اخبار

۱۵:۱۰ - ۱۴۰۳/۱۰/۱۰

در گزارش اندیشکده بروکینگز آمده است که درحرکتی روبه‌جلو، چین ممکن است بازسازی قدرت تهران را برای حفظ توازن قدرت منطقه در اولویت قرار دهد. این امر می‌تواند مستلزم واردات بیشتر نفت خام ، افزایش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ایران و حمایت از ر...

در گزارش اندیشکده بروکینگز از سیاست‌های پکن در دوران دونالد ترامپ مطرح شد

توسعه روابط ایران و چین در دوره ترامپ

توسعه روابط ایران  و  چین  در   دوره   ترامپ

 

در گزارش اندیشکده بروکینگز آمده است که درحرکتی روبه‌جلو، چین ممکن است بازسازی قدرت تهران را برای حفظ توازن قدرت منطقه در اولویت قرار دهد. این امر می‌تواند مستلزم واردات بیشتر نفت خام ، افزایش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ایران و حمایت از رویکرد منطقه‌ای این کشور باشد.
طی دو دهه گذشته، چین به‌سرعت به‌عنوان یک بازیگر مهم اقتصادی، سیاسی و امنیتی در خاورمیانه ظاهرشده است. چین به بزرگ‌ترین مصرف‌کننده نفت خاورمیانه تبدیل‌شده و تجارت این کشور در منطقه طی ۲۰ سال گذشته به بیش از سه برابر افزایش‌یافته است. پکن، نقش رو به گسترشی در صلح، امنیت و دیپلماسی منطقه ‌ایفاء می‌کند. استراتژی چین در خاورمیانه بر برنامه‌ای جامع برای گسترش نفوذش در تقریباً همه حوزه‌های کلیدی تأکید دارد. چهار سال آینده برای تسریع تعاملات سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک چین در خاورمیانه، با تمرکز قوی بر تنوع بخشیدن به روابط اقتصادی، مشارکت در میانجیگری صلح و مدیریت توازن قدرت منطقه‌ای که با تغییر شرایط در خاورمیانه و به‌واسطه جنگ غزه تغییر کرده است، بسیار مهم خواهد بود.
«یون سان»، کارشناس اقتصاد بین‌الملل اندیشکده «بروکینگز» در گزارشی با عنوان «پیش‌بینی راهبرد چین در خاورمیانه طی چهار سال آینده» به بررسی سیاست‌های احتمالی پکن در منطقه طی دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ می‌پردازد.

