فرشاد مؤمنی، اقتصاددان حامی مسعود پزشکیان در زمان انتخابات ریاست جمهوری، با هشدار نسبت به استمرار سیاستهای تورمزا گفت: شوکدرمانی، نه راهحل که ابزار مافیاها برای گمراه کردن تصمیمگیران است. مافیاهایی که از مناسبات موجود سود میبرند، همان سیاستهایی را که عامل اصلی بحرانهای اقتصادی بوده، اکنون با نام رفع ناترازی و اصلاح ساختار معرفی میکنند.
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در نشست «دولت چهاردهم و سوگند پرهیز از شوکدرمانی» در موسسه «مطالعات دین و اقتصاد» خاطرنشان کرد: دلیل پرداختن به این مسئله و اهتمام به این یادآوری آن است که از یکسو، اقتصاد ملی روزهای بسیار دشواری را تجربه میکند و روندهای قهقرایی عملکرد اقتصاد ملی، با رسیدن به نرخهای رشد منفی اقتصادی و در کنار آن گسترش و تعمیق بیسابقه فقر و فلاکت، روبهرو است؛ و از سوی دیگر شاهد آن هستیم که چه در سطح قوه مجریه و چه در سطح قوه مقننه، هم سخنان نامربوط، غیرکارشناسی و نگرانکننده بیش از اندازه تکرار میشود و هم سخن از طرحهای بهاصطلاح «رفع ناترازی» در عرصههای مختلف به گوش میرسد که هرکدام از آنها واجد ابعاد تازهای از نگرانیهاست.
وی با بیان اینکه همان چیزی که خود علت اصلی بحرانهای چندلایه و چندبعدی اقتصادی ـ اجتماعی در کشور است، از سوی مافیاهایی که از مناسبات موجود سود میبرند، به عنوان راهحل معرفی میشود، افزود: با کمال تأسف نشانههایی در سخنرانیها و در طرحها و لوایحی که در حال تصویب است، به گوش میرسد که حکایت از آن دارد که بازیخوردگی نظام تصمیمگیریهای اساسی کشور از فریبهای خطرناک و بحرانساز مافیاها، بنا بر توقف ندارد و اراده بر استمرار این روند است. امیدوارم نظام تصمیمگیریهای اساسی کشور به طور کلی و آقای رئیسجمهور محترم به طور خاص، متوجه شوند که این بار این بازیخوردگیها میتواند هزینههایی بسیار سنگینتر از گذشته به همراه داشته باشد؛ چراکه شکنندگیهای اقتصادی ـ اجتماعی ما نسبت به گذشته دائماً در حال افزایش است.
آموزههای بنیادگرایی بازار و صندوق جهانی نسبت به تجربه شوکدرمانی ایران شرافتمندانهترند
این اقتصاددان، ضمن یادآوری اینکه دکتر عباس شاکری، در کتاب «تاریخنگاری اقتصاد ایران در شش دهه»، تشریح کرده که با وجود همه نقدهایی که به آموزه بازارگرایی، هنگامی که در یک ساخت توسعهنیافته و رانتی به کار گرفته میشود، وارد است و با وجود همه نقدهایی که به بسته منحوس «تعدیل ساختاری» صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی وارد است، آنچه آموزه بنیادگرایی بازار و حتی آنچه صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی مطرح میکنند، نسبت به تجربه شوکدرمانی در ایران، بسیار شرافتمندانهتر است، توضیح داد: آقای شاکری در کتاب خود آوردهاند که مثلاً در برنامه تعدیل ساختاری، سیزده سیاست فاجعهساز وجود دارد، اما در کنار آن، توصیههایی نیز در مورد شفافسازی، پرهیز از گسترش و تعمیق فساد، بستن مجاری فوقبودجهای غیرشفاف و پرفساد و امثال آن مطرح شده که در تجربه ایرانی تعدیل ساختاری، حتی به آن توصیهها نیز عمل نشده است. اینها گویی سپر بلای منافع مافیاها بودهاند تا همه تمرکزها بر نقد بازارگرایی بنیادگرا، نئولیبرالیسم و برنامه تعدیل ساختاری متمرکز شود و مافیاها از دقت و شناسایی مصون بمانند؛ تا ما نتوانیم کانون اصلی مشکلات خود را با دقت بیشتری شناسایی کنیم.
