در شرایط جنگ و نااطمینانی، اوراق گام میتواند سرمایه در گردش بنگاهها را بدون خلق پول جدید تأمین کند و فشار تورمی را کاهش دهد.
جنگها فقط میدان درگیری نظامی نیستند. آنها معمولاً اقتصاد را نیز با شوکهای سنگین و چند لایه روبهرو میکنند. در چنین دورههایی نخستین اثری که بر فضای کسبوکار دیده میشود افزایش نااطمینانی است. این نااطمینانی خیلی زود خود را در بازار پول و اعتبار نشان میدهد. بانکها محتاطتر میشوند. هزینه تأمین مالی بالا میرود. ریسک نکول افزایش پیدا میکند و بنگاههای تولیدی برای دسترسی به سرمایه در گردش با دشواری بیشتری روبهرو میشوند.
در این وضعیت تولیدکنندهای که باید مواد اولیه بخرد. دستمزد پرداخت کند. هزینه حملونقل و انرژی را بپردازد و سفارشهای جاری خود را تحویل دهد. با یک بحران جدی مواجه میشود. از یکسو دریافت تسهیلات بانکی دشوارتر و گرانتر میشود و از سوی دیگر بازار سرمایه نیز بهویژه برای بنگاههای کوچک و متوسط توان پاسخگویی سریع به نیازهای روزمره تولید را ندارد. درنتیجه شکافی شکل میگیرد که اگر برای آن چارهای اندیشیده نشود میتواند به افت تولید. تعطیلی خطوط تولید و گسترش فشار تورمی منجر شود.
در چنین شرایطی ابزارهای مالی نوین اهمیت بیشتری پیدا میکنند. ابزارهایی که بتوانند بدون تزریق پول جدید. امکان ادامه فعالیت بنگاهها را فراهم کنند. یکی از مهمترین این ابزارها در اقتصاد ایران اوراق گام یا گواهی اعتبار مولد است. این اوراق با این هدف طراحی شده که اعتبار بانکی را جایگزین پرداخت نقدی کند و امکان تأمین مالی زنجیره تولید را بدون فشار مستقیم بر پایه پولی فراهم آورد.
بانک مرکزی از دهه ۹۰ استفاده از گواهی اعتبار مولد را به عنوان یک ورقه بهادار اسلامی در دستور کار قرار داد. برای این ابزار اهدافی مانند رفع موانع پولی تولید. رونق تولید. هدایت نقدینگی به سمت فعالیتهای مولد. تأمین سرمایه در گردش سالم و پایدار برای واحدهای تولیدی و جلوگیری از نشت منابع از بخش مولد به فعالیتهای غیرمولد در نظر گرفته شد. درنهایت نیز این ابزار در سال ۹۸ توسط شورای پول و اعتبار به تصویب رسید. طراحی این ابزار درواقع پاسخی بود به یک نیاز قدیمی در اقتصاد ایران. یعنی تأمین مالی تولید بدون آنکه هر بار راهحل در افزایش تسهیلات نقدی و رشد نقدینگی جستوجو شود.
کارکرد اصلی اوراق گام در بازار پول. تأمین مالی اعتباری است. سازوکار آن نیز روشن است. یک بنگاه تولیدی برای خرید مواد اولیه از تأمینکننده خود از بانک عامل درخواست صدور اوراق گام میکند. بانک پس از بررسی وضعیت اعتباری بنگاه. اوراق را منتشر میکند و آن را در اختیار فروشنده مواد اولیه قرار میدهد. فروشنده نیز میتواند اوراق را تا سررسید نزد خود نگه دارد. در بازار ثانویه بفروشد یا آن را به عنوان ابزار پرداخت به حلقه بعدی زنجیره تولید منتقل کند.
اهمیت این مکانیسم در آن است که در این شیوه. پول نقد جدیدی قبل از فرآیند تولید خلق نمیشود. درواقع وجه نقد به صورت مستقیم به حساب بنگاه واریز نمیشود بلکه اعتبار بانک جای آن را میگیرد. به این ترتیب گردش مالی در زنجیره تولید با تکیه بر اعتبار انجام میشود نه با اتکا به خلق پول جدید. همین ویژگی است که اوراق گام را به ابزاری متمایز از تسهیلات سنتی بانکی تبدیل میکند.
