۲۲:۰۶ - ۱۴۰۴/۰۲/۲۹

طی حدوداً ۳ سالی که دولت سیزدهم بر سر کار بود، مسعود پزشکیان به عنوان نماینده اصلاح‌طلب مجلس انتقادات متعددی از وضعیت اقتصادی کشور مطرح می‌کرد و مخاطب عمده انتقادات او هم رئیس دولت سیزدهم یعنی شهید رئیسی بود. بازخوانی اظهارات و مواضع پزشک...

چارسوق اظهارات مسعود پزشکیان درباره دولت سیزدهم تا قبل از شهادت شهید رئیسی را بازخوانی کرد

مواضع پزشکیان درباره دولت سیزدهم

مواضع پزشکیان درباره دولت سیزدهم

طی حدوداً ۳ سالی که دولت سیزدهم بر سر کار بود، مسعود پزشکیان به عنوان نماینده اصلاح‌طلب مجلس انتقادات متعددی از وضعیت اقتصادی کشور مطرح می‌کرد و مخاطب عمده انتقادات او هم رئیس دولت سیزدهم یعنی شهید رئیسی بود.
بازخوانی اظهارات و مواضع پزشکیان در زمان دولت سیزدهم تا قبل از شهادت شهید رئیسی حاوی نکات مهمی است.
لازم به ذکر است با وجود جستجو در اظهارات پزشکیان در زمان حیات شهید رئیسی در دولت سیزدهم، کمتر اظهارنظر مثبتی از جانب پزشکیان نسبت به اقدامات دولت سیزدهم پیدا کردیم و در آن ۳ سال و حتی تا چند روز قبل از شهادت شهید رئیسی هم پزشکیان تمام‌قد در حال انتقاد از دولت سیزدهم بود.
در این گزارش، مهم‌ترین اظهارات پزشکیان در زمان دولت سیزدهم را گردآوری کرده‌ایم، البته این مطالب تا قبل از شهادت شهید رئیسی است و مواضع پزشکیان پس از شهادت شهید رئیسی را نیاورده‌ایم چراکه همانطور که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ۱۴ خرداد ۱۴۰۳ فرمودند: «بعد از فقدان این عزیز، من دیدم تقریباً همه روزنامه‌ها، همه مطبوعات، در فضای مجازی، اشخاص گوناگون از جریان‌های مختلف، از خدمات او و تلاش‌های شبانه‌روزی او حرف می‌زنند، از او تمجید می‌کنند، تعریف می‌کنند؛ دلم سوخت؛ دلم برای رئیسی سوخت؛ [بعضی از] این‌ها در زمان حیات او حاضر نبودند یک کلمه از این حرف‌ها را بگویند؛ در زمان حیات او این برجستگی‌ها را می‌دیدند امّا کتمان می‌کردند، بلکه عکس آن را می‌گفتند و او را می‌آزردند. البتّه او غالباً جواب نمی‌داد امّا گاهی پیش من می‌آمد و مقداری شکایت می‌کرد. خدای متعال درجات این مرد عزیز و مغتنم را عالی کند.»
***
9 اردیبهشت ۱۴۰۳
مجتهدین و بزرگان ما وقتی مریض می‌شوند سریع به اروپا می‌روند، چرا برای اقتصاد بیمار، صنعت، بانکداری و کشاورزی به سراغ اروپا نمی‌روید! روزبه‌روز وضع کشور دارد بدتر می‌شود، ولی حاضر نیستند دست از این مدیریت و راه غلط بردارند.
***
21 فروردین ۱۴۰۳
دولت بالاخره وعده‌هایی داده بوده، ریاست محترم جمهور صحبت‌هایی داشته، قرار بود گرانی را کنترل کنند، تورم را حل کنند، نرخ ارز را تثبیت کنند و حتی روند قیمت‌ها کاهشی شود، خب چه شد؟

مشکل اصلی که ما با آن مواجه هستیم نداشتن یک نقشه راه است. ظاهراً در تئوری می‌گوییم، اما در عمل یک چنین نقشه‌ای را رسم نکردیم و در جایی هم که یک چنین برنامه‌ای می‌نویسیم یا نقشه راهی را طراحی می‌کنیم افرادی که برای اجرای این نقشه انتخاب می‌کنیم، مهارت، علم و برنامه کافی برای اجرای چنین برنامه‌ای را ندارند.

درنتیجه خیلی وقت‌ها وقتی با این آدم‌ها صحبت می‌کنیم می‌خواهیم برنامه‌ای بنویسیم که سیاست‌های کلی اجرایی و محقق شود، می‌گویند خب این که نمی‌تواند اجرا کند؛ در حالیکه باید آدمی را مسئول کار کنیم که آن راه درست و رو به عملی شدن برنامه را بتواند طی کند و کار را به سرانجام برساند. ما افرادی را می‌گذاریم که نمی‌توانند آن راه را بروند و نتیجه‌اش هم مشکلاتی است که به وجود می‌آید.

اصل سوءمدیریت همین است، من می‌گویم آدمی که تجربه، علم و مهارت کافی برای اجرایی کردن اهداف برنامه را ندارد اصولاً نباید مسئولیت بپذیرد و نباید چنین آدمی را بگذارند، ولی اوضاع و احوال همچنان ادامه دارد.

الآن که چنین افرادی در جایگاه‌های مسئولیت حضور دارند، آیا نیازی به تغییر و تحول احساس نمی‌شود این تصمیم بر عهده آقای رئیس‌جمهور است که می‌خواهد در تیم خود تغییر ایجاد کند یا خیر؛ دولت بالاخره وعده‌هایی داده بوده، صحبت‌هایی که ریاست محترم جمهور داشته، قرار بود گرانی را کنترل کنند، تورم را حل کنند، نرخ ارز را تثبیت کنند و حتی روند قیمت‌ها کاهشی شود، خب چه شد؟

ما حرف‌هایی می‌زنیم که اجرا نمی‌کنیم و وقتی هم که اجرا نشد برای آن توجیه می‌آوریم؛ لذا من معتقدم باید دنبال آدم‌هایی گشت که این تئوری‌هایی که در ذهن مسئولان سیاسی کشور است را در اجرا عملیاتی کنند.

وضعیتی که مشکلات مهار نشده و به‌طور دائم بر زندگی مردم تاثیرگذار است، طبیعتاً روی اوضاع اجتماعی نیز اثر دارد، مردم الآن همه تحت فشار هستند و تا یک حدی می‌توانند این فشار را تحمل کنند. مذهبی و غیرمذهبی، چپ و راست فرقی ندارد، وقتی از یک حدی گذشت که دیگر قادر به زندگی نباشد دیگر راه درست را نمی‌شود رفت.
***
6 فروردین ۱۴۰۳

عوام مختلفی در شکل‌گیری وضعیت فعلی نقش دارد و فقط به سیاست‌ها بازنمی‌گردد؛ روندی که ما از نظر قانون‌گذاری و قضاوت در کشور اجرا می‌کنیم، مشکلاتی دارند و ما همواره سعی می‌کنیم بگوییم همه چیز خوب است و سعی نمی‌کنیم مشکلاتی که داریم را برطرف کنیم. درنتیجه مردم هر چه فریاد می‌زنند که در این حوزه‌ها مشکل داریم، ما می‌گوییم که نه در این بخش به دستاوردهایی رسیدیم.

مردم با بخور و نمیر زندگی می‌کنند و ما این مسائل را نمی‌بینیم و به شعارهایی هم که در خصوص عدالت سر دادیم عمل نکردیم. قرار بود تورم ابتدا نصف و بعد هم تک رقمی شود اما نه تنها نصف نشد بلکه به طور وحشتناکی چند صد برابر شد. قرار بود یک میلیون مسکن بسازند که نه تنها در چهار سال بلکه اگر ۸ سال هم روی کار باشند نمی‌توانند به وعده خود عمل کنند.

قرار بود اشتغال ۱ میلیون نفری ایجاد کنند که به آن هم عمل نکردند. ما در تئوری حرف‌ها و وعده‌های زیادی سر می‌دهیم اما در میدان عمل به این سادگی قابل اجرا نیست. دلیل اصلی ناتوانی دولت هم این است که از افراد کارشناس و مشارکت همگانی بر اساس لیاقت و شایستگی‌ها استفاده نمی‌کند.

در مملکت ما افراد نخبه و کاردان زیادی وجود دارد اما اگر لازم باشد باید از خارج کشور هم کارشناس بگیریم. ما برای فوتبال و ورزش مربی خارجی می‌آوریم درحالی‌که مملکت ما پر از مربی است ولی از خارج می‌آورند که بهتر عمل کند اما در مسائل اجتماعی نه تنها از خارج کارشناسی نمی‌آوریم بلکه کارشناسان داخلی خودمان را که حرفی برای گفتن دارند را حذف می‌کنیم.

یکی دیگر از مشکلات مردم و اقشار ضعیف جامعه، تعیین میزان حقوق و دستمزد آنها است که طبق قانون، میزان حقوق‌ها باید بر اساس تورم محاسبه شود اما مجلس، دولت و شورای عالی کار هیچ کدام به آن عمل نمی‌کنند؛ چراکه میزان درآمد و هزینه‌ها با هم همخوانی ندارد درنتیجه مردم روزبه‌روز فقیرتر می‌شوند.
***
5 اسفند ۱۴۰۲

نباید تولیدکننده‌ها را به عنوان سرمایه‌دار و یا چپاولگر، معرفی و آن‌ها را با بخشنامه‌ها سردرگم کنیم. سرمایه‌گذاران باید از احترام و امنیت کافی برخوردار باشند و این در حالی است که دلالان و رشوه بگیران در حال انجام کار اقتصادی هستند و ما فشار مالیاتی را بر روی تولیدکنندگان اعمال می‌کنیم.

بنده چندان از اقتصاد سر درنمی‌آورم؛ اما تصمیمات ما در رابطه با اقتصاد و سیاست واگذاری‌ها در این حوزه از نظر ساختاری، عیان بوده و مدعی بودیم که جلوی تورم را خواهیم گرفت و اجازه نخواهیم داد قیمت مرغ به کیلویی ۲۵ هزار تومان برسد و افزایش قیمت مرغ و گوشت را به بی‌عرضگی دولت قبل نسبت می‌دادیم، اگر سیاست‌گذاری درستی در این زمینه اتفاق می‌افتاد، تورم هم به اینجا نمی‌رسید. تصمیمات ما هر چیزی که باشد، باعث افزایش فشار بر روی جامعه شده است. پول را از نظر ساختارهای اجتماعی می‌توان به موجودی نازک‌نارنجی تشبیه کرد که در جایی که تهدید در آن وجود دارد، مستقر نمی‌شود و فرار می‌کند و سرمایه‌گذار نیز در جایی که مشکل وجود دارد، کار نمی‌کند. قدرت خرید مردم به شدت پایین آمده است.