مافیاها با دروغ، واژههای مجعول و آدرسهای غلط رئیسجمهور را گمراه میکنند
مؤمنی با بیان اینکه آقای رئیسجمهور شما با وعدههای دیگری رأی جمعآوری کردید و این خلاف عهد و اخلاق است، گفت: مافیاها در ایران هنگامی که بخشهای مهمی از جریان تصمیمگیری اقتصادی کشور را به تسخیر خود درآوردند، بیشتر از آنکه استدلال کنند، بر پایه آثار مکتوب بنیادگرایان بازار یا توصیههای صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی حرکت میکنند؛ آنها سلسلهای از دروغها و مباحث ساختگی را پیش میبرند، واژههای مجعول تولید میکنند و آدرسهای غلط میدهند. مثلاً رئیسجمهور محترم را میترسانند که ما کسری مالی داریم و اگر این شوکها اعمال نشود، چنین و چنان میشود. بر اساس آنچه طی ۳۷ سال گذشته بر سر ایران آمده با اطمینان به شما میگویم که «شوکدرمانی»، مسئله حلکننده کسری مالی دولت نیست و بسیار غمانگیز است که مقامات دولت حتی در این حد قادر نبودهاند که لااقل تجربه اجرای این سیاستها را در مکتوبات رسمی منتشر شده حکومت ردیابی کنند.
ادعای کاهش کسری مالی دولت با شوکدرمانی یک دروغ بزرگ است
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن تاکید بر ضرورت توجه سیاستگذاران به گزارش اقتصادی سال ۱۳۷۳ منتشرشده از سوی مرکز سازمان برنامه و بودجه و نخستین گزارش مرکز پژوهشهای مجلس در بهمن ۱۴۰۱ پیرامون بررسی لایحه بودجه سال ۱۴۰۲ کل کشور، توضیح داد: عنوان گزارش «کلیات بودجه و محورهای تصمیمگیری» است. در آن زمان برای مرحوم رئیسی، اینگونه جا انداخته بودند که اگر ما آن شوک نرخ ارز را از طریق حذف بهاصطلاح ارز ترجیحی اعمال کنیم، دهها هزار میلیارد تومان پول به دولت خواهد رسید و ایشان را با این استدلال متقاعد کردند و یقین داشته باشید که برای رئیسجمهور فعلی نیز احتمال اینکه قضیه متفاوت باشد بسیار اندک است. در صفحه ۳۰ گزارش مرکز پژوهشهای مجلس آمده که درخصوص حذف ارز ترجیحی سال ۱۴۰۱ تقریباً تمامی عواید ریالی ناشی از افزایش نرخ ارز کالاهای اساسی مردم به صورت یارانه نقدی تبدیل شد؛ یعنی از ترس انفجار اجتماعی، آنها شتابزده خارج از استاندارد قانونی مصوب مجلس یارانه نقدی ارائه کردند؛ بنابراین از متن این سند مشخص میشود که ادعای کاهش کسری مالی دولت از طریق شوکدرمانی یک دروغ بزرگ است. همه نیز این را میدانند که دولتی که خود بزرگترین مصرفکننده و بزرگترین سرمایهگذار است، بزرگترین زیاندیده از سیاست تورمزا نیز خواهد بود.
شوک نرخ ارز و بنزین هدفی جز گیج کردن تصمیمگیران ندارد
مؤمنی با بیان اینکه اصل ماجرا این است که سیاست تورمزا برای مافیاها و ثروتمندان غیرمولد مانند یک موهبت است و برای عامه مردم و تولیدکنندگان مانند یک بلاست، تصریح کرد: میخواهند شوک نرخ ارز یا شوک قیمت بنزین ایجاد کنند نه برای اینکه مثلاً مصرف کاهش و کارایی افزایش یابد، کسری مالی بهبود یابد یا سایر دروغهایی که مطرح میشود. اصل ماجرا این است که آنها میخواهند شوک ایجاد کنند، حیرت و سرگشتگی در ساختار تصمیمگیری پدید آورند و این بازیگران را برای تصمیمگیریهای نابهنجار و بهشدت بحرانساز آماده سازند. مثلاً میگویند میخواهیم قیمت بنزین را افزایش دهیم تا مصرف کاهش یابد. حداقل ۳۲ گزارش مرکز پژوهشهای مجلس منتشر شده که در آن گفته شده انتظارِ کاهش مصرف با افزایش قیمت حاملها، ناممکن یا دروغین است، ولی همچنان تحت این عنوان، پختوپزهایی در داخل مجلس و دولت صورت میگیرد.
