اشتغالزایی و کاهش نرخ بیکاری، از پاییز ۱۴۰۰ در کشور شروعشده است. بر اساس اطلاعات مرکز آمار، نرخ بیکاری جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر در فصول متوالی سالهای ۹۷ تا ۱۴۰۳ ، بررسیشده است. براین اساس، برای نرخ بیکاری در پاییز ۹۷ عدد ۱۱.۸ درصد، پاییز ۹۸ عدد ۱۰.۶ درصد، پاییز ۹۹ عدد ۹.۴ درصد، پاییز ۱۴۰۰ عدد ۸.۹ درصد، پاییز ۱۴۰۱ عدد ۸.۲ درصد، پاییز ۱۴۰۲ عدد ۷.۶ درصد و پاییز ۱۴۰۳ عدد ۷.۲ درصد به ثبت رسیده است.
عملکرد دولت سیزدهم در ایجاد اشتغال برمبنای دادههای سامانه ملی رصد اشتغال و پس از صحتسنجی، نشان میدهد تا ۱۵ خرداد امسال ۲ میلیون و ۷۲۱ هزار و ۶ شغل به وجود آمده که ایجاد ۴۶ هزار و ۳۱۷ شغل در فصل بهار ۱۴۰۳ بوده است.
بر اساس این گزارش، در کمتر از سه سال فعالیت دولت سیزدهم، نرخ بیکاری از ۹.۲ به ۸.۱ درصد، نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله از ۲۳.۶ به ۲۱.۲ درصد، نرخ بیکاری فارغالتحصیلان از ۱۳.۷ به ۱۱.۸ درصد و اشتغال ناقص از ۱۰.۲ به ۸.۲ درصد کاهش داشته است. این در حالی است که نرخ مشارکت اقتصادی (جمعیت فعال) نیز ۰.۴ درصدی افزایشیافته است.
احیای هفت هزار واحد راکد و نیمه فعال، افزایش دقت و توسعه نظارت بر اشتغال، ابلاغ ایجاد یکمیلیون شغل در سال به استانها و دستگاههای اجرایی و تقسیمکار ملی و هماهنگی دستگاهها، پرداخت بیش از ۱۶۰ هزار میلیارد تومان تسهیلات اشتغال و تولید با اهرم منابع مردمی، افزایش ایجاد مشاغل خانگی از طریق تسهیل صدور مجوز و رشد ۴ برابری تسهیلات مشاغل خانگی، افزایش اعلام فرصتهای شغلی به میزان ۳۰۰ هزار نفر توسط بنگاهها و بهکارگیری نیروی کار از طریق توسعه سامانه ملی جستجوی شغل، تسهیل صدور مجوزهای کسبوکار از طریق درگاه ملی مجوزها، مثبت شدن نرخ رشد اقتصادی و افزایش مؤثر حداقل دستمزد، از مجموعه عوامل و مجموعه اقدامات مؤثری است که در حوزه اشتغال انجامشده است.
خدمات در صدر جذب شاغلان
بررسی اشتغال در بخشهای عمده فعالیت اقتصادی در پاییز امسال نشان میدهد که بخش خدمات با ۵۲.۷ درصد، بیشترین سهم اشتغال را به خود اختصاص داده است. در مراتب بعدی، بخشهای صنعت با ۳۳.۵ درصد و کشاورزی با ۱۳.۷ درصد قرار دارند. سهم شاغلان بخش کشاورزی و بخش خدمات در پائیز ۱۴۰۳ نسبت به فصل مشابه سال قبل نیز، به ترتیب ۰.۱ و ۰.۶ درصد افزایش و سهم شاغلان بخش صنعت ۰.۷ درصد کاهش داشته است.
سیستان و بلوچستان رکورددار نرخ بیکاری
نتایج طرح آمارگیری نیروی کار پاییز ۱۴۰۳ نشان میدهد که در این فصل جمعیت شاغلین ۱۵ ساله و بیشتر ۲۴ میلیون و ۹۸۳ هزار نفر بوده که نسبت به فصل مشابه سال قبل تقریباً ۲۰۷ هزار نفر افزایش داشته است.
بررسی نرخ بیکاری افراد ۱۵ ساله و بیشترنیز نشان میدهد که ۷.۲ درصد از جمعیت فعال (شاغل و بیکار) بیکار بودهاند. بررسی روند تغییرات نرخ بیکاری حاکی از آن است که این شاخص، نسبت به فصل مشابه در سال قبل ( پاییز ۱۴۰۲) ، ۰.۴ درصد کاهشیافته است
. نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله نیز حاکی از آن است که ۲۰.۲ درصد از فعالان این گروه سنی در پاییز ۱۴۰۳ بیکار بودهاند. بررسی تغییرات فصلی نرخ بیکاری این افراد نشان میدهد، این نرخ نسبت به فصل مشابه در سال قبل (پاییز ۱۴۰۲) ۰.۴ درصد کاهشیافته است.
بر اساس این آمارها نرخ بیکاری در ۲۶ استان، طی پاییز امسال تکرقمی شد؛ در این رتبهبندی استان تهران، کمترین میزان نرخ بیکاری و استان سیستان و بلوچستان بیشترین نرخ بیکاری را به خود اختصاص دادهاند.
بر اساس این گزارش، استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اصفهان، البرز، ایلام، بوشهر، تهران، چهارمحال و بختیاری، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، خراسان شمالی، زنجان، سمنان، فارس، قزوین، قم، کردستان، کرمان، کهگیلویه و بویراحمد، گلستان، گیلان، مازندران، مرکزی، هرمزگان، همدان و یزد، دارای نرخ تکرقمی هستند.
