خاموشیهای گسترده در دولت چهاردهم، ضربه سنگینی به تولیدکنندگان و کارآفرینان کشور وارد کرده است. قطعی برق که از پاییز سال گذشته شدت پیدا کرده، تولید را در صنایع کلیدی مختل کرده است. بر اساس گزارشها، کارخانههای سیمان در استانهایی مانند اصفهان و ایلام با کاهش ۹۰ درصدی سهمیه برق مواجه شدهاند که عملاً به تعطیلی موقت آنها منجر شده است. قیمت هر کیسه سیمان از ۵۳ هزار تومان به بیش از ۱۳۰ هزار تومان رسیده است. صنعت فولاد نیز با خاموشیهای مداوم مواجه است، زیرا تولید ۲۴ ساعته این صنعت به انرژی پایدار وابسته است. قطعی برق باعث توقف خطوط تولید، افزایش هزینههای عملیاتی و کاهش سودآوری شرکتها شده و بورس کالا را با نوسانات شدید مواجه کرده است. این ناترازی انرژی، بنگاههای کوچک و متوسط را در معرض ورشکستگی قرار داده و اشتغال را تهدید میکند. در این خصوص با سیدتقی حجازی، عضو کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران گفتوگویی انجام دادیم که در ادامه میخوانید.
وضعیت تأمین برق صنایع را چگونه ارزیابی میکنید؟
صنایع بهتدریج در حال تعطیلی هستند. وزارت نیرو برق صنایع را برخلاف رویهای که قانون تکلیف کرده است، قطع میکند و عملاً واحدهای صنعتی مجبور به تعطیلی میشوند. البته با رویهای که دولت چهاردهم در پیش گرفته است، اگر برق قطع هم نشود، خیلی از صنایع، خودبهخود تعطیل میشوند. صنعت ما اکنون عملاً تعطیل است و حتی شنیدهام برخی مقامات دولتی به این موضوع افتخار میکنند. آنها میگویند بعد از ۴۰ سال، صنایع خاص کشور تعطیل شده و این خوب است؛ چراکه تصور میکنند جای این صنایع قدیمی، صنایع جدید رشد میکنند، اما این دیدگاه درست نیست چراکه صنایع قدیمی ریشه این آب و خاک هستند و باید برای حفظ و ماندگاری آنها تلاش کرد. زمانی که اغلب تصمیمها برخلاف صلاح و منفعت صنایع و تولیدکنندگان است، طبیعی میباشد که صنعت کشور روز به روز نحیفتر شود و امکان فعالیت خود را از دست بدهد. به عنوان مثال کارخانه بنده بعد از ۴۰ سال فعالیت اکنون تعطیل شده است. این کارخانه به خاطر تصمیمهای اشتباه دولت و قطع متناوب برق تعطیل شد و اکنون من ماندهام با کلی بدهی و نیروی کاری که برای آموزش آنها سالها تلاش کردم؛ البته امثال کارخانه من این روزها زیاد هستند و خیلی از تولیدکنندگان مجبور شدند که صنعت خود را تعطیل کنند. برخیها تمایل دارند به جای آنکه تولید تقویت شود، موضوعی به اسم سفتهبازی در جریان اقتصاد کشور قدرت بگیرد.
آیا واحدهای صنعتی خودشان نباید برای تأمین برق اقدامی انجام میدادند، با توجه به اینکه ناترازی انرژی از قبل پیشبینی شده بود؟
ما محکوم هستیم که هر آن چیزی که دولت میگوید انجام دهیم. ناترازی انرژی از قبل عنوان شده بود و خیلی از واحدهای صنعتی برای تأمین برق خود میخواستند اقدام کنند ولی مجوزهای لازم را وزارت نیرو نداد و همین امر سبب شد که مشکلات تلنبار شود و اکنون میبینیم که خاموشیها روز به روز در حال افزایش است و فشارها بر تولیدکنندگان مضاعف شده است.