دولت و مجلس و قوه قضائیه هر سه با هم یکی هستند و ساختاری ایجاد کرده‌ایم که کسانی پای رقابت بیایند که همگی به یک طیف تعلق دارند و در چنین شرایطی هر کاری که این‌ها انجام دهند، درست به نظر می‌رسد؛ چراکه طیف مقابلی وجود ندارد که مخالفت کند و بحث کرده و تعادلی ایجاد کند؛ وقتی رقیبی نباشد، تلاشی برای بالا رفتن و چالش نیز نخواهد بود.

چرا نباید از متخصصان و مشاوران دنیا استفاده کنیم؟ اگر اقتصاد را با نظر افرادی غیرکارشناسی مانند من بخواهیم درست، کنیم، نتیجه هم همین می‌شود.
yn-ad

در همان حوزه خودرو، ماشین‌های تولید ما یک دهه دیگر از رده خارج می‌شوند و دنیا دارد به سمت دیگری می‌رود؛ اما ما همچنان درگیر و دار مسائل ساده مانده‌ایم. وقتی ما از مدیرانی استفاده می‌کنیم که نگاه کلان مدیریتی در حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ندارند و یا اگر هم داشته باشند به آن‌ها میدان نمی‌دهیم، نتیجه می‌شود وضعیت کنونی که در آن قرار داریم. بستری در جامعه فراهم کرده‌ایم که سرمایه‌گذاران را فراری می‌دهیم. زیرساخت‌های لازم برای تولیدکنندگان را فراهم نکرده‌ایم و این‌ها همگی به نگاه مدیران ارشد باز می‌شود. ما در محیطی زندگی می‌کنیم که فضا و امکانات محدود و مشخصی دارد و هر تصمیم غلط ممکن است نتایجی اشتباه و غیرقابل جبران در بر داشته باشد. سیاستگذاران جامعه باید به سمت متخصصان رفته و از آن‌ها خواهش کنند تا در حل مشکلات کمک کنند و ما در استانمان چنین نگاهی نداریم.

الآن دولت چندان اعتباری ندارد و در پرداخت حقوق‌ها نیز مانده و ۹۹ درصد اعتبارات آموزش و پرورش همان حقوق و مزایا هستند. دولت و یا نماینده فقط بستر را آماده می‌کند. اگر اراده کنیم و به افراد متخصص استانمان از سرمایه‌گذار گرفته تا دانشمند بها دهیم، وضعیت استانمان را درست خواهیم کرد، این‌ها سرمایه استان ما هستند نه پول. مجلس وظیفه دارد قوانین درستی را تصویب کرده و بر اجرای درست آن نظارت کند و معتقد هستم در همان درست نوشتن قوانین هم مشکل داریم؛ چراکه این امر مقدمات و پیش‌نیازهایی دارد که باید با مطالعات خاصی انجام شود؛ ما شب خوابیده و صبح، طرح دو فوریتی ادامه می‌دهیم و قانون انتخابات را ننوشته با عجله تبصره دادیم. بدون مبنای علمی و دانستن تخصص و مطالعه و در نظر گرفتن تجارب بین‌المللی، نظر می‌دهیم؛ درحالی‌که اقتصاد با ۱۲۵ زیرمجموعه نیاز به تخصص دارد، نسخه‌هایی که ما برای اقتصاد می‌پیچیم، حتی از نسخه‌های تجویزی پزشک عمومی برای بیماری قلبی هم ضعیف‌تر است.

به نظر من امکان‌پذیر نیست، فقط هزینه می‌کنیم؛ با ارائه تسهیلات و بدون فراهم کردن بستر اشتغال و مسکن برای جوانان، چنین اتفاقی نمی‌افتد، بالاخره این جوان باید این پول را برگرداند یا نه؟ با چنین کاری جوان بیکار بدهکار تحویل جامعه می‌دهیم. اشکال تخصیص امکانات به جوانان نیست، این راهکارها مسکّن‌های موقت هستند و باید تصمیم درست گرفت و مشکل مسکن و اشتغال را حل کرد. زوج‌های کارمند با وجود اشتغال دو نفره در شرایط کنونی نمی‌توانند گذران زندگی کنند. جوانی جمعیت به بسترهای اقتصادی بستگی دارد.

اگر پول نداریم و از وضعیت موجود می‌نالیم باید مسئولمان را عوض کنیم. اگر به عدالت اعتقاد داریم، باید سر سفره‌ای بنشینیم که مردم را سر آن نشانده‌ایم.

فرد دلخواه خودمان را به سمتی منتصب می‌کنیم و بعد گردن نماینده را می‌گیریم. در اقتصاد، تجارت و فرهنگ باید در وهله اول، مسئول و مسئولیت او را تعیین کرده و او را ملزم به پاسخگویی کنیم.
***
25 بهمن ۱۴۰۳

افرادی که در حال حاضر در دولت و مجلس هستند ادعا می‌کردند که وضعیت مملکت به خاطر کارهایی است که گذشتگان کرده بودند. اولین سؤال این است که اگر وضعیت مملکت به خاطر کارهای اشتباه آنهاست پس به چه دلیلی دیگر این جشن‌های بزرگداشت و سالگرد انقلاب را می‌گیریم؟!

اگر هم دستاوردهایی وجود دارد که به آن افتخار می‌کنید هم کار آن‌ها بوده است. اگر بخواهیم بپذیریم عملکرد گذشتگان یکسره خطا بوده و همه بد بودند پس دیگر نیازی نیست در سالگرد انقلاب جشن بگیرید و بگویید موفق بودیم.

آن‌ها وعده داده بودند که با حضورشان در مجلس و دولت سفره مردم را رنگین خواهند کرد و می‌گفتند «مگر مرغ و گوشت مردم به برجام ارتباطی دارد؟!»؛ آن مرغی که می‌گفتند به برجام ربطی ندارد ۲۰ هزار تومان بود و الآن همان مرغ ۱۲۰ هزار تومان شده است! با همین عملکردها قدرت خرید مردم کاهش پیدا کرده است.

بعضی قوانین بسیار خوب که در مجالس مختلف تصویب شده به دلیل آنکه مجریان مهارت کافی برای اجرای آن نداشتند به جایی نرسیده است. یا در مورد چشم‌انداز که قرار بود بر اساس آن قدرت اول منطقه باشیم کدام یک از این مسئولین نقشه راهی طراحی کرد که بر اساس آن این اهداف محقق شود؟!

افرادی را در مسئولیت‌های مختلف قرار داده‌اند که اصلاً توان درک این مسائل را ندارند. به همین خاطر است که ما نه تنها به اهداف چشم‌انداز نرسیدیم بلکه از آن چشم‌انداز دور و دورتر شدیم و افرادی هم در این میان دیگرانی را به نام «ضدیت با رهبری» از گردونه خارج می‌کنند.

در صورتی که اگر آن‌ها واقعاً تابع رهبری هستند چرا آن سیاست‌های را اجرایی نمی‌کنند؟! اگر سیاست‌های کارشناسی که مطرح شده اجرایی می‌شد این نارضایتی‌ها در جامعه ما به وجود نمی‌آمد. طبق چشم‌انداز قرار بود الهام‌بخش باشیم؛ با زدن و گرفتن و زندان مگر می‌شود الهام‌بخشی کرد؟! این‌ها الهام‌بخش نخواهند شد فراری‌بخش می‌شوند و باعث خواهند شد که افراد متخصصی از این مملکت بروند.

اگر قوانین از سوی مجریان به درستی اجرایی شود بسیاری از دغدغه‌های مردم را همین قوانین موجود می‌تواند حل کند. مشکلی که الآن وجود دارد این است که این قوانین خوب به درستی اجرا نشده‌اند.

یکی از مشکلاتی که در این مجلس داریم بحث نظارت بر عملکرد دولت است. یکی از انتقاداتی که همواره داشتم این است که ضرورتی ندارد که این همه قانون بنویسیم، آنچه حائز اهمیت است این است که بررسی و نظارت کنیم که دولت تا چه حد این قوانین را اجرا کرده است.
***
9 بهمن ۱۴۰۳

وعده می‌دهند که سالی یک میلیون مسکن ساخته می‌سازیم، اما وقتی از آن‌ها در مورد عملکردشان می‌پرسی می‌گویند ما گفتیم باید ساخته شود نگفتیم که می‌سازیم. در هشت سال یک میلیون مسکن هم ساخته و تمام نمی‌شود چه برسد به هشت میلیون مسکن.

مشکل این است مدیرانی که در این سیستم کار می‌کنند وقتی می‌بینند پول نداریم بیمارستان‌ها یا ساختمان‌ها را بازسازی و ایمن‌سازی کنیم مراقبت کنند که اینگونه اتفاقات نیفتد. نه تنها خطر آتش‌سوزی بلکه در بحث زلزله هم این ساختمان‌ها بسیار خطرناک هستند.
این اشکالات به مجلس و دولت و خود مدیریت سیستم برمی‌گردد. تا زمانی که مدیریت‌هایمان مدیریت‌هایی باشد که فقط دنبال منافع هستیم و دوراندیشی برای مردم در رده چندم قرار دارد این مشکلات همیشه وجود خواهد داشت.

به جای اینکه صادقانه با مردم حرف بزنیم وقتی طرف مقابل مخالف نظر ما است حالش را می‌گیرم، ولی وقتی خود ما آنجا می‌نشینیم اجازه نمی‌دهیم اخبار را بدهند و توجیه می‌کنیم که ما نگفتیم. وعده می‌دهند که سالی یک میلیون مسکن ساخته می‌سازیم، اما وقتی از آن‌ها در مورد عملکردشان می‌پرسی می‌گویند ما گفتیم باید ساخته شود نگفتیم که می‌سازیم. در هشت سال یک میلیون مسکن هم ساخته و تمام نمی‌شود چه برسد به هشت میلیون مسکن.
***
12 دی ۱۴۰۳
در تئوری می‌گویند ما مشکلی نداریم، همه چیز ارزان است و تورم را کنترل کردیم و از سوی دیگر با افزایش ۱۰۰ درصدی روبرو می‌شویم! درست آن است که مردم لمس کردند و می‌بینند نه آنچه می‌شنوند! و این مردم را عصبانی‌تر می‌کنند.
باید اجازه دهیم افراد در قبال مسائل مختلف عمل کنند و آنکه تأثیرگذار، کم‌هزینه‌تر و صادق‌تر است انتخاب شود. در غیر این صورت وضعیت کنونی پیش می‌آید که قیمت گوشت، مرغ و … را گران می‌کنند که باعث می‌شود حتی کارمندان معمولی نیز نمی‌توانند به راحتی زندگی کنند.
**
12 دی ۱۴۰۳
پیشنهادی به مجلس ارائه شد که روی آن بحث نشده و به تصویب هم نرسیده است. پیشنهاد مبنی بر آن بود که هر فردی در ایران سهمی از بنزین داشته باشد. افرادی که خودرو ندارند می‌توانند سهم خود را در بازار آزاد بفروشند یا به دولت دهند تا دولت آن را عرضه کند. اگر دولت قیمت بنزین را به فرض مثال ۱۰ تا ۲۰ هزار تومان اعلام کند و سهم هر فردی ۱۵ لیتر بنزین باشد، ۱۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومان پول به او تعلق گرفته است و سهم یک خانواده ۵ نفره از بنزین ماهانه حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان می‌شود.

