۰۸:۲۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۱

دکتر فرشاد مؤمنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی تاکید کرد که حتی با رشد اقتصادی دورقمی و تورم یک‌رقمی در دهه ۱۳۴۰، رژیم پهلوی در مسیر فروپاشی قرار گرفت، چراکه هشدارهای کارشناسان نادیده گرفته شد. به گزارش جماران، دکتر فرشاد مؤمنی، نش...

نابرابری، رژیم پهلوی را از درون پوک کرد

نابرابری، رژیم پهلوی را از درون پوک کرد

دکتر فرشاد مؤمنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی تاکید کرد که حتی با رشد اقتصادی دورقمی و تورم یک‌رقمی در دهه ۱۳۴۰، رژیم پهلوی در مسیر فروپاشی قرار گرفت، چراکه هشدارهای کارشناسان نادیده گرفته شد.

به گزارش جماران، دکتر فرشاد مؤمنی، نشست «از اوج تا حضیض؛ تحلیلی بر ریشه‌های فروپاشی رژیم پهلوی» که در موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار شد، با تشریح علل سقوط پهلوی گفت: در سال‌های ۵۵ به بعد، وقتی فشار ساواک و فشار نظامی‌ها بر بدنه کارشناسی به‌تدریج کاهش پیدا کرد، کارشناسان جرات پیدا کردند خیلی صریح‌تر درباره نابسامانی‌ها و ناهنجاری‌های موجود صحبت کنند. الآن بسیاری از کسانی که به‌صورت کلیشه‌ای حرف می‌زنند، دهه ۱۳۴۰ را دهه طلایی دوره پهلوی می‌دانند. استدلال آنها این است که در دهه ۱۳۴۰ رشد اقتصادی دورقمی بوده و تورم یک‌رقمی بوده، اما این نگاه کلیشه‌ای، بدون توجه به بنیان‌های نهادی و پیامدهای آن سیاست‌هاست.
مؤمنی با اشاره به تجربه دهه ۱۳۴۰، تاکید کرد: رشد اقتصادی دورقمی و تورم یک‌رقمی اگرچه لازم است، اما به‌هیچ‌وجه شرط کافی برای بقا و بالندگی یک کشور نیست و بی‌توجهی به نابرابری‌ها می‌تواند حتی در اوج شاخص‌های ظاهراً موفق، کشور را به سمت فروپاشی سوق دهد. بدون تردید این دو کارنامه، کارنامه‌های بسیار افتخارآمیزی هستند، اما اگر در کنار افتخارآمیز بودن آنها، شاهد روندهای دیگری باشیم که ایران را با سرعتی غیرمتعارف به سمت انحطاط می‌برده، آن‌وقت متوجه می‌شویم که برای بقا و بالندگی کشوری مانند ایران، رشد اقتصادی دورقمی و تورم یک‌رقمی لازم هست، اما به هیچ‌وجه کافی نیست.

وی افزود: متاسفانه چون نظام آموزشی و پژوهشی کشور ما یک نظام مسئله‌محور نیست، درباره این مسائل سرنوشت‌ساز به اندازه اهمیتی که دارند انرژی نمی‌گذاریم. اهمیت این موضوع از آنجاست که بدانیم کشوری یا رژیمی که در یک دوره ده‌ساله رشد اقتصادی دورقمی و تورم یک‌رقمی داشته، چگونه می‌تواند در مسیر فروپاشی قرار بگیرد. «غلامرضا مقدم» در خاطراتش می‌گوید که در پایان دهه ۱۳۴۰، من در مقام معاونت اقتصادی سازمان برنامه، یک گزارش کاملاً سری تهیه کردم و در آن به ساختار قدرت هشدار دادم که اگر روندهایی که در دهه ۱۳۴۰ وجود داشته استمرار پیدا کند، به‌زودی رژیم پهلوی فرو خواهد پاشید. ببینید چقدر این نکته تکان‌دهنده است. بخش مهم ماجرا این است که آن زمان ما یک شورای اقتصاد داشتیم که به ریاست نخست‌وزیر تشکیل می‌شد و یک شورای عالی اقتصاد داشتیم که به ریاست محمدرضا شاه تشکیل می‌شد. فرآیند این‌گونه بود که مسائل اساسی کشور در شورای اقتصاد پخت‌وپز می‌شد و در شورای عالی اقتصاد، به قول خودشان، به شرف عرض همایونی می‌رسید.

