۲۱:۰۱ - ۱۴۰۴/۰۷/۲۶

ایران با تجربه سنگین‌ترین تحریم‌ها، ظرفیت‌های متعددی برای خنثی‌سازی آن ایجاد کرده و دیگر تحریم‌ها برای بازار ارز شوک‌آفرین نیست. فعالسازی «مکانیسم ماشه»، یکی از رویدادهای سیاسی مهم اخیر بود که انتظار می‌رفت تبعات گسترده‌ای بر اقتصاد ایران...

چرا تحریم‌ها دیگر برای بازار ارز ایران شوک‌آور نیست؟

چرا تحریم‌ها دیگر برای بازار ارز ایران شوک‌آور نیست؟

ایران با تجربه سنگین‌ترین تحریم‌ها، ظرفیت‌های متعددی برای خنثی‌سازی آن ایجاد کرده و دیگر تحریم‌ها برای بازار ارز شوک‌آفرین نیست.

فعالسازی «مکانیسم ماشه»، یکی از رویدادهای سیاسی مهم اخیر بود که انتظار می‌رفت تبعات گسترده‌ای بر اقتصاد ایران، به‌ویژه بر بازار ارز، داشته باشد، اما اثرات مکانیسم ماشه، همانند بسیاری از نوسانات سیاسی دیگر در چند سال اخیر، ماهیتی موقتی، محدود و عمدتاً روانی داشته است.

ساختار اقتصاد ایران و ابزارهای سیاست‌گذاری و مداخله‌گری بانک مرکزی، توانسته‌اند این شوک خارجی را مهار کرده و چشم‌انداز نسبتاً باثباتی را برای مدیریت بازار ارز تا پایان سال ترسیم کنند.
واکنش بازار؛ نوسان محدود و بازگشت به آرامش

پس از فعالسازی مکانیسم ماشه و شکل‌گیری فضای نااطمینانی، بازار ارز با افزایش تقاضای هیجانی روبه‌رو شد که نوساناتی رو در بازار ارز به همراه داشت. با این حال، نکته کلیدی این است که دامنه این نوسانات به‌طور قابل توجهی محدود بود و در بازه حدود ۲۰ تا ۲۵ درصدی متوقف شد. این افزایش، در مقایسه با شوک‌های ارزی گذشته ایران، کاملاً کنترل‌شده و کم‌دامنه ارزیابی می‌شود.

پس از گذشت دوره اولیه هیجان و با حاکم شدن آرامش نسبی در بازار، نرخ ارز از سقف‌های هیجانی خود حدود ۱۰ درصد کاهش را تجربه کرد. این بازگشت، گویای یک واقعیت مهم است: فشار ناشی از مکانیسم ماشه، فاقد پشتوانه بنیادین اقتصادی قوی برای ایجاد یک روند صعودی پایدار و عمدتاً برآمده از جو روانی حاکم بر بازار بود.
عوامل پشتیبان ثبات؛ ذخایر مطمئن ارز و طلا و سیاست‌گذاری مؤثر

دلیل اصلی این موفقیت در مهار نوسانات را باید در سیاست‌های ارزی بانک مرکزی و وجود ذخایر مطمئن ارز و طلا جست‌وجو کرد. افزایش محدود نرخ ارز پس از اجرای مکانیسم ماشه، به‌وضوح نشان می‌دهد که سیاست‌گذار با در اختیار داشتن ابزارهای لازم، مانع از جهش غیرقابل کنترل نرخ ارز شد، اما چه عوامل کلیدی در پشتیبانی از این سیاست‌ها در ماه‌های پیش‌رو اثرگذار است؟

تراز تجاری مثبت: آمارها نشان می‌دهد که تراز تجاری کشور در نیمه اول امسال مثبت بوده است و وجود مازاد تجاری به معنای ورود مستمر ارز به کشور است که فشار پایدار بر بازار را کاهش می‌دهد.

ذخیره‌سازی طلا: بانک مرکزی در سال‌های اخیر با واردات گسترده طلا، ذخایر باارزش و نقدشونده‌ای را انباشته که به‌عنوان یک پشتوانه قدرتمند در مواقع بحران عمل می‌کند. درواقع بانک مرکزی با این اقدام یک ابزار جدید را برای مدیریت بازار ارز و طلا پدید آورده است و از طریق حراج و پیش‌فروش سکه در مرکز مبادله ارز و طلای ایران، تقاضای بازار را کنترل می‌کند. به گفته بسیاری از کارشناسان ارزی، این اقدام اثر بسیاری بر افزایش قدرت بانک مرکزی در مدیریت بازار ارز داشته است.

تجربه عبور از شوک سیاسی: اقتصاد ایران پیش از این، شوک‌های به‌مراتب شدیدتری را تجربه کرده است. به نظر می‌رسد حال که از اوج تنش ناشی از جنگ ۱۲ روزه و مکانیسم ماشه عبور کرده‌ایم و آرامش به‌تدریج در اقتصاد کشور حاکم می‌شود، توانایی سیستم برای مدیریت بازار ارز تا پایان سال تقویت شده است.
تمایز بین اثر روانی و اثر اقتصادی

برای درک صحیح از وضعیت، باید به‌درستی میان «اثر روانی» و «اثر اقتصادی واقعی» مکانیسم ماشه تمایز قائل شد. تحریم‌های فعال‌شده توسط این مکانیسم، عمدتاً ناظر بر بازگشت تحریم‌های تسلیحاتی و هسته‌ای است و تحریم‌های تجاری، بانکی و اقتصادی را شامل نمی‌شود. این تحریم‌ها سال‌هاست که برقرار بوده و اقتصاد ایران راهکارهای انطباق با آنها را تا حد زیادی فراگرفته است.

