در حالی که اقتصاددانان اصلاحطلب در نامه به مسعود پزشکیان خواستار حذف بودجه مؤسسات فرهنگی و مذهبی شدهاند که سهم این مؤسسات از کل بودجه دولت فقط ۱.۷ درصد است.
به نظر میرسد اصلاحطلبان با پیگیری خط انحرافی بودجه مؤسسات فرهنگی و مذهبی، به دنبال ایجاد حاشیه امن برای شرکتهای پولساز دولتی و خصولتی هستند چراکه منابع چند صد هزار میلیاردی این شرکتها را دور از چشم مردم خرج میکنند. باید این افراد را کاسبان بودجه نامید.
چندی پیش ۱۸۰ چهره اقتصادی و سیاسی اصلاحطلب در نامهای به مسعود پزشکیان، ریشه مشکلات اقتصاد را بودجه مؤسسات فرهنگی و مذهبی جلوه داده و خواستار حذف بودجه این مؤسسات شدند.
در میان نام امضاکنندگان این نامه، چهرههای مشهور اصلاحطلب به چشم میخورد که خود را اقتصاددان، کارشناس، متخصص و صاحبنظر جا زدهاند؛ افرادی همچون مسعود نیلی، مرتضی الویری، عباس آخوندی، لطفعلی بخشی، محمدمهدی بهکیش، پیروز حناچی، هادی خانیکی، حسن درگاهی، مسعود روغنیزنجانی، فیاض زاهد، محمد ستاریفر، ولیالله سیف، داود سوری، محمدحسین شریفزادگان، حسن طایی، محمد طبیبیان، حسین عبدهتبریزی، موسی غنینژاد، علینقی مشایخی، اصغر فخریهکاشان، غلامعلی فرجادی، اکبر کمیجانی، وحید محمودی، طهماسب مظاهری، فرهاد نیلی و بهروز هادیزنوز.
در بخشی از این نامه با اشاره به ضرورت اصلاح قیمت حاملهای انرژی آمده است: «همانگونه که بخشی از مردم در این شرایط دشوار ناچارند سهم بیشتری از هزینه را بپردازند، دولت نیز باید شجاعت نشان دهد و ردیفهای پرهزینه، کماثر و فاقد بازده اجتماعی را کاهش داده یا حذف کند. اصلاح قیمت بنزین و سایر حاملهای انرژی، اگر قرار است به عدالت منجر شود، باید با اصلاح همزمان سمت هزینههای بودجه حکمرانی همراه باشد. بودجه نهادهایی را که هیچ نقش و جایگاهی در ارائه خدمات عمومی ندارند و مشخص نیست چرا باید از منابع عمومی بهرهمند شوند، بدون مماشات حذف کنید. مردم در شرایطی بسیار دشوار زندگی میکنند و آنطور که به نظر میرسد، چشمانداز پیش رو نیز، بهبودی را نوید نمیدهد. در چنین شرایطی، اختصاص بودجه به فعالیتها و نهادهایی که ارتباطی به منافع ملی ندارند، چه توجیهی دارد؟ هزینههایی را که مابهازای ملموس برای مردم ندارند، شجاعانه حذف کنید، و اجازه دهید مردم ببینند که اصلاحات اقتصادی تنها از طریق تحمیل هزینه جدید به آنان انجام نمیشود. بودجه سازمانها و نهادهای موجود در نظام حکمرانی را که خدمات آنها هیچ تناسبی با مبالغ کلان منظور شده ندارد، با قاطعیت کاهش دهید.»
منظور این ۱۸۰ چهره اصلاحطلب، حذف بودجه مؤسسات فرهنگی و مذهبی خارج از دولت است که هر ساله در فصل بررسی بودجه، جوسازی رسانهای علیه بودجه آنها به راه میاندازند تا اینگونه به افکار عمومی القا شود که بخش زیادی از بودجه کشور صرف مؤسسات فرهنگی و مذهبی میشود.
