محسن منصوری معاون اجرایی شهید رئیسی در دولت سیزدهم در گفتوگو با «چارسوق» در یکسالگی دولت چهاردهم به مقایسه وضعیت اقتصادی مردم در دولت پزشکیان و رئیسی پرداخت. این مقام سابق مسئول با ابراز نگرانی نسبت به شرایط کشور تاکید کرد که مردم نباید احساس رها شدگی و بیدولتی داشته باشند و باید مطمئن باشند که دولت درصدد رفع مشکلات آنهاست. مشروح گفتوگوی منصوری با روزنامه نامه چارسوق به شرح زیر است:
به نظر شما دولت سیزدهم در چه وضعیتی کشور را تحویل دولت چهاردهم داد و چقدر فضا برای کار دولت جدید مهیا بود؟
برای تحلیل عملکرد دولت سیزدهم باید شاخصهای مختلفی را تحلیل کنیم. خروجی همه شاخصهای اقتصادی خود را در رشد اقتصادی نشان میدهد. شاخص رشد یک شاخص کلیدی بوده و نشاندهنده حال عمومی اقتصاد یک کشور است. ما در شاخصهای اقتصادی و کلان در دولت شهید رئیسی یک رشد جدی داشتیم. مثلاً در شاخص کنترل تورم وضع ما نسبت به قبل بهتر شد. نرخ تورم در روزی که دولت سیزدهم کار را تحویل گرفت بر اساس گزارش آن زمان بانک مرکزی نزدیک به 60 درصد بود که در پایان دولت سیزدهم چیزی حدود 20 واحد درصد پایینتر آمده بود. رسیدن نرخ بیکاری به 7 درصد هم یک رکورد بود. پیش از دولت شهید رئیسی نرخ رشد نقدینگی تقریباً بالای 40 درصد بود که در پایان دولت سیزدهم به کانال 20 درصد رسیده بود. همچنین تراز تجاری و ترانزیت در دولت شهید رئیسی رشد کرد. در سال 1402 بیش از 17 میلیون تن کالا جابهجا شد که عدد مهمی بود. در تولید خودرو به حدود 1.4 میلیون دستگاه رسیدیم و در حوزه مسکن هم رشد جدی داشتیم و تعطیلی بخش مسکن متوقف شد. خروجی همه اینها رشد اقتصادی شد. دولت شهید رئیسی در شرایطی کار را تحویل گرفت که در تمامی مدت دهه 90 رشد اقتصادی به طور میانگین تقریباً صفر بود. برنامه توسعه برای ما عدد رشد اقتصادی 8 درصد را هدفگذاری کرده بود. خودمان فکر نمیکردیم به این عدد برسیم. بعد از گذشت 6 سال به عدد رشد اقتصادی نزدیک به 6 درصد رسیدیم. بعد از دولت شهید رئیسی شاخصهای آماری را تغییر دادند ولی آمار بانک جهانی هم نشان میدهد که رشد اقتصادی دولت شهید رئیسی بیش از 4 درصد بود. همه مراکز اقتصادی دنیا رشد اقتصادی ایران را جز ممتازترین رشدهای اقتصادی دنیا معرفی کردند. این مهمترین دستاورد اقتصادی دولت شهید رئیسی بود.
خود دولت شهید رئیسی با چه چشماندازی کار را شروع کرده بود؟
آخرین جلسه هیات دولت آقای روحانی و اولین جلسه هیات دولت شهید رئیسی ثبت و ضبط و فیلمهایش هم منتشر شده است. همان تکه صحبت آقای جهانگیری برای قضاوت در مورد آن زمان کافی است. ایشان شرایط اقتصادی کشور در سال 1400 را با زمان جنگ مقایسه میکند. وضعیت گسست اجتماعی، نابسامانیهای سیاسی، خشکسالی و کرونا با نزدیک به 700 کشته را در این ویدئو به خوبی تحلیل میکنند. تورم، نقدینگی و کسری بودجه را هم ایشان تحلیل میکنند. من به تحلیل آقای جهانگیری چند عدد و رقم دیگر هم اضافه میکنم.
