانی به سمت تولید خودروهای برقی، هیبریدی و ایمن حرکت کردهاند، ما هنوز درگیر تولید وانتی هستیم که نیمقرن پیش طراحی شده است. زامیاد، به جای سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه، به تولید همان موتور قدیمی Z24 بسنده کرده و حتی در مدلهای جدیدتر مثل پادرا پلاس و کارون، از همان پیشرانه ۹۴ اسببخاری استفاده میکند. این در حالی است که رقبای جهانی، وانتهایی با موتورهای ۳۰۰ اسببخاری و امکانات ایمنی پیشرفته تولید میکنند.
مشکل فقط به زامیاد محدود نمیشود. کل صنعت خودروسازی ایران، از سایپا گرفته تا ایرانخودرو، گرفتار چرخهای معیوب است و آن تولید خودروهای قدیمی با کیفیت پایین، فروش با قیمت بالا، و سپس فشار بر سازمان استاندارد برای گرفتن مجوزهای موقت. این چرخه، نهتنها به نفع مردم نیست، بلکه به ضرر اقتصاد کشور و حتی خود خودروسازان است.
برای پایان دادن به این داستان تکراری، نیاز به یک تحول اساسی است. اول از همه، سازمان ملی استاندارد باید قاطعیت بیشتری نشان دهد. اگر وانت نیسان نمیتواند استانداردهای ۸۵ گانه را پاس کند، چرا باید حتی یک دستگاه دیگر از آن تولید شود؟ استانداردهای جدید ۱۲۰ گانه، اگر به درستی اجرا شوند، میتوانند نقطه عطفی باشند، اما بدون نظارت دقیق و اراده سیاسی، این استانداردها هم به سرنوشت قبلی دچار خواهند شد.