اما جالب آن که این ۱۸۰ چهره اصلاحطلب که در میان آنها شمار زیادی از اقتصاددانان این جریان هم قرار دارد، به خود زحمت ندادهاند آمار و ارقامی از میزان بودجه مؤسسات فرهنگی و مذهبی ارائه کنند.
واقعیت آن است که مجموع اعتبارات هزینهای و عمرانی مؤسسات فرهنگی و مذهبی خارج از دولت در قانون بودجه امسال، حدود ۹۰ هزار میلیارد تومان است که البته بیش از نصف آن بودجه صداوسیما است. اگر بودجه صداوسیما را کم کنیم، مجموع اعتبارات هزینهای و عمرانی مؤسسات فرهنگی و مذهبی خارج از دولت در قانون بودجه امسال، ۴۳ هزار میلیارد تومان است.
این در حالی است که کل بودجه عمومی دولت در سال جاری ۵۳۸۴ هزار میلیارد تومان است. بنابراین سهم مجموع اعتبارات هزینهای و عمرانی مؤسسات فرهنگی و مذهبی خارج از دولت نسبت به کل بودجه عمومی دولت فقط ۱.۷ درصد است.
بدون احتساب بودجه صداوسیما، سهم مجموع اعتبارات هزینهای و عمرانی مؤسسات فرهنگی و مذهبی خارج از دولت نسبت به کل بودجه عمومی دولت فقط ۰.۸ درصد است.
یعنی اگر بودجه همه مؤسسات فرهنگی و مذهبی خارج از دولت هم صفر شود، فقط ۹۰ هزار میلیارد تومان در کلیات بودجه کشور صرفهجویی میشود که معادل ۳ ماه یارانه نقدی خانوارها است.
در شرایطی که کل بودجه مؤسسات فرهنگی و مذهبی خارج از دولت ۹۰ هزار میلیارد تومان است اما مجموع بودجه شرکتهای دولتی و بانکها در سال جاری ۶۳۷۷ هزار میلیارد تومان است. یعنی شرکتهای دولتی با ۲ درصد صرفهجویی در هزینههای سالانه خود رقم بسیار بالاتری از کل بودجه مؤسسات فرهنگی و مذهبی را میتوانند خرج بیتالمال کنند.
این آمار و ارقام نشان میدهد ۱۸۰ چهره اصلاحطلب تا چه حد سیاسیکاری کرده و افراد مشهور به اقتصاددان در این جریان که این نامه را امضا کردهاند عملاً خود را جاهل به بودجه نشان دادهاند. از افرادی که ادعای کارشناسی اقتصادی دارند انتظار میرود وقتی موضوعی را مطرح میکنند آن هم در سطح ارسال نامه سرگشاده خطاب به رئیس دولت، چند عدد و رقم هم در آن ذکر کنند تا عیار موضوع مدنظر آنها مشخص شود.
اما همانطور که ذکر شد همه این جاروجنجال سیاسی اقتصاددانان اصلاحطلب همچون مسعود نیلی، عباس آخوندی، علینقی مشایخی، موسی غنینژاد و… درباره رقم ناچیزی از بودجه سالانه دولت است و جالب است که آنها در برابر ریخت و پاش صدها برابر شرکتهای دولتی سکوت کردهاند. آیا این روند نشانه تلاش عدهای برای فریب مسئولان و انحراف تصمیمگیران نیست تا به جای کاهش هزینهها از محلهای اصلی اتلاف بیتالمال همچون شرکتهای بزرگ دولتی، به دنبال نخود سیاه بروند؟
در این زمینه کافی است به اعتراف چندی پیش موسی غنینژاد اشاره کرد که گفت هیات مدیره شرکتهای بزرگ فولاد، پتروشیمی، نفت و معدنی در اختیار جریان اصلاحطلب قرار دارد. درواقع به نظر میرسد اصلاحطلبان با پیگیری خط انحرافی بودجه مؤسسات فرهنگی و مذهبی، به دنبال ایجاد حاشیه امن برای شرکتهای پولساز دولتی و خصولتی هستند چراکه منابع چند صد هزار میلیاردی این شرکتها را دور از چشم مردم خرج میکنند. باید این افراد را کاسبان بودجه نامید.