کانون اصلی بحران حاملهای انرژی ایران در عرضه دولتی و نه مصرفکننده است
وی ضمن تشریح گزارش «یارانه پنهان و ملاحظات آن» که مرکز پژوهشهای مجلس در مهر ۱۳۹۸ منتشر کرده، خاطرنشان کرد: در آن گزارش شش دروغ بزرگ برای توجیه شوک قیمت بنزین و سایر حاملها مطرح شده است. گفته شده که کانون اصلی بحران در حاملهای انرژی ایران به قسمت عرضه حاملها مربوط میشود، یعنی جایی که عملاً انحصار مطلق دولتی وجود دارد و هنوز نقش مصرفکننده برای ایفای تاثیرش پدیدار نشده است. درواقع این استراتژی دنبال میشود که تولیدکننده انحصارگرِ بیکیفیت و بیکفایت و غیربهرهور نیازی به تلاش برای افزایش بهرهوری ندارد، زیرا کافی است که قیمت تمامشده نابهرهور را اعلام کند تا از حلق مردم این را بگیریم و به کام مافیاها بریزیم! در این گزارش اساساً خودِ مفهوم «یارانه پنهان» نیز یک دروغ بسیار بزرگ است. بیان میدارد که اصل ماجرا این است که حساسسازی فریبکارانه مسئولان، اینگونه عمل کرده است که میان شوک نرخ ارز و شوک قیمت حاملهای انرژی پیوندی برقرار کردهاند و این دو، دائماً یکدیگر را توجیه و بازتولید میکنند.
با بهانه یارانه پنهان شوک ارز به شوک حاملها پیوند زده میشود
استاد گروه برنامهریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی یادآور شد: در همان گزارش سال ۱۳۹۸ مرکز پژوهشهای مجلس آمده است که اصل ماجرای بازی با قیمت ارز را «یارانه پنهان» نامیدهاند تا بتوانند به این بهانه، در ادامه شوکهای نرخ ارز، شوکهای قیمت حاملها را نیز دنبال کنند؛ بهگونهای که اقتصاد ایران روی ثبات، آرامش و امنیت را نبیند؛ و میدانید که در شرایط بیثباتی و ناامنی، تنها مافیاها میتوانند از این آب گلآلود ماهی بگیرند؛ هیچکس به سراغ فعالیتهای مولد نمیرود و آنان که با عشق، آرمان و علایق متعالی اخلاقی به عرصه تولید وارد شدهاند، با تنبیههای بسیار سنگین روبرو میشوند.
مؤمنی با تاکید بر اینکه در همان گزارش تصریح میکند که این ادعا که میخواهیم از این طریق مسئله یارانه پنهان را کاهش دهیم نیز دروغی بزرگ است، افزود: میگویند اگر مسئله شوک قیمتی در بنزین، حلوفصل گرایش خانوارها به مصرف بیرویه بنزین باشد، این نیز دروغ است؛ زیرا بیش از سهچهارم یارانههای هیدروکربوری، اساساً به خانوارها اصابت نمیکند، بلکه به بخش رانتی معدنیها تعلق میگیرد و هیچ ارتباطی با خانوارها ندارد.
دوسوم یارانه پنهان مربوط به گازوئیل است، نه بنزین
او یادآور شد: دروغ بعدی که در آن گزارش افشا شده این است که اگر واقعاً قصد برخورد با مسئله یارانه پنهان وجود دارد، همان لفظِ مجعولی که بهانهای برای شوک به قیمتهای کلیدی شده است، باید دانست که بیش از دوسومِ آن مربوط به مصرفکنندگان گازوئیل است، در حالی که شما تنها به سراغ بنزین میروید؛ و اگر این مفهوم مجعول بخواهد اصلاً معنایی داشته باشد، باید دانست که سهم گازوئیل بیش از دوسومِ کل است و سهم بنزین کمتر از ده درصد. پس پرسش این است که چرا بنزین تا این اندازه در مرکز توجه مسئولان قرار گرفته است؟
ادعای کاهش تورم با شوک قیمتی دروغی شگفتانگیز است
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد اظهار داشت: در طرح جدیدی که اخیراً تحت عنوان بهاصطلاح «رفع ناترازی انرژی» مطرح شده و دوباره موجی از نگرانی درباره بدهبستان شوک قیمتی میان ارز و حاملها را شدت بخشیده، دروغی شگفتانگیزتر بیان شده و آن اینکه گفتهاند قصد دارند این اقدام را برای کاهش تورم انجام دهند! این دیگر واقعاً نکتهای است بس بدیع. انواع و اقسام دروغها از این دست مطرح شده است؛ برای مثال، یکی از امواج بزرگ تبلیغی درباره بنزین این است که میگویند فقرا خودرو ندارند، پس چرا باید این «یارانه پنهان» به دارندگان خودرو تعلق گیرد؟ درحالیکه هرکس الفبای مطالعات فقر را بداند، درمییابد که در سراسر جهان و بهویژه در ایران، پس از هزینههای سنگین خوراک و مسکن، هزینههای حملونقل کمر فقرا را میشکند. بهواسطه سیاستهای منحطِ شوکدرمانی، بخش بزرگی از فقرا از درون شهرها به حاشیه و بیرون شهرها رانده شدهاند؛ بنابراین، وارد کردن شوکهای قیمتی به بنزین، به طرز بسیار وحشتناکی اختلالهای عظیمی در زندگی عادی فقرایی ایجاد میکند که فاصله محل سکونت و کارشان گاه از چند ده کیلومتر فراتر میرود و چون خودرو در اختیار ندارند، ناچارند با هزینههای بسیار سنگینتر و خسارتبارترِ حملونقل مواجه شوند.
