هزینه کمپین رسانهای گزینه تصدی وزارت اقتصاد که در حد خرجهای ستادهای انتخاباتی ریاست جمهوری است از کجا تأمین میشود؟
بررسی چارسوق نشان میدهد طی یک هفته اخیر با معرفی علی مدنیزاده به عنوان وزیر پیشنهادی اقتصاد، در فضای مجازی کمپین رسانهای پرحجم برای حمایت از او به راه افتاده است که منبع تأمین مالی آن نامشخص است.
در روزهای اخیر، دهها کانال تلگرامی پولی و حسابهای توییتری پروژهبگیر برای درج مطالب حمایتی مشابه از مدنیزاده به خط شدهاند. یک حساب سرانگشتی نشان میدهد ارقام هنگفت چند میلیارد تومانی فقط طی چند روز اول برای وایرال مطالب حمایتی مشابه از مدنیزاده خرج شده است.
اکنون سؤال نمایندگان مجلس از مدنیزاده باید این باشد که هزینه این تبلیغات گسترده که در حد کمپینهای انتخابات ریاست جمهوری است، از کجا آمده است؟ آیا مدنیزاده از درآمد شخصی این پول میلیاردی را تأمین کرده است؟ آیا بانکهای دولتی تأمین مالی کمپین او را انجام میدهند؟ یا شاید هم مثل ماجرای بنیاد صهیونیستی – آمریکایی HAND که خرج بورسیه تحصیلی مدنیزاده در آمریکا را داد، او اکنون مدعی بیاطلاعی از محل تأمین کمپین رسانهای خود میشود؟
جریانسازی سازمانیافته در تلگرام و توییتر برای ترویج مدنیزاده
کانالهای تلگرامی پولی: بر اساس بررسیهای چارسوق، اخبار مثبت درباره مدنیزاده عمدتاً در کانالهای موسوم به کانالهای پولی منتشر شدهاند. این کانالها عمدتاً بهصورت حرفهای و با دریافت هزینه، اقدام به وایرال محتوا میکنند.
الگوی مشابه در توییتر: اکانتهای پروژهبگیر توییتر و برخی اصلاحطلبان با کلیدواژههای یکسان (مثل “تخصص علمی”، “اخلاق حسنه”، “دانشگاه برتر”) به تبلیغ مدنیزاده پرداختهاند. اکثر از این اکانتها بهعنوان “پروژهبگیر توییتری” شناخته میشوند که در ازای دریافت مبالغ میلیونی، توییتهای حمایتی از اشخاص سیاسی و اقتصادی میزنند. جالب آن که تقریباً همه پروژهبگیران توییتری که نقش پررنگی در توهین به شهید رئیسی داشته و دارند، اکنون تمامقد در حال درج مطلب در حمایت از مدنیزاده هستند.
زمانبندی و هماهنگی در انتشار اخبار
اوج جریانسازی در ۱۲ و ۱۳ خرداد: بیشترین حجم اخبار مثبت درباره مدنیزاده در این دو روز منتشر شد و پس از آن روند کاهش یافت. این الگو نشاندهنده یک کمپین برنامهریزیشده است، نه یک جریان خودجوش.
تکرار پیامهای کلیدی: مفاهیمی مانند “عدالتمحور”، “حل مشکلات اقتصادی”، “تحصیلات در دانشگاههای معتبر” بهصورت مکرر در رسانههای پولی تکرار شدهاند، که نشاندهنده استفاده از تکنیکهای پروپاگاندا برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی است.
استفاده از چهرههای شاخص برای اعتباربخشی
حمایتهای هماهنگ: اظهارات مثبت افراد شناختهشده اصلاحطلب بهصورت همزمان در رسانهها و فضای مجازی بازتاب داده شد. این امر احتمالاً با هدف ایجاد حس “اتفاقنظر نخبگان” طراحی شده است.
نقش رسانههای جناحی: برخی کانالهای وابسته به جریانهای خاص که نقش پررنگی در تخریب شخصیت شهید رئیسی داشته و دارند، از مدنیزاده حمایت کردند، که نشاندهنده تقسیم کار برای پوشش گستردهتر است.
شواهد دستکاری افکار عمومی
تبلیغات غیرطبیعی: حجم بالای بازدید و بازنشر اخبار در مدت زمان کوتاه، همراه با محتوای یکسان، نشاندهنده استفاده از رباتها یا شبکههای سازمانیافته برای داغ کردن موضوع مدنیزاده است.
تیترهای اغراقآمیز: عناوینی مانند “ترس ایرانستیزان از آمدن مدنی زاده” یا “خشم صهیونیستها” بیشتر جنبه احساسی و تبلیغاتی دارند تا اطلاعرسانی.
نتیجهگیری: کمپین رسانهای برای مشروعیتسازی
به نظر میرسد یک عملیات روانی برنامهریزیشده با ترکیبی از پولپاشی، استفاده از رسانههای نیابتی و هماهنگی بین چهرههای سیاسی اجرا شده است تا چهرهای “علمی، جوان، و اصلاحگر” از مدنیزاده ساخته و او را به عنوان گزینهای بیبدیل برای وزارت اقتصاد معرفی کند. این تاکتیکها شبیه به کمپینهای کلاسیک اقناع افکار عمومی است که در آن از تکرار پیام، اعتبارسازی کاذب و احساسیکردن فضا استفاده میشود.
کاهش ناگهانی موج خبری پس از ۱۳ خرداد و تمرکز بر کانالهای خاص، احتمال “پروژهای بودن” این جریان را تقویت میکند.
جریانهای خبری در کانالهای تلگرامی
بررسی کلیدواژههای جریانهای خبری مثبت درباره مدنی زاده؛ گزینه اعلامی برای وزارت اقتصاد نشان میدهد که در کانالهای تلگرامی برخی مفاهیم کلی و اخلاقی درباره این فرد تکرار شده است. کلماتی همچون فضای علمی، علمی و عملیاتی، عدالت محور، حل مشکلات اقتصادی تنها کلماتی هستند که موافقان توانستهاند بر موج آن سوار شوند. درواقع دلایل موافقت با این فرد صرف تکیه بر کلمه علمی بودن است.