کارشناسان بر اساس موازین علمی گفته بودند که پهلوی سقوط می‌کند

به گفته مؤمنی، مقدم می‌گوید ما گزارش تهیه کردیم، آن هم در پایان دهه ۱۳۴۰ و در آن تصریح کردیم که اگر روندهای سرنوشت‌ساز مورد نظر ما در دهه ۱۳۴۰ استمرار پیدا کند، رژیم پهلوی به‌زودی سقوط خواهد کرد. وقتی این گزارش در شورای اقتصاد مطرح شد، هویدا به من توپید. مقدم می‌گوید هویدا گفت این حرف‌ها چیست که تو می‌زنی؟ با این حرف‌ها داری تمام دستاوردهای انقلاب شاه و ملت، شش بهمن، را به سخره می‌گیری و زحمات خادمان کشور را نادیده می‌گیری. واکنش من این بود که من یک کارشناس هستم؛ من در استنفورد درس می‌دادم و با التماس شما آمدید من را آوردید اینجا. مقدم می‌گوید به هویدا گفتم وقتی من گزارشی به شما می‌دهم، شما باید بگویید این گزارش از نظر داده‌هایی که استفاده کرده چه اشکالی دارد، از نظر تکنیک‌هایی که انتخاب کرده چه اشکالی دارد، و از نظر تحلیل‌هایی که ارائه کرده چه اشکالی دارد. اما اگر بگویید این گزارش دستاوردها را زیر سؤال می‌برد، این برای من مفهومی ندارد. به درک که زیر سؤال می‌برد؛ این نتیجه‌ای است که من بر اساس موازین علمی به آن رسیده‌ام.

این استاد اقتصاد افزود: مقدم می‌گوید با عصبانیت گفتم اگر قرار است این‌گونه باشد، من نمی‌توانم کار کنم. من به شرطی می‌توانم کار کنم که در تنظیم روابط بین ما و مقامات بالادست، علم و منطق حاکم باشد. حتی گفتم اگر نمی‌خواهید، می‌گذارم می‌روم و برمی‌گردم همان‌جایی که بودم. مقدم روایت می‌کند که هویدا با خنده گفت نه، بنشین. من منظورم این بود که من کسی نیستم که جرات داشته باشم چنین گزارشی را پیش شاه ارائه بدهم. مقدم می‌گوید من پاسخ دادم اگر مسئله فقط این است، عیب ندارد، خودم می‌آیم و ارائه می‌دهم. اگر کتاب روایت یک فروپاشی را بخوانید، می‌بینید واکنش شاه نسبت به این گزارش چه بوده است. عرض من این است که در چنین شرایطی، برای ما حیاتی است که بپرسیم کسی در تراز غلامرضا مقدم چه چیزی دیده بود که با وجود رشد دورقمی اقتصادی و تورم یک‌رقمی، ایران را در مسیر فروپاشی می‌دید.

هیچ عاملی به اندازه تشدید نابرابری‌ها پهلوی را به سمت فروپاشی نبرد
مؤمنی ادامه داد: تا جایی که من پیگیری کرده‌ام، دو پاسخ یا به اعتباری سه پاسخ برای این پرسش وجود دارد. در آن گزارش، درباره شدت‌گیری خام‌فروشی به‌عنوان عاملی که می‌تواند کشور را به سمت فروپاشی ببرد هشدار داده شده، درباره مشارکت بسیار ناچیز سیاسی و اقتصادی مردم در آن دهه هشدار داده شده، اما تصریح شده که هیچ چیز به اندازه شدت‌گیری نابرابری‌ها توضیح‌دهنده این روند رو به فروپاشی نیست. به بیان فنی، با صرف‌نظر از کاستی‌های روش‌شناختی ضریب جینی، درون گزارش تصریح شده بود که از سال ۱۳۴۸ به بعد، ضریب جینی در ایران از ۵۲ صدم بالاتر رفته بود و در اقتصاد سیاسی توسعه، ضریب جینی بالای نیم علامت فرو افتادن در مرحله فروپاشی است.
وی تاکید کرد: از یک جنبه حیاتی، عامل اصلی سقوط رژیم پهلوی این بود که فرادستان آن زمان نتوانستند بفهمند که منافع ملی باید بر منافع اقلیت فرادست ترجیح داده شود. این مسئله به‌شکلی بسیار عالمانه در کتاب فروپاشی نشان داده شده است.