سعید خطیب زاده رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه در اختتامیه دوازدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی، ضمن بیان اینکه تحولات جهانی در پرسرعتترین حالت خود از زمان جنگ جهانی دوم تا امروز قرار دارد افزود: هدف آمریکا از فشار حداکثری، منزوی کردن ایران و درنهایت فروپاشی اقتصادی است و در این راستا از تمام ابزارهای خود از جمله «دلار»، «تحریم» و «تعرفه» به عنوان سلاح اقتصادی بهره میبرد؛ اما ایران به دلیل ویژگیهایی چون «جغرافیا»، «معادن»، «منابع» و «تمدن»، از نظم جهانی حذف شدنی نیست و به شرط اقدام فعالانه، امکان بازآفرینی قدرت به سادگی وجود دارد. وزارت امور خارجه آماده است با ابزارهای دیپلماسی اقتصادی، در راستای خنثی کردن تحریمها به دستگاههای اجرایی کشور کمک کند.
سعید خطیب زاده رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه، ضمن تقدیر از برگزاری این همایش توسط اندیشکده اقتصاد مقاومتی گفت: من معتقدم امروز تاریخ در پرسرعتترین وضعیت خود از نظر تحولات جهانی است. شاید از زمان جنگ جهانی دوم تا امروز این آشوبناکی در احوال جهان دیده نشده باشد. به نظر میرسد بازی به مراحل نهایی خود رسیده و این آشوبناکی دارد به یک نقطه عطف نزدیک میشود. ایران در جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم، وضعیت خطیری داشت. در جنگ جهانی دوم ایران در آن شرایط آشوبناک اعلام بیطرفی کرد ولی این بیطرفی پذیرفته نشد و حتی شاه ایران از کشور اخراج شد. ایران امروز نیز امکان انتخاب اعلام بیطرفی ندارد و بخشی از موضوع تغییرات در نظم جهانی است. در سند امنیت ملی آمریکا نیز ایران در کنار سه کشور کرهشمالی، چین و روسیه، به طور تلویحی به عنوان کشورهای برهم زننده نظم جهانی مطرح شدهاست.
هدف آمریکا از فشار حداکثری فروپاشی ایران است
وی افزود: آمریکا در سالهای اخیر با اتخاذ رویکرد فشار حداکثری، اقدامات متعددی علیه امنیت ملی و اقتصاد ایران انجام داده است. عبارت فشار حداکثری ایده تنها تیم ترامپ نیست و یک دکترین در حکمرانی آمریکاست که سابقه آن به جنگ سرد و مقابله با شوروی برمیگردد. آمریکا به طور جدی وارد عرصه تقابل با جمهوری اسلامی شده و برای آن برنامهریزی و اقدام کرده است. تولیدات اندیشکدهها و اتاق فکرهای آمریکایی به صراحت ابعاد مختلف این جنگ گسترده آمریکا علیه ایران را نشان میدهد. مسیری که آمریکا طی میکند هدف نهایی آن فروپاشی ایران است. بخشی از این مسیر کارهای فرهنگی و بخشی کارهای اقتصادی و بخشی نیز کارهای امنیتی است که همه اینها در دستور کار آمریکا قرار دارد. مقاله آقای پومپئو، وزیر وقت امور خارجه آمریکا (در دوره اول ترامپ) در فارن افرز از جمله مصادیقی است که به خوبی ابعاد این جنگ را نشان میدهد.
امروز اقتصاد باید در خدمت سیاست باشد
خطیب زاده ادامه داد: امروز اگر کسی در دیپلماسی اقتصادی حرف از چارچوبهای قدیمی جهانی بزند، مشخص است که بیسواد است و تحولات جهانی را دنبال نمیکند. امروز در عرصه دیپلماسی اقتصادی، برخلاف گذشته، اقتصاد در خدمت سیاست است و مسئله به طور کامل برعکس شده است.
