۲۱:۰۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۱

تجربه ۶ ماه اخیر پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران نشان می‌دهد که قیمت نفت مهمترین شاخص اثرگذار بر اقتصاد آمریکا است. افزایش قیمت جهانی نفت سبب گران شدن بنزین و گازوئیل در آمریکا می‌شود. قیمت بنزین و گازوئیل، از دیرباز از نگاه مردم ایا...

کمک نفتی مذاکره‌پرستان به ترامپ

کمک نفتی مذاکره‌پرستان به ترامپ

تجربه ۶ ماه اخیر پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران نشان می‌دهد که قیمت نفت مهمترین شاخص اثرگذار بر اقتصاد آمریکا است. افزایش قیمت جهانی نفت سبب گران شدن بنزین و گازوئیل در آمریکا می‌شود. قیمت بنزین و گازوئیل، از دیرباز از نگاه مردم ایالات متحده، یکی از مهمترین معیارها در قضاوت نسبت به عملکرد دولت‌ها است. در مناظرات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا همواره یکی از وعده‌های کاندیداها این است که قیمت بنزین و گازوئیل را پایین خواهند آورد.
اما اکنون به علت جنگ تحمیلی علیه ایران و بستن تنگه هرمز، قیمت نفت نسبت به سال گذشته حدود ۵۰ درصد افزایش یافته که تقریباً به همین اندازه هم موجب گران شدن بنزین و گازوئیل در آمریکا شده و محبوبیت ترامپ را به شدت پایین آورده است.
بنابراین ترامپ در ۶ ماه اخیر در دوران جنگ به شدت تلاش کرده با انتشار اخبار مثبت دروغ و راست درباره کاهش تنش با ایران یا باز شدن تنگه هرمز، بازار نفت را آرام کند و مانع افزایش بیش از اندازه آن شود.
متاسفانه مسئولان غربگرای دولت پزشکیان نیز در این مدت بارها در زمین ترامپ بازی کرده‌اند و هرگاه ترامپ از تلاش برای مذاکره با ایران خبر داده تا بازار نفت را آرام کند، شاهد بودیم که بلافاصله مسئولان دولت پزشکیان به این اظهارات ترامپ واکنش مثبت نشان داده و موجب کاهش قیمت نفت شده‌اند و درواقع افزایش قدرت کشورمان را تضعیف کرده‌اند.

بازی غربگرایان در زمین ترامپ
با مرور تحولات بازار نفت و مواضع رسمی و رسانه‌ای مقام‌های دولت پزشکیان، می‌توان یک الگوی نسبتاً روشن دید: هر زمان دولت پزشکیان از مذاکره، آتش‌بس، بازشدن هرمز یا امکان توافق سخن گفته، بازار نفت معمولاً ریسک جنگ و اختلال عرضه را از قیمت کم کرده؛ و هر زمان مقام‌های ایرانی که عموماً افراد خارج از دولت بوده‌اند از شکست مذاکرات، بسته‌ماندن هرمز، تشدید درگیری یا پاسخ نظامی سخن گفته‌اند، صرف ریسک ژئوپلیتیک به قیمت نفت برگشته است و قیمت نفت را بالا برده است.

نقطه شروع: اواخر فوریه و آغاز جنگ
در ۲۷ فوریه، درست پیش از آغاز جنگ، برنت حدود ۷۲.۴۸ دلار بود. همان روز، به‌دلیل کندی مذاکرات هسته‌ای و افزایش احتمال درگیری، نفت بیش از ۲ درصد رشد کرد.
پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل در اواخر فوریه و بسته‌شدن تنگه هرمز، شوک اصلی به بازار وارد شد. در ۶ مارس، برنت به ۹۲.۶۹ دلار و نفت آمریکا به ۹۰.۹۰ دلار رسید؛ برنت در یک هفته حدود ۲۷ درصد رشد کرده بود.
در این مرحله، موضع سخت ایران در برابر مذاکره و تهدید استمرار جنگ، از نگاه بازار به معنی احتمال طولانی‌تر شدن اختلال عرضه بود.

شروع جنگ مذاکره هست، اما نه به هر قیمت
در اواخر مارس، تهران پیشنهادهای آمریکا را یک‌طرفه و ناعادلانه توصیف کرد. هم‌زمان تردید درباره آتش‌بس افزایش یافت.
نتیجه بازار بسیار روشن بود:
۲۷ مارس:
• برنت: ۱۱۲.۵۷ دلار
• نفت آمریکا: ۹۹.۶۴ دلار
• رشد روزانه برنت: ۴.۲ درصد
رویترز گزارش کرد که بازار به‌دلیل تردید درباره پیشرفت مذاکرات و احتمال طولانی شدن جنگ، ریسک بیشتری را در قیمت نفت لحاظ کرده بود. از زمان آغاز حملات، برنت ۵۳ درصد بالا رفته بود.