مسیر روابط با کشورهای کلیدی
بحران غزه، دیپلماسی متعادل‌کننده سنتی چین در منطقه را در معرض یک آزمون جدی قرارداده است. تا سال ۲۰۲۳، چین توانسته بود روابط خود را با همه طرف‌های منطقه مانند ارتباط میان ایران و عربستان سعودی و بین جهان عرب و اسرائیل را به‌خوبی حفظ کند. این انعطاف استراتژیک به‌دلیل موقعیت جغرافیایی چین و عدم درگیری باقدرت های منطقه‌ای، امکان‌پذیر شد. بااین‌حال، بحران غزه، محدودیت دیپلماسی موازنه چین را نشان داده است. با تغییرات و عدم اطمینان مرتبط با تعادل قدرت منطقه‌ای، باید دیپلماسی موازنه چین خود را با شرایط موجود تطبیق دهد.
تلاش‌های چین برای شکل دادن به یک معماری جدید امنیتی منطقه‌ای، نفوذ ایالات‌متحده را تضعیف خواهد کرد.بسیاری در چین، بحران غزه را به‌عنوان یک عقب‌گرد موقت برای روند آشتی اسرائیل و کشورهای عربی می‌دانند ودرنهایت، عادی‌سازی روابط بین اسرائیل وعربستان سعودی رخ خواهد داد. چین لزوماً خود را حامی چنین عادی‌سازی نمی‌داند، زیرا یک پیمان امنیتی بین ایالات‌متحده و عربستان سعودی که پیش‌شرط عادی‌سازی روابط اسرائیل و عربستان است، تلاش‌های چین برای شکل دادن به یک معماری جدید امنیتی منطقه‌ای، دخالت و نفوذ ایالات‌متحده را تضعیف خواهد کرد. چین هنوز نفوذ جدی بر تصمیم استراتژیک عربستان سعودی برای همسویی آن با غرب ندارد. بااین‌وجود، چین احتمالاً از تعامل خود با عربستان در حوزه‌های انرژی، اقتصادی و سیاسی برای بی‌اثر کردن توافق دفاعی عربستان و ایالات‌متحده استفاده خواهد کرد. به‌ویژه اگر چنین پیمانی شامل بندهایی باشد که مانع از همکاری‌های امنیتی و فناوری بین چین و عربستان سعودی شود.
چین، اقدام علیه سازمان یا مکانیسم امنیتی منطقه‌ای به رهبری ایالات‌متحده که آن را «ناتوی خاورمیانه» می‌نامند، شروع کرده است.این بدان معناست که چین برای ایجاد تعادل در روابط امنیتی عمیق خود با ایالات‌متحده، ایجاد اهرم فشار تقویت روابط با عربستان سعودی و همچنین سایر کشورهای کلیدی عربی را در اولویت قرار خواهد داد. به همین ترتیب، حمایت چین از تلاش‌های ایران برای بازیابی قدرت و اعتبار خود پس از تحولات صورت گرفته در منطقه، مهم خواهد بود. چین مایل است معماری امنیتی منطقه‌ای را که بر توازن قوا پایه‌گذاری شده است، با ایران به‌عنوان یک ستون قوی و به‌عنوان شریک چین در مقابله با سلطه ایالات‌متحده در امور امنیتی منطقه ببیند. بنابراین، تضعیف ایران برای این رویکرد خوب نیست. چین در سال ۲۰۲۱ طرح ۲۵ ساله تعامل اقتصادی با ایران را امضاء کرد.
درحرکتی روبه‌جلو، ممکن است چین بازسازی قدرت تهران را برای حفظ توازن قدرت منطقه در اولویت قرار دهد. این امر می‌تواند مستلزم واردات بیشتر نفت خام ، افزایش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ایران و حمایت از رویکرد منطقه‌ای این کشور باشد. چین همچنان نگران تهدید تحریم‌های ایالات‌متحده است، اما چنین حمایتی از سوی پکن ممکن است به شیوه‌ای نسبتاً کمتر سیاسی مانند تجارت غیرقانونی و حمایت‌ها دیپلماتیک رخ دهد. مقامات چینی معتقدند که ایران، روسیه و کره شمالی منافع بیشتری در سیاست بین‌الملل با این کشور دارند تا چین با ایالات‌متحده. اگر دوباره در دولت دوم ترامپ روابط آمریکا و چین وارد یک «سقوط آزاد» دیگر شود، این نگاه به‌طور بالقوه می‌تواند، تشدید شود. درمجموع، چین اجازه نخواهد داد، تهران شکست بخورد، به‌ویژه به این دلیل که روابط پکن با تهران احتمالاً به تعادل روابط عربستان سعودی با ایالات‌متحده و اسرائیل کمک خواهد کرد.

مشارکت فزاینده در صلح منطقه‌ای
در سال ۲۰۱۸ طی هشتمین مجمع همکاری چین و کشورهای عربی «شی جین پینگ» رئیس‌جمهور چین، برای اولین بار مفهوم معماری جدید «همکاری و امنیت مشترک و پایدار» در خاورمیانه را مطرح کرد. در سال ۲۰۲۲، «وانگ یی»، وزیر خارجه چین، بر اساس پیشنهاد شی، خواستار «معماری امنیتی جدید در خاورمیانه» شد. وانگ علاوه بر تأکید به احترام به اصولی مانند پایبندی به گفت‌وگوهای سیاسی و دیپلماتیک، مرکزیت کشورهای منطقه و تقدس منشور ملل متحد، دو پیشنهاد ویژه در مورد گفت وگوهای صلح منطقه‌ای ارائه کرد:
اول، کنفرانس صلح بین‌المللی در مورد حل‌وفصل مساله فلسطین بر اساس راه‌حل دو دولتی. دوم، ایجاد یک بستر گفت وگوی امنیتی خلیج‌فارس، برای رسیدگی به تنش بین ایران و کشورهای عربی. بر اساس این دیدگاه‌ها، هدف چین جایگزینی آمریکا به‌عنوان ضامن امنیت در منطقه نیست، در عوض چین در تلاش است تا با تسهیل ایجاد یک ساختار امنیتی جدید در خاورمیانه، سلطه منطقه‌ای ایالات‌متحده را تغییر دهد. ساختاری که چین می‌تواند با توجه به وزن رو به رشد اقتصادی و روابط سیاسی باقدرت های مختلف در منطقه، نقش مهم‌تری در آن ایفاء کند.
چین از زمان معرفی چشم‌انداز جدید خود، دو موفقیت در مسائل صلح و درگیری خاورمیانه داشته است. در مارس ۲۰۲۳، عربستان سعودی و ایران به توافقنامه صلحی در پکن دست یافتند که اسماً با میانجیگری چین انجام شد. دومین موفقیت چین در ماه جون ۲۰۲۴ رخ داد، زمانی که ۱۴ جناح مختلف فلسطینی، اعلامیه پکن در مورد پایان دادن به تفرقه و تقویت وحدت ملی فلسطین را در پکن امضاء کردند.