ما در مرداد 1400 بیش از 480 هزار میلیارد تومان کسری بودجه داشته و تقریباً 20 هزار میلیارد تومان بدهی دولت آقای روحانی ناشی از اوراق مشارکت بود. همه ارز ترجیحی که دولت باید در طول سال هزینه میکرد در 5 یا 6 ماه اول هزینه کرده بودند و ارزی برای تخصیص به کالاهای اساسی نداشتیم. بهشتی برای دلالان و رانتخواران ایجاد شده بود. موضوع تحریمها جدی بود و دلخوش کردن دولتمردان دوازدهم به برجام کشور را زمینگیر کرده بود. ذخایر کالاهای اساسی در برخی استانها به 12 روز رسیده بود؛ برخی از کالاها در نقطه قرمز قرار داشت. تمام تنخواه دولت که باید در طول سال هزینه میکرد در همان دو ماه اول مصرف شده بود.
طبق گزارش بانک مرکزی تورم شهریورماه سال 1400 نزدیک به 60 درصد بود. ما کشور را در خاموشی و قطعی برق صنایع تحویل گرفتیم و مردم کلافه شده بودند. در اولین جلسه هیات دولت با حضور شهید رئیسی، آقای کمیجانی سرپرست بانک مرکزی به رئیسجمهور اعلام کردند که خودتان را برای تورم سهرقمی آماده کنید و در همان ایام تورم بخش تولید هم اتفاقاً 103 درصد بود. در همان جلسه به شهید رئیسی اعلام میشود که ما امروز در پرداخت حقوق مشکل داریم. تمام موتورهای هزینهزا و ایجاد تورم برای کشور روشن شده بود. شهید رئیسی با کار شبانهروزی اجازه ندادند مشکلات به متن مردم کشیده شود. در سال 1403 که برای تحویل دولت خدمت مقام معظم رهبری رفتیم در گزارشی بر پایه آمارهای بینالمللی اعلام کردیم در تمام مسائل کلیدی اقتصادی وضعمان از قبل بهتر است. ما در شاخص رشد تکلیف 8 درصدی داشتیم. کار را از صفر درصد شروع کردیم و زمان تحویل دولت به حدود 6 درصد رسیدیم. معنای این حرف این است که در صورت ادامه کار دولت شهید رئیسی ما به شاخص 8 درصد میرسیدیم.
امروز در شاخصهای مختلف اقتصادی چه جایگاهی داریم؟
امروز در خیلی از شاخصهای اقتصادی وضع خاصی را تجربه میکنیم که جا دارد هم دولت و کارشناسان در خصوص آن تدبیر کنند. شاخص رشد اقتصادی، افت جدی پیدا کرده که نگرانکننده است. در حوزه تورم در حال تجربه اعداد کمسابقهای هستیم. تورم نقطه به نقطه اعلامی مرکز آمار از 31.6 درصدی در پایان دولت شهید رئیسی به 42.4 درصد در مرداد امسال رسیده است. تورم ماهانه افزایشی شده که ممکن است در پایان سال در این زمینه به اتفاق تلخی برسیم. در پایان دولت سیزدهم تورم خوراکیهای و آشامیدنیها به 24.4 درصد رسیده که امروز به 51.4 درصد رسیده است. حوزه نان و غلات ازهمگسیختگی بسیاری پیدا کرده و تورم آن از 12.7 درصد در پایان دولت سیزدهم به 93.7 درصد در مرداد امسال رسیده است.
در موضوع خرید تضمینی گندم حدود 7 میلیون تن گندم خریداری شده که با این دستفرمان به 8 میلیون تن گندم میرسند. ما در کشور به بیش از 12 میلیون تن گندم نیاز داریم و مجبوریم گندم وارد کنیم. از دل واردات گندم رانت، فساد و مسئله کمبود ارز ایجاد میشود. این در حالی است که در دولت سیزدهم به خودکفایی گندم رسیدیم.
در بحث تدوین بودجه خیلی از کارشناسان گفته بودند بودجهای که دولت چهاردهم نوشته کسری بودجه جدی دارد و فضایی و تخیلی است. امروز که چند ماه از بودجه گذشته کسری بودجه به نزدیک 800 هزار میلیارد تومان رسیده است. با ادامه این دستفرمان در پایان دولت کسری بودجه به 1500 تا 2000 همت میرسد. این یک ناترازی جدی است و دولت باید برای آن چاره کند. وزیر اقتصاد مصاحبه کرده که قصد دارند برای بودجه لایحه اصلاحی بدهند که البته اصلاحات بودجه هم کار راحتی نیست و معمولاً چیزی که دولت میخواهد تحقق نمییابد.