در حال حاضر دولت سوبسید به بنزین اختصاص می‌دهد. افرادی که ماشین دارند از سهمیه ماهانه ۶۰ لیتر دولت استفاده می‌کنند، اما افرادی که خودرو ندارند از سوبسید بنزین محروم هستند. افراد فاقد خودرو از این سوبسید محروم هستند درحالی‌که گرانی‌های ناشی از اختصاص این سوبسید در زندگی روزمره به آن‌ها تحمیل می‌شود.
درباره این موضوعات بحث‌هایی مطرح شده است، اما نه طرحی تصویب شده و نه دولت لایحه‌ای به مجلس آورده است. برای اجرای این پیشنهاد، مردم باید به این باور برسند که این طرح نه‌تنها برای افراد آسیب‌پذیر مشکل ایجاد نمی‌کند، بلکه به نفع آن‌ها خواهد بود. در صورت وجود این باور در جامعه است که می‌توان این طرح را به مرحله اجرا رساند.

افزایش قیمت بنزین در برنامه هفتم توسعه پیش‌بینی‌نشده است و دولت نیز نمی‌تواند خارج از قانون اقدام به افزایش قیمت بنزین کند.
برای هر اقدامی درباره قیمت بنزین باید ذهن جامعه اقناع شود در غیراین‌صورت تمام طرح‌ها با مشکل روبه‌رو می‌شوند؛ بنابراین مسئولان امر بهتر است قبل از اجرای هر تصمیمی مردم را توجیه و همراه کنند. برای عرضه بنزین با قیمت ۱۵۰۰ یا ۳۰۰۰ تومان هیچ منطقی وجود ندارد. در حال حاضر دولت بنزین را ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان خریداری و با قیمت ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ تومان عرضه می‌کند. دولت امکان ادامه این روند را ندارد.
دولت پول ندارد که با این روند ادامه دهد. در حال حاضر دولت این سوبسیدها را به پولدارها پرداخت می‌کند و فقرا که خودرو ندارند، سهمی از این سوبسید ندارند. اگر عدالت باشد باید همه از این سوبسید استفاده کنند.
***
27 آذر ۱۴۰۲

در FATF داخلی یا در این چارچوب داده‌ها لازم نیست من را تعقیب کنند یا به نماینده بگویند دنبال فساد بگردید؛ وقتی یک پولی به حساب به من، بچه‌ام، برادرم، دوستم و یا هرکسی که هست برود، امکان ندارد بدون حساب و کتاب باشد. من باید اطلاعات خودم را به سیستم بدهم، بگویم درآمد ماهانه‌ام فلان رقم است، حال این اطلاع را درست یا غلط داده‌ام وقتی درآمد اضافه از آن رقم وارد حسابم می‌شود، سیستم سؤال می‌کند این رقم از کجا آمده است. چراکه من یک اعتبار دارم که خودم اعلام کرده‌ام و اگر اضافه بر آن به حساب خودم و یا بچه‌ام آمد، چراکه بچه من هم یک اعتبار دارد می‌گویم بچه‌ام کار و درآمد ندارد درنتیجه من سرپرست خانوار هستم اما وقتی یک پولی به حساب بچه‌ای که درآمد ندارد بیاید، یقه من را می‌گیرند که از کجا آمده است؟

مشکل همه این رانت‌ها، قاچاق‌ها، زمین‌خواری‌ها، رشوه‌ها و روندی که وجود دارد، نبود سیستم داده‌ها است. تا این سیستم را درست نکنیم نمی‌شود، همه می‌گویند کی بود؟ کی بود؟ من نبودم! همه هم وقتی می‌آیند می‌گویند ما خودمان ضدفساد هستیم و با فساد داریم مبارزه می‌کنیم. لازم نیست این‌ها شعار دهند، همین سیستم داده‌ها را پیاده کنند. قوانینش هم در کشور وجود دارد و اجرا کنند؛ یعنی اگر مصمم هستند جلوی قاچاق، زمین‌خواری، رانت، رشوه، ویژه‌خواری گرفته شود، همین سیستم داده‌ها را پیاده کنند، مسئله حل است.

در زمان آقای روحانی به خاطر یک اتفاق ساده مجلس را به هم می‌ریختند می‌گفتند آی سفره مردم فلان شد، مردم گرسنه هستند، مردم گیر دارند، خب بسم‌الله مردم الآن سفره‌شان کمرنگ‌تر و گرفتارتر هستند الآن مشکلاتشان بیشتر شده صدای آنها را می‌شنوید؟ اگر هم می‌شنوید خیلی کمرنگ است.

***
21 آذر ۱۴۰۲
۴۵ سال است که از این حرف‌ها می‌گوییم. ما انقلاب کردیم که بگوییم، فساد و رانت نباشد و بخور و بخور نباشد و عدالت و آزادی باشد، اما این کار را نکردیم! ما برخی کارهایی که امروز انجام می‌دهیم که در گذشته‌ها از این کارها نکردند و اگر هم کردند این‌گونه نکردند

***
14 آذر ۱۴۰۲
اگر قانون اجرا نشود؛ چه فرقی می‌کند مجلس چه قوانینی تصویب کند؟ مثلاً برای برنامه هفتم توسعه وقت زیادی صرف شد، در حالی که برنامه ششم توسعه اجرائی نشده است. منطق حکم می‌کرد ما همان قانون ششم توسعه را وسط می‌گذاشتیم و تا بخشی که اجرا شده است را حذف می‌کردیم و باقی‌مانده برنامه ششم را علاوه بر پیشنهادات جدید ارائه می‌دادیم؛ چراکه شورای نگهبان هم این برنامه را تأیید کرده بود

به اعتقاد من مواردی مثل مصوبه افزایش مالیات در سال جدید و روند حقوق‌ها مردم را به شدت دچار مشکل می‌کند، چراکه مردم با ۱۰ میلیون حقوق قطعاً نمی‌توانند زندگی خود را اداره کنند
***
9 آبان ۱۴۰۲
توجه به معیشت مردم در حد زنده‌ماندنشان از اصول قانون اساسی است. لذا دولت‌ها باید بتوانند مسکن، ازدواج، خوراک و شغل مردم را تأمین کنند اما چون نتوانسته‌ایم به این وظیفه عمل کنیم و تورم هم روزبه‌روز به‌جای اصلاح، بدتر شده است، طبیعی است که پدیده‌های اجتماعی مثل سرقت و کیف‌قاپی هم به مرور در جامعه زیاد شود.

تا زمانی که نتوانیم معیشت، سرپناه و زندگی حداقلی مردم را که همان بخور و نمیر است، تأمین کنیم؛ طبیعتاً عده‌ای مجبور می‌شوند برای زنده‌ماندن دست به کارهایی بزنند که با اصول اخلاقی و انسانی در تضاد است.

آقای رئیسی در شروع دولتش وعده داد تورم را اول نصف سپس تک‌رقمی می‌کند، اما نه‌تنها تورم نصف نشد، تک‌رقمی که جای خود دارد بلکه چندین برابر شد. قدرت خرید شدیداً پایین آمد و کارمندانی که زندگی معمولی داشتند، دیگر نتوانستند حتی مایحتاج روزانه خود را تأمین کنند.

رفاه در سطح مناسب از زندگی مردم رفته و سفره‌های مردم کوچک شده و دولت به وعده‌هایی که داده بود، عمل نکرده است. حتی شعارهای مربوط به مسکن را محقق نکرده و بحث رانت و رشوه هم قرار بود برچیده شود، اما این‌طور نشد.

دولت می‌گوید پول و بودجه کافی ندارد و رئیس مجلس هم بسیاری از طرح‌ها را اصل هفتادوپنجی می‌داند و اجازه مطرح‌شدن را نمی‌دهد، درحالی‌که باید برای این مشکلات منبع مالی تعریف شود.
در دولت روحانی وقتی یک بیمار که از نظر مالی شرایط ضعیفی داشت، به بیمارستان می‌آمد حداقل از او پول نمی‌گرفتند، اما اکنون شرایط تغییر کرده و در ازای انجام کار از او ارز یا سکه دریافت می‌کنند.
***
29 مهر ۱۴۰۲
به نظر من مکانیسم پرداخت در کشور ما نه علمی است و نه شرعی! شرعی نیست، چون چه کار کنی و چه نکنی پول می‌گیری در صورتی‌که خداوند می‌گوید در روز قیامت دهان‌ها را می‌بندند و می‌گویند چه کرده‌ای؟! و عملکرد را می‌سنجند.

اما در حال حاضر یک نفر کار کند و کار نکند همان حقوق را می‌گیرد. این مکانیسم پرداخت غلط، غیرعلمی و غیرشرعی است.

چون در برنامه هفتم آوردیم که مابه‌التفاوت کارکرد را بدهد؛ یعنی به کار پول بدهد و اگر یک نفر کار نکرد نباید پولی دریافت کند. من کار کنم، کار نکنم، بخوابم و فحش بدهم هم حقوق می‌گیرم! این چه نوع مکانیسمی است؟

***
24 مهر ۱۴۰۲
در هیچ جای دنیا ورود و خروج افراد بی‌حساب و کتاب نیست. شما به این شکل نمی‌توانید در عراق و آذربایجان یا ارمنستان زندگی کنید! بلکه باید ویزا و اقامت دریافت کنید.

حاکمیت وظیفه دارد برای افرادی که به داخل کشور می‌آیند مجوز صادر کند. چند روز، کجا و به چه صورتی در کشور اقامت دارند اما در رابطه با افغانی‌ها بسیار بی‌حساب کتاب رفتار شده است و همان‌طور نیز افزایش پیدا می‌کنند و کنترلی نیز صورت نگرفته است.

به این شدت نباید مرزها رها باشد و سؤال اینجاست و از کمیسیون امنیت ملی باید پرسید؛ که چرا این موضوع را پیگیری نمی‌کنند و اتباع ویزای ورود ندارند، تمدید نمی‌کنند و مدت زمانی که اقامت دارند مشخص نیست!

کارهای صورت گرفته خلاف قانون است و هیچ کسی نمی‌تواند به سادگی و بدون پاسپورت وارد شود.

وزارت کشور متولی این امر است زیرا می‌تواند از نهادهای امنیتی ورود و خروج را کنترل کند.

ما روبه روی کسی نمی‌ایستیم و می‌گوییم هر فرد در تمام دنیا مجوز عبور دارند آیا ما به راحتی می‌توانیم به آذربایجان یا ارمنستان برویم؟!

وقتی این افراد وارد کشور شدند، آیا سیستم‌های امنیتی خواب بودند؟!

چرا با کسانی که تخلف کردند و وارد شدند برخورد نمی‌شود؟ کسی نمی‌گوید که با افغان‌ها دشمن هستیم بلکه ما با آن‌ها هم زبان بوده و یک مملکت بودیم.