در زمان جنگ یا هر دورهای که اقتصاد با نااطمینانی بالا روبهرو است. این خصوصیت اهمیت بیشتری پیدا میکند. چون در چنین شرایطی دسترسی به نقدینگی دشوارتر میشود و هزینه استفاده از منابع نقدی بالا میرود. اوراق گام در چنین فضایی به بنگاه این امکان را میدهد که بدون دریافت وام نقدی. مواد اولیه مورد نیاز خود را تهیه کند و روند تولید را متوقف نسازد. اگر این اوراق در زنجیره تولید پذیرفته شود. حتی میتواند بدون تنزیل و بدون خروج از چرخه تولید میان فعالان اقتصادی دست به دست شود. این همان جایی است که گام از یک ابزار مالی معمولی فراتر میرود و به ابزاری برای حفظ جریان تولید تبدیل میشود.
مزیت راهبردی دیگر اوراق گام. غیرتورمی بودن آن است. در اقتصاد ایران که رشد نقدینگی یکی از موتورهای اصلی تورم بوده است. هر ابزار تأمین مالی که بتواند نیاز تولید را بدون خلق پول جدید پاسخ دهد از اهمیت زیادی برخوردار است. تفاوت اصلی اوراق گام با تسهیلات نقدی بانکی در همین نکته نهفته است. تسهیلات نقدی میتواند از مسیر خلق سپرده و افزایش نقدینگی به فشار تورمی منجر شود. اما اوراق گام اگر درست در زنجیره تولید به کار گرفته شود. اعتبار را به شکل هدفمند وارد مبادلات واقعی میکند و از انحراف منابع به سمت بازارهای غیرمولد جلوگیری میکند.
محسن جلال فعال اقتصادی در تحلیل نقش ابزارهای اعتباری تاکید کرده است که اقتصاد در دورههای نااطمینانی به سمت کمبود نقدینگی در بخش واقعی حرکت میکند و ابزارهایی که بتوانند اعتبار را در زنجیره مبادلات واقعی به جریان بیندازند میتوانند از توقف تولید جلوگیری کنند.
او بر این نکته دست میگذارد که در چنین دورههایی باید کانالهای تأمین مالی از مسیرهایی تقویت شود که کمترین اثر تورمی را داشته باشند و امکان ردیابی مصرف منابع را فراهم کنند. از نگاه او ابزارهای زنجیرهای اگر با نظارت و شفافیت اجرا شوند میتوانند فشار بر شبکه بانکی را کاهش دهند و هزینه تأمین مالی را برای بنگاهها قابل تحمل تر کنند.
با این حال آمارها نشان میدهد که اوراق گام هنوز در آغاز راه است. سال گذشته ۱۷ بانک درمجموع بیش از ۳۶ هزار میلیارد تومان از طریق اوراق گام تأمین مالی تولید را انجام دادند. این عدد در مقایسه با حجم بسیار بزرگ تسهیلات نقدی پرداختی بانکها برای سرمایه در گردش بنگاهها. سهم اندکی را نشان میدهد. این فاصله بیانگر آن است که گام هنوز نتوانسته جایگاه متناسب با ظرفیت خود را در بازار تأمین مالی به دست آورد. اما همین سهم محدود نیز نشان میدهد که این ابزار قابلیت رشد دارد و در صورت رفع موانع میتواند به یکی از ارکان مهم تأمین مالی غیرتورمی تبدیل شود.
یکی از اصلیترین موانع توسعه اوراق گام. سختگیری در اعتبارسنجی است. بسیاری از بنگاههای کوچک و متوسط که بیش از دیگران به سرمایه در گردش نیاز دارند. به دلیل نداشتن سابقه اعتباری کافی یا به علت وجود چک برگشتی از دسترسی به این ابزار محروم میشوند. نتیجه این وضعیت آن است که ابزار گام بیشتر در اختیار بنگاههایی قرار میگیرد که از ابتدا وضعیت بهتری دارند و آن دسته از بنگاههایی که در شرایط جنگی و بحران به حمایت بیشتری نیاز دارند. از دایره استفاده بیرون میمانند.
مانع دیگر به ضعف آشنایی بسیاری از تولیدکنندگان با ساختار این ابزار بازمیگردد. برای یک بنگاه کوچک. فرآیند صدور اوراق گام ممکن است پیچیده و زمانبر به نظر برسد. اعتبارسنجی. معرفی تأمینکننده به بانک. ثبت در سامانه گام و در صورت لزوم معامله در بورس. مجموعه مراحلی است که برای بسیاری از واحدهای کوچک بدون نیروی تخصصی مالی و حقوقی آسان نیست. به همین دلیل بخشی از محدود بودن استفاده از این ابزار نه به ضعف ذاتی آن بلکه به دشواری اجرایی و کمبود آموزش بازمیگردد.
