در آستانه فعال شدن احتمالی «مکانیسم ماشه» که میتواند تبعات ارزی و اقتصادی سنگینی را متوجه کشور سازد، نگاهی به تحلیلهای ارائه شده توسط کارشناسان اقتصادی و سیاسی، تصویری روشنتر از چالشهای پیش روی اقتصاد ایران ترسیم میکند. بر اساس این تحلیلها، وابستگی به توافقات خارجی و غفلت از ظرفیتهای داخلی، بهویژه در دوران اجرای برجام، کشور را در موقعیتی آسیبپذیر قرار داده است.
این دیدگاهها، ضمن انتقاد از رویکردهای گذشته، بر لزوم بازنگری جدی در سیاستهای اقتصادی، پیادهسازی واقعی اقتصاد مقاومتی و ضرورت ورود قاطع قوه قضائیه به پروندههای اقتصادی برای پاسخگو کردن مسئولان ناکارآمد تاکید دارند. پرسش اساسی اینجاست که آیا اقتصاد ایران، با وجود ده سال تجربه تلخ از برجام و عدم تحقق وعدههای آن، همچنان باید چشم به راه راهحلهای خارجی باشد یا زمان آن رسیده که با اتکا به توانمندیهای داخلی، مسیر را برای جهش اقتصادی هموار سازد؟
این موضوع بهانهای شد تا با محمود کریمی بیرانوند، اقتصاددان و معاون وزیر کار دولت شهید رئیسی همکلام شویم و تبعات اجرایی شدن این مکانیسم بر اقتصاد کشور را از زبان وی جویا شویم:
* در شرایط فعلی که بسیاری از تحریمها به قوت خود باقی است، آیا فعال شدن مکانیسم ماشه تفاوت چندانی ایجاد میکند؟
در مورد مکانیسم ماشه باید چند موضوع را مورد توجه قرار بدهیم. مورد اول بحثهای قدیمی و تکراری است که از همان زمان تصویب برجام مطرح شده بود. این که آیا فرآیندی وجود دارد که بتوان تمام تحریم برگردد که خب آقای ظریف، عراقچی و روحانی در آن زمان متعدد در صحبتهای خودشان میگفتند خیر این امکان وجود ندارد. ولی الآن مشاهده میکنیم همان کسانی که برجام را امضا و این سند را به ایران تحمیل کردند در این فکر هستند که چه کاری باید انجام بدهیم که مکانیسم ماشه فعال نشود؟ نکته قابل توجه اینجاست که آیا به نظر شما قوه قضائیه درحال حاضر نباید به این مسئله ورود کند؟ در برههای از تاریخ ایران کسانی آمدند که یک تعهد بینالمللی را با تعدادی کشور محدود تصویب کردند و ضررهایی به اقتصاد کشور وارد کردند. یک دهه رکود داشتیم از جمله بالاترین نرخ بیکاری، کاهش سرمایهگذاری، سقوط تولید در دوران برجام در دولت آقای روحانی به وجود آمد و میبینید با توجه به اینکه حدود ده سال است که از معاهده برجام میگذرد ما شاهد هستیم همان آقایان میگویند خب حالا همان اتفاقاتی که منتقدین برجام تذکر میدادند برای اینکه آن اتفاقات نیفتد باید چه کاری انجام داد واقعاً قوه قضائیه در اینجا باید ورود و نقشآفرینی کند بالاخره باید اشخاص مورد بازخواست قرار بگیرند نمیشود که تاریخ و اقتصاد یک ملت را به اسارت ببرند برای موضوعی که نفع دارد برای شما و ده سال بعد تأیید میکنید.
نکته دوم آیا مکانیسم ماشه در این مدت فعال خواهد شد یا خیر؟ بیش از ده سال است که فعال است؛ محتوای مکانیسم ماشه این است که با اعتراض یکی از اطراف معاهده برجام تحریمهای بینالمللی به یکباره بازمیگردد. خب مگر تحریمهای بینالمللی یا تحریمهایی که در طول برجام قرار بوده برداشته شود در این مدت در اقتصاد ایران ترتیب اثری داده شده که بخواهیم الآن نگران فعال شدن مکانیسم ماشه باشیم؟ مکانیسم ماشه از زمانی فعال است که ما پیشرفت اقتصاد کشور را به مذاکرات گره زدیم پس مکانیسم ماشه از روزی فعال است که گفتمان غربگرا و گفتمانی که به تقویت داخلی و درونزایی اقتصاد کشور اعتقاد ندارد فعال بوده الآن هم با فعال شدن این مکانیسم قرار نیست اتفاق جدید بیفتد. تحریمها سرجایش هست نقاط قوت اقتصاد ایران و درونزایی را در نظر نمیگیرند همه اینها مکانیسم ماشه است.