مسئله اصلی داشتن مجوز است که آن‌ها نداشته و ساکن می‌شوند و شروع به بنگاه‌داری و اشتغال می‌کنند.
***
3 شهریور ۱۴۰۲
ما باید در جامعه اشتغال را رشد و توسعه دهیم. بسیاری از جوانان نان شب خودشان را نمی‌توانند پیدا کنند، حال این‌ها ازدواج کنند چگونه خانه با این کرایه‌ها پیدا کنند؟ حتی آن‌هایی که کار دارند نمی‌توانند زندگی کنند.
امروز به جای این‌که مشکلات را از ریشه حل کنیم به شاخ و برگ‌ها می‌پردازیم.

متاسفانه هیچ‌گاه نتیجه تصمیماتمان به خود ما بازنمی‌گردد که اگر عارضه و مشکلی بود خود ما هم پاسخگو باشیم. یک تصمیمی گرفته می‌شود بعد عوارض آن را جامعه مشاهده می‌کند و هیچ‌کس هم پاسخگو نیست و بعد هم ما تقصیرات را گردن خارجی‌ها می‌اندازیم.

***
10 مرداد ۱۴۰۲

۴۰ سال است از این حرف‌ها زده‌ایم و هر رئیس‌جمهوری هم که آمده ادعاهایی کرده است. مگر خود آقای رئیسی نمی‌فرمودند، من هر سال یک میلیون مسکن می‌سازم. مگر در انتخابات پول را نشان ندادند، مگر نگفتند من بودم دلار را ۵ هزار تومان می‌کردم، خب چرا نمی‌کنند؟ چرا مسکن نمی‌سازند؟ چرا اشتغال ایجاد نمی‌کنند؟ می‌گفتند تورم را نصف و بعد تک رقمی می‌کنیم، خب چرا تورم نه تنها نصف نشده است چندین برابر شده است؟ بدترین تورم را امسال داشتیم، چرا جلویش را نمی‌گیرند؟ اینکه شعار بدهیم و حرف بزنیم که هزینه ندارد.

خداوند در قرآن می‌گوید «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ (آدم‌ها که ادعا می‌کنند ما این کاره هستیم همین که ادعا کردند آن‌ها را به امتحان نمی‌کشیم.) و در ادامه می‌گوید وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ خدا به گذشتگان میدان عمل داد کار کردند معلوم شد چه کسی راست می‌گوید و چه کسی دروغ می‌گوید» در حال حاضر هم میدان دست این‌ها است، کار کنند، درست کنند.

مشکل مردم را حل کنند ما قبولشان داریم. فقر، گرسنگی، رانت، فساد، فحشا و رشوه و قاچاق را حل کنند، ما هم دنبالشان راه می‌افتیم و سینه هم می‌زنیم. مشکل را حل کنند؛ کاری نکنند کارمند چه نیروهای مسلح، غیرمسلح و کارمند معمولی نتوانند زندگی کنند و خانه کرایه کنند. نمی‌خواهد خانه بسازند پولی به این‌ها بدهند که بتوانند خانه کرایه کنند.

شعار دادن هزینه ندارد، ۴۰ سال است از این حرف‌ها زده می‌شود و وقتی هم می‌گوییم، می‌گویند من نبودم فلانی بود، در صورتی که هم من بودم هم فلانی، مملکت را ماها اینطور کردیم، اگر می‌خواهیم کاری انجام دهیم باید نگاه و راهمان را اصلاح کنیم. اگر اصلاح نکنیم با همین مسیری که می‌رویم و با مقصر دانستن دیگران مشکل حل نمی‌شود، بی‌خود وقت تلف می‌کنیم.

مردم آنچه که نتیجه تصمیمات ماست و حاصلش زندگی‌شان به هم می‌ریزد را می‌فهمند، ما هرچقدر پشت تریبون داد بزنیم با تورم مخالف هستیم آن آدمی که آنجاست می‌بیند تورم کمرش را می‌شکند. امروز نمی‌تواند خانه بگیرد یا بچه‌اش را در مدرسه ثبت‌نام کند، بی‌عدالتی و تبعیضی که به وجود آمده را با شعار نمی‌توانیم از بین ببریم، مردم قبول نمی‌کنند.
***
28 خرداد ۱۴۰۲

امروز رسانه و دانشجو می‌خواهد اعتراض کند، اما با توبیخ، اخراج و بسته شدن مواجه می‌شود. اگر دانشجو حرف بی‌ربطی می‌زند با او در مجمع عمومی بحث کرده و قانع کنید که اشتباه می‌کند، چرا وی را اخراج می‌کنید؟ اگر منطق دارید، دعوا نمی‌کنید. دانشجو که دیوانه نیست، دانشجو فردای مملکت ما است. من نخواهم بود، اما دانشجو خواهد بود و قرار است این مملکت را او اداره کند. اگر دانشجو حرف بی‌ربطی زد دیوانه که نیست، با او صحبت کنید که به چند دلیل حرف تو اشتباه است.

در وصیت حضرت امام آمده است که افرادی را مدیر کنید که درد محرومین را می‌فهمند، چون آدمی که درد محرومین را نفهمد، نمی‌تواند تصمیمی برای حل مشکل آن‌ها بگیرد. ممکن است مشکل را ببیند، اما دیدن با سوختن بسیار فرق دارد؛ اینکه یک نفر ببیند با اینکه سوخته باشد، فرق می‌کند.

درنتیجه، مدیری که با محرومیت بالا آمده باشد و سختی‌ها را تحمل کرده باشد می‌تواند به فکر افراد گرفتار باشد. در جامعه‌ای که ما زندگی می‌کنیم بیشترین مشکلات و نارضایتی‌ها درباره روند زندگی است. با حقوق‌هایی که ما می‌دهیم و با امکاناتی که در اختیار مردم می‌گذاریم، شخص مسئول باید در وضعیت مردم قرار بگیرد تا بفهمد که نمی‌شود زندگی و تحمل کرد. ما می‌گوییم خب، ما که پول می‌دهیم چرا مردم ناراضی هستند!

اینکه شخص پول و خانه نداشته باشد یا فرزندش را نتواند در مدرسه‌ای که مناسب است، ثبت‌نام کند را اگر مسئول نچشیده باشد، نمی‌تواند تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری کند، چون درد آن‌ها را با تمام وجود لمس نکرده است تا بتواند برای محرومان نسخه بنویسد. افرادی که هیچ کدام از سختی‌ها را نچشیده‌اند و به قدرت رسیده‌اند، نمی‌توانند مشکلی را حل کنند. قرار این بود که قدرت را به دست بگیریم و مشکل طبقه محروم را حل کنیم، ما قدرت را به دست گرفتیم و طبقه‌ای شدیم که کاملاً از محرومان بیگانه هستیم.

افرادی که در سطوح مختلف اداری رشد نکرده‌اند و اداره و کارمند و مدیر بودن را نمی‌شناسند، یک دفعه مدیرکل می‌شوند! شخصی که مراحل را طی نکرده چه می‌فهمد کارمند جز چه می‌کشد و چه می‌فهمد که چگونه باید سیاستگذاری کرد؟

انتخاب مدیران ما خارج از روند علمی، اعتقادی و اجتماعی است؛ یعنی در حین پخته شدن بالا نیامده‌اند تا آن‌ها را انتخاب کنیم، بلکه دوست و هم‌حزبی ما مدیرکل، استاندار و وزیر می‌شود در حالی که از استانداری و ساختار آن اطلاعی ندارد.

جوانی که هیچ کاری نکرده را می‌آورند مسئول ارگان‌هایی می‌کند که آنجا افراد پیشکسوت زیادی وجود دارد. معلوم است که این آدم خرابکاری می‌کند. حضرت می‌فرماید کارگزارانت را بر اساس اختیار، بررسی و ارزیابی انتخاب کن و به خاطر محبت و دوستی و یا ارتباط خانوادگی و حزبی و جناحی آنان را انتخاب نکن.

بسیاری از مدیران، قوم و خویش و دار و دسته خودشان را به عنوان هیئت مدیره و هیئت رئیسه منصوب می‌کند در حالی که هیچ کدام از آن‌ها سابقه مدیریتی ندارند. چرا مشکلات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی داریم؟ همه این مشکلات به خاطر انتخاب‌هایی غلطی است که انجام دادیم و اگر درست انتخاب می‌کردیم به اینجا نمی‌رسیدیم.

در کشور ما شاید بیشتر مردم کشورمان به قوانین ما هیچ تعهد و باوری ندارند، می‌گویند گروه دیگر می‌آید و قانون دیگری می‌نویسد، در صورتی که وقتی قانون نوشته شد نباید به سادگی آن را تغییر داد. نمی‌شود در جمهوری اسلامی امروز قانونی بنویسند، فردا دبّه کنند و صدوهشتاد درجه قانون دیگری بنویسند. مردم می‌گویند این‌ها را ول کنید و به هیچ کدام گوش نکنید. الآن وضعیت اینگونه است و این بدترین روندی است که وجود دارد.

باید خون دل خورد تا به جایی رسید، وقتی مفت برسی نمی‌توانی کاری انجام دهی. نتیجه این است که منتقد را بیرون کنی، اخراج کنی و خفه کنی تا کسی حرف نزند.

باید با سختی‌ها بجنگی تا بالا بیایی، نه اینکه یک شبه مدیر یا رئیس سازمان یا رئیس کارخانه شوی. چرا کارخانه‌های دولتی ضرر می‌دهند؟ برای اینکه یک عده، آدم‌های خودشان را آوردند و هیئت مدیره و رئیس کردند که اگر رهایشان کنید برخی از آن‌ها یک مغازه را هم نمی‌توانند اداره کنند. یک شرکت را با چند ده هزار میلیارد دارایی به دست او می‌دهند و می‌گویند اداره کن! خب وضعیت همین می‌شود. به همین دلیل دولت مجبور می‌شود پول چاپ کند تا به بازنشسته‌ها بدهد.

الآن مجلس، دولت و قوه قضائیه دست راستی‌ها است، وضعیت نابسامان را درست کنند. سفره مردم بی‌رنگ شده، مردم گرفتارند و روزبه‌روز گرفتاری مردم بدتر می‌شود، صدای مسئولان هم درنمی‌آید گویا همه چیز گل و بلبل است.

کارشناس باید به انسان بگوید که راه را چگونه باید رفت. این آدم‌هایی که ما دور و بر خودمان ریختیم، کارشناسانی که راه‌حل درست ارائه دهند، نیستند. به همین خاطر به جایی نمی‌رسیم. راه را شما بگویید، ولی اجازه دهید کارشناس نقشه بکشد و اجرا کند، تو که نمی‌توانی اجرا کنی بگذار کارشناس اجرا کند.

مکانیزم پرداختی به فرهنگی‌ها ایراد دارد و بسیاری از آن‌ها نان شبشان را پیدا نمی‌کنند و مجبورند با اسنپ کار کنند، یا کار دیگری کنند تا زندگی‌شان بچرخد؛ لذا معلم‌ها معترضینی هستند که وقتی با دانش‌آموز صحبت می‌کنند، گرفتاری‌هایشان را به انحاء مختلف بروز می‌دهند؛ بنابراین به دلیل انتخاب نامناسب، عدم آموزش و عدم تأمین زندگی مناسب برای معلم‌ها، دانش‌آموزان به این شکل درمی‌آیند.

