۰۸:۵۱ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۳

در روزهایی که تورم از دیوار خانه‌ها بالا رفته و سفره مردم هر روز کوچک‌تر می‌شود، دولتی که باید مشغول درمان دردهای اقتصادی جامعه باشد، سرگرم نمایش‌های فرعی و تصمیماتی است که هیچ ارتباطی با حقیقت زندگی مردم ندارند. از فیلترینگ و محدودیت‌های...

مردم دنبال نان دولت دنبال موتورسواری بانوان

مردم دنبال نان دولت دنبال موتورسواری بانوان

در روزهایی که تورم از دیوار خانه‌ها بالا رفته و سفره مردم هر روز کوچک‌تر می‌شود، دولتی که باید مشغول درمان دردهای اقتصادی جامعه باشد، سرگرم نمایش‌های فرعی و تصمیماتی است که هیچ ارتباطی با حقیقت زندگی مردم ندارند. از فیلترینگ و محدودیت‌های فرهنگی گرفته تا طرح‌هایی مثل موتورسواری زنان همه چیز گویا به نمایش و بازی گرفته شده و دستاوردسازی مصنوعی جای سیاست‌گذاری واقعی را گرفته است.
دولت از همان ابتدا اعلام کرد تمرکز اصلی‌اش بر مسائل اجتماعی است، نه اقتصادی. اما نتیجه این رویکرد چیست؟ امروز، در کشوری که مردم با گرانی، کاهش قدرت خرید و بی‌ثباتی بازار دست و پنجه نرم می‌کنند، خبر تصویب موتورسواری زنان به‌عنوان اقدام بزرگ اجتماعی پخش می‌شود. نیمه‌شب پیامک تبلیغ آن به میلیون‌ها شهروند می‌رسد درحالی‌که همان شهروندها نمی‌دانند فردا قیمت نان یا تخم‌مرغ چقدر افزایش پیدا می‌کند.

وقتی اولویت‌ها وارونه می‌شوند؛
چه کسی پاسخ می‌دهد که چند درصد زنان کشور واقعا دغدغه‌ موتورسواری دارند؟ در مقابل چند میلیون زن سرپرست خانوار، مادران تنها، کارگران و زنان شاغل با مشکلات روزمره‌ معیشتی دست‌ به‌گریبان‌اند؟ وقتی دولتمردان از واقعیت‌های کف جامعه فاصله می‌گیرند، نگاهشان سطحی می‌شود، سیاست‌ها شعاری می‌شوند و تصمیم‌ها به جای حل مسئله، تبلیغ مسئله می‌کنند. قانون جوانی جمعیت به فرمایش مقام معظم رهبری خاک می‌خورد، سیاست‌های مهم اقتصادی اجرا نمی‌شود، ولی پروژه‌های کوچک با آب‌وتاب و تبلیغات معرفی می‌شوند. این فقط یک اشتباه مدیریتی نیست؛ نشانه‌ یک بحران درک و تشخیص است. دولتی که اولویت‌های نظام حکمرانی را نمی‌فهمد یا عمدا جابه‌جا می‌کند، درواقع کشور را از درون تضعیف می‌کند؛ چون دغدغه‌ اصلی مردم را فراموش کرده است.

اقتصاد رها شده و سفره تهی مردم
امروز مردم نه دنبال شعارند و نه دنبال وعده؛ دنبال تعادل‌اند. تعادلی بین درآمد و قیمت‌ها، بین یارانه و تورم، بین وعده و واقعیت. این کالابرگی که به حساب مردم واریز می‌شود گاهی به‌اندازه دو شانه تخم‌مرغ ارزش دارد. آیا این حمایت است یا نمایش؟ تناسب بین پولی که دولت به حساب مردم می‌ریزد و قیمتی که بازار تعیین می‌کند نابود شده و نبود نظارت، این شکاف را هر روز عمیق‌تر می‌کند.
وقتی نظام اقتصادی کشور به سبک نئولیبرالیسم آمریکایی رها می‌شود، اما زیرساخت‌های نظارتی و حمایتی وجود ندارد، نتیجه فقط یک واژه است: هرج‌ومرج. هر مغازه‌ای قیمت خودش را دارد، هر کالا هزار نرخ و هیچ سازوکاری برای کنترل مؤثر وجود ندارد. بازار خودش تصمیم می‌گیرد و دولت به تماشای آشفتگی نشسته است. این یعنی مردم در میدان رقابت بی‌عدالتی رها شده‌اند و تورم حکم داور نهایی را صادر می‌کند.
شاید کسی فکر کند این تمرکز بر مسائل اجتماعی یک تاکتیک آرامش‌بخش است، اما درواقع برعکس است. وقتی دردِ معیشت نادیده گرفته شود، وقتی سفره مردم کوچک شود و وقتی امید اقتصادی فروبریزد، جامعه خودش واکنش نشان می‌دهد آن هم نه با لبخند، بلکه با اعتراض و انفجار نارضایتی. اغتشاش و بحران از آسمان نمی‌افتد؛ از بی‌توجهی به سفره مردم آغاز می‌شود. همین هزینه پیامک‌های گاه و بیگاهی که ارسال می‌کنند از بیت‌المال است یعنی حق مردم است.
دولت اگر می‌خواهد از هزینه‌های اجتماعی و اعتراضات آینده جلوگیری کند، باید به مسیر اصلی برگردد: اقتصاد و معیشت. هیچ پیامک نیمه‌شبی، هیچ شعار اجتماعی و هیچ طرح نمایشی نمی‌تواند جای ثبات اقتصادی را بگیرد. مردم سال‌هاست که منتظر وعده نیستند؛ منتظر عمل واقعی‌اند.

دکتر سعیــد عبـدالملکی
تحلیلگر مسائل سیاسی

مطالب مرتبط