* پس به نظر شما مکانیسم ماشه در عمل تأثیر چندانی ندارد؟
اعتقاد نداشتن به اقتصاد مقاومتی یعنی مکانیسم ماشه؛ بنابراین قرار نیست که تا اواخر مهرماه مکانیسم ماشه اثر خودش را در ایران بگذارد اتفاق خاص و جدیدی بیفتد. در یک سال اخیر که دولت چهاردهم روی کار آمده است مگر تحریمها برطرف شدند؟ برنامه اقتصادی مشخصی از دولت دیدیم؟ خیر مثلاً تا قبل از شروع جنگ ۱۲ روزه مگر برنامه مشخصی برای مدیریت بازار کار و ارز، مدیریت شبکه بانکی، مدیریت بازار کالا و هدایت نقدینگی در تولید و موارد بسیار و مختلفی که با آن سروکار داریم از دولت نمیبینیم. پس مکانیسم ماشه یعنی اقتصاد مقاومتی را قبول نداشتن و عمل نکردن به آن و چشم دوختن به ظرفیتهای بیرونی که عملاً از دسترس ما خارج است.
* به نظر شما چقدر مکانیسم ماشه جنبه روانی دارد؟
مکانیسم ماشه یک عملیات روانی برای اقتصاد ایران هست که در دولت یازدهم، دوازدهم و حتی دولت چهاردهم فعال و قرار نیست اتفاق جدیدی به وجود بیاید تمام اتفاقات در طی سالهای اخیر افتاده و درحال تکرار شدن است. فقط دولت باید برنامهای داشته باشد.
آنقدر هم در مورد مذاکره صحبت نکنند. یک تفاوت فاحش بین دولت سیزدهم و چهاردهم که مشهود هست همین مسئله مذاکره است. معاون اجرایی آقای پزشکیان که ارتباطی به حوزه سیاست خارجی ندارد به کرات در حوزه سیاست خارجی اظهارنظر میکنند. روز دوم حمله رژیم صهیونیستی به کشور بود که آقای قائم پناه در مصاحبهای عرض کردند انشاالله این جنگ تحمیلی را با مذاکره حل و فصل میکنیم. آقا شما متوجهی به کشور حمله شده ما در جنگ بودیم چه کسی به شما اجازه دخالت و صحبت در اموری که به شما ارتباطی ندارد، داده است؟
* به نظر شما دولتمردان در این شرایط باید چه موضعی اتخاذ کنند؟
من فکر نمیکنم وزیر و مسئولانی نباشند که در مورد مذاکره صحبت نکنند شما که تمام فکر و ذهنتان مذاکره است پس کی وقت میکنید به کارهای خودتان برسید؟ پس لطفاً گفتمان خودتان را عوض کنید و بیشتر به فکر حل مسائل کشور بهخصوص اقتصاد باشید و حضور خودتان را در جلسات و مجموعه فعالان اقتصادی پررنگتر کنید. مهمترین راهبرد بهبود عملکرد بعد روانی مکانیسم ماشه این است که اینقدر راجع به مذاکرات صحبت نکنید.
* ارزیابی شما از توجه دولت به اقتصاد درونزا و اسناد بالادستی چیست و چقدر این موضوع در برابر اهمیت دادن به مذاکرات پررنگ شده است؟
الآن در ششماهه اخیر مقایسه کنید چقدر درمورد اجرایی شدن قانون برنامه هفتم و مذاکرات دولت در رسانهها صحبت کرده خب پس معلوم است اقتصاد کشور شما ثابت میماند و هیچ رشد چشمگیری در آن صورت نمیگیرد.
* در پایان باتوجه به جمیع صحبتهای حضرتعالی، مهمترین راهبردی که برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور در شرایط فعلی پیشنهاد میکنید چیست؟
مهمترین راهبرد همانطور که بارها اشاره شد، تمرکز بر اقتصاد مقاومتی، اتکا به ظرفیتهای داخلی و پرهیز از تمرکز بیش از حد بر مذاکرات خارجی است. باید باور داشت که قدرت اقتصادی کشور در درون ما نهفته است و با برنامهریزی صحیح و اجرای درست سیاستهای مقاومتی، میتوانیم بر چالشهای بیرونی مانند مکانیسم ماشه و حتی جنگهای احتمالی آینده غلبه کنیم.