تحریم‌های ناشی از مکانیسم ماشه در مقایسه با تحریم‌های ثانویه آمریکا که فشار بسیار عظیم و کم‌سابقه‌ای بر اقتصاد کشور وارد آورده، اثر بسیار محدودتری دارد و می‌توان ادعا کرد اقتصاد ایران سال‌ها پیش از مرحله حاد فشار تحریم‌ها عبور کرده و اکنون در حال «زندگی با تحریم» و یافتن کانال‌های جایگزین است.
ساماندهی بازار؛ تفکیک تقاضای واقعی از سفته‌بازی

بانک مرکزی به عنوان متولی سیاست‌گذاری ارزی کشور با درس گرفتن از گذشته، بازار ارز را به‌خوبی ساماندهی کرده است. در حال حاضر، تمام نیازهای ارزی واقعی کشور در بسترهای رسمی مرکز مبادله ارز و طلای ایران تأمین می‌شود.

در حال حاضر نیازهای اساسی (کالاهای اساسی و دارو) کشور، با نرخ ترجیحی ۲۸، ۵۰۰ تومان و با هدف کنترل تورم و حمایت از معیشت مردم در بستر مرکز مبادله ارز و طلای کشور تأمین می‌شود. در این بستر نیازهای تولید (که عمده آن واردات مواد اولیه و ماشین‌آلات است) در تالار اول بازار ارز تجاری و با نرخی حدود ۷۰ هزار تومان تأمین می‌شود. سایر نیازهای ارزی کشور نیز از طریق تالار دوم بازار ارز تجاری تأمین می‌شود که به‌تازگی راه‌اندازی شده و نرخ آن بر اساس عرضه و تقاضای واقعی تعیین می‌شود. طرف عرضه این تالار شامل صادرکنندگان مشمول بند دو (یعنی صادرکنندگان کوچک و متوسط) و طرف عرضه نیز شامل واردکنندگان کالاهایی است که در سفره مردم و معیشت روزمره مردم تأثیر مستقیمی ندارند.

این ساماندهی، موجب شده که عمده نیازهای ارزی کشور در بستر رسمی تأمین شود و معاملات بازار غیررسمی را به تقاضاهای غیرمولد شامل قاچاق، خروج سرمایه و سفته‌بازی محدود کرده است.
همکاری‌های بین‌المللی؛ گشایش پنجره‌های جدید

یکی از نکات امیدوارکننده پس از فعالسازی مکانیسم ماشه، واکنش جامعه بین‌الملل بود. مخالفت علنی قدرت‌های بزرگی مانند چین و روسیه با این اقدام و تأکید آن‌ها بر تداوم همکاری‌های اقتصادی با ایران، یک پیروزی دیپلماتیک محسوب می‌شود. این همکاری‌ها تنها در حد حرف نمانده است و آمارها حاکی از افزایش فروش نفت ایران در ماه‌های اخیر است. به‌گونه‌ای پارادوکسیکال، به نظر می‌رسد فعالسازی مکانیسم ماشه با ایجاد فضای همکاری بیشتر بین ایران و شرکای تجاری آن تا حدی به فروش بهتر نفت کشور کمک کرده است.

به نقل مسئولان اقتصادی کشور و کارشناسان اقتصادی، همکاری‌های اقتصادی با روسیه به ایجاد کانال‌های خاص نقل و انتقالات ارزی برای دور زدن تحریم‌ها منجر شده است و همکاری‌های بین این دو کشور نیز در حال گسترش است.
ظرفیت‌سازی برای بی‌اثر کردن تحریم‌ها؛ درس‌های تجربه

ایران با تجربه سنگین‌ترین تحریم‌های تاریخ، ظرفیت‌های متعددی برای خنثی‌سازی فشارها ایجاد کرده است. عضویت در سازمان‌های بین‌المللی مانند بریکس و شانگهای، گسترش پیمان‌های دوجانبه و چندجانبه پولی (به‌ویژه با چین و روسیه) و سازوکارهای تهاتری کالا تنها بخشی از این ابزارها هستند. این ظرفیت‌ها باعث شده است تا تحریم به‌عنوان یک ابزار فشار، کارایی گذشته خود را از دست بدهد تا جایی که دشمنان را به سمت اقدامات خطرناک و غیرمتعارفی مانند ترور و تهدیدات نظامی سوق داده است.

تحلیل روند بازار ارز پس از فعالسازی مکانیسم ماشه نشان می‌دهد که اثر این رویداد سیاسی بر اقتصاد ایران، عمدتاً کوتاه‌مدت و روانی بوده است. افزایش محدود و موقت نرخ ارز و سپس بازگشت آن به سطوح پایین‌تر، گواهی بر توانایی سیاست‌گذار در مدیریت بحران و وجود ذخایر و ابزارهای کافی است. با در نظر گرفتن تراز تجاری مثبت، ذخایر مناسب ارز و طلای بانک مرکزی، ساماندهی مناسب بازار ارز، تداوم همکاری با شرکای کلیدی و ظرفیت‌های ایجادشده برای دور زدن تحریم‌ها، به نظر می‌رسد تا پایان سال، مانع جدی برای مدیریت بازار ارز وجود نداشته باشد. به بیان دیگر، اقتصاد ایران یکبار دیگر ثابت کرده است که در برابر شوک‌های سیاسیِ بدون پشتوانه اقتصادی قوی، مقاوم و پایدار است.

مطالب مرتبط