۲۱:۰۵ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۶

در میانه تنش‌های ژئوپلیتیک و شوک‌های تازه بازار انرژی، یک پرسش کلیدی دوباره به صدر تحلیل‌ها بازگشته است؛ آیا جهان می‌تواند از وابستگی به دلار فاصله بگیرد و به سمت یوآن حرکت کند؟ آنچه امروز در حال وقوع است، آغاز یک جابه‌جایی تدریجی به سوی ...

آغاز آرام تجارت جهانی با یوآن

آغاز آرام تجارت جهانی با یوآن

در میانه تنش‌های ژئوپلیتیک و شوک‌های تازه بازار انرژی، یک پرسش کلیدی دوباره به صدر تحلیل‌ها بازگشته است؛ آیا جهان می‌تواند از وابستگی به دلار فاصله بگیرد و به سمت یوآن حرکت کند؟ آنچه امروز در حال وقوع است، آغاز یک جابه‌جایی تدریجی به سوی نظمی چندارزی‌ است، مسیری که در آن یوآن آرام‌آرام جای خود را در تجارت، تأمین مالی و تسویه‌های بین‌المللی باز می‌کند.

تنش‌های اخیر پیرامون ایران و شوک‌های تازه در بازار انرژی، دوباره یک بحث قدیمی اما مهم را به صدر تحلیل‌های اقتصادی بازگردانده است؛ آیا تجارت جهانی می‌تواند بخشی از اتکای خود به دلار را کاهش دهد و به سمت یوآن حرکت کند؟

پاسخ کوتاه این است که بله اما نه به معنای کنار رفتن سریع دلار؛ آنچه اکنون در حال شکل‌گیری است، نه پایان دلار، بلکه افزایش تدریجی نقش یوآن در بخشی از تجارت، تأمین مالی و تسویه‌های بین‌المللی است؛ تغییری که اثرات آن بیشتر از آنکه نمادین باشد، در هزینه مبادله، مدیریت ریسک و موازنه قدرت مالی جهان دیده می‌شود.

نخستین اثر استفاده از یوآن به جای دلار، کاهش اصطکاک مبادله با چین است. هرگاه صادرکننده و واردکننده بتوانند مستقیماً با یوآن قرارداد ببندند و تسویه کنند، یک مرحله تبدیل ارزی حذف می‌شود؛ درنتیجه بخشی از هزینه پوشش ریسک، تأمین دلار و کارمزدهای واسطه‌ای پایین می‌آید. به همین دلیل است که بانک مرکزی چین از سال گذشته به بنگاه‌های دولتی خود توصیه کرده در گسترش فعالیت خارجی، پرداخت و تسویه با یوآن را در اولویت قرار دهند و از بانک‌ها نیز خواسته اعتبار فرامرزی بیشتری برای کاهش هزینه تأمین مالی یوآنی شرکت‌ها فراهم کنند.

اثر دوم به تأمین مالی تجارت مربوط است. وقتی یک شرکت در زنجیره تأمین چین فعالیت می‌کند اما بدهی یا قراردادهای مالی‌اش دلاری است، با یک ناهماهنگی ارزی روبه‌رو می‌شود؛ درآمد و هزینه‌اش یک ارز است و بدهی‌اش ارزی دیگر. نظرسنجی استاندارد چارترد در مارس ۲۰۲۶ نشان می‌دهد بسیاری از شرکت‌ها هنوز درآمد یا هزینه یوآنی دارند اما بدهی یوآنی‌شان از این سطح عقب‌تر است. تقریباً یک‌چهارم شرکت‌های دارای مبادلات یوآنی نیز گفته‌اند در سه سال آینده تأمین مالی یوآنی خود را افزایش خواهند داد. از سوی دیگر، رویترز در دسامبر ۲۰۲۵ گزارش داد وام‌دهی برون‌مرزی یوآنی چین در چهار سال به ۲.۵۲ تریلیون یوآن رسیده و جذابیت نرخ‌های پایین‌تر، به رشد بازار بدهی یوآنی کمک کرده است. معنای این روند روشن است؛ یوآن در حال تبدیل شدن به ارز تأمین مالی تجارت و بدهی برای بخشی از جهان است.

اثر سوم، کاهش بخشی از ریسک وابستگی به دلار است. در جهانی که تجارت با شوک‌های ژئوپلیتیک، تحریم، تعرفه و اختلال در زنجیره عرضه روبه‌رو است، شرکت‌ها و دولت‌ها ترجیح می‌دهند همه مبادلات خود را در یک مدار ارزی متمرکز نکنند. اینجا یوآن برای برخی کشورها نقش جایگزین کامل را ندارد اما نقش بیمه‌گر بخشی از ریسک را پیدا می‌کند. همین منطق است که باعث شده تقاضا برای تأمین مالی یوآنی در جنوب شرق آسیا از دل زنجیره‌های تأمین رشد کند و در خاورمیانه و بخش‌هایی از آفریقا بیشتر در تجارت انرژی و پروژه‌های زیرساختی دیده شود؛ بنابراین، اثر مهم‌تر یوآنی شدن تجارت جهانی شاید نه کنار زدن دلار، بلکه کاهش تدریجی انحصار آن در برخی مناطق و بخش‌ها باشد.

