در آستانه دهمین سالگرد امضای توافق هستهای ایران و گروه ۱+۵ (آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین و آلمان) تهدیدات اروپا برای فعال کردن مکانیسم ماشه یا همان اسنپ بک مطرح شده است. این تهدیدات بهویژه پس از تغییر رویکرد ایران در همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و حمله به تأسیسات هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ شدت گرفته است. در سال ۲۰۱۵، ایران و گروه ۱+۵ به توافقی دست یافتند و ایران اجازه یافت تا صادرات و واردات سلاح داشته باشد. در مقابل، ایران متعهد شد که از توسعه سلاحهای هستهای خودداری کند و بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تأسیسات هستهای ایران بازدید کنند. این توافق تکمیلکننده توافق لوزان بود.
«مکانیسم حل اختلافات» به هر یک از طرفین توافق این امکان را میدهد که در صورتی که ایران تعهدات هستهای خود را نقض کند، شکایتی مطرح کرده و مسیر قانونی برای بازگشت تحریمها آغاز شود، بدون نیاز به رأیگیری جدید در شورای امنیت. گفته میشود ۲۶ مهرماه آخرین زمان استفاده از مکانیسم ماشه خواهد بود. این موضوع بهانهای شد تا با علیاکبر غنجی، کارشناس اقتصاد بینالملل همکلام شویم و تبعات اجرایی شدن این مکانیسم بر اقتصاد کشور را از زبان وی جویا شویم:
* با نزدیک شدن به موعد اجرای مکانیسم ماشه به نظر شما میتوان برجام را یک دستاورد به حساب آورد؟
اولین نکتهای که در رابطه با اتفاقات بینالمللی در حوزه اقتصاد میخواهم به آن اشاره کنم این است که ما ۴۵ سال است در شرایط اقتصاد عادی زندگی نکردیم بلکه در شرایط اقتصاد جنگی زندگی کردیم. پس برنامه ما باید براساس اقتصاد جنگی باشد. در حوزه دفاعی کشور استراتژیمان این بوده که باید حوزه دفاعی باید تقویت شود چون ما در دائماً در شرایط جنگی به سرمیبریم؛ یعنی تهدیدات مختلف منطقهای و بینالمللی وجود دارد و ما باید قبول کنیم که نظام غربی باهژمونی ایران بزرگ مشکل دارد و این به یا ۴۵ سال اخیر برنمیگردد ریشه تاریخی دارد. متخصصین تاریخی به این مسئله اذعان دارند. پس برنامهریزیهای ما باید در همین راستا باشد. در سال ۱۳۹۵ که برجام به وجود آمد فارغ از اینکه آن قرارداد دستاورد بود یا نبود (چون هر چیزی را باید در زمان خودش تجزیه و تحلیل و آنالیز کرد) به اسنپبک اشاره شده بود. موارد اسنپ بک قطعنامههای ۱۶۹۶/ ۱۷۳۲ است که اینها سال ۲۰۰۶ تصویب شده و بیشتر بر سر ممنوعیت صادرات دانش هستهای و موشکی و مسدود کردن بخشی از داراییهای ایران بوده است. در قطعنامه ۱۷۴۷ سال ۲۰۰۷، قطعنامه ۱۸۰۳ سال ۲۰۰۸، قطعنامه ۱۹۲۹ سال ۲۰۱۰، قطعنامههای ۱۸۳۵ و ۱۹۸۴ که در این قطعنامههای اخیر بیشترین تحریمهای گسترده در معاملات مالی شرکتهای حمل و نقل و موشکهای بالستیک و دانشهای تعهدی در رابطه با علوم جدید و دهها مورد این شکلی بوده تا ۲۰۱۵ که ما وارد برجام شدیم. پس ما از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۷ موضوع اسنپ بک را داشتیم و این چیز جدیدی نبوده است.
* پس میتوان وضعیت کشور را با آن دوره مقایسه کرد و مطمئن شد که اسنپ بک تأثیر خاصی بر اقتصاد کشور نخواهد گذاشت؟
اتفاقاً وقتی نگاه کنید بسیاری از دستاوردی که الآن به عنوان دستاوردهای توسعهای مانند پالایشگاه ستاره خلیج فارس و حتی توسعه ناوگان لجستیک کشور چه دریایی چه موارد دیگر خیلی از ساختوسازهای داخل کشور پروژههای بزرگی مثل کارهای مترو در تهران و ماشینآلات مترویی، تجهیز و ساخت بسیاری از پتروشیمیها در همین سالها که ما تحریم بودیم صورت گرفته است.
