۲۰:۳۹ - ۱۴۰۴/۰۷/۱۸

ریخت‌وپاش‌های عجیب‌و‌غریب در باشگاه استقلال در دوره مدیریت شریعتمداری – تاجرنیا وضعیت باشگاه فوتبال استقلال تهران به علت مدیریت کاملاً سیاسی محمد شریعتمداری مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس، به عنوان مالک این باشگاه، دچار بحران بی‌سابقه شد...

استقلال؛ باشگاه سیاسی شد

استقلال؛ باشگاه سیاسی شد

ریخت‌وپاش‌های عجیب‌و‌غریب در باشگاه استقلال در دوره مدیریت شریعتمداری – تاجرنیا

وضعیت باشگاه فوتبال استقلال تهران به علت مدیریت کاملاً سیاسی محمد شریعتمداری مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس، به عنوان مالک این باشگاه، دچار بحران بی‌سابقه شده است. شریعتمداری که سال گذشته در اوایل دولت چهاردهم به عنوان مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس منصوب شد، با انتصاب چهره‌های کاملاً سیاسی اصلاح‌طلب در مدیریت باشگاه استقلال، سبب شده این تیم به محفل حزبی تبدیل شود و بدترین نتایج را هم کسب کند. انتصاب علی تاجرنیا از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب به عنوان مدیر باشگاه استقلال، اولین اشتباه شریعتمداری بود. از سوی دیگر ریخت‌وپاش‌های عجیب برای خرید بازیکنان دسته چندم خارجی که سبب اتلاف میلیاردها تومان پول شده، علامت سؤال جدی در برابر اغراض سیاسی پشت پرده این اتلاف منابع ایجاد کرده است.

ترافیک مدیران سیاسی چند شغله در باشگاه استقلال

خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضائیه هم به سیاسی‌کاری در باشگاه استقلال پرداخته و نوشته است: باشگاه استقلال تحت مدیریت تاجرنیا، به محلی برای فعالیت‌های چندشغله و سیاسی تبدیل شده و منافع جمعی باشگاه قربانی جاه‌طلبی‌های شخصی مدیران شده است.
روند مدیریت علی تاجرنیا در باشگاه استقلال، بیش از آنکه نشانه‌ای از برنامه‌ریزی حرفه‌ای باشد، تصویری از ناکامی، سیاست‌زدگی و سوءمدیریت ارائه می‌دهد. تاجرنیا که خود به عنوان «مرد سه شغله» شناخته می‌شود، پیش‌تر حتی در عرصه انتخابات پزشکی نیز ناکام مانده است؛ رد صلاحیت او در انتخابات سازمان نظام پزشکی، با وجود تلاش‌های گسترده، نخستین هشدار جدی درباره محدودیت‌ها و ضعف‌های مدیریتی او بود.
با این حال، تاجرنیا نه تنها از این شکست درس نگرفت، بلکه شواهد نشان می‌دهد که وی و حلقه نزدیکانش در حال آماده‌سازی برای ورود به انتخابات شورای اسلامی شهر تهران هستند. سکوت او در پاسخ به رسانه‌ها، از جمله در گفت‌وگو با یک رسانه مجازی، شائبه برنامه‌های سیاسی پنهان را تقویت کرده و نشان می‌دهد استقلال به ابزاری برای جاه‌طلبی‌های شخصی تبدیل شده است.
مسئله اصلی، حضور مدیران چندشغله در رده‌های کلیدی باشگاه است. نمونه‌های آشکار این بحران مدیریتی عبارتند از:
مجید رجب کردی، معاون باشگاه، هم‌زمان عضو هیات مدیره صندوق تعاون و رفاه سازمان نظام پزشکی، نایب رئیس هیات مدیره کارآفرینان آوا سلامت و رئیس هیات مدیره موسسه خدمات بهداشتی درمانی محب حضرت فاطمه.
مهدی صاحبدل، معاون فرهنگی باشگاه، هم‌زمان مدیرعامل و نایب رئیس هیات مدیره تدبیر اندیش کاسپین، رئیس هیات مدیره میراث تصویر استرآباد، رئیس هیات مدیره موسسه فرهنگی هنری رفاهی ایوان هنرمندان و عضو هیات مدیره موسسه فرهنگی هنری صور خیال گلستان.
ساعده سیما، سخنگوی باشگاه، مدیرعامل دو موسسه فرهنگی، عضو هیات مدیره موسسه دیگر، رئیس هیات مدیره نوین تجارت پویش پیشگامان و نایب رئیس هیات مدیره موسسه آدینه میعاد جاوید ایرانیان.
این واقعیت غیرقابل انکار است که استقلال، تحت مدیریت تاجرنیا، به محلی برای فعالیت‌های چندشغله و سیاسی تبدیل شده و منافع جمعی باشگاه قربانی جاه‌طلبی‌های شخصی مدیران شده است.
پرسش حیاتی اینجاست که آیا مدیران هلدینگ خلیج فارس از این انتصابات و انحراف بودجه باشگاه اطلاع دارند یا خیر. ادامه این روند، اعتبار باشگاه را در سطح ملی و بین‌المللی به خطر انداخته و اهداف ورزشی استقلال را به بازیچه جاه‌طلبی‌های فردی تبدیل کرده است.
در شرایط فعلی، بازنگری فوری در انتصابات و سیاست‌های مدیریتی باشگاه استقلال اجتناب‌ناپذیر است. تا زمانی که تمرکز، شفافیت و مسئولیت‌پذیری جایگزین سیاست‌زدگی و چندشغله‌گی شود، استقلال نه تنها از بحران مدیریتی رها نخواهد شد، بلکه به محلی برای منافع سیاسی و شخصی مدیران محدود باقی خواهد ماند.
قرارداد باورنکردنی بازیکن استقلال؛ با ۴۵۰ میلیارد تومان قالبش کردند

