ضدانقلاب و رسانههای حامی آمریکا هر بار با وجود جنایات آشکار واشنگتن بازهم با روایتهای جعلی سعی کردند این موارد را خون شویی کنند اما بار دیگر آمریکا به غیرنظامیان حمله کرد.
آمریکا در روایت رسمی خود همواره تلاش کرده است جنگهایش را با ادبیاتی مانند «اجتناب از آسیب به غیرنظامیان» توجیه کند؛ اما آنچه در میدان رخ داده، تصویری کاملاً متفاوت ارائه میدهد.
از مدرسه میناب و سالن ورزشی لامرد تا حمله به ناوشکن دنا (حمله به دانشجویان ارتش) و اکنون حمله به مراسم عروسی در کوهستک سیریک، زنجیرهای از حوادث شکل گرفته که ادعای مصونیت غیرنظامیان در عملیات آمریکا را با پرسشهای جدی روبهرو میکند.
در لامرد، گزارش نیویورکتایمز که یورونیوز نیز آن را بازتاب داده، از اصابت یک موشک بالستیک آمریکایی PrSM به سالن ورزشی و مدرسه ابتدایی مجاور آن و شهادت دستکم ۲۱ نفر خبر داد. در مورد میناب نیز گزارشهای منتشرشده از حمله موشکی به مدرسه شجره طیبه و تلفات سنگین غیرنظامیان حکایت دارد.
اما ماجرا در همینجا متوقف نماند. ناوشکن دنا نیز در جریان جنگ هدف حمله آمریکا قرار گرفت و دهها نیروی ایرانی جان خود را از دست دادند. موضوعی که ترامپ با وقاحت تمام آن را یک اقدام تفریحی برای کشتار نامید.
و حالا سیریک؛ جایی که دیگر سخن از یک مرکز نظامی یا تأسیسات راهبردی نیست، بلکه گزارشهای رسمی داخلی از اصابت حمله آمریکا به محل برگزاری یک مراسم عروسی در کوهستک خبر میدهند.
در این حادثه دستکم 4 نفر شهید و ۵۰ نفر مصدوم شدند.
این سلسله حوادث یک سؤال اساسی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد. اگر آمریکا واقعاً فقط «اهداف مشخص نظامی» را هدف میگیرد، مدرسه، سالن ورزشی، خانه مسکونی و مراسم عروسی چه جایگاهی در فهرست اهداف نظامی آن دارند؟
این همان نقطهای است که باید خط بطلانی بر یکی از مهمترین گزارههای تبلیغاتی حامیان آمریکا و جریانهای همسو با آن کشید؛ گزارهای که میکوشد هر بار پیش از بررسی واقعیتهای میدانی، مسئولیت کشتهشدن غیرنظامیان را با عباراتی مانند «خطای محاسباتی» و «سپر انسانی» از دوش مهاجم بردارد.
اگر هدف نظامی است، چرا قربانی کودک است؟ چرا سالن ورزش است؟ چرا مدرسه است؟ چرا خانهای است که در آن مراسم عروسی برگزار میشود؟
مشکل فقط خود حمله نیست؛ مسئله دیگر و دنباله آن، روایتسازی پس از حمله است. ابتدا گفته میشود اهداف با دقت انتخاب شدهاند؛ سپس وقتی تصاویر کودکان، خانوادهها و خانههای ویرانشده منتشر میشود، ضدانقلاب و دستگاه رسانهای حامی آمریکا تلاش میکند اصل ماجرا را به حاشیه ببرد و درباره علت حضور قربانیان در محل حادثه بحث کند. این همان فرآیندی است که میتوان آن را نوعی «خونشویی رسانهای» دانست؛ یعنی تلاش برای پاککردن مسئولیت مهاجم از صحنه جنایت و انتقال آن به قربانی.
اکنون اما تکرار این حوادث، این روایت را بیش از گذشته فرسوده کرده است. اهداف مشخص آمریکا ظاهراً دیگر فقط در نقشههای نظامی تعریف نمیشوند؛ در میدان، غیرنظامیان نیز در معرض مستقیم آتش قرار گرفتهاند.
وقتی موشک به مدرسه میخورد، سالن ورزشی را ویران میکند و در نهایت به مراسم عروسی میرسد، دیگر نمیتوان صرفاً با تکرار عبارت «اهداف دقیق» واقعیت میدان را پنهان کرد.
و سیریک شاید بیش از هر حادثه دیگری این تناقض را عیان کرده باشد. آمریکایی که ادعا میکرد برای هدفگیری اهداف نظامی آمده، حالا در روایتهای میدانی، پایش به خانهای رسیده که مردم در آن برای عروسی جمع شده بودند.

