۲۰:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۱

بعید است کسی در ایران اقتصاد اسلامی خوانده باشد یا حتی به اقتصاد اسلامی علاقه‌مند یا نسبت به آن پیگیر باشد اما نام “ایرج توتونچیان” را نشنیده یا با آثار و سخنان و افکار او غریبه باشد. اقتصاددانی از نسل اول اقتصاددانان انقلاب اسلامی و هم‌ع...

با درگذشت توتونچیان اقتصاد اسلامی یتیم شد

با درگذشت توتونچیان اقتصاد اسلامی یتیم شد

بعید است کسی در ایران اقتصاد اسلامی خوانده باشد یا حتی به اقتصاد اسلامی علاقه‌مند یا نسبت به آن پیگیر باشد اما نام “ایرج توتونچیان” را نشنیده یا با آثار و سخنان و افکار او غریبه باشد. اقتصاددانی از نسل اول اقتصاددانان انقلاب اسلامی و هم‌عصر افرادی چون حسین نمازی، کاظم صدر، عباس میرآخور، محسن نوربخش و … این فارغ‌التحصیل اقتصاد از آمریکا در سال‌های قبل از انقلاب و عضو انجمن اسلامی دانشجویان مسلمان آمریکا روز گذشته برای همیشه از این دنیا خداحافظی و کالبد جسم را ترک کرد. ایرج توتونچیان را می‌توان یکی از خیل جوانان ایرانی دانست که در آمریکا تحصیل می‌کردند و بعد از پایان تحصیلاتشان حضور در وطن را به زندگی در غرب ترجیح دادند. یکی از خیل آن‌هایی که تا روز آخر حیات به اصلاح امور و پیشرفت کشور امیدوار بود.
توتونچیان متولد سال ۱۳۱۹ در محله بازارچه معیر تهران در میدان شاپور بود. بعد از اخذ مدرک دکترا و چند سالی تدریس و اشتغال در امریکا در سال ۱۳۵۶ راهی ایران شده بود. مقطعی به سازمان برنامه رفت و سپس در دانشگاه فرح ( بعدها دانشگاه الزهرا س) به عنوان استاد مشغول تدریس شد و تمام عمر دانشگاهی خود را در این دانشگاه سپری کرد. شاید ویژگی بارز توتونچیان در میان بسیاری از اقتصاددان‌های ایرانی علاقه‌مند به اقتصاد اسلامی دو چیز بود: اول پیشگام بودن او در این حوزه و دوم اعتقاد علمی قوی به آنچه می‌گفت در کنار باورهای مذهبی‌اش. درواقع آنچه من از ایرج توتونچیان طی سال‌ها مصاحبت و هم‌نشینی دریافتم این بود که باور او به اقتصاد اسلامی نه از سر صرف اعتقادات مذهبی که باوری علمی و فنی بود. درواقع او شاید یگانه اقتصاددانی بود که در حوزه اقتصاد اسلامی پیشگام بود و حتی باور علمی‌اش به گمان من بر باور مذهبی‌اش می‌چربید. البته این برداشت و فهم شخصی من از شخصیت و نگاه اوست که البته خودش نیز بارها به آن اذعان داشت.
بار اول در سال ۱۳۸۶ نام او را شنیدم. آن زمان دانشجوی مهندسی عمران بودم و تقریبا نسبت چندانی با اقتصاد نداشتم. آن زمان برادر بزرگترم که اقتصاد می‌خواند و در این فضا مشغول به کار بود کتابی قطور را برایم آورد. کتابی که گویا در همایشی از دوستی هدیه گرفته بود. در قسمت پایینی جلد آن کتاب قطور با آن جلد آبی‌رنگ و نور خورشید در بالای صفحه نوشته شده بود: ” دکتر ایرج توتونچیان” این اولین باری بود که این نام را می‌شنیدم.
سال ۹۵ که دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد بودم برای تهیه پرونده‌ای در یک نشریه متعلق به آستان قدس در حوزه اقتصاد اسلامی برای اولین بار با او تماس گرفتم. تماس و بعدها جلسه حضوری که باب یک آشنایی طولانی‌مدت را فراهم کرد. به یاد دارم از آن تاریخ تا قریب به سه سال، تقریبا هر هفته روزهای یکشنبه یا سه‌شنبه از حوالی ساعت ۵ عصر تا حوالی ساعت ۱۰ شب میهمان خانه استاد بودم. گفت‌وشنودهایی که اکثر آن‌ها ضبط شده و تقریبا تا قبل از شیوع ویروس کرونا ادامه داشت و تبدیل به عادت و روتین زندگی من شده بود. جلساتی که هم موجبات علاقه من به اقتصاد اسلامی و تحصیل در مقطع دکترا در رشته اقتصاد اسلامی و هم زمینه تدوین کتابی تحت عنوان تاریخ بانکداری اسلامی در ایران را فراهم کرد. اگرچه بدون شک من شاگرد خوبی نبودم و نتوانستم کار چندانی راجع به ایده‌های ایرج توتونچیان انجام دهم اما یک واقعیت راجع به او وجود دارد واقعیتی که او را باهمه اقتصاددان‌های موسوم به طیف اقتصاد اسلامی متفاوت کرده است اینکه ‌ او آثار گران بهایی از خود به یادگار گذاشته است آثاری که احتمالا باعث خواهد شد سال‌های بسیار دورتر و پس از مرگ او، نام او دوباره زنده شود. به یاد دارم خودش می‌گفت: “آقاجان همین خانم جون رابینسون را می‌بینی نه نوبل گرفته نه در آن ایام خیلی مطرح بوده اما امروز دارند روی حرف‌ها و افکارش کار می‌کنند و فکر می‌کنند حرف اگر درست باشد بالاخره شنیده می‌شود. اولش مسخره‌ات می‌کنند بعدش با تو مخالفت می‌کنند و… اما درنهایت می‌پذیرند. شاید من آن روز نباشم اما یقین دارم روزی اقتصاد اسلامی به معنی واقعی کلمه اجرایی خواهد شد.” او برای تحقق باورش تلاش زیادی کرد فارغ‌التحصیل اقتصادسنجی از تگزاس آمریکا بود و معاون وزیر اقتصاد در دهه ۶۰ و استاد خیلی از مدیران جمهوری اسلامی اما از همان ابتدا پای اعتقادات علمی خود ایستاد حتی به قیمت گوشه‌نشینی و اتهام بی‌سوادی و …
این نوشته ادای دین کوچکی به اقتصاددانی بزرگ است که به رغم عمر قریب به ۹۰ ساله خود به زعم من ناکام از دنیا رفت. چراکه ایده‌ها و نگاه او در زمین واقعیت اجرایی نشد. باوری که ریشه در علم و نه صرفا اعتقادات مذهبی او داشت. حسن ختام این نوشته اینکه او سال‌ها در دانشگاه الزهرا س تدریس و ازهمان دانشگاه بازنشسته شد و همیشه در پشت میز کارش در منزل تابلوی کوچکی م

نقش به نام مبارک “فاطمه زهرا (س)” داشت. خدایش بیامرزد و انشالله حضرت زهرا(س) در برزخ و قیامت شفیع این استاد اقتصاد اسلامی باشد.

دکتر میثم مهرپور
پژوهشگر اقتصادی