مؤمنی ابراز عقیده کرد: میخواهم برای آنکه آقای رئیسجمهور و بهویژه همکاران ایشان در سازمان برنامه، وزارت اقتصاد و بانک مرکزی که در روزهای اخیر سخنان ناسنجیده، مشکوک و بهشدت مغایر با واقعیت را بسیار بیپروا و پرتعدادتر از گذشته مطرح میکنند، متوجه شوند، عرض کنم اگر قرار باشد وجدان و اخلاق مبنای قضاوت ما باشد، عزیزان فقط همین گزارش اخیر تورم مهرماه را مطالعه کنند تا ببینند با این بازی مشکوک و مافیایی دستکاریهای پیدرپی قیمتهای کلیدی، با مردم چه میکنند. این نکات را به اعتبار همان سوگندی که آقای رئیسجمهور یاد کردهاند مورد تأکید قرار میدهم. ایشان وعده داده بودند که در آغاز ریاست خود، فقر شدید را از میان بردارند. از سخنگوی دولت میخواهم شرافت حرفهای به خرج دهد و گزارشهای وزارت کار درباره فقر سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ را منتشر کند تا روشن شود که وضعیت جمعیت فقیر کشور چه تغییری کرده و درصد جمعیتی که زیر خط فقر مطلق قرار دارند به چه میزان رسیده است. هم آن خانم و هم وزیر کار، همان گزارشهایی را که کارشناسان با غیرت وزارت کار عالمانه تهیه کردهاند، دستکم به اطلاع مقامات کلیدی کشور برسانند تا اینچنین، بازی مافیاها را نخورند و تسلیم دروغپردازیهای آنها نشوند.
شوکدرمانی پوششی برای تأمین منافع مافیاها است
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی تاکید کرد: ماجرای «شوکدرمانی» در ایران، موضوع تفاوت دیدگاه کارشناسی نیست؛ اینگونه نیست که عدهای تمایل به بنیادگرایی بازار یا گرایشهای نئولیبرالی داشته باشند. این سخن دروغ است. این صرفاً پوششی است برای تأمین منافع مافیاها و تحمیل خسارتهای سنگین به فقرا، ایجاد عقبماندگیهای جبرانناپذیر برای بخشهای مولد کشور و درنهایت به خطر انداختن امنیت ملی. اگر طی سی سال گذشته، بیش از صد بار نظام تصمیمگیریهای اساسی کشور به این شکل فریب خورده باشد، آیا کافی نیست؟ آیا باز هم باید آزمونهای جدیدی برای فریب دادنِ مقامات با حسن نیت اما فاقد صلاحیت تخصصی برگزار شود؟ آیا این روند باید همینطور ادامه پیدا کند؟
پدیدهای پیچیده از فساد و ناکارآمدی را «ناترازی» نامیدهاند تا آن را حسابداری جلوه دهند
مؤمنی با بیان اینکه در شرایطی که با پدیدهای پیچیده و چندلایه مواجهیم که آمیزهای شگفتانگیز از فساد، ناکارآمدی و شائبه پیوندهای بسیار گسترده با منافع بیرونی است و نام آن را «ناترازی» میگذاریم، یعنی عملاً آن را به سطح یک مسئله چرتکهای و حسابدارانه تنزل دادهایم، گفت: چنین وانمود میشود که مسئله با یک بازیِ دستکاریِ قیمتی قابل حل است و به این ترتیب، ماجرای اتلافهای وحشتناک روزانه در فرآیندهای تولید، انتقال و توزیع حاملهای انرژی به حاشیه رانده میشود. این سخنان را گروههای رادیکال بیان نمیکنند؛ بلکه گزارشهای رسمی سالانه «ترازنامه انرژی کشور» که توسط وزارت نیرو منتشر میشود، دقیقاً همین واقعیت را تاکید کرده که روزانه بیش از ۱.۳ میلیون بشکه معادل نفت، اتلاف انرژی داریم. وقتی نام این پدیده را «ناترازی» میگذارند، معنایش این است که «مسئله همین است و باید با دستکاری قیمت حل شود!» درحالیکه ناکارآمدیها را رها میکنند، فسادها را نادیده میگیرند و به آنها دست نمیزنند.