در روزهای اخیر در یک برنامه تلویزیونی از ریخت‌وپاش عجیب در باشگاه استقلال برای خرید بازیکن خارجی رونمایی شد.
به گزارش همشهری آنلاین در برنامه اخیر فوتبال برتر به انتقال موسی جنپو به استقلال پرداخته شد. میثاقی مجری این برنامه درباره این بازیکن خارجی استقلال مدعی شد که بارها به تیم‌های مختلف قرض داده شد و درنهایت باشگاه استاندارد لیژ دیگر ادعایی نسبت به او نداشت و اعلام کرد که می‌تواند به هر تیمی که می‌خواهد بپیوندد!
در این برنامه از قرارداد عجیب و غریب جنپو با استقلال رونمایی شد. طبق اسنادی که در این برنامه منتشر شد، مشخص شد که مبلغ قرارداد سال اول جنپو ۱.۱ میلیون دلار و معاف از مالیات است. در قرارداد آمده که ۴۰۰ هزار دلار از این مبلغ همان اول و ۷۰۰ هزار دلار هم ۵ ماهه پرداخت شود. در سال دوم که مبلغ قرارداد ۱.۲ میلیون دلار است، ۳۰۰ هزار دلار در همان ابتدای فصل و در سال سوم که قرارداد ۱.۳ میلیون دلار است، باز هم ۳۰۰ هزار دلار در همان ابتدای فصل باید پرداخت شود.
نکته عجیب این که برای او که یک بازیکن آزاد بود «ساینیگ فی» به مبلغ ۴۰۰ هزار دلار تعریف کردند! درواقع ایجنتی که جنپو را به استقلال آورد در بند یک قراردادش آورد که استقلال به‌جز مبلغ توافق شده برای قرارداد، ۴۰۰ هزار دلار دیگر هم باید بپردازد! این یعنی استقلال برای جذب جنپو که تا امروز ضعیف کار کرده، ۸۰۰ هزار دلار در همان ابتدای قرارداد پرداخت کرده است! این قراردادی است که کاملاً دلال‌محور بسته شده است.»
میثاقی همچنین به قرارداد یاسیر آسانی دیگر بازیکن خارجی استقلال هم اشاره کرد و گفت: «آسانی را می‌توانستند با پرداخت ۲۰۰ هزار دلار برای رضایتنامه بگیرند. او فقط دو ماه دیگر با تیمش قرارداد داشت و می‌توانست در نیم‌فصل به استقلال اضافه شود؛ اما به صورت عمدی آنقدر مذاکره را عقب انداختند تا این عدد را به ۹۰۰ هزار دلار رساندند!»

مدل عجیب استقلال در نقل‌وانتقالات؛ ناکارآمد، معیوب و زیان‌ده!