قطع برق چه چالشهایی برای صنایع ایجاد میکند و بیشترین تأثیر را بر کدام صنایع دارد؟
در یک خط تولید، نمیتوان بهراحتی تولید را متوقف کرد و دوباره راهاندازی کرد. این کار سادهای نیست. برای مثال، در صنایع فولاد یا خطوط تولیدی مشابه، قطع وصل برق باعث تخریب تجهیزات میشود و عملاً آنها را نابود میکند. به همین دلیل، برخی به سراغ ژنراتورهای قدیمی و دستدوم میروند و با سوخت قاچاق کار میکنند. درنهایت هم خسته میشوند و تعطیل کنند. من خودم یک صنعت دانشبنیان پیشرو با ۴۰ سال سابقه داشتم که به دلیل تحریمها و مشکلات، تعطیل شد. این صنعت کوچک نبود؛ ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر پرسنل داشت. حالا که تعطیل کردهام، برخیها خوشحالند. امروز به وزارت صمت رفتم، نامهای که دو ماه و نیم پیش از یک وزارتخانه دیگر برایشان فرستاده شده بود را پیدا نکردند. بعد میگویند تو اشتباه کردی که اصلاً کار کردی! آنها فقط میخواهند بنشینند و کار خودشان را بکنند. اگر بخواهند، به تو میگویند «آفرین» یا «خداحافظ». بر این اساس باید بگویم که صنعتگران نگران صنعت نباشند، چون مدیران ارشد ما اصلاً نگران صنعت نیستند و هیچ دلسوزی وجود ندارد.
عملکرد وزارت نیرو در تأمین برق صنایع را چگونه میبینید؟
وزارت نیرو تقصیر زیادی ندارد. بزرگترین اشتباه نظام این بود که اختیار آب کشور را به وزارت نیرو داد. وقتی ۹۰ درصد مصرف آب در بخش کشاورزی است، این بخش باید تحت نظر وزارت کشاورزی باشد. من بهعنوان کسی که در جریان مسائل هستم، میدانم که وزارت کشاورزی هیچ همکاری حرفهای با وزارت نیرو ندارد. تصمیمات وزارت کشاورزی هم بسیار ناشیانه و اشتباه است. کسانی که همکاری میکنند، بیشتر جریمه میشوند تا کسانی که رعایت نمیکنند. برنامهریزیهای کلان هم مشکل دارد. مثلاً وقتی میخواهند شهر را گسترش دهند، یادشان میرود که به آب و برق نیاز است. مدیران در سطح من فکر میکنند و این برای مدیریت کلان کافی نیست. وزارت نیرو چه کار میتواند بکند؟ برای پروژههای نفت و گاز هم کاری نکردهاند. وزارت نیرو فقط بخشی از دولت است. متاسفانه تمام بخشها عملکرد ضعیفی دارند و صنعت کشور را همراهی نمیکنند؛ همواره هم دیدهایم که تولیدکنندگان مورد غضب دولتها هستند.
به وزیر نیرو از ۱۰۰ چه نمرهای میدهید؟
وزیر نیرو کسی است که نمیتواند کاری انجام دهد و یا اصلاً بلد نیست، با این اوصاف چه نمرهای میتوان به او داد؟ وزیر نیرو نمیداند کجا آب هست یا کجا برق دارد. من عضو کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران هستم. دو سه سال پیش، اتاق ایران این مسائل را مطرح کرد و همه میدانستند که چه چالشی در انتظار تولیدکنندگان است، اما کسی گوش نکرد. حالا بیاییم بپرسیم چرا برق این محله قطع است یا وصل است؟ این مهم نیست. صاحبنظران سالها پیش هشدار داده بودند، اما کسی شرایط گوش کردن نداشت. تقصیر شخصی وزیر نیرو نیست؛ این یک مشکل جمعی است. حتی وزیر نیرو که قبل از این وزارت صمت را هدایت میکرد میدانست که صنعت کشور با چه بحرانی روبرو خواهد شد. اما در تمام این سالها هیچ اقدام حمایتی صورت نگرفت.