* نکته اینجاست که ما در سالهای اخیر همواره در تحریم بودیم و الآن آمریکا بعد از آمدن آقای ترامپ کملطفی نکرده و همه این تحریمها را تشدید کرده است. حالا اگر اسنپبک بیاید چه اتفاقی میافتد؟
ما نباید میدان جنگ را فقط در ۸ سال جنگ دفاع مقدس بدانیم بلکه باید میدان جنگ را ۴۶ سال جنگ اقتصادی بدانیم. ما میتوانیم تمامی افرادی که در موفقیت توسعه اقتصادی نقش مهمی داشتنید را در کارگروهی جمع و فیلترکنیم تا از تجربیات آنان استفاده کنیم. ما جوانان نخبه کم نداریم هر قانونی که بگذارند باتوجه به اینکه دنیا در بیس تکنولوژیک در حال حرکت است راه دررو را پیدا میکنند بنابراین من از باب اینکه ما از آدمها و نیروهایمان نتوانیم به خوبی استفاده کنیم، نگران هستم ولیکن اگر از نیروها و منابع انسانی خوب و جوانان و همین قوانین موجودی که در دنیا هست، استفاده کنیم و دست به دست هم بدیم بنده هیچ نگرانی از بابت اسنپ بک نداریم.
* برای پایداری بیشتر در این شرایط اقتصاد ما باید چه دست فرمانی بگیرد؟
شاید بسیاری از دوستان بنده را نقد کنند که منابع مالی ما کم و محدود است ولی من میگویم ما در جنگ ۸ ساله دفاع مقدس نفت ۵ و ۶ دلاری میفروختیم و با دو تا سه میلیارد دلار کشور را اداره کردیم. پس منابع مالی آن موقع را هم مردم تجهیز میکردند پس با همدلی و نیروی انسانی قوی نگرانی پیش نمیآید. چون مردم در این حملات اخیر و تجاوز رژیم صهیونیستی اسرائیل نشان داند آن چیزی که تأییدکننده است انسانها هستند. مردم کشور ما با تمام وجودشان در صحنه حاضر شدند و تمام معادلات و تصمیمات اندیشکدههای پیشرو غربی را با شکست روبهرو کردند. هدف حملات رژیم صهیونیستی فروپاشی نظام بود نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه موجب انسجام مردمی و تحکیم حکومت هم شد. این تحکیم در حوزه فرهنگ عمومی مردم به وسیله خود مردم اتفاق افتاد و در حوزه اقتصاد، میتوان با جمع کردن و گردهم آوری نخبههای اقتصادی کشور از آنها استراتژی و برنامه خواست. پس بنابراین میتوان از این مانع هم رد شد.
* اقتصاد ما چه میزان از آرایش جنگی فاصله گرفته است؟
حداقل میتوانم بگویم که در ده ساله گذشته از آرایش جنگی خارج شدیم اگر قبلاً هم بوده الآن خارج شدیم و آرایش جنگی نداریم.
در حوزه پدافند غیرعامل اقتصادی نیاز داریم که موارد اقتصادی را بازتعریف کنیم. اگر اقتصاد ما خدای ناکرده در دوره جنگ آسیب ببیند بقیه نقاط اقتصادی هم به مرور زمان آسیب خواهد خورد. حفاظت از اطلاعات اقتصادی کشور بسیار ضروری است و باید در خصوص آن دقت شود. در خصوص آمادگی برای تأمین کالاهای اساسی مردم، ریسکپذیری بالای فعالان اقتصادی در دوره جنگ باید اقدامات راهبردی انجام شود و برای آن برنامهریزی دقیقی صورت گیرد.
* آیا در جنگ بعدی میتوان از گزینه مسدودسازی تنگه هرمز استفاده کرد؟
برای بستن تنگه هرمز روشهای مختلفی وجود دارد. در روش اول میتوان چند تا شناور را پر از محمولههای انفجاری در محل بارگیری غرق کنیم خب مسلماً کسی از این محل رد نمیشود. دوم اینکه مانند روسها هر کشتی و محمولهای از آنجا رد میشود را بزنیم و روش سوم هم این است که نیروهای مسلح ما در آنجا بایستند و هرکسی رد شد یقهاش را بگیرند ولی خب شاید در این روش نیروهای آنها هم بیایند و اتفاقی بیفتد ولی روشهای اول و دوم همیشه شدنی است.
در جنگ اخیر همه انتظار داشتند که قیمت نفت افزایش پیدا کند، ولی این اتفاق نشد چون آمریکاییها برای این موضوع برنامهریزی کرده بودند.
من فکر میکنم بستن تنگه هرمز اگر در برنامه جنگ اقتصادی ما باشد نباید جزئیات چندانی درباره آن بگویم و باید بدانیم چه زمانی از این تهدید به عنوان برگ برنده استفاده کنیم.