اثر چهارم، زیرساختی و نهادی است. سلطه دلار فقط به بزرگی اقتصاد آمریکا مربوط نیست؛ به شبکه‌ای از بانک‌ها، بازارها، نظام‌های تسویه و اعتماد نهادی مربوط است که طی دهه‌ها ساخته شده است. اگر یوآن بخواهد سهم بیشتری در تجارت جهانی بگیرد، باید چنین زیرساختی را توسعه دهد. دقیقاً در همین نقطه است که سامانه CIPS اهمیت پیدا می‌کند.

بر اساس داده‌های رسمی این سامانه حجم سالانه عملیات آن در ۲۰۲۵ معادل ۱۸۰ تریلیون یوآن بوده است. هم‌زمان، بانک مرکزی چین نیز به صراحت اعلام کرده که قصد دارد CIPS را تقویت کند و از آن برای ارائه خدمات امن و کارآمد در تسویه و پایاپای تجارت، حمل‌ونقل، سرمایه‌گذاری و تأمین مالی یوآنی استفاده کند. این اعداد و سیاست‌ها نشان می‌دهد پروژه بین‌المللی‌سازی یوآن دیگر فقط در سطح شعار نیست و وارد مرحله شبکه‌سازی مالی شده است.

با این همه مهم‌ترین نکته آن است که افزایش نقش یوآن هنوز با جانشینی دلار فاصله بسیار دارد. تازه‌ترین گزارش سوئیفت نشان می‌دهد در فوریه ۲۰۲۶، سهم دلار از پرداخت‌های بین‌المللی خارج از یوروزون ۵۷.۴۹ درصد بوده، در حالی که سهم یوآن فقط ۲.۱۶ درصد ثبت شده است؛ در کل پرداخت‌های جهانی نیز سهم دلار ۴۹.۲۵ درصد و سهم یوآن ۲.۷۴ درصد بوده است. در ذخایر رسمی بانک‌های مرکزی هم شکاف بسیار بزرگ است؛ بر اساس داده‌های صندوق بین‌المللی پول، سهم دلار در پایان سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵ معادل ۵۶.۷۷ درصد بوده، در حالی که سهم یوآن فقط ۱.۹۵ درصد ثبت شده است؛ بنابراین، یوآن در حال رشد است اما هنوز از نظر نقدشوندگی، عمق بازار و جایگاه با دلار فاصله زیادی دارد.

درواقع از یک‌سو، جنگ و نااطمینانی انرژی، انگیزه کشورها را برای دور کردن بخشی از تجارت از مدار دلار تقویت می‌کند و از سوی دیگر، در لحظه بحران، خود دلار دوباره به پناهگاه بازارها تبدیل می‌شود. رویترز در ۱۲ آوریل ۲۰۲۶ گزارش داد که پس از شکست مذاکرات آمریکا و ایران و بازگشت نگرانی‌ها درباره هرمز، دلار به عنوان دارایی امن تقویت شد، در حالی که جهش قیمت نفت نیز دوباره ترس از موج تورمی را بالا برد. این همان پارادوکس مهم نظم پولی جهان است؛ هرچه ریسک ژئوپلیتیک بیشتر شود، تمایل به متنوع‌سازی ارزی در میان‌مدت بالا می‌رود اما در کوتاه‌مدت، بازارها هنوز برای امنیت به همان دلار پناه می‌برند.

استفاده از یوآن به جای دلار، بیش از آنکه یک تغییر ناگهانی و انقلابی باشد، یک جابه‌جایی تدریجی در منطق تجارت جهانی است. اثر این جابه‌جایی را باید در سطوح مختلف دید؛ کاهش هزینه مبادله با چین، رشد تأمین مالی یوآنی، کاهش بخشی از ریسک تمرکز بر دلار و تقویت زیرساخت‌های تسویه غیر دلاری اما در سطح کلان‌تر، هنوز هیچ داده معتبری از فروپاشی جایگاه دلار دیده نمی‌شود.

آنچه در حال وقوع است، گذار آهسته به نظمی چندارزی‌تر است؛ نظمی که در آن یوآن مهم‌تر می‌شود اما هنوز ارز مسلط جهان نیست. به بیان دقیق‌تر، مسئله امروز اقتصاد جهانی جایگزینی یوآن به جای دلار نیست؛ مسئله، کاهش تدریجی هزینه اتکا به تنها یک ارز مسلط است.

مهدی بابازاده، پژوهشگر اقتصادی

مطالب مرتبط

پربیننده ترین اخبار