در زمینه بورس ما در یک سال اخیر شاهد کاهش 30 تا 40 درصدی ارزش دلاری بازار هستیم. خیلی از مردم در این تغییر و تحولات اذیت شدند. وقتی 55 میلیون سهامدار در بورس داریم یعنی مسئله بورس مسئله عموم مردم کشور است. وقتی شاخص بورس شما افول میکند، یعنی کشور با چالش جدی مواجه میشود. این یعنی دولت باید تحول اقتصادی ایجاد کند و الا مردم بیشتر گرفتار میشوند.
مگر در طول یک سال چه اتفاقی افتاده که کشور با این تغییرات روبهرو شده است؟
باید یکبار سؤال کنیم که در حوزه کلان مدیریتی در این یک سال چه اتفاقی افتاد؟ کشور همان کشور و ظرفیت همان ظرفیتهاست و ارکان کشور تغییری نکرده است. اگر دولت قوی برای ایران قوی کار کند پیام قدرت به دنیا مخابره میشود. ولی اگر خدایی نکرده با ضعف و چه کنم و چه کنم کشور را مدیریت کنیم به دنیا پیام ضعف میدهیم. بخش مهمی از مشکلات در یک سال گذشته ناشی از تغییر دولت بود. اشکال اساسی دولت در ضعیف نمایی کشور است. ما نباید کشور را ضعیف جلوه دهیم، ما سرشار از منابع و داشتهها هستیم و اگر همه اینها را بسیج و ساماندهی بکنیم از خیلی مشکلات عبور میکنیم. ولی اگر خودمان ایمان نداشته باشیم که از مشکلات عبور میکنیم حتماً دچار مشکلات جدی میشویم.
مطالبه مردم وقتی در کوچه و خیابان با شما مواجه میشوند، بیشتر در چه مواردی است؟
امروز مواجهاتمان با مردم بیشتر شده است. مسئله اصلی مردم معیشتی و اقتصادی است. مردم میگویند مگر چه اتفاقی افتاده که در یک هفته نان دو بار گران میشود. چه اتفاقی میافتد که برنج در یک مدت کوتاهی چند صد درصد افزایش قیمت دارد. برنج و نان قوت غالب مردم است و گرانی آنها حمله به قوت غالب مردم است. نمیتوان با قیمت برنج و نان مردم شوخی کرد و به راحتی از کنار افزایش قیمت آن گذشت. مردم احساس میکنند کسی به دنبال حل مسئله آنها نیست. حس بیدولتی بزرگترین آفت است و فضا را برای دولتهای پنهان مثل کارتلهای اقتصادی را فراهم میکند. مثلاً در برنج گاهی اوقات انحصارهایی که سیاستگذار برای یک جریان مسموم اقتصادی و یا یک دلال بزرگ ایجاد میکند خروجی جز گرانی ندارد. اگر این را درمان کنیم و مردم حس کنند اگر مشکلی پیش آمد دولت وارد میدان میشود، مردم تحمل میکنند. من نمیگویم دولت نداریم ولی حس بیدولتی یک چالش جدی برای مردم و دولت ایجاد میکند.
شما در دولت سیزدهم به عنوان معاون اجرایی شهید رئیسی، مسئول سفرهای استانی بودید. در این خصوص چه تغییر رویکردی در یک سال گذشته ایجاد شده است؟
موضوع سفرهای استانی در همه دولتها بوده ولی دریافت مردم از سفرهای استانی در دولتهای مختلف، متفاوت بود. در دولت نهم خیلی از سفرها گره مردم را باز میکرد و در دولت سیزدهم سفرهای استانی از این جنس بود. قبل از سفر، کار کارشناسی و عارضهیابی در دستگاههای تخصصی انجام میشد و مصوبات پیشنهادی را به آقای رئیسجمهور میدادند. ما از سفرهای استانی زمان آقای رئیسی دنبال حل مسئله و انتفاع مردم بودیم. ولی بعضی از دولتها میگویند برویم که نگویند این دولت سفر نرفتند. ما در اکثر پایان هفتهها در دولت سیزدهم سفر استانی میرفتیم و تشریفاتی هم نبود و خیلی از مشکلات را حل میکرد. برخی دولتها آخر هفته را تعطیلات اعلام میکردند و به کارهای دیگر میرسیدند که این تفاوت را مردم احساس میکنند.
