21:31 - 2026/05/05

از آنجایی که جنگ همیشه با خود تبعاتی به همراه دارد و بر موضوعات مختلفی مثل اقتصاد تأثیر می‌گذارد جنگ اخیر هم بر اقتصاد کشور اثرگذار بوده است، امّا به گفته برخی از کارشناس‌های اقتصادی نمی‌توان همه مشکلات اقتصادی را بر گردن جنگ انداخت و رفع...

آیا جنگ بازیگر اصلی مشکلات اقتصادی کشور است؟

آیا جنگ بازیگر اصلی مشکلات اقتصادی کشور است؟

از آنجایی که جنگ همیشه با خود تبعاتی به همراه دارد و بر موضوعات مختلفی مثل اقتصاد تأثیر می‌گذارد جنگ اخیر هم بر اقتصاد کشور اثرگذار بوده است، امّا به گفته برخی از کارشناس‌های اقتصادی نمی‌توان همه مشکلات اقتصادی را بر گردن جنگ انداخت و رفع این مشکلات مستلزم تمهیدات ویژه از سوی دولت و مسئولان است.

نگاهی به تاریخ و جنگ‌ها نشان داده است که جنگ و تنش‌های سیاسی همواره بر روندها و شاخص‌های اقتصادی تأثیرات گسترده و عمیقی داشته‌اند که این تأثیرات می‌توانند به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم، کوتاه‌مدت و یا بلندمدت باشند و تا جایی پیش بروند که طیف وسیعی از متغیرهایی مثل تورم، تجارت، نرخ ارز و مواردی از این قبیل را در بربگیرند و جنگ ایران و آمریکا و اسراییل نیز، از این قاعده مستثنا نبوده است و بر اقتصاد ایران تأثیر خود را گذاشته است و دیدگاه‌های متفاوتی در این رابطه وجود دارند.

برخی از افراد معتقدند که مشکلات ساختاری اقتصاد ایران مثل کسری بودجه مزمن، ناترازی بانکی و سوء مدیریت داخلی، عامل اصلی تورم هستند و جنگ تنها یک عامل تشدیدکننده یا بهانه‌ای برای توجیه گرانی‌هاست که بر اساس این دیدگاه، اقتصاد ایران حتی بدون جنگ نیز، با تورم ساختاری روبه‌رو بوده و نرخ تورم فروردین‌ماه عمدتاً ناشی از همین مشکلات داخلی بوده است.

دیدگاه دیگری که وجود دارد این است که اگرچه ممکن است جنگ و تنش‌های نظامی تأثیرات آنی بر نرخ ارز نداشته باشند، امّا به طور قطع، بر عرضه کالا، افزایش هزینه‌های تولید، ایجاد انتظارات تورمی در جامعه و درنتیجه، افزایش قیمت‌ها تأثیر می‌گذارند و امکان دارد که این تأثیرات با تأخیر و به صورت موج‌های بعدی تورم، خود را نشان دهند و در این میان، نکته‌ای که وجود دارد این است که ترس از جنگ و بی‌ثباتی می‌توانند منجر به خروج سرمایه از سوی بخش خصوصی شوند که می‌توانند به اقتصاد و تولید آسیب بزنند.‌

سعید لیلاز، اقتصاددان در مورد تأثیر جنگ بر اقتصاد کشور گفت: تورم و گرانی به جنگ ارتباط دارد؛ به‌ویژه این که این جنگ آخرالزمانی است و واقعیت این است که اقتصاد ایران از اواخر ۱۳۴۰ تا الآن، با جنگ و بدون جنگ، دچار تورم ساختاری مزمن بوده و این تورم ناشی از یک ناترازی در سازوکار یک دولت بزرگ است و یکی از عوامل مهم کسری بودجه است که امسال، ۲ هزار تا ۲ هزار و ۵۰۰ همت کسری بودجه آشکار و پنهان بدون جنگ داریم و ساختار اقتصادی ایران به‌ویژه در حوزه بانکی فاسد است و این فساد بانکی عامل اصلی تورم و رشد نقدینگی است و در ۱۸ ماه گذشته؛ یعنی از آذرماه ۱۴۰۳ به بعد موج جدیدی از تورم در اقتصاد ایران راه افتاده است.