کمترین نرخ بیکاری با ۴.۵ درصد برای تهران و ۴.۷ درصد برای مازندران و خراسان جنوبی به ثبت رسیده است. البته نکته مهم این است که نرخ مشارکت اقتصادی در تهران نسبت به گذشته کاهش داشته است. بیشترین نرخ بیکاری نیز به ترتیب متعلق به استان سیستان و بلوچستان، خوزستان، کرمانشاه و لرستان است.
سهم ۴۳ درصدی فارغالتحصیلان از جمعیت بیکار کشور
طبق گزارش جدید مرکز آمار ایران، در پاییز ۱۴۰۳ سهم جمعیت بیکار فارغالتحصیل آموزش عالی از کل بیکاران۴۳.۱ درصد بوده است. بررسی تغییرات این شاخص نشان میدهد که نسبت به فصل مشابه سال قبل ۰.۳ درصد افزایش داشته است.
بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی، یکی از چالشهای جدی در کشور است. این پدیده که نتیجه ترکیبی از عوامل اقتصادی، آموزشی و اجتماعی است، نهتنها معیشت و آینده جوانان را تهدید میکند، بلکه تأثیرات منفی بر توسعه پایدار جامعه نیز دارد.
بر اساس آمارهای رسمی، نرخ بیکاری در میان فارغالتحصیلان دانشگاهی بالاتر از میانگین کل جامعه است. بسیاری از این افراد پس از سالها تحصیل و صرف هزینههای قابلتوجه، با بازاری مواجه میشوند که یا توان جذب آنان را ندارد یا مهارتها و تواناییهای آنان با نیازهای واقعی بازار کار، همخوانی ندارد.
کارشناسان حوزه کار معتقدند که یکی از دلایل اصلی این مشکل، عدم تطابق برنامههای آموزشی با نیازهای بازار کار است. بسیاری از دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی همچنان بر رشتههای سنتی تمرکز دارند، درحالیکه بازار کار به تخصصهای جدید و مهارتهای فناورانه نیاز دارد. این موضوع باعث میشود که فارغالتحصیلان بهجای یافتن شغل مرتبط با تخصص خود، یا بیکار بمانند و یا به مشاغلی کمدرآمد و غیر مرتبط روی آورند.
از سوی دیگر، رکود اقتصادی و کاهش فرصتهای شغلی در بسیاری از صنایع نیز به افزایش نرخ بیکاری در این قشر دامن زده است. برخی از کارفرمایان نیز ترجیح میدهند بهجای استخدام نیروهای تازهکار، افراد باتجربه را به خدمت بگیرند، که این امر، ورود فارغالتحصیلان به بازار کار را دشوارتر میکند.
برای حل این بحران، دولت و نهادهای آموزشی باید اقدامات مؤثری انجام دهند. بازنگری در برنامههای آموزشی، توسعه مهارتهای شغلی در دوران تحصیل، ایجاد ارتباط نزدیکتر میان دانشگاهها و صنایع و حمایت از کارآفرینی، ازجمله راهکارهایی است که میتواند به کاهش بیکاری فارغالتحصیلان کمک کند.
مطابق نتایج طرح آمارگیری نیروی کار پاییز ۱۴۰۳ که از سوی مرکز آمار ایران منتشرشده است، بررسی نرخ بیکاری جمعیت ۱۵ساله و بیشتر فارغالتحصیل آموزش عالی، نشان میدهد ۱۱.۱ درصد از جمعیت فعال فارغالتحصیلان آموزش عالی بیکار بودهاند. این نرخ در بین زنان نسبت به مردان و در نقاط روستایی نسبت به نقاط شهری، بیشتر بوده است. بررسی روند تغییرات این نرخ حاکی از کاهش۰.۳ درصدی در پاییز ۱۴۰۳ نسبت به فصل مشابه سال قبل است.
در پاییز ۱۴۰۳،سهم جمعیت بیکار فارغالتحصیل آموزش عالی از کل بیکاران۴۳.۱درصد بوده است. این سهم در بین زنان نسبت به مردان و در نقاط شهری نسبت به نقاط روستایی، بالاتر است. بررسی تغییرات این شاخص نشان میدهد که نسبت به فصل مشابه سال قبل ۰.۳ درصد افزایش داشته است.
در پاییز ۱۴۰۳،سهم جمعیت شاغل فارغالتحصیل آموزش عالی از کل شاغلان ۲۶.۹ درصد بوده است. این سهم در بین زنان نسبت به مردان و در نقاط شهری نسبت به نقاط روستایی، بالاتر است. بررسی تغییرات این شاخص نشان میدهد که نسبت به فصل مشابه سال قبل ۰.۶درصد کاهشیافته است.
درنهایت، بیکاری فارغالتحصیلان نهتنها یک مسئله فردی، بلکه یک چالش ملی است که حل آن، نیازمند همکاری همهجانبه دولت، بخش خصوصی، و نظام آموزشی است. اگر این مشکل بهدرستی مدیریت نشود، میتواند به عاملی برای افزایش نارضایتی اجتماعی و کاهش رشد اقتصادی تبدیل شود.
اوایل خردادماه ۱۴۰۳ بود که محمود کریمی بیرانوند، معاون سابق توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی،گفت: امسال برای نخستین بار، تصمیم براین شد که ۲۵ درصد سهم اشتغال ایجادی مختص فارغالتحصیلان دانشگاهی باشد.
قرار بوداین اقدام در راستای کاهش مشکل بیکاری فارغالتحصیلان انجام شود. ایجاد اشتغال برای فارغالتحصیلان دانشگاهی، یکی از اولویتهای اساسی در سیاستگذاریهای اقتصادی و اجتماعی است. این موضوع نهتنها معیشت و آینده میلیونها جوان را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه نقش مهمی در رشد اقتصادی، کاهش نابرابریها و افزایش امید اجتماعی دارد.