حاکمان ما چرا نمی‌شنوند؟ برای اینکه مطالبه‌گری که باید در مردم ما وجود داشته باشد خود را بروز و ظهور نمی‌دهد. همه «بله قربان» می‌گویند.

من ادعا می‌کنم که یک میلیون خانه می‌سازم و قدرت را بر این مبنا به دست می‌آورم که یک میلیون خانه بسازم و یک میلیون اشتغال ایجاد کنم. نه تنها یک میلیون خانه در یک سال نمی‌سازم بلکه صد هزار خانه هم تحویل نمی‌دهم و هیچ کس نمی‌پرسد که چرا خلف وعده شد! چون مطالبه‌گری وجود ندارد یا هر کس مطالبه‌گری می‌کند با او برخورد نامناسب می‌کنند و جامعه بیداری و هوشیاری لازم را ندارد، نتیجه این است که چیزی به گوش حاکمان نمی‌رسد.

در دنیایی که زندگی می‌کنیم هیچ معصومی وجود ندارد. مسئولان که معصوم نیستند، اما اجازه نقد داده نمی‌شود که مسئولی را به سادگی بتوانیم نقد کنیم، در صورتی که هر کس ممکن است اشتباه کند و من باید حق داشته باشم بر اساس شاخص بگویم چرا فلان کار را نکردی؟ وقتی اجازه داده نمی‌شود انتقاد کنیم، ذهنیت بسته‌ای درست می‌شود و از ذهنیت بسته نمی‌توانیم خارج شویم؛ یعنی به قالبی می‌افتیم و هنجاری درست می‌کنیم که در قفس است و از قفس به سادگی نمی‌توانیم بیرون بیایم. مثل کامپیوتری که فرمت کرده‌ایم و هر چقدر اطلاعات می‌دهیم، پیام می‌دهد که من نمی‌فهمم. ذهنی که فرمت شده، هر چه بگویی نگاه کرده و گوش می‌کند، اما نمی‌فهمد. اساساً حرف نشنیده طرف مقابل را جواب می‌دهد، اول گوش بده، تحلیل کن بعد جواب بده، اما ما این کار را نمی‌کنیم.

امروز رسانه و دانشجو می‌خواهد اعتراض کند، اما با توبیخ، اخراج و بسته شدن مواجه می‌شود. اگر دانشجو حرف بی‌ربطی می‌زند با او در مجمع عمومی بحث کرده و قانع کنید که اشتباه می‌کند، چرا وی را اخراج می‌کنید؟ اگر منطق دارید، دعوا نمی‌کنید. دانشجو که دیوانه نیست، دانشجو فردای مملکت ما است. من نخواهم بود، اما دانشجو خواهد بود و قرار است این مملکت را او اداره کند. اگر دانشجو حرف بی‌ربطی زد دیوانه که نیست، با او صحبت کنید که به چند دلیل حرف تو اشتباه است.

***
7 خرداد ۱۴۰۲

باید زنگ خطر مردم که می‌گویند نمی‌توانند زندگی کنند را بشنویم، مردم به نفس نفس افتاده‌اند، کارمند با حقوق ۸ میلیون تومان نمی‌تواند در تهران زندگی کند، دولت قول ایجاد اشتغال و ساخت مسکن داده است که به این قول عمل نکرده، در حالی است که گردن ما در مقابل حرف‌ها و قول‌هایمان گرو است و عمل نمی‌کنیم.
از تعدادی از بازنشستگان دعوت کرده بودم، آن‌ها از من پرسیدند چرا قانون می‌نویسید وقتی قرار نیست اجرا شود؟ مگر طبق قانون نباید حقوق بازنشستگان مطابق تورم افزایش پیدا کند، اما چنین نمی‌شود پس چرا قانون می‌نویسید؟ من به عنوان نماینده نتوانستم به آن‌ها پاسخی دهم.

جامعه ما باید در حالت عادی زندگی کند، اما الآن با تورم، عدم تأمین مسکن و مشکلات اجتماعی روبه‌رو است، می‌گویند در فلان دولت تورم ۵۰ درصد است، توجه کنید اگر ۱۰ درصد به تورم افزوده شود مردم دیگر تحمل ندارند، ما باید در مجلس صدای مردم را بشنویم، باید صدای خطری که اعلام می‌کنند را بشنویم نه اینکه بگویم حق ندارید بریزید بیرون و فعالیت علیه امنیت ملی داشته‌اید، زندان کنیم و برایشان مشکل بسازیم.

در حال حاضر خودی‌ها را استخدام کرده و رئیس می‌کنیم؛ در بیمارستان‌ها برای مجلس، دولت و قوه قضاییه سفره‌ای جدا از مردم پهن کرده‌ایم، برای پولدارها سفره‌ای دیگر، در حالی که انتظار می‌رود طبق قانون عمل کنیم.
***
16 فروردین ۱۴۰۲

از نظر علمی غیرممکن است که در سال یک میلیون مسکن در ایران بسازیم با این پولی که داریم، اگر پول هم داشته باشند، وارد بازار شوند چنین حجمی از مصالح را نداریم، تازه اگر مصالح وجود داشته باشد، پیمانکار و استادکار و کارگر خبره‌ای که بتوانند این میزان مسکن در سال بسازند نداریم، خب طبیعی است که نمی‌شود.

بالاخره آقای رئیسی باید می‌دانست این حرف و این وعده‌ای که مطرح می‌کند، منابعش را از کجا قرار است تأمین کند؛ اصلاً به این اندازه مصالح نداریم که در سال بتوانند این کار را انجام دهند؛ یعنی اگر پول هم داشته باشند، وارد بازار شوند چنین حجمی از مصالح را نداریم، تازه اگر مصالح وجود داشته باشد، پیمانکار و استادکار و کارگر خبره‌ای که بتوانند این میزان مسکن در سال بسازند نداریم، خب طبیعی است که نمی‌شود.

***
1 بهمن ۱۴۰۱
وقتی در یک سازمانی، اداره‌ای، مجلس و یا وزارتخانه‌ای یک عده افراد باتجربه، توانمند، عالم و کارشناس حضور دارند، ولی شما کار را به یک آدم صفرکیلومتر تازه‌وارد و آن هم از یک جای دیگر آمده واگذار می‌کنید، یعنی دارید در مقابل امر خدا می‌ایستید. بعد جالب این است که دقیقاً همین‌جا می‌گویند که ما داریم کار خدایی انجام می‌دهیم، اما نتیجه‌اش همین بی‌خدایی‌هایی می‌شود که در مملکت درست می‌شود.

ما صبح و عصر و شام داریم فحش می‌دهیم مرگ بر فلانی، مرگ بر فلانی و مرگ بر فلانی خب آن‌ها هم می‌گویند مرگ بر خودتان.

***
7 دی ۱۴۰۱

عده‌ای زیادی نسبت به مشکلاتی که در جامعه وجود دارد اعتراض دارند. این مشکلات واقعی است و بهتر است که حاکمیت این مشکلات و حرف‌ها را بشنود و آن حرفی که درست است را بپذیرد و با آنی که غلط است ارشادی برخورد کند و روندی را داشته باشد که با مرحمت و رحمت باشد.
***
2 دی ۱۴۰۱
وقتی مردم در جنبه‌های مختلف زندگی با مشکل مواجه‌اند، معیشتشان از یک سو دچار مشکل است و در تنگنا هستند و از سوی دیگر با مشکلات و بحران‌هایی مانند آلودگی هوا یا معضلات زیست محیطی مواجه‌اند طبیعی است که نسبت به عملکردهای نادرست و اشتباه واکنش نشان می‌دهند.
***
15 آذر ۱۴۰۱
وقتی ما به جای برابر بودن داریم عقب می‌رویم از نظر اقتصادی، از نظر ارزش پول ملی و برخی مسائل دیگر و در مقابل بیکاری بیشتر می‌شود یعنی مشکلات افزایش پیدا کرده است؛ یعنی یک جای کار ما گیر است و باید تغییرات و اصلاحات ایجاد کنیم. اگر تغییر ندهیم داریم زیان می‌کنیم و این چیزی است که به‌نظر من ما از آن غافلیم و متاسفانه کارها را به کسانی می‌دهیم که اکثر مواقع تجربه کاری ندارند. درنتیجه بدتر گیر می‌کنند، بدتر هزینه ایجاد می‌کنند و مشکلات را افزایش می‌دهند درنهایت هم تقصیرات را گردن خارجی‌ها می‌اندازیم.

من اگر در یک حوزه‌ای کار نکرده باشم و طبق روال تجربه و سلسله مراتب بالا نیامده باشم و به یکباره از یک جای دیگر من را ببرند و یک جای دیگر به عنوان رئیس منصوب کنند خب مجموعه من را قبول نمی‌کنند؛ اگرچه حکم ریاست هم داشته باشم. حتی اگر قبول هم کنند همینطوری کوتاه آمده‌اند، اما هیچکس از حرف‌های من اطاعت نمی‌کند و درنتیجه مشکل پیدا می‌کنند. مشکلات فعلی الآن بیشتر به خاطر این است که آدم‌هایی را بر سر کار می‌گذاریم که بر اساس سلسله مراتب بالا نیامده‌اند.

ما الآن طوری عمل کردیم که مردم را عصبانی کرده‌ایم، به جای اینکه خودمان را نقد کنیم می‌خواهیم بگوییم همه تقصیرها در طرف مقابل است.

***
14 آذر ۱۴۰۱
بر اساس قانون هر کسی می‌تواند اعتراض کند و باید به این اعتراضات مجوز داده شود تا معترضان بتوانند اعتراضات خود را به صورت قانونی برگزار کنند که متاسفانه در جمهوری اسلامی تاکنون چنین اجازه‌ای به چنین اعتراضاتی که خلاف نظر سیاستگذاران بوده، داده نشده است درنتیجه نداشتن چارچوب مشخص اجرای قانون به صورت انزجاری طور دیگری خود را نشان داده است که امروز مشاهده می‌شود. آنچه که قانون بوده، اجرا نشده و چارچوبی برای آن تعیین نشده است و به همین دلیل امروز با مشکلاتی مواجه شده‌ایم. معتقدم که قانون مشکلی ندارد و گفته که هر کسی اعتراض دارد، اجازه دارد بیاید اعتراض کند، ولی مجریان به هر کسی که اعتراض دارد می‌گوید که نمی‌توانی اعتراض کنی؛ همین امر باعث می‌شود که موضوع بماند تا منفجر شود.

متاسفانه امروزه دولت، مجلس و قوه قضاییه برای خود یک سفره‌ای درست کرده‌اند و برای مردم هم یک سفره دیگر؛ این در دوره‌های گذشته نیز وجود داشته است؛ اگر راست میگوییم مسئولان هم بروند در سفره مردم بنشینند.
در گذشته اعلام می‌کردند که چرا مردم گرسنه هستند، اما الآن که بدتر شده است؛ دلیل این وضعیت آن است که داریم راه غلطی را طی می‌کنیم که ما را به سمت فقر و گرفتاری می‌برد.