سایت اصلاح‌طلب آفتاب‌نیوز هم به انتقاد از ریخت‌وپاش‌های استقلال در دوره مدیریت تاجرنیا-شریعتمداری پرداخته و نوشته است: مدل اقتصادی و روش مدیریت نقل‌وانتقالات در باشگاه استقلال، نه‌تنها در فوتبال ایران بلکه در سطح جهانی، نمونه‌ای عجیب و غیرقابل توجیه است. این مدل نه‌تنها به موفقیت تیم کمکی نکرده، بلکه به نظر می‌رسد به ورطه‌ای از تصمیمات اشتباه و هزینه‌های غیرضروری منجر شده است.
در هفته‌های اخیر، عملکرد ضعیف بازیکن خارجی تیم، «جنپو»، انتقادات زیادی را برانگیخته است. در این میان، برخی شایعات مطرح شده‌اند که ظاهراً برای توجیه انتخاب اشتباه مدیران و سرپوش گذاشتن بر ضعف‌های فنی او طراحی شده‌اند. یکی از این شایعات، احتمال انتقال قرضی جنبو به تیمی در ازبکستان در نیم‌فصل است.
حتی اگر این خبر در دو ماه آینده تأیید شود، نمی‌توان از ناکارآمدی سیاست‌های اقتصادی استقلال چشم‌پوشی کرد. باید به مدیران این باشگاه «خسته نباشید» گفت که روشی کاملاً ورشکسته و غیرمنطقی را در پیش گرفته‌اند و تلاش می‌کنند با استناد به نظریه‌های اقتصادی مارکس یا دیگر متفکران، این ناکارآمدی را توجیه کنند.
بیایید نگاهی دقیق‌تر به این چرخه معیوب بیندازیم. استقلال فصل قبل کوجو را با پرداخت ۳۰۰ هزار دلار به‌عنوان مبلغ انتقال به تیم ازبکستانی جذب کرد. طبق اخبار، حقوق یک فصل کامل این بازیکن حدود ۴۰۰ هزار دلار است؛ اما برای لاپوشانی ضعف فنی او، ایده انتقال قرضی کوجو به تیمی در ازبکستان مطرح شد تا به این ترتیب، یک جای خالی برای بازیکن جدید ایجاد شود. در این انتقال قرضی، نه‌تنها کوجو به‌صورت رایگان به تیم دیگر واگذار می‌شود، بلکه استقلال همچنان موظف به پرداخت ۷۵ درصد از حقوق او خواهد بود.
در ادامه این چرخه، جای خالی کوجو با جذب «جنپو» پر شد که قراردادش برای این فصل ۱.۵ میلیون دلار هزینه در بر داشته است. حالا شایعاتی مطرح شده که جنپو نیز قرار است به‌صورت قرضی از تیم جدا شود تا بار دیگر فضا برای جذب مهاجم جدید باز شود. این مهاجم جدید نیز، با توجه به شرایط بحرانی تیم، احتمالاً با هزینه‌ای گزاف‌تر از دو بازیکن قبلی جذب خواهد شد.
به بیان ساده، استقلال برای یافتن یک بازیکن ایده‌آل، هم حقوق هنگفت کوجو را پرداخت می‌کند، هم هزینه سنگین امضای قرارداد جنپو (۱.۵ میلیون دلار) را متحمل شده و هم باید هزینه‌های گزاف بازیکن بعدی را تقبل کند. این در حالی است که بازیکنان قبلی به‌صورت قرضی و رایگان به تیم‌های دیگر واگذار می‌شوند و حتی بخشی از حقوقشان همچنان توسط استقلال پرداخت می‌شود.
هیچ باشگاهی در دنیا با چنین روشی عمل نمی‌کند: خرید بازیکنان با هزینه‌های بالا، واگذاری رایگان آنها به‌صورت قرضی و در عین حال پرداخت بخش عمده حقوقشان. این مدل نه‌تنها از نظر اقتصادی غیرمنطقی است، بلکه نشان‌دهنده ضعف عمیق در برنامه‌ریزی و مدیریت نقل‌وانتقالات است.
از آنجایی که مدیران استقلال از جمله عضو فعال هیات مدیره در فضای مجازی که البته نقش پررنگی در نقل و انتقالات این فصل داشته و به نوعی مسئول نقل و انتقالات باشگاه به حساب می‌آید، علاقه زیادی به مباحث اقتصادی دارند، بهتر است توضیح دهند چطور این هزینه‌ها بدون حساب و کتاب انجام می‌شود.
هر طور نگاه کنیم، سیاست‌های نقل‌وانتقالاتی استقلال ناکارآمد، غیرمنطقی و فاقد توجیه اقتصادی است. برای بهبود استقلال نیازمند بازنگری اساسی در سیاست‌های نقل‌وانتقالات خود است. تمرکز بر جذب بازیکنان باکیفیت و مقرون‌به‌صرفه، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و پرورش استعدادهای بومی و ایجاد شفافیت مالی می‌تواند این چرخه معیوب را اصلاح کند.

مطالب مرتبط