۲۳:۳۳ - ۱۴۰۴/۰۵/۰۱

اکنون که سایهٔ بحران امنیتی از فضای عمومی کشور برداشته شده و زمزمه‌هایی از بازسازی و توسعه مجدد به گوش می‌رسد، باید پرسید: نقطه شروع بازسازی اقتصادی کجاست؟ پاسخ آن‌چنان که تصور می‌شود در بودجه‌های عمرانی، تخصیص ارز یا تزریق نقدینگی نیست؛ ...

بازسازی اقتصادی در پَسا جنگ؛ بازگشت به «اعتماد» یا تداوم بی‌ثباتی؟

بازسازی اقتصادی در پَسا جنگ؛ بازگشت به «اعتماد» یا تداوم بی‌ثباتی؟

اکنون که سایهٔ بحران امنیتی از فضای عمومی کشور برداشته شده و زمزمه‌هایی از بازسازی و توسعه مجدد به گوش می‌رسد، باید پرسید: نقطه شروع بازسازی اقتصادی کجاست؟ پاسخ آن‌چنان که تصور می‌شود در بودجه‌های عمرانی، تخصیص ارز یا تزریق نقدینگی نیست؛ بازسازی واقعی، از بازآفرینی اعتماد در فضای اقتصاد آغاز می‌شود.
اقتصاد بدون سرمایه اجتماعی اقتصادی، صرفاً یک ساختار مکانیکی است که کار نمی‌کند. آنچه در دهه اخیر به‌شدت آسیب‌دیده، نه‌تنها زیرساخت‌های فیزیکی، بلکه پیوند ذهنی و روانی فعالان اقتصادی با حاکمیت و سیاست‌گذار بوده است. اعتماد فروریخته به قواعد بازی، بزرگ‌ترین مانع سرمایه‌گذاری بلندمدت و تولید پایدار است.

شواهد روشن: بازار سرمایه و افق مبهم تصمیمات
بازار سرمایه در ماه‌های اخیر علیرغم رشد اسمی سود شرکت‌ها، واکنش مثبتی نشان نداده است. در فصل مجامع، معمولاً انتظار می‌رود که تحرکات مثبتی در بورس شکل بگیرد، اما آنچه می‌بینیم، رکود معاملاتی، کاهش ارزش معاملات خرد، و بی‌اعتمادی فراگیر است.
علت را باید در بیرون از صورت‌های مالی شرکت‌ها جست‌وجو کرد: بی‌ثباتی سیاست‌گذاری، نبود شفافیت اطلاعاتی، رفتار نوسانی نهادهای ناظر و نگاه مداخله‌گر به بازارها باعث شده سرمایه‌گذار، از پیش‌بینی‌پذیری اقتصاد ناامید شود. در غیاب اعتماد، بازارها به جای صعود، دچار انجماد می‌شوند؛ نه فروشنده قاطع دارد، نه خریدار ریسک‌پذیر.

نگاه جایگزین: اقتصاد را فقط با بودجه نمی‌سازند
تجربه‌های جهانی و داخلی به‌وضوح نشان می‌دهد که سرمایه، در جایی مستقر می‌شود که قوانین پایدار، تصمیمات قابل پیش‌بینی و حاکمیت قانون برقرار باشد.
تزریق منابع به پروژه‌های اقتصادی بدون اصلاح بستر نهادی و بازگشت اعتماد، صرفاً منجر به اتلاف منابع و تشکیل پروژه‌های نیمه‌تمام می‌شود.
سرمایه‌گذار داخلی، زمانی سرمایه‌گذاری می‌کند که بداند نرخ بهره، سیاست ارزی، ساختار مالیاتی و ضوابط تجارت خارجی در یک افق میان‌مدت قابل پیش‌بینی خواهد بود. در غیر این صورت، ریسک‌های ناپایداری داخلی به‌مراتب بزرگ‌تر از ریسک‌های خارجی عمل می‌کنند.

بازسازی سرمایه اجتماعی؛ پیش‌شرط توسعه پایدار
سرمایه اجتماعی اقتصادی مفهومی پیچیده اما حیاتی است. این سرمایه نه با بخش‌نامه قابل تولید است و نه با سخنرانی احیا می‌شود. برای بازسازی این سرمایه، باید:
1. ثبات و انسجام در سیاست‌گذاری کلان اقتصادی برقرار شود؛
2. رفتار نهادهای حاکمیتی با بخش خصوصی، مبتنی بر قاعده و نه استثناء باشد؛
3. روابط بین دولت و بازار از حالت دستوری به تعامل حرفه‌ای و شفاف تغییر یابد.
در صورت تحقق این موارد، نه تنها سرمایه‌گذار داخلی مجدد فعال خواهد شد، بلکه فضای روانی سرمایه‌گذاری خارجی نیز به‌تدریج احیا می‌شود.

جمع‌بندی: احیای اعتماد، آغاز بازسازی
اگر قرار است دوران جدیدی برای اقتصاد ایران پس از شوک‌های اخیر آغاز شود، نخستین گام باید بازسازی اعتماد در سطوح مختلف اقتصاد باشد.
بدون این بستر، هر نوع بسته حمایتی، مشوق سرمایه‌گذاری یا بودجه عمرانی، اثری مقطعی و کوتاه‌مدت خواهد داشت.
دولت باید در سیاست‌گذاری اقتصادی، ثبات، شفافیت و پاسخ‌گویی را جایگزین تصمیمات خلق‌الساعه، مداخلات فرساینده و نگاه بی‌اعتماد به سرمایه‌گذار کند. بازگشت اقتصاد به ریل رشد پایدار، نه از «پروژه‌ها»، بلکه از «اصلاح فضای اعتماد» می‌گذرد. اکنون لحظه تصمیم است.

مطالب مرتبط

پربیننده ترین اخبار