صنایع کوچک که معیشت حدود ۴.۵ تا ۵ میلیون نفر از جمعیت کشور را بهصورت غیرمستقیم تأمین میکنند، زیر فشار ناترازی انرژی و قطعیهای مکرر برق در آستانه فروپاشی قرار گرفتهاند. این واحدها که نقش حیاتی در اقتصاد کشور دارند، با هر ساعت خاموشی با خسارتهای سنگین مالی و تولیدی مواجه میشوند. مطابق آمار، در سال گذشته قطعی برق بیش از ۵۰ هزار میلیارد تومان خسارت به این صنایع وارد کرده و کاهش تولید بین ۷ تا ۲۰ میلیارد دلار گزارش شده است. نیمی از ظرفیت تولید این واحدها به دلیل نوسانات و قطعی برق از چرخه خارج شده و این وضعیت، زنجیره تولید کشور را به مرز بحران کشانده است. وقتی کارخانهای به دلیل نبود برق تعطیل میشود، نهتنها کارگران بیکار میمانند، بلکه صنایع وابسته نیز در تأمین مواد اولیه دچار مشکل میشوند. این چرخه معیوب، به افزایش واردات و فشار مضاعف بر منابع ارزی کشور دامن میزند و اقتصاد را در تنگنای بیشتری قرار میدهد.
تحلیلگران معتقدند که ناترازی انرژی، نتیجه سالها بیتوجهی به زیرساختهای تولید برق و عدم سرمایهگذاری در این حوزه است. در حالی که تقاضای برق با رشد صنایع و افزایش جمعیت بالا رفته، ظرفیت تولید برق کشور نهتنها افزایش نیافته، بلکه به دلیل فرسودگی زیرساختها و سوءمدیریت، توانایی پاسخگویی به نیازهای حداقلی را نیز از دست داده است. این وضعیت، صنایع کوچک را که از نظر مالی و لجستیکی شکنندهترند، بیش از پیش در معرض آسیب قرار داده است. از طرفی قطعیهای بیبرنامه، برنامهریزی تولید را مختل کرده و اعتماد سرمایهگذاران به این بخش را به شدت کاهش داده است.
فولاد در آستانه فروپاشی
به غیر از صنایع کوچک که این روزها به شدت نگران آینده هستند؛ صنایع بزرگ هم دیگری جانی برای حرکت و ادامه فعالیت ندارند. وحید یعقوبی، عضو انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، در گفتوگو با چارسوق از وضعیت بحرانی این صنعت سخن گفت و تاکید کرد: وضعیت تولید، بهویژه در حوزه فولاد، به دلیل قطعیهای طولانیمدت برق به نقطهای ناگوار رسیده است. خاموشیها دیگر برنامهریزیشده نیست و کارخانهها بهیکباره با قطع برق مواجه میشوند. این قطعیها، تولید را به شدت کاهش داده و ما را در برابر رقبا و نیازهای بازار داخلی ناتوان کرده است.
او با اشاره به کاهش ۹۰ درصدی برق تخصیصی به واحدهای فولادی، افزود: این میزان برق حتی برای روشنایی معابر کارخانهها کافی نیست، چه برسد به راهاندازی خطوط تولید. این وضعیت به بخشهای مختلف مثل مسکن، خودروسازی و سایر صنایع وابسته ضربه زده و عملاً تولید را در کمترین حالت ممکن نگه داشته است.
یعقوبی با انتقاد از تأثیرات زنجیرهای این بحران، هشدار داد: وقتی ما نتوانیم تولید کنیم، صنایع پاییندستی معطل نمیمانند و سراغ واردات میروند. این موضوع فشار مضاعفی بر منابع ارزی وارد میکند، در حالی که دولت توان تأمین ارز را ندارد. از سوی دیگر، وارداتی که توسط برخی بنگاهها انجام میشود، به تولید داخل آسیب بیشتری میزند و چرخهای از وابستگی و رکود را تشدید میکند.
عضو انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران ادامه داد: شرایط تولید در دولت چهاردهم روزبهروز بدتر میشود. به نظر میرسد وزارت نیرو از قبل میدانست که چنین روزهایی در انتظار تولیدکنندگان است، اما هیچ برنامهای ارائه نکرد. حالا که تولید کاهش یافته، کارفرما چگونه حقوق کارگران را پرداخت کند؟ این وضعیت نهتنها به بیکاری کارگران منجر میشود، بلکه اقتصاد را به سمت وابستگی بیشتر به خارج سوق میدهد.
