کمترین انتظار مردم از مسئولان این است که فراموش نکنند علیرغم تمام مشکلات، نباید به گونهای سخن بگویند ترجمه آن، بنبست نمایی نسبت به آینده کشور تلقی شود.
«کسی با تحلیلها یا بیانهایی سخن بگوید که نتیجهاش خالی کردن دل مردم باشد، این کار یک جرم است»؛ این بخشی از سخنرانی رهبر شهید انقلاب در ۲۱ آذر ۱۴۰۳ در دیدار با اقشار مختلف مردم بود که صراحتاً بر مسئله امیدآفرینی و پرهیز از ایجاد یاس و ناامیدی از سوی برخی در داخل کشور تاکید کردند.
تاکید رهبر شهید انقلاب نسبت به این موضوع در حالی بود که حدود ۳ ماه از روی کار آمدن دولت چهاردهم گذشته بود و در همان برهه نیز برخی اظهارنظرهای سیاسیون نسبت به مشکلات داخلی، واکنش رهبر انقلاب را از تریبون رسمی درپی داشت.
شاید هنوز یادمان نرفته باشد که از همان ابتدای روی آمدن دولت چهاردهم، کلیدواژههایی از قبیل «پول نداریم»، «کاری نمیشود کرد»، «از کجا بیاوریم حقوق بدهیم؟»، «با این شرایط نمیتوان کشور را اداره کرد»، و…، جزء ادبیات اصلی رئیسجمهور در محافل خصوصی و جلسات عمومی بود؛ به طوری که حتی در جلسه رأی اعتماد به وزرای کابینه چهاردهم نیز همین ادبیات از سوی مسود پزشکیان در صحن علنی مجلس مطرح شد و واکنش منفی برخی از نمایندگان را درپی داشت.
سخنان مسعود پزشکیان نسبت به شرایط کشور طی ۲ سال گذشته، این سؤال را در ذهن ایجاد میکند که مگر او به عنوان یکی از ۳ نامزد اصلی جبهه اصلاحات در انتخابات سال ۱۴۰۳، از شرایط کشور و کمبودها و کاستیها بیاطلاع بوده است که اقدام به ثبتنام در انتخابات کرده است؟ در حالی که جریان حامی او در روزهای تبلیغات انتخابات تمامی مشکلات موجود را برگردن دولت سیزدهم که تنها ۲ سال و نیم از عمر آن گذشته بود میانداختند.
البته که هیچکس منکر مشکلات کشور نیست؛ اما قطع به یقین شخصی که میخواهد سکان اجرایی کشور آن هم در شرایط خاص برعهده بگیرد، قطعاً با علم به چالشها و سختیها و پستی و بلندیها پا به عرصه انتخابات میگذارد. با این حال گله و شکایتهای بدون حد و مرز از پشت تریبون رسمی کشور چه معنایی میتواند داشته باشد؟
نباید فراموش کرد که یکی از وعدههای اصلی مسعود پزشکیان در مناظرات انتخاباتی، استفاده از متخصصان و کارشناسان برای حل معضلات و مشکلات کشور بود. پزشکیان معتقد بود رئیسجمهور نمیتواند در همه چیز متخصص باشد و به همین دلیل باید از نخبگان، کارشناسان و اساتید دانشگاه برای حل مسائل استفاده کند.
حال با گذشت ۲ سال، استفاده از ظرفیت نخبگان و کارشناسان آنچنان برای مردم ملموس نیست و بجای آن، استفاده از ادبیات نمیتوانیم و نمیشود، بیش از استفاده از متخصصان به چشم میخورد.
پیام ضعف به دشمن ندهید
کشور طی یک سال گذشته ۲ جنگ را پشت سر گذاشته و طبیعتاً اداره امور برای دولت نسبت به شرایط عادی چالشبرانگیزتر شده است. اگر منصفانه بخواهیم به موضوع نگاه کنیم، امور داخلی کشور بهویژه تأمین کالاهای اساسی در دو جنگ ۴۰ روزه و ۱۲ روزه، به بهترین شکل از سوی دولت مدیریت شد و به جرات میتوان گفت که مردم در طول این دو جنگ، هیچ کمبودی در حوزه تأمین مایحتاج روزانه خود احساس نکردند؛ لذا میتوان نمره قبولی را به دولت در این زمینه داد.
با این حال، اما بیان کمبودها و کاستیها و مشکلات از زبان رئیسجمهور در تریبونهای رسمی، آن هم در شرایطی که کماکان سایه جنگ بر سر کشور وجود دارد، خواسته یا ناخواسته پیام ضعف به دشمن مخابره میکند.
