اگر رابطه با آمریکا حلال مشکلات بود مصر باید سوئیس میشد/ دلیل عقبنشینیهای پیاپی ترامپ در برابر ایران، اقتصادی است/ ایران با کنترل تنگه هرمز نبض اقتصاد جهانی را در دست گرفته است/ باید با جانمان از تنگه هرمز حفاظت کنیم/ ژاپن به عنوان مرکز ثقل اقتصاد آمریکا وابسته به انرژی خاورمیانه است/ کمبود گازوئیل خاورمیانه کشورهای زیادی را آزار میدهد/ کمی بیشتر بر تنگه هرمز فشار بیاوریم در اقتصاد آمریکا بحران رخ خواهد داد/ اگر سیاستگذاری در کشور ما درست باشد ترامپ نمیتواند با اقتصاد ایران کاری کند/ /
برای بررسی بیشتر تبعات بحران خاورمیانه بر اقتصاد جهانی به گفتوگو با دکتر حسن حسن خانی، اقتصاددان و تحلیلگر مسائل اقتصادی پرداختهایم:
آیا ترامپ صرفاً به دلیل کمبود تسلیحات بهخصوص موشکهای رهگیر، حمله مجدد به ایران را دائماً به تعویق میاندازد یا در پس پرده دلایل دیگری نیز وجود دارد؟
ترامپ چندین بار اعلام کرده که قرار است حملات شدیدی علیه زیرساختهای ایران انجام دهد و اتفاقاً هر بار هم عقبنشینی کرده است. تحلیلگران، دلیل این عقبنشینیهای مداوم ترامپ را کمبود تسلیحات ارتش آمریکا اعلام میکنند ولی من معتقدم موضوع، جدیتر از این حرفه است. به نظرم آنچه در پس پرده تصمیمات ترامپ قرار دارد حفظ پایداری، ثبات و به همپیوستگی اقتصاد جهانی است. برای این ادعای من شواهدی هم وجود دارد. توجه کنید که آمریکا 39 تریلیون دلار بدهی و 32 تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی دارد؛ بنابراین دولت آمریکا مجبور به عرضه اوراق قرضه یا اوراق بدهی از سوی وزارت خزانهداری این کشور در سطح جهانی است. همچنین کشور ژاپن مرکز ثقل اقتصاد بدهکار آمریک است؛ یعنی ژاپنیها دارنده و خریدار بیشترین اوراق قرضه وزارت خزانهداری آمریکا در جهان هستند. دلیل اینکه ژاپنیها مایل به خرید اوراق قرضه آمریکا هستند این است که میزان سود سرمایه در ژاپن یک درصد است اما ژاپنیهای سرمایهدار در صورت خرید اوراق قرضه وزارت خزانهداری آمریکا بین 3 تا 5 درصد سود میکنند؛ بنابراین تمایل در میان دارندگان ین برای خرید اوراق بدهی آمریکا و تبدیل سرمایه ین به دلار وجود دارد. در صورتی که شرایط اقتصاد جهانی عادی باشد این مسئله مشکلی ایجاد نمیکند؛ اما اگر فتیله بحران در اقتصاد جهانی روشن شود این انتقال سرمایه ژاپنیها به آمریکا میتواند باعث بحرانهایی شود و در بازار آمریکا و به تبع آن اقتصاد جهانی تلاطماتی ایجاد کند.