«ناترازی انرژی» پوششی برای غارت و ناکارآمدی در خصوصیسازی است
به گفته این اقتصاددان؛ بهنام خصوصیسازیِ برق، قیمت تمامشده برق را برای دولت و ملت بیش از چهار برابر افزایش دادهاند. این بازی کثیف با نام خصوصیسازی که درواقع بازیای غارتی، ضدملی و ضدتوسعه است، اکنون تحت عنوان «ناترازی انرژی» این پدیده پیچیده و چندلایه را پنهان میکند. وقتی دولت و مجلس نیز به این لفظ تن میدهند، گویا از اینکه مسئله چنین سطحی و ساده دیده شود، لذت میبرند! وگرنه، مگر چند بار تذکر کارشناسی داده شده است؟ این همه کارشناس کشور بارها هشدار دادهاند. این وضعیت، نیازمند یک خانهتکانی اندیشهای جدی در تصمیمگیریهای اقتصادی کشور است. با این جابجاییهای سطحی و نمایشی و اینکه این را از آنجا برداریم و جای دیگر بگذاریم، آن را از آنسو جابجا کنیم، کار مملکت سامان نمییابد، نگرفته و نخواهد گرفت.
با تعبیر «ناترازی»، بحرانهای پیچیده پنهان و سادهسازی میشوند
مؤمنی با بیان اینکه با تعبیرِ «ناترازی»، یک پدیده پیچیده چندلایه، سادهسازی و پنهانسازی میشود، عنوان کرد: این موجی تازه از فریبکاری است که از طریق استمرار بیثباتی و ناامنی ناشی از شوکهای قیمتی، چرخه غارت، تضعیف مردم، تضعیف بنگاههای تولیدی و فرسایش توان توسعه ملی را بازتولید میکند. روشن نیست که نهادهای نظارتی و امنیتی ما چگونه است که در برابر این ماجراها تا این اندازه آسان و بیتفاوت عبور میکنند؟
شوکدرمانی و بازی با قیمتهای کلیدی آثار خطرناکی دارد
مؤمنی تصریح کرد: امیدوارم مسئولان دولتی از دو دریچه وارد شوند؛ یکی دریچه عهدی که با مردم بستهاند و سوگندی که یاد کردهاند و دیگری دریچه توجه به آثار و تبعات بسیار خطرناک تمسک به شوکدرمانی، یعنی همان سیاستهایی که با «گیج کردن مردم» و «بازی با قیمتهای کلیدی» همراه است، چه در قالب شوک قیمت ارز و بنزین و چه در قالب ماجراهایی مانند اینکه بهاصطلاح آمدند یک بانک خصوصی را «ملی» کردند.
به ملت و کارشناسان ملی اعتماد کنید
این اقتصاددان در پایان ضمن تاکید بر ضرورت ایجاد شفافیت، از سیاستگذاران خواست با دقت بیشتری به آنچه در جریان سیاستگذاری و اجرا در عرصه اقتصاد کشور میگذرد، توجه شود و گفت: سقف انتظارمان هم این است که بازی مافیاها را نخورند و به ملت و کارشناسان شریف ملی خود اعتماد کنند. مطمئن باشند که در این صورت خودشان نیز بیشتر نفع خواهند برد. اگر عزیزان اندکی صادقتر و وفادارتر به عهدی باشند که با ملت بستهاند، در چارچوب همین مناسبات، همگی ما بیشتر نفع خواهیم برد؛ و تنها مافیاها و متجاوزانی مانند آمریکا و اسرائیل از چنین روندی لطمه خواهند دید.