شاید در پاسخ به این گزاره گفته شود که مگر دستگاه اطلاعاتی دشمن نسبت به فضای داخلی کشور بدون اطلاع است که با سخنان رئیسجمهور مطلع شود؟ در پاسخ باید گفت که رسمیت بخشیدن به کاستیها از سوی رئیسجمهور در تریبون رسمی، معنای خاصی برای دشمن خواهد داشت که میتواند بر اثر بخش بودن فشارها در حداقلیترین حالت ممکن مانور رسانهای بدهد.
کما اینکه طی هفتههای گذشته، رئیسجمهور تروریست آمریکا چندین بار در صفحه تروث سوشال خود نسبت به وجود مشکلات اقتصادی در ایران و اثرگذاری محاصره اقتصادی مطلب منتشر کرده است.
نکتهای که نباید فراموش کرد این است که مانور رسانه ترامپ با محوریت فشار اقتصادی بر ایران، دقیقاً با اظهارات مسعود پزشکیان در چند روز گذشته نسبت به شرایط اقتصادی کشور همزمان شده است.
نشست رئیسجمهور با اصحاب رسانه شاید اوج بنبست نمایی در ادبیات مسعود پزشکیان بود که در آن، بارها از واژگانی، چون «پول نداریم»، «فعلاً شرایط همینه» و «اگر میخواهیم بجنگیم شرایط همینگونه خواهد بود» بودیم. مشخص نیست که اگر رئیسجمهور آمریکا به طور کامل فیلم این نشست را ببیند، چه تصمیمی درباره ادامه فشارها بر ایران اتخاذ خواهد کرد.
شاید اطلاعات غلط در اختیارتان میگذارند!
برخی منتقدان دولت اعتقاد دارند بخشی از سخنان و اظهارات رئیسجمهور نسبت به شرایط کشور، ناشی از آمار و ارقام و اطلاعات بعضاً اشتباهی است که در اختیار رئیس قوه مجریه قرار میگیرد.
در همین راستا مسعود پزشکیان در نشست اخیر خود با اصحاب رسانه مدعی شد با توجه به وضعیت حاد کمبود دلار و شرایط ناشی از محاصره اقتصادی، دولت دیگر قادر به تخصیص بودجه کلان برای واردات بنزین نیست.
وی در ادامه با مقایسه وضعیت سال جاری نسبت به سال گذشته که ۶ میلیارد دلار صرف واردات این فرآورده شد، تأکید کرد که در حال حاضر به دلیل فقدان نقدینگی و فشارهای بینالمللی، تأمین بنزین از مبادی خارجی عملاً ممکن نبوده و این موضوع یکی از دغدغههای اصلی دولت در حوزه انرژی به شمار میرود.
البته چند روز بعد، دیوان محاسبات کشور ضمن غیرواقعی دانستن صرف ۶ میلیارد دلار برای واردات بنزین، تاکید کرد که «بر اساس بررسیهای مستند و مبتنی بر مدارک مثبته اعلام میدارد که هزینه واردات بنزین تا پایان آذرماه سال جاری بالغ بر ۱.۸ میلیارد دلار بوده است.
همچنین مطابق تحلیل الگوی مصرف، روند عملیاتی واردات، ظرفیت تولید داخلی و قراردادهای منعقد شده، برآورد حداکثری از هزینه واردات بنزین تا پایان سال نیز رقمی در حدود ۲.۷ میلیارد دلار ارزیابی میشود».
با این اوصاف بعید نیست مابقی آمار و اطلاعاتی که در اختیار رئیسجمهور نسبت به وضعیت کشور قرار میگیرد، به همین شکل غیرواقعی باشد و شرایط آنطور هم که پزشکیان میگوید، فاجعهآمیز و بحرانی نباشد.
مردم هنوز پای کار هستند آقای رئیسجمهور
دست آخر باید گفت بخشی از مردم بیش از ۱۷۰ شب است که میادین و خیابانها را خالی نکردهاند. با نگاهی گذرا به جمعیت حاضر در خیابانها متوجه میشویم که بخش قابل توجهی از آنها اتفاقاً قشری هستند که اتفاقاً فشار گرانیها و مشکلات معیشتی را به خوبی با گوشت و پوستشان لمس میکنند. با این حال، اما عزتمندانه کماکان در میدان ایستادهاند تا خدایی ناکرده پالس ضعف به دشمن ندهند.
با این حال کمترین انتظار از سران قوای سهگانه این است که با اظهارات ناسنجیده نه تنها در دل مردم را خالی نکنند، بلکه پالس ضعف از داخل کشور به خارج منتقل کنند. طبیعی است که به کار بردن هر واژه و جمله از سوی مسئولان ارشد کشور، برای طرف مقابل به گونه خاصی ترجمه میشود و قطعاً در ادامه کارزار فشار علیه ایران مؤثر خواهد بود؛ لذا دقت عمل در بیان و گفتار مسئولان، امری اجتنابناپذیر است.