بعضی از افراد می‌خواهند تورم را به سهو یا به عمد به گردن جنگ بیندازند

این اقتصاددان ادامه داد: اگرچه جنگ بر اقتصاد کشور تأثیر می‌گذارد، امّا گویا برخی می‌خواهند به عمد یا به سهو تورم را گردن جنگ بیندازند، در حالی که شاید آثار جنگ تحمیلی سوم از خرداد و تیرماه خودشان را نشان بدهند؛ زیرا تولیدات ایران از سمت عرضه همواره در اسفند و فروردین کاهش پیدا می‌کرده‌اند و از سمت تقاضا نیز، اگر رشد نقدینگی جنگ باعث تورم جنگ شود باید در ماه‌های آتی خودش را نشان دهد. درنتیجه، بر اساس آمار بانک مرکزی، سهم اصلی تورم فروردین ۷ درصد بوده و طبق آمار مرکز آمار حدود ۶-۵ و نیم درصد بوده است و این‌ها عددهای بزرگی هستند و بنده، سهم اصلی را به مشکلات ساختاری اقتصاد اختصاص می‌دهم.

لیلاز گفت: اگر جنگ می‌خواست تأثیر سیاسی و روانی داشته باشد ابتدا باید بر قیمت دلار تأثیر می‌گذاشت، در حالی که نه در جنگ ۱۲ روزه و نه در جنگ تحمیلی سوم افزایش قیمت دلار را مشاهده نکردیم؛ زیرا نشتی که اقتصاد ایران به طور ماهانه، ۴-۳ میلیارد دلار از خروج سرمایه به همراه داشته است در این جنگ اتفاق نیفتاد و این موضوع باعث ثبات قیمت طلا و دلار شد. به همین دلیل، تصور می‌کنم عامل اصلی تورم ساختار اقتصاد ایران است که تورمی می‌دهد که در ماه‌های قبل از جنگ هم داشته‌ایم و البته از این به بعد، این موضوع بسیار بستگی به سیاست‌های دولت دارد.

این اقتصاددان مطرح کرد: پیشنهادم این است که نباید نگران افزایش کسری بودجه به دلیل کنترل نرخ تورم بود و باید بتوان خروج بخش خصوصی از اقتصاد به دلیل ترس از جنگ را جبران کرد و نباید اجازه داد کیک اقتصاد کوچک شود و این موضوع مستلزم این است که دولت، هزینه‌های عمرانی خود را ۳-۲ برابر کند و سپس، باید اقشار فرودست جامعه را مورد حمایت جدی قرار دهد و این پیشنهادی است که به دولت داده شده است و اطلاع دارم که روی این موضوع در حال کار است.

تا حدی ساختار اداری دولت همچنان در حالت قبل از جنگ به سر می‌برد و شرایط اقتصادی کشور متناسب با جنگ نیست؛ به طوری‌که در حال حاضر، اگر برای ترخیص کالا از طریق گمرک اقدام کنید همان قوانینی را در نظر می‌گیرند که قبل از جنگ بوده است.

لیلاز گفت: اگر در ماه‌های آتی، نرخ تورم به خاطر جنگ افزایش پیدا کند به طور مطلق، جایی برای گریستن و جار زدن و ترسیدن و ترساندن نیست؛ زیرا جنگی است که به ما تحمیل شده است و گریزی از آن نداشته‌ایم و نداریم و هر آن‌چه توانسته‌ایم برای جلوگیری از جنگ و گسترش و تمام شدن آن پیشنهاد داده‌ایم؛ اما دشمن ما از همان ابتدا پذیرش این موارد را نداشته است؛ زیرا دولت آمریکا تا بتواند، یک ایران مستقل را برنمی‌تابد؛ مگر این که یقین پیدا کند زورش به ایران مستقل نمی‌رسد.