چالش مهم دیگر. نیاز به بازار ثانویه عمیق و نقدشونده است. اگر تأمینکنندهای که اوراق را دریافت میکند مطمئن نباشد که در صورت نیاز میتواند آن را با هزینه منطقی نقد کند. انگیزه کمتری برای پذیرش آن خواهد داشت. در شرایط جنگی که سطح نااطمینانی بالاست. این موضوع اهمیت دوچندان پیدا میکند. اگر بازار ثانویه عمق کافی نداشته باشد. نرخ تنزیل بالا میرود و هزینه تأمین مالی برای بنگاهها افزایش پیدا میکند. در این صورت بخشی از مزیت اقتصادی گام تضعیف خواهد شد.
در کنار این موانع. یک مسئله مهم دیگر نیز وجود دارد و آن لزوم هماهنگی حداکثری میان بازیگران زنجیره است. اوراق گام زمانی به بهترین شکل کار میکند که حلقههای مختلف تولید آن را به عنوان ابزار پرداخت بپذیرند. هرچه این پذیرش گستردهتر باشد. نیاز به نقد کردن اوراق کمتر میشود و مزیت غیرتورمی آن بیشتر خود را نشان میدهد. اما اگر تنها بخشی از زنجیره آن را قبول کند و سایر حلقهها همچنان بر دریافت پول نقد اصرار داشته باشند. کارایی این ابزار محدود خواهد شد.
برای آنکه اوراق گام در شرایط جنگی به یک ابزار جدی و مؤثر برای تأمین مالی تولید تبدیل شود. چند اقدام ضروری به نظر میرسد. نخست آنکه آموزشهای عملی و ساده به تولیدکنندگان بهویژه بنگاههای کوچک و متوسط داده شود تا آنان با سازوکار این ابزار آشنا شوند. دوم آنکه فرآیند صدور و استفاده از اوراق تا حد امکان سادهسازی شود. سوم آنکه بازار ثانویه این اوراق تقویت شود تا نگرانی از بابت نقدشوندگی کاهش یابد. و چهارم آنکه در اعتبارسنجی بنگاهها رویکردی متعادلتر اتخاذ شود تا بنگاههای بیشتری بتوانند به این ابزار دسترسی داشته باشند.
اوراق گام البته قرار نیست به تنهایی همه مشکلات اقتصاد در شرایط جنگ را حل کند. این ابزار تنها زمانی به حداکثر کارایی خود میرسد که در کنار سایر سیاستهای اصلاحی به کار گرفته شود. اصلاح نظام بانکی. بهبود فضای کسبوکار. مدیریت سمت عرضه و کاهش موانع تولید همگی برای موفقیت چنین ابزارهایی ضروری هستند. با این حال ارزش اصلی گام در آن است که یک مسیر متفاوت پیش روی سیاستگذار میگذارد. مسیری که در آن تأمین مالی تولید لزوماً با افزایش نقدینگی و فشار بر پایه پولی همراه نیست.
درنهایت میتوان گفت که در اقتصاد جنگی مسئله فقط تأمین منابع نیست بلکه چگونگی تأمین منابع اهمیت بیشتری دارد. اگر حمایت از تولید از مسیرهای تورمزا انجام شود. فشار آن دیر یا زود به کل اقتصاد بازمیگردد و خود بنگاههای تولیدی را نیز گرفتار میکند. اما اگر ابزارهایی مانند اوراق گام بتوانند با تکیه بر اعتبار بانکی و زنجیره مبادلات واقعی. سرمایه در گردش را بدون خلق پول جدید تأمین کنند. آن وقت میتوان از آنها به عنوان یکی از کارآمدترین ابزارهای حفظ تولید در روزهای سخت یاد کرد. آینده اوراق گام به میزان توان سیاستگذار در رفع موانع اجرایی و جلب اعتماد فعالان اقتصادی بستگی دارد. اما ظرفیت این ابزار برای تبدیل شدن به یک بازوی مهم در تأمین مالی غیرتورمی تولید. ظرفیتی است که نمیتوان از کنار آن به سادگی گذشت.