قرار بود از تورم جلوگیری کنند و مسکن و اشتغال ایجاد کنند اما چرا نمی‌شود؟ چون از نظر علمی شدنی نیست. می‌گویند که فلان کار و بهمان کار را می‌کنیم؛ باشد بستان و بزن؛ الآن قدرت در دست آن‌هاست و ما هم آنها را کمک می‌کنیم تا مشکل مردم را حل کنند.

***
27 شهریور ۱۴۰۱
چهل سال است می‌گوییم الگوی ما و افتخار ما امام حسین و حضرت علی است و این همه شهدا در این مملکت داشتیم، اما با وجود این ادعاها خیلی از مردم ما محتاج نان شب هستند. آیا می‌شود از منِ مسلمان، از منِ دانشگاهی، از منِ مسئول کاری بکنم که مردم ما مشکل داشته باشند؟! به نظرم نمی‌شود پذیرفت. برادران! خواهران! ما مقصریم. ما در برابر این مردم و شهدا مقصریم برای اینکه آنچه که برازنده و شایسته این مردم است را نتوانستیم تهیه کنیم. منِ نماینده وقتی در دفتر می‌نشینم جوانانی با مدرک تحصیلی دکترا و فوق لیسانس هم می‌آیند و از من کار می‌خواهند و نمی‌توانم جواب بدهم دلم می‌خواهد زمین باز شود در آن بروم. چرا بعد از ۴۰ سال جوان‌های ما نباید زندگی راحتی داشته باشند؟! این وضعیت را نمی‌شود پذیرفت؟
برازنده جامعه اسلامی و شیعه آل علی و طرفدار امام حسین این نیست که مردمش در چنین وضعیتی زندگی کنند.
***
13 شهریور ۱۴۰۱
اینها هر کسی را که می‌خواهند از میدان به در کنند یک انگی به او می‌چسبانند تا او را حذف کنند بعد حرف خودشان را بزنند و کار خودشان را کنند. این روشی است که متأسفانه تا حالا توانسته‌اند جلو بیایند و همه کانون‌های مجلس، دولت و قوه قضاییه را به قول خودشان یکدست کردند اما واقعیت‌های اجتماعی این اجازه را به آنها نمی‌دهد. به هر حال اعتصابات و اعتراضات شکل خواهد گرفت. نهایتاً امکان ادامه به این شکل وجود ندارد.

اینکه در حال حاضر وضعیت سفره مردم کم‌رنگ‌تر شده غیرقابل انکار است در صورتی که همین افراد در دولت روحانی می‌گفتند چقدر اقتصاد و سفره مردم را به برجام گره می‌زنید؟! خب بفرمایید حل کنید برجام را هم پاره کنید.
اگر وضع خودتان و اطرافیانتان خوب است آیا حق دارید برای کسانی که زندگی‌شان در سختی و گرفتاری سپری می‌شود، تعیین تکلیف کنید و به جای آنها ادعا کنید که ما می‌ایستیم؟! سفره شما هم مثل سفره دیگران بی‌رنگ شده است؟ شما هم مثل دیگران نان در خانه‌تان پیدا نمی‌شود؟ من نمی‌گویم گوشت پیدا نمی‌شود اما خیلی از خانواده‌ها هستند که حتی برای خرید نان هم مشکل دارند. لذا اجازه ندهیم یک عده برای اکثریت جامعه تصمیم بگیرند و همه را بازی بدهیم. برای همه شخصیت قائل شویم. همه را اعضای این جامعه و این مملکت بدانیم؛ یعنی غیر از یک تعداد خاص بقیه مال این مملکت نیستند و مثلاً خائن و جاسوس و یا ضد ولایت هستند؟!

به هر حال اعتصابات و اعتراضات شکل خواهد گرفت. نهایتاً امکان ادامه به این شکل وجود ندارد.

آن‌هایی که خوردند و بردند الآن کیفشان کوک است و دارند حرف‌های گنده گنده می‌زنند. آن‌هایی که با تمام وجودشان برای این مملکت کار کردند الآن که وقت پیری‌شان است حتی خانه ندارند و زندگی‌شان هم نمی‌چرخد اینها همه چیز را از دست رفته می‌بینند و این بی‌انصافی است که ما اینها را نبینیم. بی‌انصافی است که زندگی کسانی که به خاطر این مملکت انقلاب کردند و جنگیدند برای ما مهم نباشد. او که نخورده اگر می‌خورد الآن وضعش خوب بود و لازم نبود اعتراض کند.

در حال حاضر تورم روزبه‌روز بدتر می‌شود و همین الآن هم اگر این جوری بماند باز من می‌گویم خوب است اما به تصور من این روند نیز تشدید پیدا خواهد کرد و بهبود نخواهد یافت مگر اینکه یک مقدار تغییر در جهت‌گیری‌ها، در نگاه‌ها و سیاست‌ها به وجود بیاید و مشارکت، وحدت و انسجام داخلی به وجود بیاید.

مگر نگفته بودیم تورم را از بین می‌بریم؟ مگر نگفته بودیم اشتغال ایجاد می‌کنیم؟ هیچ‌کدام را هم انجام ندادیم خب حالا چه کار کنیم؟
شفافیت یعنی اینکه من، خانواده‌ام، قوم و خویشم و همه آن کسانی که با من هستند در روند مالی و اقتصادی رانت می‌گیریم یا خیر. FATF داخلی را پیاده کنند حالا که می‌گویند با FATF خارجی مسئله دارند و نمی‌خواهند خارج بفهمند اینها چه کار می‌کنند. چطور شد که در این مملکت ده‌ها و شاید هم صدها هزار میلیارد پول گم شده و هیچ کس خبر ندارد کجاست؟ درباره شفافیت من به عنوان نماینده باید حساب و کتابم را به قوه قضاییه می‌دادم و داده‌ام اما پسرم، دخترم، برادرم، خواهرم، عمه‌ام، خاله‌ام، هیچ‌کدام از اینها حساب و کتاب نداده‌اند. من اگر بخواهم بخورم می‌دهم آنها بخورند! این چه شفافیتی است؟! می‌خواهم بگویم من اصلاً هیچی ندارم همه داشته‌ام را به اسم بچه‌ام می‌کنم. مرتب می‌خورم و مرتب به اسم آنها می‌کنم این شد شفافیت؟!

***
5 شهریور ۱۴۰۱

مالیات‌هایی که برای تولیدکنندگان وضع کردیم بسیار سنگین‌تر از قبل است و از سوی دیگر قدرت خرید بازار کاهش پیدا کرده است و اعلام هم کردیم که باید حقوق کارمندان افزایش یابد! یعنی معادله‌ای را درست کردیم که نتیجه آن فرار نخبگان و سرمایه‌ها است.

کشورهایی مثل امارات برای نخبگان ما دام پهن کرده‌اند که حتی این روند دیگر مختص نخبگان و پزشکان نیست بلکه سرمایه‌گذاران هم در حال ترک کشور هستند.

***
26 مرداد ۱۴۰۱

در حالی که رئیسی به استان‌ها سفر می‌کند و امیدی را بین مردم ایجاد می‌کند، واقعیت این است که پولی وجود ندارد.

کافی است وعده‌هایی که در مناظرات قبل از انتخابات داده شد را با مباحث امروز چون تورم، اشتغال، مسکن، شایسته‌سالاری و عدالت را مقایسه کنیم تا ببینیم این وعده‌ها محقق شده است یا نه؟! یکی از آن وعده‌ها مسکن بود که گفتند سالی یک میلیون مسکن تحویل می‌دهند، اما پس از مدتی صداوسیما در این‌باره می‌گوید، زمین آماده می‌کنیم که مسکن‌ها را بدهیم؛ حال زمین هم آماده شود به چه کسی با کدام پول می‌خواهند بدهند؟! چه کسی می‌خواهد خانه‌ها را بسازد؟! فردی که مسکن ندارد با کدام پول و چطور آن را بسازد؟ پول که نمی‌دهند، اگر هم بدهند وام ۱۸ درصد است؛ آن وقت آن فرد پول را چطور پس بدهد؟! اما از سوی دیگر بیکاری و تورم را مشاهده می‌کنیم که کمر بسیاری از مردم را خم کرده است.

برجام را امضا کردند و (به مذاکره‌کنندگان) اختیار دادند. ما هم می‌گوییم چرا آن را (آنگونه که می‌گفتید) پاره نمی‌کنید؟! چرا سفره مردم را رنگین نمی‌کنید؟! مگر در دور قبل نمی‌گفتند برجام را باید پاره کرد و خیانت است؛ پس چرا امروز خیانت را ادامه می‌دهید، در حالی که سفره مردم بی‌رنگ‌تر شده است؟!

***

۲۲ مرداد ۱۴۰۱
دولت سیزدهم در انتخابات با حذف‌های حداکثری کاندیداهای رقیب شکل گرفت و از این رو نتوانست پایگاه گسترده‌ای برای خودش فراهم بکند از این رو فقدان آن روح ملی به عنوان پشتوانه دولت، باعث شد تا دولت با دوقطبی‌سازی‌های مصنوعی به ایجاد انسجام در درون خودش دست بزند. اساساً طرح شعار بانیان وضع موجود از این ضعف استراتژیک ناشی می‌شود. به همین دلیل ناتوانی‌ها رو به گسترش و رفاه و آرامش مردم رو به کاهش است.

متاسفانه برخی اجازه خدمت به مردم نمی‌دهند حتی اگر به بهای نابودی مردم تمام شود. برای مثال ببینید نباید برجام این همه به طول می‌انجامید و مردم این همه در سختی قرار می‌گرفتند؛ اما عده‌ای برای شکست دولت روحانی در کشور از جمله در برجام، حاضر شدند برجام شکست بخورد و مردم در چنبره مشکلات بیفتند.
وضعیت حکم می‌کند که دولت کنونی از هر کسی که توانمندی در جامعه داشته باشد بهره ببرد. ولی حذف می‌کنند زیرا خودشان قادر به رقابت با توانمندان نیستند. چون می‌دانند اگر توانمندان در میدان باشند دیگر نوبت به آنان نمی‌رسد. از این رو سکه تهمت زدن مثل تهمت‌هایی چون اتهام جاسوسی، وابسته به بیگانگان، ضد ولایت فقیه و … برای بیرون کردن رقیب از میدان رواج دارد.

مشکلات حل نمی‌شود. چون مشکل این چیزها نیست و ادامه می‌یابد مثل گرانی‌ها و کمبود مسکن و … به همین دلیل به یک طناب پوسیده دیگر متوسل می‌شوند. آن هم این که می‌گویند قبلی‌ها آوار کرده‌اند و ما باید آواربرداری کنیم و این به طول می‌انجامد. در حالی که فراموش کرده‌اند خودشان از موانع اصلی حل مشکلات بوده‌اند. یکی از دلایلی که مشکلشان حل نمی‌شود این است که همواره جزو پروژه خراب‌کن‌ها بوده‌اند و چون ساختن را نیاموخته‌اند، کماکان تخریب و حذف حتی در شرایط یکدست شدن و حاکمیت خودشان هم وجود دارد.