شهید رئیسی جزو کسانی بودند که بیشترین سالها در کشور سمت داشتند. استمرار ایشان برای حضور در مناسب حاکمیتی اشراف خوبی ایجاد کرده بود و لایههای عمیقتر موضوع را درک میکردند. موضوع کلانی نداشتیم که ایشان نسبت به آن غافل باشند. ایشان میگفتند نباید مردم را به نسبت به مشکلات ناامید کنید و جامعه را مشوش نشان دهید. ریختن همه مشکلات در رسانهها این سؤال را ایجاد میکند که پس کار دولت و حاکمیت چه میشود؟ کار دولت و حاکمیت این است که باید مشکلات را در فضای آرام و کارشناسی حل کنند. خیلی اوقات عرضه مشکلات اقتصادی هرج و مرج ایجاد میکند. مثلاً اینکه مدام بگویند ارز نداریم، مردم برای خرید دلار هجوم میآورند. شهید رئیسی معتقد بود که اگر در کشور یاس حاکم شود، ما زمینگیر میشویم. ایشان میگفتند وزیر حق ندارد خودش را مأیوس نشان دهد.
از منظر تفکر اقتصادی دولتمردان فعلی چه نگاهی به حل مشکلات دارند؟
درمجموعه دولت یک نگاه اقتصادی حاکم است که درباره اقتصاد جهانی و اقتصاد بازار سخن میگوید. همان سخنانی که آقای آخوندی میزد و آقای عارف هم به همین نگاه معتقد است. این افراد میگویند عرضه و تقاضا باید خودش بازار را تنظیم کند و ما باید با نگاه حداقلی و کاهش مداخله اقتصاد کشور را اداره کنیم. ظاهر حرف هم غلط نیست؛ اما این در یک اقتصاد سالم جواب میدهد نه در این یک اقتصادی که رانت و عدم شفافیت وجود دارد. نباید از یک سوراخ چند بار گزیده شوید. این را چندین بار تجربه کردیم و این مدل رفتار یک حس رها شدگی در بازار ایجاد میکند. اکنون ستاد تنظیم بازار و ستاد دولت به کار ننشسته است. وقت دولت به جلساتی تلف میشود که معلوم نیست چه اولویتی دارد. مثلاً فهرست جلسات رئیسجمهور و برخی عزیزان دولت را که نگاه میکنید شامل جلسه با احزاب و فلان موضوع عدالت آموزشی میشود. آیا این موضوعات اولویت اول کشور است. شما در همین تهران از 10 هزار نفر سؤال بپرسید که مسئله اصلی آنها چیست؟ آیا کسی پیدا میکند که احزاب و عدالت آموزشی مسئله اول آنها باشد؟ شما ببیند چند جلسه تنظیم بازار در دولت تشکیل شده است؟ تعدادش خیلی پایین است. در دولت شهید رئیسی هفتهای چند جلسه چندساعته تشکیل میشد. مردم باید حس کنند دولت روی موضوعات متمرکز است.
افزایش قیمت برخی کالاهای اساسی در یک سال گذشته مانند برنج خیلی عجیب بود. در این زمینه فکر میکنید چرا این اتفاقات افتاد؟
در خصوص برنج اصل موضوع به انحصار، کجسلیقگی و سوءمدیریت برمیگردد. موضوعی که آقای اژهای هم به آن اشاره کردند و یک ورود قضایی و امنیتی به موضوع صورت گرفت. در خیلی از موضوعات افزایش قیمتها ربطی به افزایش قیمت جهانی ندارد. آنجایی که افزایش قیمتها جهانی است عذر پذیرفته است و نمیشود آن را کاری کرد ولی مسائل ما ناشی از سوءمدیریت داخلی است. مثلاً یک تاجر، انحصاراً واردات بخش زیادی از برنج را بر عهده میگیرد. در موضوع نهاده هم این اتفاق بارها افتاده است و انحصار به وجود آمده است. در برنج سهم برخی افراد زیاد شده و برخی شرکتها هم برنج را در فصل ارزان احتکار کرده و دولت اگر تدبیر میکرده، میتوانسته این موضوعات را حل کند.