دولت بیبرنامه، صنعتگر بیپناه
برخی صنایع، از جمله سیمان و فولاد، از اواسط فروردین سال جاری با کاهش ۳۰ تا ۹۰ درصدی برق مواجه شدند. هرچند قطعی کامل برق برای ۱۵ روز اعلام شده بود، اما با رفع موقت برخی محدودیتها، مشکلات به روال سابق بازگشت. کارشناسان معتقدند که این قطعیها، نتیجه نبود برنامهریزی بلندمدت و عدم هماهنگی بین وزارت نیرو و بخش صنعت است. در حالی که دولت میتوانست با اطلاعرسانی بهموقع و ایجاد زیرساختهای لازم، از شدت این بحران بکاهد، اما بیعملی و بیتوجهی، صنعتگران را در برابر مشکلات تنها گذاشته است.
ما واقعاً کلافه شدیم
علیرضا زارعی، عضو کمیسیون صنایع اتاق بازرگانی ایران، در گفتوگویی که همزمان با قطعی برق کارخانهاش انجام شد، با لحنی تند و انتقادی به چارسوق گفت: ما واقعاً کلافه شدیم. همین حالا که دارم صحبت میکنم، برق کارخانه قطع است و ۸۰ تا ۹۰ کارگر سرگردانند. نیمی از آنها کاری برای انجام دادن ندارند و نیمی دیگر با زحمت مشغول کارهای جزئی هستند. این چه مملکتی است که برای صنعتگرش اینگونه شده؟ دولتمردان هیچوقت با ما صنعتگران صحبت نکردند. من ۵۴ سال است در این صنعت کار میکنم، تجربههایی دارم، اما کسی نیامده بپرسد مشکل چیست و چه باید کرد. انگار ما برای آنها اهمیتی نداریم.
او با اشاره به تجربه حضور در نمایشگاههای بینالمللی در کشورهای پیشرفته، افزود: در آلمان و انگلیس، دولتمردان به فکر صنعت کشورشان هستند. آنها برنامهریزی میکنند، با صنعتگران مشورت میکنند و از تولید حمایت میکنند؛ اما اینجا فقط دنبال مالیات و عوارضاند. ما مالیات میدهیم، همه هزینهها را پرداخت میکنیم، اما دولت هیچ حمایتی از صنعت نمیکند. فقط میگویند مالیات بده، عوارض بده و تمام. هیچکس پیگیر درآمدزایی برای صنعت نیست.
زارعی ادامه داد: من دلم نمیآید حتی یک کارگر را بیکار کنم. گفتم دو ماه، سه ماه، حتی اگر بدون انجام کار بود، حقوق بدهیم، تحمل میکنیم؛ اما بعدش چه؟ بالاخره ما مسئولیتی نداریم که تا ابد ادامه دهیم. امیدوارم برای نسل جوان بهتر شود، چون ما که پیر شدیم و از این وضعیت خستهایم.
صنعتگران، رؤسای واقعی اقتصاد
عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران با انتقاد از نگاه از بالا به پایین سیاستگذاران، گفت: آنهایی که بالا نشستهاند فکر میکنند رئیساند، اما رئیس واقعی ما صنعتگرانیم که ۱۰۰ یا ۲۰۰ کارگر را میچرخانیم. تولیدکنندگان نعمت این کشور هستند، اما قدرشان دانسته نمیشود. در کشورهای دیگر، دولت به صنعتگر احترام میگذارد، اما اینجا فقط فشار میآورند. تمام کشورها برای صنعت خود برنامه دارند، اما اینجا فقط دنبال پول گرفتن هستند.
او افزود: سیاستگذاران کارهای جزئی انجام میدهند و همان را بزرگ جلوه میدهند. ما صنعتگران دیگر حرفی برای گفتن نداریم. این وضعیت دیگر قابل تحمل نیست. مسئولان کوتاهی کردند. حالا هم که تولید متوقف شده، میخواهند سراغ نیروگاههای خصوصی تولیدکنندگان بروند. این چه راهحلی است؟ چرا از سال قبل هشدار ندادند که صنعتگران خودشان فکری کنند؟
قطعیهای بیبرنامه برق، نهتنها تولید را متوقف کرده، بلکه زنجیرهای از مشکلات اقتصادی، از بیکاری کارگران تا افزایش وابستگی به واردات را رقم زده است. در این میان، صدای صنعتگرانی که زیر فشار این بحران کمر خم کردهاند، به جایی نمیرسد. دولت چهاردهم با نداشتن برنامهریزی و عدم مشورت با فعالان صنعت روز به روز به مشکلات صنایع کشور اضافه میکنند. قطعاً با ادامه این روند به غیر از تعطیلی کامل صنایع کوچک، صنایع بزرگ هم به سمت تعطیلی خواهند رفت و واردات جای تولید را خواهد گرفت.