حاضر بودند کشور به فقر و فلاکت برسد ولی رقیب که آن‌ها نیز که مسلمان و بیشترشان مؤمن هستند برنده نشوند تا به مردم بگویند که این‌ها بی‌عرضه و خودشان توانمند بوده‌اند. بسیار خوب حالا که حکومت را یکدست کردید پس چرا نمی‌توانید راه‌حل‌های خوبتان را پیاده کنید؟ مانعی وجود ندارد.

تا دیروز می‌گفتند اگر دولت دست ما باشد تورم را حذف می‌کنیم. اشتغال و مسکن مردم را درست می‌کنیم. حالا همه برعکس شده است. جالب است که موفقیت‌ها را ناشی از خودشان می‌دانند و خرابی‌ها را ناشی از عملکرد دولت گذشته. این در حالی بود که همه اطلاعات وضعیت موجود را داشتند و با اطلاع از آن می‌گفتند چنین اقداماتی را انجام می‌دهیم. حالا اگر چنین نتیجه‌ای حاصل نشده، معلوم می‌شود که علمش را نداشته‌اند و همچنین فاقد آن نیرویی بوده‌اند که بتواند دارای تجربه اجرایی برای حل مسائل باشد. از این رو یک استاندارد دوگانه‌ای را به جامعه ارائه کردند به این معنا که اهداف وعده داده شده با ابزار علمی و وعده‌هایشان هماهنگ نبود. باحذف گسترده نیروهای علمی و توانمند این وضعیت بسیار تشدید شد و بعید است که بتوانند در این باره خود را بازسازی کنند.

یک مقایسه ایران با کشورهای همسایه می‌بینیم که از نظر زندگی مردم خیلی پسرفت داشته‌ایم. خیلی داریم از جهان عقب می‌مانیم. این شیوه حکمرانی، شایسته مردم فرهیخته ایران نیست. به همین دلیل داریم با یک خطر مهیب‌تر مواجه می‌شویم که آن هم مهاجرت نخبگان آن هم حتی به صورت شرکتی است. این برای ما یک ضایعه ملی است؛ و متاسفانه از خودمان سؤال نمی‌کنیم که چه کرده‌ایم بهترین‌های نخبگان ما دارند از ما فرار می‌کنند؟

اول این که جامعه این گونه ادامه نخواهد یافت و وضعیت وخیمی را من پیش‌بینی می‌کنم. بی‌تردید عده‌ای درباره تندروی‌های خود تجدیدنظر خواهند کرد و متاسفانه بخشی هم به مشی خود ادامه خواهند داد و جامعه را با بن‌بست مواجه خواهند کرد. البته بسیار دشوار است که من بگویم حوادث آینده تندروها را به کدم سمت‌وسو می‌برد.

جامعه منتظر آن است که آنچه قبل از انتخابات یا در خلال آن وعده دادند یعنی رفع گرانی، عدم گره زدن معیشت مردم به برجام و ساخت سالی یک میلیون مسکن تحقق یابد. آن سفره‌های رنگین و آن تورم کاهش یافته و دیگر وعده‌ها حالا به کجا رسیده است؟ چرا بعد از یک سال وضعیت مردم بسیار وخیم‌تر شده است. از همه بدتر مردم در کمال بی‌صداقتی مشاهده می‌کنند که مقصر همه شکست‌ها، دولت قبلی است و هرچه مثبت است محصول عملکرد این دولت است. این نشان می‌دهد که تیم حاضر اساساً حکومت‌داری نمی‌داند.

ما هم در انقلاب ۱۳۵۷ با هم برادر شده بودیم. کسی که رهبری و انقلاب را قبول داشت می‌توانست در اغلب امور مشارکت داشته باشد، ولی امروز می‌خواهند هزار دلیل بیاورند که شما ضد رهبری و اسلام هستید تا حذفتان کنند. همچنین می‌خواهند چیزهای دیگری را به نام انقلاب و اسلام به مردم حقنه کنند و متاسفانه یک بخشی از این وضعیت ناشی از این است دولت سیزدهم در انتخابات با حذف‌های حداکثری کاندیداهای رقیب شکل گرفت و از این رو نتوانست پایگاه گسترده‌ای برای خودش فراهم بکند از این رو فقدان آن روح ملی به عنوان پشتوانه دولت، باعث شد تا دولت با دوقطبی‌سازی‌های مصنوعی به ایجاد انسجام در درون خودش دست بزند. اساساً طرح شعار بانیان وضع موجود از این ضعف استراتژیک ناشی می‌شود. به همین دلیل ناتوانی‌ها رو به گسترش و رفاه و آرامش مردم رو به کاهش است.

***
4 مرداد ۱۴۰۱

دولت سیزدهم وعده‌هایی به مردم راجع به اشتغال و مسکن … داده است. البته از نظر علمی و عملی امکان ندارد ظرف یک سال ۱ میلیون مسکن ساخت، آقای دکتر احمدی‌نژاد با آن همه پول و اعتباری که در اختیار داشت، جمعاً ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار ساختمان را ساخت. درنهایت اگر بخواهیم هر سال یک میلیون مسکن بسازیم، نه پول و امکانات آن وجود ندارد بنابراین این وعده عملی نیست و تاکنون هم عملی نشده است.

از طرفی بحث‌ها در میان کاندیداهای ریاست جمهوری این بود که با این گرانی استمرار وضعیت موجود بسیار مشکل است، سفره مردم مشکل دارد، چرا سفره مردم را به برجام گره زده‌اید، بیایید سفره مردم را حل کنید. حالا می‌بینیم گرانی، تورم و هم کاهش قدرت خرید مردم همزمان با هم پیش می‌رود؛ و این روند صدای همه را درآورده است.

با ادامه این سیاست‌ها شاهدیم که مردم و جامعه عصبانی هستند. دقت کنید، بازنشستگان معمولاً به اقتضای سنشان محافظه‌کار می‌شوند و کمتر ریسک می‌کنند، ولی الآن، به کف خیابان آمده‌اند، از همین نکته، می‌توان وضعیت جامعه را درک کرد.

البته در بخش‌های نظامی نقاط مثبت فراوانی در سطوح داخلی، منطقه‌ای و جهان داریم. ولی اگر فقط آن‌ها را ببینیم و شرایط اقتصادی را نبینیم و نخواهیم مشکلاتش را حل بکنیم، به طور طبیعی خیلی سخت خواهد بود کشور را با این روند اداره کنیم.

شما آدم‌هایی که هیچ تجربه‌ای در حوزه مسئولیت خود ندارند، می‌آورید و رئیس می‌کنید. این خلاف صریح آیه قرآن است. اگر هم به چنین افرادی توصیه هم بکنید نمی‌تواند بشنود. البته فایده‌ای هم ندارد، چون تجربه‌اش را ندارد.

اگر انتخابات رقابتی بود، سال ۱۴۰۰ هم ایشان رأی نمی‌آورد. البته من خوشحالم که چنین موضوعی رخ داده است تا قبل از این می‌گفتند ما برجام را پاره می‌کنیم و اقتصاد را بدون گره زدن به برجام پیش خواهیم برد. البته تاکید می‌کنم که اگر بتوانند این کار را بکنند برای ما هم آموزش خواهد بود و خوشحال می‌شویم که چنین موفقیتی به دست آمده است. چون علم، تجربه و شرایط ما نشان می‌دهد که چنین موضوعی امکان‌پذیر نیست. حالا دوستانی که بلدند سفره مردم را رنگین کنند، از برجام هم خارج بشوند ببینیم چگونه می‌توانند روند را ادامه بدهند.
***
31 تیر ۱۴۰۱
مسئولان می‌گویند که ما می‌خواهیم جراحی اقتصادی کنیم. حداقل باید مسئولان جراحی اقتصادی را بلد باشند و بعد دست به جراحی اقتصادی بزنند یعنی اگر شکم بیماری را شکافتند و این بیمار خون‌ریزی کرد در وسط کار هاج و واج نمانند. وقتی که فردی کار را بلد نیست و موجب می‌شود مریض خون‌ریزی کند، حتماً این خون‌ریزی باعث مرگ مریض خواهد شد، در این شرایط دیگر چه کار می‌شود کرد؟
***
22 تیر ۱۴۰۱
مدیریت یک علم است. حال اگر بگوییم مدیران سابق بد هستند، در مقابل باید مدیر خوب هم معرفی کنید؛ اینکه کجا درس خوانده، دوره دیده و کار کرده است. تیم جدید مدیران قبلی را حذف و خود سرکار آمدند و امروز که نمی‌توانند کار کنند می‌گویند، تیم قبلی مقصر است اما اگر شما مدیرانی خوبی هستید؛ اوضاع را بهبود ببخشید!
کافی است شعارها و گفته‌ها را قبل از انتخابات و عملکرد امروز آن‌ها را کنار هم بگذاریم؛ مگر نمی‌گفتند ارزانی خواهیم داشت و یک میلیون خانه می‌سازیم و مشکل بیکاری را حل خواهیم کرد؟! آیا آنها را انجام دادند؟ نه تنها آن‌ها را انجام ندادند بلکه همه چیز گران و مردم نگران‌تر شدند، قدرت خرید کارمندان و بازنشسته‌ها به شدت کاهش پیدا کرده است، ۵۰ درصد تورم و در مقابل ۱۰ درصد حقوق آن‌ها را افزایش داده‌اند.
همه رسانه‌ها، منبرها، دانشگاه‌ها و تریبون‌ها را در دست دارند. اگر چهار نفر حرف بی‌ربط می‌زنند در مقابل شما، شما حرف با ربط بزن آنگاه مردم مقایسه می‌کنند و آنچه حق است را می‌پذیرند، نه اینکه اگر کسی خواست حرفی بزند به این خاطر که امنیت جامعه را به هم میزند آن را حذف کنی! امنیت دست شما است
اینکه دولت می‌گوید برای دارو و مواد اولیه کمبود نداریم دروغ است چراکه واقعیت چیز دیگری می‌گوید باید از ابتدا درست تصمیم می‌گرفتند
پشت این سیاست‌ها چیزی جز بی‌تجربگی و عدم هماهنگی نمی‌توان دید. توان و تجربه علمی در دولت وجود ندارد.
کدام یکی از این افرادی که در حال حاضر مدیر هستند دوره مدیریت دیدند و کجا دیدند کجا را توانستند درست کنند که این دومی‌اش باشد.
قطعاً همه بیمار آنچه بیماران خاص و چه سایر بیماران با این روند برای تأمین دارویشان دچار مشکل می‌شوند و گرفتاری مردم بیشتر می‌شود، علاوه بر اینکه سلامت جسمی افراد تهدید می‌شود، آرامش فکری و روحی خانواده‌ها نیز به هم می‌ریزد. وقتی یک نفر در خانواده مریض است ده نفر گرفتار می‌شوند. وقتی دارو نباشد آرامش همه اعضا آن خانواده به هم می‌ریزد و این درد بدی است.