یعنی هر نوع مشکلی در اقتصاد ژاپن باعث تبعات اقتصادی برای آمریکا خواهد بود؟
بگذارید سادهتر توضیح بدهم. در هفتههای اخیر شاهد بودیم که برای اولین بار در تاریخ، نرخ برابری ین در برابر دلار به 164 رسید؛ به عبارت دیگر، یک دلار 164 ین شد؛ یعنی به قدری ین تضعیف شد که بانک مرکزی ژاپن مجبور شد که نرخ بهره ین را افزایش دهد. توجه کنید که وقتی نرخ بهره ژاپن افزایش مییابد به دلیل پیوستگی اقتصاد ژاپن با آمریکا، هزینه استقراض در آمریکا افزایش مییابد. افزایش هزینه استقراض در آمریکا به معنای کشیده شدن ماشه بحران اقتصادی مشابه آنچه در 2008 میلادی اتفاق افتاده، است. درنتیجه بانک مرکزی آمریکا یا همان فدرال رزرو وارد بازی شد. آمریکاییها با هماهنگی ژاپن 500 میلیارد یورو از دارایی بانک مرکزی آمریکا را فروختند و به جای آن ین خریدند تا نیازی به افزایش نرخ بهره ین در ژاپن نباشد و بالانس در بازار ایجاد شود. درنتیجه نرخ برابری ین و دلار به یک دلار در برابر 157 ین رسید و بحران اقتصادی موقتاً به تعویق افتاد. توجه کنید که امکان تضعیف ین در برابر سایر ارزها بهخصوص دلار همچنان وجود دارد. دلیل آن هم این است که ژاپن 90 درصد انرژی مورد نیاز خود را از غرب آسیا وارد میکند. درنتیجه هر اقدامی در ر استای افزایش قیمت انرژی در غرب آسیا کاملاً به ضرر اقتصاد ژاپن و تضعیفکننده ارزش ین است. همانطور که توضیح دادم هر نوع کاهش ارزش ین به دلیل پیوستگی میان اقتصاد ژاپن و آمریکا به معنای افزایش هزینه استقراض در آمریک است که بحرانساز خواهد بود. لذا مطلوب دولت آمریکا این است که تا جای ممکن ارزش ین در برابر دلار هیچگاه از سطحی بیشتر کاهش نیابد؛ بنابراین جمهوری اسلامی ایران با اعمال کنترل بر تنگه هرمز که درنتیجه آن قیمت انرژی جهانی در حال افزایش است؛ در اصل دارد به واسطه فشاری که به ژاپن میآورد؛ اقتصاد آمریکا را با چالش و بحران روبهرو میکند. درنتیجه پاسخ شما مثبت است و هر مشکلی در اقتصاد ژاپن باعث تبعات اقتصادی برای آمریکا خواهد بود.
اقتصاد آمریکا را مستعد تجربه یک بحران جدید مثلاً مشابه سال 2008 ارزیابی میکنید؟
اخیراً فدرال رزرو اعلام کرده که نرخ بهره در آمریکا را بین 3.5 تا 3.75 درصد ثابت نگه خواهد داشت. توجه کنید که مرکز ثقل بازده اوراق قرضه در آمریکا همین نرخ بهره اعلامی بانک مرکزی آمریک است. کارشناسان پیشبینی میکنند که اگر روزی نرخ بهره فدرال رزرو به 5 درصد برسد موتور خلق بدهی در آمریکا به قدری سریع حرکت خواهد کرد که بهمن بدهیها قابل کنترل نخواهد بود. توجه داشته باشید که همین الآن اقتصاد آمریکا یک اقتصاد کاملاً بدهکار است؛ یعنی میزان بدهی 39 تریلیون دلاری آن در برابر تولید ناخالص 32 تریلیون دلاری، نسبتی بیسابقه و خطرناک در طول تاریخ این کشور ایجاد کرده است. اگر این نسبت همچنان بزرگتر شود و فاصله میان بدهی ملی و تولید ناخالص داخلی به همین مقدار افزایش یابد؛ بحران بیسابقهای در اقتصاد آمریکا ایجاد خواهد شد.