در خصوص ناترازی برق به نظر شما چرا تفاوت قطعی برق با دولت شهید رئیسی اینقدر مشهود است؟
در حوزه ناترازی برق و خاموشیهای اخیر روشن است که مسئله مدیریتی است. قبل از دولت شهید رئیسی خاموشی داشتیم، در دولت شهید رئیسی خاموشی خانگی حداقلی بود و خاموشی صنایع هم حداقلی بود، بعد از دولت شهید رئیسی هم مجدداً خاموشیهای سرسامآور داشتیم؛ بنابراین مسئله مدیریتی است. اوج مصرف برق ما در دولت شهید رئیسی حدود 80 هزار مگاوات بود و سال به سال هم به این پیک مصرف اضافه میشد؛ یعنی سالی 4 تا 5 درصد به مصرف برقمان اضافه میشود. با طی شدن این روند امروز باید اوج مصرف 84 تا 85 هزار مگاوات میشد. پیک مصرف امسال 2500 مگاوات کمتر از سال گذشته بود؛ یعنی حدود 77.5 هزار مگاوات بود. حالا باید دید علت این خاموشیها چیست؟ اگر میخواهیم در مصرف و تولید برق تدبیر کنیم باید برای سه مسئله برنامه داشته باشیم. موضوع اول این است که در تکمیل، احداث و توزیع نیروگاههای جدید درست عمل نکردیم. دوم در حوزه مدیریت مصرف درست عمل نکردیم و سوم این است که در استفاده حداکثری از ظرفیت نیروگاههای موجود درست عمل نکردیم. در دولت شهید رئیسی حدود 10 هزار مگاوات برق وارد مدار کردیم، برخی شامل نیروگاههای جدید میشد و برخی دیگر شامل اوورهال نیروگاههای قبلی میشد. در دولت جدید طبق برنامه باید 8 هزار مگاوات نیروگاه جدید اضافه میشد؛ اما حدود 2 هزار مگاوات ظرفیت جدید اضافه شد. در تکمیل و احداث نیروگاهها دولت از برنامه خودش عقب است. در محور دوم باید توزیع را 24 ساعته کرده و پیک مصرف را در سایر ساعات شبانهروز سرشکن میکردیم. دولت در این حوزه هم ضعف جدی داشت.
در محور سوم هم دولت چهاردهم ضعف داشت. در دولت شهید رئیسی گاهی 98 درصد از ظرفیت نیروگاهی کشور زیر بار بود؛ یعنی چیزی نزدیک به 100 درصد ظرفیت نیروگاهی کشور به کار گرفته میشد. ما امروز میبینیم حتی تا 20 درصد نیروگاههای ما خاموش است.
اخیراً فردی گفته بود چون در دولت شهید رئیسی ذخایر سدها را خالی کردند این مشکلات ایجاد شده است. گرچه این ادعا خیلی سخیف بود و خیلی از افراد جریان مقابل هم پاسخ آن را دادند. ولی اگر بخواهم توضیح مختصری بدهم سهم تولید برق از نیروگاههای برقابی بسیار اندک بود و میزان ذخایر سدها در سال 1400 و هنگام شروع دولت سیزدهم 48 درصد بود و سال 1401 به 46 درصد، در سال 1402 به 56 درصد و در سال 1403 به 58 درصد رسید؛ بنابراین از اساس این حرف غیرعلمی و غیر کارشناسی است. در شهرهایی که عموماً مشکل کمبود برق دارند نیروگاه برقابی نداریم. مثلاً در تهران اصلاً نیروگاه برقابی نداریم و میزان پرشدگی در زنجیره کارون که نیروگاه برقابی دارد بیش از 72 درصد بوده است؛ یعنی متوسط ذخیره این سدها از متوسط کشور هم بیشتر بوده است. در سد دز بیش از 78 درصد پرشدگی در زمان تحویل دولت وجود داشته است؛ بنابراین به نظر میرسد مسئله برق مدیریتی است.
عزیزان دولت فعلی در مقطعی مسئله کسری برق را به مسئله مازوت سوزی در دولت شهید رئیسی ربط دادند. بعد هم سعی کردند اصلاح کنند که البته نتوانستند حق مطلب را ادا کنند. در دولت شهید رئیسی مازوت سوزی در حداقل اتفاق میافتاد و آن هم در نیروگاههایی بود که در خارج از شهرها بودند. امروز و در 5 ماهه ابتدای سال 1404 میزان مازوت سوزی و استفاده از نفت گاز بیش از سه برابر مدت مشابه در سال 1403 است. دولت چهاردهم بیش از 30 میلیون لیتر مازوت سوزی میکنند و از نفت گاز استفاده میکنند و این یک مسئله مهم محیط زیستی است.