اثر موضع دولت ایران
در این مقطع، پیام تهران تقریباً این بود:
مذاکره ممکن است، اما تسلیم و توافق تحمیلی پذیرفتنی نیست.
از منظر بازار، این پیام به معنای احتمال طولانی شدن جنگ به اضافه تداوم محدودیت هرمز بود. بنابراین اثر آن بر نفت صعودی بود.

چرخش اول: آتش‌بس و بازشدن هرمز
در اوایل آوریل، مذاکرات شدت گرفت و نهایتاً طرح آتش‌بس مطرح شد.
۸ آوریل، پس از اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای و اعلام ایران مبنی بر اینکه در صورت توقف حملات، تنگه هرمز را باز خواهد کرد، نفت به‌شدت سقوط کرد و برنت به زیر ۱۰۰ دلار رفت.
این اتفاق از نظر تحلیلی بسیار مهم است:
بازار نه به کاهش واقعی عرضه، بلکه به احتمال بازگشت عرضه واکنش نشان داد.
چند روز بعد، در ۱۷ آوریل، ایران اعلام کرد عبور کشتی‌های تجاری از هرمز در دوره آتش‌بس امکان‌پذیر است.
نتیجه:
• برنت: ۹۰.۳۸ دلار
• کاهش روزانه: ۹.۰۷ درصد
• نفت آمریکا: ۸۳.۸۵ دلار
• کاهش روزانه: ۱۱.۴۵ درصد
این یکی از قوی‌ترین شواهد شش ماه اخیر است که نشان می‌دهد موضع سیاسی تهران درباره هرمز و مذاکره مستقیماً در صرف ریسک نفت اثر گذاشته است.

اما آتش‌بس شکننده بود. پس از توقیف یک کشتی ایرانی توسط آمریکا و تشدید تنش، تهران از پاسخ متقابل سخن گفت و احتمال شکست مذاکرات بالا رفت.
۲۰ آوریل:
• برنت: ۹۵.۴۸ دلار
• رشد روزانه: ۵.۶۴ درصد
• نفت آمریکا: ۸۹.۶۱ دلار
• رشد روزانه: ۶.۸۷ درصد
یعنی تنها چند روز پس از سقوط ۹ درصدی، بخشی از این کاهش پس گرفته شد.

پیام بازار
بازار عملاً این فرمول را دنبال می‌کرد:
آتش‌بس + مذاکره + هرمز باز = نفت ارزان‌تر
در مقابل:
شکست مذاکرات + درگیری + هرمز بسته = نفت گران‌تر

مذاکرات متوقف می‌شود، نفت دوباره جهش می‌کند
یکی از واضح‌ترین نمونه‌ها در پایان ماه مه رخ داد. پس از انتشار گزارش‌هایی مبنی بر توقف تبادل پیام میان ایران و آمریکا و بررسی گزینه مسدود کردن کامل هرمز، نفت در اول ژوئن بیش از ۴ درصد بالا رفت. درواقع، حتی صحبت درباره بستن هرمز کافی بود تا بازار واکنش نشان دهد؛ اما چند روز بعد، نشانه‌هایی از پیشرفت مذاکرات منتشر شد.
۴ ژوئن:
• برنت: ۹۵.۰۳ دلار
• کاهش روزانه: ۲.۸۴ درصد
• نفت آمریکا: ۹۳.۰۴ دلار
• کاهش روزانه: ۳.۱ درصد
و در پایان ماه، با انتشار خبر توافق موقت برای تمدید آتش‌بس و کاهش محدودیت‌های کشتیرانی، برنت در یک هفته حدود ۱۱ درصد سقوط کرد.
نتیجه مهم
در اردیبهشت، بازار عملاً به لحن دیپلماتیک تهران حساس شده بود.
هرچه ادبیات مقام‌های ایرانی به سمت:
• ادامه مذاکرات
• آتش‌بس
• بازشدن هرمز
• و امکان توافق حرکت می‌کرد، قیمت نفت پایین‌تر می‌آمد.