کوتاه کردن دست سفته‌بازان از اقتصاد ایران

این اقتصاددان ادامه داد: ما همچنان تورم دوران ساختاری را داریم و یک اصطلاحی در اقتصاد به نام سفته‌بازی داریم که امکان دارد بازار از روی علائمی که به غلط یا به درست از واقعیت‌های اقتصادی جنگ دریافت می‌کند، بخواهد که خودش را تنظیم کند مثل اتفاق‌هایی که در حال حاضر در صنعت خودرو در حال رخ دادن هستند؛ زیرا از ۳ ماه قبل از شروع جنگ، صنعت خودرو ارز دریافت نکرده است. البته مسئولان بانک مرکزی برای این موضوع به درستی پیش‌بینی می‌کردند که امکان وقوع جنگ وجود دارد. به همین دلیل، شرایط خود را با این موضوع تطبیق می‌دادند.

لیلاز با بیان این که در چنین شرایطی سه اولویت وجود دارد؛ اسلحه، دارو و غذا که آن‌ها باید به خوبی تأمین می‌شدند، تأکید کرد: این سه اولویت مهم بودند و تا الآن، عملکرد دولت و بانک مرکزی برای این منظور درخشان بوده است و البته الحمدالله، امسال بارندگی به نحوی بوده است که به نظرم، حدود ۳۰-۲۰ میلیون تن به ظرفیت مواد غذایی کشور اضافه خواهد کرد و این موضوع باعث کاهش واردات و ارز می‌شود و دولت باید بتواند بقیه را ذخیره نگه دارد؛ زیرا ما برای این که جنگ چه زمانی تمام می‌شود چشم‌اندازی نداریم.

آیا ایران باید تسلیم شود؟

این اقتصاددان گفت: امکان دارد برخی از افراد بر این نظر باشند که در این جنگ، ایران تسلیم شود، امّا یقین می‌دهم که حتی اگر ایران تسلیم شود و همه اورانیوم غنی شده خود را با اسناد و مدارک به دولت آمریکا بدهد سر سوزنی در معادلات بین‌المللی و روابط میان ایران و دولت آمریکا تغییر به وجود نخواهد آمد.

لیلاز ادامه داد: به نظر بنده، در جنگ ۱۲ روزه، یک‌ماهه به شرایط قبل از جنگ برگشتیم و در جریان تحریم سال ۹۷ که ترامپ انجام داد و هم‌زمان با بدترین موج تاریخ کرونای جهان سوم بود و بدترین موج را کشور ما داشت از شروع رشد اقتصادی کشور در بهمن‌ماه ۱۳۹۸ تا پایان تابستان ۱۴۰۰ به رکورد تولید ناخالص داخلی ۱۳۹۶ رسیدیم؛ یعنی همه آثار کرونا و فشارهای حداکثری ناشی از تحریم را در ۱۸ ماه جبران کردیم و در جنگ تحمیلی ۸ ساله این جبران در حدود ۳ سال طول کشید و باید گفت که حتماً تحریم و جنگ بر اقتصاد کشور تأثیر می‌گذارند، امّا بیشتر مشکلات اقتصادی ما به دلیل مدیریت داخلی است.

این اقتصاددان گفت: یکی از مقام‌های مسئول در یکی از مصاحبه‌های خود اعلام کرد که ۹ ماهه می‌توانند فولاد مبارکه اصفهان را به فعالیت و ظرفیت تولید برگردانند و بنده می‌دانم که این زیرساخت‌ها در کشور قابل بازسازی هستند و یکی از گلایه‌های همیشگی ما این بوده که چرا ظرفیت فنی – مهندسی کشور بیکار مانده است؟

بنده فکر می‌کنم بخش مهمی از ظرفیت ازدست رفته عسلویه به دلیل جنگ قابل بازیابی است و در همین دولت، ظرفیت‌های زیادی برای برق خورشیدی در حال نصب داریم.

لیلاز افزود: وزیر کار اعلام کرد که در بیش از ۶۰ روز گذشته، کمتر از ۱۹۰ هزار نفر برای بیمه بیکاری اقدام کرده‌اند و اطمینان دارم که بخش مهمی از این بیکاری به دلیل قطعی اینترنت است که با یک کلیک قابل اتصال است و از نظر اقتصادی، قطعی اینترنت آسیبی وارد می‌کند و این آسیب به سرعت قابل جبران است.

مطالب مرتبط