***
21 تیر ۱۴۰۱

با شعار، فریاد زدن و زد و بند چیزی درست نخواهد شد. مردم صداقت را درک می‌کنند.
***
5 اردیبهشت ۱۴۰۱
گران شدن دارو بدیهی است و حتی بدتر هم خواهد شد. دلیل آن هم تنها اختصاص پیدا نکردن ارز به دارو از بهمن سال گذشته نیست.
حتی اگر قیمت هم بالا رود باز هم قدرت تولید ندارند چون پولی ندارند. نتیجه اینکه کمبود دارو خواهیم داشت، حتی اگر نقدینگی هم باشد مردم نمی‌توانند یکسری از داروها را پیدا کنند.
***
31 فروردین ۱۴۰۱
مرتب بحث از این می‌شود که قیمت‌ها را پایین می‌آوریم و اصلاح می‌کنیم درحالی‌که به عنوان نمونه اگر قیمت کالایی ۲۵ هزار تومان بالا می‌رود، ۱۰ هزار تومان پایین می‌آورند و بعد ادعا می‌کنند که قیمت‌ها به نرخ قبل بازگشت؛ اما اگر این روند افزایش قیمت‌ها کنترل نشود، وضعیت به مراتب بدتر از این خواهد شد؛
ما شعار وحدت سر می‌دهیم، اما کسانی که با دیدگاه‌های ما مخالف هستند را از صحنه حذف می‌کنیم و روزبه‌روز نیروهایی که می‌توانند کمک کارشناسی کنند از صحنه کنار گذاشته می‌شوند که دولت متضرر می‌شود.
تا زمانی که بیرون گود هستیم فکر می‌کنیم می‌توانیم شعار دهیم اما وقتی وارد گود شدیم تازه متوجه می‌شویم که با شعار دادن نمی‌توان سفره مردم را رنگین کرد باید مشکلات را حل کنیم.
***
14 اسفند ۱۴۰۰
الآن سفره مردم رنگین‌تر شده است یا بی‌رنگ‌تر؟! مردم وضعشان بهتر شده است یا بدتر؟! اما چرا صدای این آقایان درنمی‌آید؟ چرا نمی‌گویند «چرا مردم مشکل دارند؟ چرا فقر است؟ چرا گرانی است؟». همه اینها هم هست؛ این مسئله نشانه عدم صداقت اینهاست.
خیلی از اینها صداقت را دوست ندارند. تملق و ریا را دوست دارند. آن خانم کاترین شکدام هم با همین ریا و تملق خود را جا زد.
***
10 اسفند ۱۴۰۰
واقعاً حرف زدن برای من خیلی سخت است؛ به خاطر اینکه الآن ما نباید حرف بزنیم و باید حرف‌هایی که تا حالا می‌گفتیم و بلد بودیم را اجرا می‌کردیم. چون اگر بگوییم، مردم می‌گویند چرا خودتان این کار را نمی‌کنید؟ زمان شاه که ما در دانشگاه بودیم و چپی‌ها بودند، خیلی راحت از اعتقاد و باورمان دفاع می‌کردیم و می‌گفتیم اگر ما باشیم فلان کار را می‌کنیم. حالا می‌گویند چرا این کارها را نکردید؟
***
1 اسفند ۱۴۰۰
واقعیت این است که ما نباید بنزین را به قیمت آب بفروشیم که داریم می‌فروشیم اما اصلاح کردن این آن‌طور که انجام شد، نیست. بلکه باید تبعات آن را دقیق بررسی کرد، با مردم صحبت کرد و ابعاد مختلف این مسئله را برای اقشار مختلف جامعه تبیین کرد.
***
18 بهمن ۱۴۰۰
هرکس خواست چیزی به مردم بگوید اول از خودش شروع کند و با رفتار بگوید تا با کلام؛ یعنی اگر ما با رفتارمان بتوانیم به مردم پیام برسانیم، مردم از ما قبول خواهند کرد. ما در رفتارمان غیر از کلاممان داریم حرف می‌زنیم. درنتیجه وقتی مردم رفتار ما را می‌بینند، حرف‌های خوب ما را قبول نمی‌کنند. چون عملکرد ما غیر از حرف‌های ما است.
زندگی و معیشت مردم روزبه‌روز دارد بدتر می‌شود و این به خاطر نگاه و رفتار ما و اختلاف بین گفتار و عملکرد ما است.
***
27 دی ۱۴۰۰
– بالاخره ما اشتباهات یا اتفاقاتی در کشورمان داریم که شبیه به آنهاست و اگر متوجه و آگاه نباشیم و اگر خود مقام معظم رهبری جلوی این اشتباهات را نگیرند و از طرف دیگر هم جامعه را رها کنند، مشکل پیدا می‌کنیم؛ یعنی حاکمیت‌هایی که تنها یک گروه در آنها حکومت می‌کند، بر اساس تجربه و سرنوشتی که این کشورها داشته‌اند، عاقبت خوبی ندارند؛ آنها که تصور می‌کنند که عقل کل هستند و بقیه هیچ، نتیجه درستی نگرفته‌اند؛ در دنیا و در تاریخ، علاوه بر نمونه شوروی، در «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» به نمونه‌های کل دنیا پرداخته شده است.
ما خیلی وقت‌ها تصور می‌کنیم اگر فلان آدم را برداریم و آن یکی را بگذاریم مملکت درست می‌شود؛ مملکت با تعویض آدم‌ها درست نمی‌شود.
الآن این دولت مدیران جوان آورده است، فکر می‌کنید مشکلی حل می‌شود؟! هنوز نرسیده در مجلس دارند برای چند وزیر رأی استیضاح جمع می‌کنند. اینگونه که نمی‌شود مملکت را اداره کرد؛ یعنی بدیهی است که مدیریت یک علم است و جایگاه‌ها باید بر اساس آموزش اختصاص یابد تا سیستم ارتقا یابد.
***
25 دی ۱۴۰۰
کسانی که معتقدند انقلابی‌تر هستند و به دولت قبلی می‌گفتند که مذاکرات را رها کنید و سفره مردم را بچسبید، پس اگر راست می‌گویند الآن سفره مردم را رنگین کنند
الآن در خصوص این همه ارزی که وارد مملکت شده است، یکی بیاید گزارش دهد که کجا خرج شد و چه دستاورد چشمگیری با این همه ارز داشتیم؟
کسانی که الآن در رأس امور هستند، استخر فرح را در انتظار مذاکره‌کنندگان می‌دانستند اما الآن خودشان پای میز مذاکره نشستند
اگر تصور کنیم مملکت یعنی «ما» و کسانی که با ما نیستند باید کنار بروند، قطعاً روزبه‌روز وضع بدتر از این خواهد شد.
***
21 دی ۱۴۰۰
کسانی که در بیمارستان یا کلینیک‌های خصوصی هستند، نمی‌توانند سکاندار خدمات به محرومین باشند.
اینکه مدام حرف از انقلاب و شهدا بزنیم و سپس به افراد غنی خدمات ارائه دهیم، درست نیست
ظلم است که حکومت و حاکمیت دو سفره پهن کرده است؛ یکی برای خود و یکی برای مردم. اگر دولت اسلامی و انقلابی است باید سر همان سفره‌ای بنشیند که برای مردم پهن کرده است. نمی‌شود با بیمه‌های تکمیلی و پزشکان آنچنانی قرارداد بسته شود و خدمات دریافت کنند، اما وقتی به مردم می‌رسد بگویند پول نداریم.
برخی وقتی که باید برای دولت کار کنند بیرون رفتند و چند میلیارد سرمایه زدند، آیا این دفاع از جانباز است؟ اگر مرد هستید برای خدمت به مردم از خود و پول خود بگذرید، این گوی و این میدان!

***
24 شهریور ۱۴۰۰
قراردادهای خرید واکسن در زمان آقای روحانی بسته شده و پول‌ها داده شده بود. معاون غذا و داروی وزارت بهداشت در دولت قبل اگر جرات دارد در این رابطه حرف بزند و روشنگری کند. امکان ندارد بدون سفارش بتوانیم جنس وارد کنیم، حتی اگر پول دستمان باشد.
دولت قبل پول را داده بود سفارش‌ها را هم انجام داده بود، حالا ممکن است مشکلات گمرکی و حمل‌ونقل بوده است و دولت فعلی آن‌ها را حل کرده است و الآن وارد می‌شود، اما کالا و سفارشات از قبل وجود داشته است و این دولت واکسنی سفارش نداده است. اگر این سفارش را داشتند اعلام کنند، این‌ها قبلاً سفارش نشده بود، ما این‌ها را سفارش دادیم و تولید انجام شده است.
***
8 شهریور ۱۴۰۰
این راهی که اینها پیش گرفته‌اند، من بعید می‌دانم که به جایی برسد، ولی خب می‌گویند که ما می‌رسانیم؛ ما هم می‌گوییم بسم‌الله برسانید ببینیم چگونه می‌رسانید.
اصلاً من مانده‌ام که این دولت بالاخره چگونه می‌خواهد کارهایش را انجام دهد
خلاصه حرف‌هایی که اینها زدند و شعارهایی که دادند به این سادگی نیست؛ اصلاً به نظر من امکان ندارد که با دنیا دعوا کنیم و بعد بتوانیم در اقتصاد رونق ایجاد کنیم، حتی اگر تصمیمات درستی بگیریم. وقتی نمی‌توانی معاملات پولی با دنیا داشته باشی که رونق اقتصادی ایجاد نمی‌شود؛ با کالا دادن و کالا گرفتن که رونق ایجاد نمی‌شود. با دور زدن تحریم‌ها هزینه اقتصاد را بالا می‌برید و هیچ تاجری نمی‌تواند در این معاملات رقابت کند و بعد از مدتی ورشکسته می‌شود. برای یک مدتی می‌شود دور زد و زندگی کرد ولی ما داریم مدام هزینه می‌دهیم برای اینکه تحریم را دور بزنیم، ارزان می‌فروشیم و گران می‌خریم و بعد هم افتخار می‌کنیم که تحریم را دور زدیم! تا کی می‌خواهید ارزان بفروشید و گران بخرید؟!

***
29 مرداد ۱۴۰۰
ما نمی‌گوییم این دولت بد است، این دولت خیلی هم خوب است؛ هر سیاستی را هم اجرا کند کمک می‌کنیم اما سفره مردم باید رنگین شود، مشکلات جوانان ما باید حل شود، رانت و رشوه و فساد و فرار مالیاتی و زمین‌خواری باید جمع شود و جمع شدن اینها سیستم و چارچوب می‌خواهد؛ با بگیر و ببند درست نمی‌شود. باید راه علمی را رفت و اینگونه حلش کرد.
حالا دیگر بهانه نیاورند که ما می‌خواستیم و آمریکا نگذاشت. همان راهی را که معتقدند می‌توانند بروند، به‌سرعت بروند و حل کنند
ما فرصت نداریم، جوانانمان دارند پیر می‌شوند، بیکار و گرفتارند، از آن‌طرف هم فقر و گرسنگی و فساد و رانت و دزدی و رشوه و… تا دلتان بخواهد وجود دارد

مطالب مرتبط