نتیجه‌گیری
چالش‌های راهبردی حضور چین در خاورمیانه در دوران دولت ترامپ، افزایش خواهد یافت. تا سال ۲۰۲۹، این منطقه به‌عنوان سنگ بنای امنیت انرژی چین باقی خواهد ماند و این امر باعث می‌شود تا پکن نقش، حضور و نفوذ خود را در منطقه افزایش دهد تا از منافع مهم ملی خود محافظت کند. چین به تنوع بخشیدن به روابط اقتصادی خود با منطقه ادامه خواهد داد و از حوزه سنتی انرژی فراتر رفته و با سرمایه‌گذاری در انتقال انرژی، اقتصاد دیجیتال و جستجوی مشتریان فناوری‌های پیشرفته، اقدام خواهد کرد.
درنتیجه جنگ در غزه، روابط چین با کشورهای کلیدی منطقه به‌طور قابل پیش‌بینی از یک دوره تعدیل عبور خواهد کرد. این امر به‌ویژه در مورد اسرائیل صادق است، زیرا روابط چین و اسرائیل به‌دلیل بحران غزه، بیشترین آسیب را دیده است. چین با پیروی از دیپلماسی متوازن، مایل به ایجاد روابط عمیق‌تربا، ایران و عربستان سعودی خواهد بود که این اقدام می‌تواند به ارتقای توانمندی ایران و ترمیم چهره تهران در منطقه کمک کند. چین خود را، نوع جدیدی از صلح ساز منطقه‌ای می‌داند و احتمالاً قصد دارد که نقش بزرگ‌تری در میانجیگری میان جناح‌های مختلف فلسطینی و بازسازی غزه ایفاء کند. پیشنهاد «معماری امنیتی جدید در خاورمیانه»، ویژگی برجسته‌تری در سیاست چین نسبت به منطقه بین سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۹ خواهد بود. همه این‌ها پیامدهای مهمی برای دولت آینده ترامپ دارد. ازآنجایی‌که انتظار می‌رود دونالد ترامپ از امنیت اسرائیل حمایت کند، برای عادی‌سازی روابط عربستان سعودی و اسرائیل فشار بیاورد و ایران را با تحریم‌های بیشتر تحت‌فشار قرار دهد، چین فعالانه برای بهره‌برداری از سیاست ایالات‌متحده و پیشبرد منافع و نفوذ چین در منطقه تلاش خواهد کرد. بحران غزه نمونه بارز این است که چگونه چین از موقعیت واشنگتن برای تضعیف رهبری منطقه‌ای و اعتبار ایالات‌متحده استفاده کرده است. واشنگتن می‌تواند مطمئن باشد که چین آماده است تا این کار را برای چهار سال آینده ادامه دهد. این بدان معناست که سیاست خاورمیانه‌ای دولت ترامپ، باید به دنبال پاسخی به سیاست‌های چین در منطقه باشد و فقدان آن توانایی چین را برای ایفای نقش حامی و مدافع مردم فلسطین تقویت می‌کند ، درنتیجه نفوذ پکن و روابط آن با جهان اسلام تقویت می‌شود.
ازآنجایی‌که منطقه‌،آینده اقتصادی خود را متصور است و برای تنوع بخشیدن به رشد اقتصادی خود برنامه‌ریزی می‌کند، ایالات‌متحده فضا را از دست خواهد داد و میدان را برای چین خالی خواهد کرد. اگر نتواند به تقاضای منطقه برای صنایع با فناوری پیشرفته و منابع انرژی جدید پاسخ دهد، همکاری فناوری چین با کشورهای خاورمیانه به‌ویژه در زمینه‌های اقتصاد دیجیتال و زیرساخت‌ها، توانایی ایالات‌متحده برای پیشبرد امنیت و سایر همکاری‌ها در منطقه را با چالشی فوری مواجه خواهد کرد. دولت ترامپ می‌تواند با شرکت‌های بخش خصوصی ایالات‌متحده همکاری کند تا گزینه‌های جایگزین برای فناوری‌ها و محصولات چینی را به کشورهای خاورمیانه ارائه دهد.