در شرایط فعلی برای اینکه آمریکا به تعهداتش عمل کند و بیشترین امتیاز ممکن را بتوانیم از آمریکاییها بگیریم باید چه کنیم؟
هیچ نقطه تعادلی در نزاع میان آمریکا و ایران وجود ندارد. مگر اینکه ایرانی تضعیف شده، لبنانیزه شده و ونزوئلایی شده داشته باشیم که تابع و فرمانبردار آمریکا باشد. اصطلاحاً آمریکاییها هم در سخنانشان دائماً میگویند که ایران باید به یک کشور نرمال تبدیل شود و منظورشان همین ایران ضعیف شده و بیاراده است؛ اما برخلاف تصور آمریکاییها، ایران قدرتمند ه گلوگاه اقتصاد جهانی در تنگه هرمز را کنترل میکند و در صورتی که اراده کند میتواند با ایجاد بحران برای ژاپن، موتور خلق بدهی آمریکا را به شکلی وحشتناک به حرکت درآورد؛ بنابراین تنگه هرمز اهرم فشاری در دستان ایران است که آمریکاییها حاضرند هر امتیازی بدهند تا ایران آن را باز کند؛ یعنی اگر ما میخواهیم از آمریکاییها امتیاز بگیریم باید دستمان روی ماشه تنگه هرمز باقی بماند تا در صورت زیادهخواهی آنها بتوانیم به ثبات مالی آمریکاییها ضربه بزنیم. حفظ ثبات مالی از هر چیزی برای آمریکا مهمتر است و بابت آن هر امتیازی به ایران خواهد داد؛ بنابراین باید با جانمان از تنگه هرمز در برابر دشمن پاسداری کنیم.
کمی بیشتر درباره اهمیت تنگه هرمز توضیح دهید و آیا به راستی میتوان این تنگه را در برابر امتیازات پیشنهاد شده از سوی دشمن معامله کرد؟
خیلی کشورها از قطع جریان انرژی به واسطه انسداد تنگه هرمز ضرر کردهاند. کشورهای زیادی وابسته به 5 میلیون صادرات روزانه فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز هستند که عمده آن گازوئیل است. به عنوان مثال، انگلستان بزرگترین واردکننده گازوئیل در اروپ است. انگلیسیها از سال 2002 و زمان وزارت خزانهداری گوردون براون شروع به روی آوردن به گازوئیل کردهاند. ه 50 درصد خودروهای انگلستان گازوئیل سوز است. درنتیجه انگلیسی که شدیداً وابسته به واردات گازوئیل از غرب آسیاست این روزهای به شدت تحت فشار قرار گرفته است. استرالیا و فیلیپین نیز شرایط مشابهی داشته و از انسداد تنگه هرمز شدیداً تحت فشارند. از سوی دیگر، عمده گاز هلیوم صادراتی از خاورمیانه و تنگه هرمز در تایوان و کره جنوبی برای دستگاههای خنککننده کارخانههای تولید چیپست مورد استفاده قرار میگیرد که جریان آن با انسداد تنگه هرمز مختل شده است. اسید سولفوریکی که در جهان مورد استفاده برای تولید کاتد مس است؛ ماده اولیه آن یعنی گوگرد به خاورمیانه و تنگه هرمز وابسته است. مس هم همانطور که میدانید در صنایع برقی و نظامی کاربرد بالایی دارد؛ بنابراین تنگه هرمز سلاحی استراتژیک در دستان ایران است و کسانی که میگویند تنگه هرمز را بدهیم برود کاملاً بیمنطق هستند. تنگه هرمز را با هیچ امتیازی نمیتوان معامله کرد. همچنین نباید اجاره دهیم مسیر عمانی تنگه هرمز راه بیفتد. چراکه آمریکا به دنبال حذف ما از این مسیر مهم و حاکم کردن ترتیبات آمریکایی در تنگه هرمز است.
آینده بازار انرژی بهخصوص بازار نفت را چگونه ارزیابی میکنید؟
معتقدم قیمت نفت افزایشی خواهد بود. اولاً به این دلیل که ذخایر استراتژیک نفت جهان در طول جنگ با ایران به دلیل محروم شدن بازار از روزانه 15 تا 16 میلیون بشکه نفت خاورمیانه به میزان زیادی تخلیه شده و جبران آن ماهها زمان خواهد برد. ثانیاً به این دلیل که افقی برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ اوکراین متصور نیستم.
