علی فکری رئیس سابق سازمان سرمایهگذاری و کمکهای اقتصادی و فنی ایران، بازآفرینی قدرت ایران در نظم جدید جهانی را مبتنی بر رویکرد برونگرایی در سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی دانست و افزود: این موضوع بسیار بهموقع انتخاب شده است و امروز باید به جنبههای آن فکر و برای تحقق آن برنامهریزی کنیم. قدرتهای بزرگ همچون آمریکا، چین، روسیه و هند مسیر آینده مدنظر خود را تا حد زیادی مشخص کردهاند و حتی بازیگران اثرگذار منطقهای نیز برای اثرگذاری در نظم در حال شکلگیری برنامه دارند. قدرتها و بازیگران هرچقدر هم که کوچک باشند، در دوران نظم نوین جهانی، تأثیر خود را خواهند گذاشت و حتی ممکن است یک نیروی کوچک، جلو موفقیت یک نیروی بزرگ را بگیرد.
علی فکری رئیس سابق سازمان سرمایهگذاری و کمکهای اقتصادی و فنی ایران، در افتتاحیه دوازدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی ۲۷ آبان ماه با موضوع «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران» گفت: به اندیشکده اقتصاد مقاومتی تبریک میگویم که با انتخاب موضوع امسال، بخش برونگرایی اقتصاد مقاومتی را در دستور کار قرار دادند و این موضوع کاملاً با سیاستهای اقتصاد مقاومتی منطبق است.
وی افزود: ما باید بیرون را ببینیم، نظم جهانی را بشناسیم و با شناخت نقاط قوت خودمان بهینهترین انتخاب برای خودمان برسیم. لذا از نظر من انتخاب این موضوع برای همایش سالانه اقتصاد مقاومتی هم بهموقع و هم ضروری است.
نظم نوین جهانی در حال شکلگیری است
فکری گفت: آنچه که امروز ما در موردش صحبت میکنیم، نظمی است که فکر میکنیم میخواهد شکل بگیرد. نظم نوین جهانی امروز وجود ندارد و امروز با فروپاشی نظم قدیمی همراهیم و ما در مرحله شکلگیری نظم جدید هستیم.
وی افزود: بنابراین یکی از اولین سؤالاتی که باید به آن پاسخ داده شود اینکه نظم نوین چه ویژگیهایی خواهد داشت و بازیگران اصلی آن چه کسانی خواهند بود.
آمریکا به دنبال صلح از موضع قدرت است
فکری در ادامه گفت: برای بسیاری این سؤال وجود دارد که چرا چین از نظم جهانی موجود دفاع میکند. پاسخ روشن است: چین در همین چارچوب توانست به یک ابرقدرت اقتصادی و صنعتی تبدیل شود و منطقی است که تا زمانی که امکان بهرهبرداری دارد، از آن محافظت کند؛ هرچند خود چینیها هم میدانند این نظم پایدار نیست.
وی افزود: در مقابل، آمریکا که سازنده نظم کنونی بود و سالها از آن سود برد، اکنون به دنبال آن است که هرچه سریعتر این چارچوب را کنار بگذارد و نظمی تازه بر پایه قدرت ایجاد کند؛ نظمی که در آن «صلح از موضع قدرت» را به جهان دیکته کند.
چین به یک قدرت جدید و مستقل تبدیل شده است
وی با بیان این سؤال که چه شد که جهان به این نقطه رسید، گفت: در سال ۲۰۰۳ که در کرهجنوبی بودم، بسیاری از تحلیلگران آسیایی و غربی میگفتند الگوی قدیمی غرب ــ تبدیل بخشی از جهان به موتور تولید، رساندن آن به یک سطح مشخص و سپس انتقال تولید به منطقهای دیگر ــ در مورد چین قابل تکرار نیست. از همان زمان تأکید میشد که چین با ببرهای آسیا و حتی ژاپن و کرهجنوبی تفاوت دارد و نمیتوان رشدش را در مقطعی متوقف کرد و به سراغ کشور دیگری مثل هند رفت. این تحلیل در سالهای بعد نیز تکرار شد.
رئیس سابق سازمان سرمایهگذاری و کمکهای اقتصادی و فنی ایران ادامه داد: در سال ۲۰۱۰ در یک نشست جهانی، برخورد لفظی تندی میان مقامات آمریکا و چین رخ داد. آمریکاییها اصرار داشتند چین ارزش یوآن را افزایش دهد تا صادراتش محدود شود؛ مشابه همان فشاری که در دهههای گذشته بر ژاپن وارد کردند؛ اما مقام چینی با صراحت گفت ساختار تولید در آمریکا از بین رفته و اگر چین این خواسته را بپذیرد، باید ساختار تولید خود را نیز تعطیل کند و به کشور دیگری منتقل نماید؛ درحالیکه آمریکا دیگر در موقعیتی نیست که این خواسته را تحمیل کند. از آن زمان راهبرد «مهار ترکیبی» چین از سوی آمریکا آغاز شد.
آمریکا هیچگاه در ایران سرمایهگذاری نمیکند
فکری در مورد سایر بازیگران اصلی تحولات جهانی نیز گفت: هند امروز در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ خود قرار دارد. شاید وضعیت کنونی هند شبیه چینِ چند دهه قبل باشد، اما مشکل اصلی آنجاست که غرب دیگر در شرایطی نیست که کشوری جدید را به «مرکز تولید جهانی» تبدیل کند.
وی افزود: سیاست اقتصادی جدید آمریکا بازگرداندن سرمایهها و تقویت تولید داخلی است؛ بنابراین تصور اینکه با کاهش تنش، آمریکا بهسراغ سرمایهگذاری گسترده در ایران بیاید، با واقعیت سیاست صنعتی امروز این کشور سازگار نیست.
بازیگران کوچک هم در نظم نوین جهانی اثرگذار هستند
فکری در ادامه گفت: قدرتهای بزرگ همچون آمریکا، چین، روسیه و هند مسیر آینده خود را تا حد زیادی مشخص کردهاند. حتی بازیگران کوچکتر نیز دیگر در موقعیتی نیستند که نظم جهانی را بهراحتی بپذیرند؛ زیرا این نظم درحال شکلگیری است و نه قابل دیکته کردن است و نه ایستا.
وی افزود: لازم میدانم تاکید کنم که در این نظم درحال شکلگیری قدرتها و بازیگران هرچقدر هم که کوچک باشند، در دوران نظم نوین جهانی، تأثیر خود را خواهند گذاشت و حتی ممکن است یک نیروی کوچک، مانع موفقیت یک نیروی بزرگ شود. مثالی که برای توضیح این مسئله به ذهنم میرسد، مسابقات وزنهبرداری است؛ گاهی اوقات وقتی وزنه بسیار کوچکی میتواند تفاوت را رقم بزند و از بلند کردن کل وزنه توسط یک ورزشکار جلوگیری کند، بنابراین قدرتهای منطقهای و حتی کشورهای کوچک هم از این زاویه بسیار اثرگذار خواهند بود.
باید در چارچوب تغییر نظم جهانی تصمیمگیری کنیم
فکری گفت: درنهایت مجموعه رفتار همه کشورها، شکل نهایی نظم آینده را تعیین میکند. جمهوری اسلامی ایران هم ناچار است تصمیمهای خود را در چارچوب همین واقعیتهای در حال دگرگونی اتخاذ کند. هدف چنین مباحثی نیز دقیقتر دیدن این روندهاست تا ایران بتواند مسیر و برنامه مناسب خود را طراحی کند.