قوی‌ترین اثر مذاکره بر نفت
خرداد شاید روشن‌ترین ماه برای اثبات این رابطه باشد. ۲ ژوئن، وقتی اعلام شد تهران در حال بررسی پیشنهاد آمریکا برای پایان جنگ است، نفت حدود ۱ درصد افزایش یافت؛ زیرا بازار هنوز نسبت به نتیجه مذاکرات اطمینان نداشت و هرمز بسته بود؛ اما با افزایش احتمال توافق، بازار کاملاً تغییر کرد.
۱۵ ژوئن، پس از اعلام توافق صلح و بازگشایی هرمز:
نفت بیش از ۴ درصد سقوط کرد و به پایین‌ترین سطح سه‌ماهه رسید.
سپس ۲۲ ژوئن، با اعلام پیشرفت مذاکرات آمریکا و ایران:
• برنت: ۷۷.۹۰ دلار
• کاهش روزانه: ۳.۳۱ درصد
و در پایان ژوئن، بازار نفت در مسیر ثبت یکی از بزرگ‌ترین افت‌های ماهانه و فصلی خود از زمان کرونا قرار داشت؛ علت مهم آن، امید به مذاکرات ایران و آمریکا در دوحه بود.
اینجا یک نکته مهم وجود دارد
در خرداد، بازار تقریباً به این جمع‌بندی رسیده بود که:
اگر تهران و واشنگتن به توافق برسند، حجم قابل‌توجهی نفت و ظرفیت حمل‌ونقل دوباره به بازار برمی‌گردد.
بنابراین هر موضع مقام ایرانی که احتمال توافق را بالا می‌برد، عملاً یک فشار نزولی بر قیمت نفت ایجاد می‌کرد.

تیر؛ نفت به پایین‌ترین سطوح دوره جنگ نزدیک شد
در اول ژوئیه، با خوش‌بینی نسبت به مذاکرات قطر، برنت به ۷۱.۵۷ دلار و نفت آمریکا به ۶۸.۵۸ دلار رسید؛ هر دو پایین‌ترین سطح چهار ماهه بودند.
این اتفاق اهمیت زیادی دارد.
زیرا نفتی که در اوج جنگ به بالای ۱۱۰ دلار رسیده بود، در اثر:
مذاکره → آتش‌بس → احتمال بازشدن هرمز → احتمال بازگشت صادرات
تا حوالی ۷۰ دلار پایین آمد.
یعنی بخش بزرگی از حق بیمه جنگ از قیمت نفت حذف شده بود.

چرخش دوم: نقض توافق از سوی آمریکا و ادبیات تهاجمی ایران
در مرداد، خوش‌بینی بازار به توافق به‌تدریج کاهش یافت. ایران مواضع سخت‌تری درباره ادامه آتش‌بس و وضعیت هرمز گرفت و در ۱۸ اوت اعلام شد تهران قصد دارد موضع تهاجمی‌تری اتخاذ کند و هرمز همچنان بسته خواهد ماند.
واکنش بازار:
• برنت: ۹۱.۰۲ دلار
• نفت آمریکا: ۸۴.۹۴ دلار
• هر دو در بالاترین سطح از ۲۴ ژوئیه قرار گرفتند.
رویترز البته تأکید کرد که بازار تا حدی نسبت به تیترهای تکراری مصون شده بود؛ یعنی معامله‌گران دیگر مانند ماه‌های اول با هر اظهارنظر سیاسی، قیمت را شدیداً جابه‌جا نمی‌کردند.
این نکته بسیار مهم است: اثرگذاری اظهارات ایران در طول زمان کاهش پیدا کرد، اما از بین نرفت.

بازگشت ریسک ایران به بازار نفت
در شهریور، پس از تشدید درگیری‌ها، مقام‌های ایرانی از امکان ایجاد منطقه محدودشده جدید در هرمز و واکنش شدیدتر به حملات آمریکا سخن گفتند.
۷ سپتامبر:
• برنت: ۹۷.۳۱ دلار
• نفت آمریکا: ۹۲.۶۵ دلار
هر دو به بالاترین سطح حدود شش هفته رسیدند. سپس در ۹ سپتامبر، با تشدید حملات دریایی و کاهش شدید عبور نفت از هرمز، برنت از ۱۰۰ دلار عبور کرد و در ۱۰۱.۲۱ دلار بسته شد.
تا ۱۱ سپتامبر، با انتشار نشانه‌هایی از احتمال گفت‌وگو درباره هرمز از سوی وزارت خارجه ایران، برنت از سقف روزانه خود عقب نشست و در ۱۰۴.۶۱ دلار بسته شد، در حالی که هنوز بیش از ۸ درصد در هفته رشد داشت.

مطالب مرتبط