آمریکا از «دلار»، «تعرفه» و «تحریم» سلاح اقتصادی ساخته است
وی ادامه داد: امروز دعوای جهانی دعوای امنیت و قدرت است و اقتصاد یک ابزار برای این مسئله محسوب میشود. دشمن در تلاش است که اقتصاد ایران را فروبپاشد. ایالات متحده آمریکا تمام ابزارهای خود را آورده وسط که وضعیت خود را برای چند دهه آینده تثبیت کند. یکی از مواردی که به طور عریان وسط آورده و از آنها سلاح درست کرده، مؤلفههای اقتصادی چون تعرفه، تحریم، دلار و موارد اینچنینی است؛ اما بدانید که همین استفاده بیرویه از ابزارهای اقتصادی به نقطهضعف آمریکا تبدیل خواهد شد. چند دهه قبل دلار به ارز جهان روا تبدیل شد که این مسئله یک مؤلفه اساسی برای قدرت آمریکا محسوب میشود. امروز بسیاری از کشورها شروع کردهاند و با ارزهای محلی در حال تجارت هستند. ترامپ نیز به شدت در خصوص تحولات مربوط به حذف دلار از مبادلات حساس بوده و تهدید به وضع تعرفه کرده است.
ایران از نظم جدید جهانی حذف شدنی نیست
رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه در پاسخ به این سؤال که ایران کجای نظم جدید جهانی مدنظر آمریکاست، گفت: آمریکا قصد دارد ایران را از نظر اقتصادی و جغرافیایی «بیربط» کنند؛ اما از آنجا که این بیربط کردن ایران طبیعی نیست و با ویژگیهای ایران و منطقه همخوانی ندارد به سمت فروپاشی اقتصادی حرکت کردهاند. جغرافیا، معادن، منابع و تمدن ایران تغییر پذیر نیست و به همین دلیل آمریکاییها نمیتوانند ایران را به طور طبیعی از معادلات جهانی کنار بگذارند و به همین دلیل به سراغ راههای غیرطبیعی و مصنوعی مثل جنگ یا فروپاشی اقتصادی حرکت کردهاند.
وی افزود: این مسئله یک دلالت دیگر هم دارد و آن اینکه ایران به دلیل این ویژگیهای غیر قابل تغییر، اگر به صورت فعالانه وارد عمل شود، به سادگی میتواند برای خود نقش جدی در نظم جهانی پیدا کند و به بیان دیگر «بازآفرینی قدرت ایران» شدنی است و کار فوقالعاده سختی نیست.
برنامههای اقتصادی کشور باید متناسب با اقتصاد مقاومتی باشد
خطیب زاده ادامه داد: من اقتصاددان نیستم اما معتقدم دال مرکزی اقتصاد و هر برنامه اقتصادی داخلی، باید بر حول اقتصاد مقاومتی تعریف شود. برای تبدیل این دال مرکزی به برنامههای اجرایی به راهبرد نیاز داریم. من معتقدم در تعریف راهبردهایی که بتواند اقتصاد مقاومتی به برنامههای اقتصادی کشور تبدیل کند، دچار ضعف هستیم. تجربه کشورهای دیگر نیز نشان میدهد که اجرای سیاستهای اقتصادی به طور جدی با دال مرکزی اقتصادشان تطبیق داده میشود و برای هر اقدام اقتصادی جلسات متعددی کارشناسی برگزار میکنند. ولی اغتشاشات اخیر در کشور نشان داد در ایران در این زمینه دچار ضعف هستیم و برنامههای اقتصادی را آنطور که باید با دال مرکزی مدنظرمان که باید همان اقتصاد مقاومتی باشد، تطبیق نمیدهیم. حتی در شرایط تحریم مطالعات نشان داده است که اگر مدیریت اقتصادی اصلاح شود و از منابع موجود به طور بهینه استفاده کنیم، امکان بهبود ۳۰ تا ۴۰ درصد وضعیت اقتصادی وجود دارد.
وزارت امور خارجه آماده کمک به خنثیسازی تحریم است
اما وزارت امور خارجه چه اقداماتی میتواند انجام دهد: اول از همه در بعد دیپلماسی و استفاده از ظرفیت مذاکره، دوم در کمک به خنثی کردن تحریمها که البته در دنیای یکپارچه کنونی به طور صددرصدی شاید ممکن نباشد ولی ما آمادهایم در این خصوص به دیگر دستگاههای اجرایی کمک بدهیم.