اخیراً رئیسجمهور آمریکا ادعا کرده که پول ملی ایران را نابود خواهد کرد. این سؤال پیش میآید که ریشه اصلی کاهش دائمی ارزش پول ملی ایران داخلی بوده یا خارجی است و آیا ادعای رئیسجمهور آمریکا منطبق با واقعیت بوده یا تنها بلوف زده است؟
90 درصد تلاطمات ارزی در ایران به دلیل تصمیمات غلط سیاستگذاران دولتی است. وقتی وزارت صمت پیش از جنگ تحمیلی سوم به بهانههای مختلف 2941 قلم کالای نامربوط را در لیست کالاهای اساسی بدون نیاز به انتقال ارز برای واردات قرار میدهد؛ واقعاً نمیشود سخن نگفت. آخر آبمیوه تغلیظ شده یا ظروف لوازم آرایشی چه ربطی به ضروریات زندگی مردم دارند که از سوی وزارت صمت در لیست کالاهای بدون نیاز به انتقال ارز قرار گرفته بودند. در اردیبهشت امسال هم شاهد بودیم که 2800 قلم کالا به عنوان کالاهای ضروری برای واردات از سوی وزارت صمت اعلام شدند که یکی از دیگری بیربطتر بودند. خب وقتی این کارهای اشتباه از سوی وزارت صمت صورت میگیرد معلوم است بازار ارز به هم میریزد؛ زیرا ما برای 100 میلیارد دلار مجوز وارد میدهیم؛ در حالی که دولت بیش از 30 میلیارد دلار آن را توان تأمین ندارد. درنتیجه تاجری که در صفهای تخصیص بانک، اولویت دستگاه و تأمین ارز معطل مانده مجبور میشود به بازار آزاد رجوع کند که نتیجه آن فشار به بازار و وقوع جهشهای ارزی است. به بیان سادهتر، عملکردهای غلط وزارت صمت عامل افزایش قیمت دلار و کاهش ارزش پول ملی ایران است. عجیب است که ما در این کشور اتاق جنگ اقتصادی نداریم و وزارت صمت هم دائماً به کالاهای بیربط مجوز واردات بدون انتقال ارز میدهد. همین کارهای اشتباه ما دست ترامپ را برای بلوف زدن درباره اقتصاد ایران باز کرده است. وگرنه همانطور که گفتم 90 درصد نابودی ارزش پول ملی و افزایش نرخ دلار به دلیل عملکرد ماست و بیرودربایستی ترامپ و بزرگتر از او هم اگر ما عملکردمان درست باشد هیچ غلطی نمیتوانند بکنند.
آیا کرنش در برابر آمریکا راهحل مشکلات اقتصاد ماست؟
به دهه 80 میلادی بازگردیم. کشور مصر زمانی پرچمدار مبارزه با رژیم صهیونیستی بود؛ اما با امضای پیمان کمپ دیوید به قول آمریکاییها تبدیل به کشوری نرمال شد. ه مصر حتی واردکننده گاز از رژیم صهیونیستی است؛ اما همین مصر که روابط خوبی با آمریکا و اسرائیل دارد ه در فلاکت مطلق اقتصادی است. مصریها با 10 میلیون تن، بزرگترین واردکننده گندم در جهان هستند. به بیان دیگر، کرنش کردن در برابر آمریکا کشوری را تاکنون گلستان نکرده است. اگر با پذیرفتن فرامین آمریکا کشوری قرار بود به آبادی برسد الآن مصر باید شبیه سوئیس میشد. در حالی که مصر ه وابستهترین کشور در واردات غلات و انرژی است. نرخ فقط مطلق در مصر نیز بسیار بالاتر از ایران است.