۱۴:۳۹ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۰

تجربه دو دهه اخیر نشان داده که امید داشتن به بیگانگان، رویه خیلی خطرناکی است به این جهت که این اتفاق در بسیاری از کشورها مثل سوریه رخ داده است. ما مشاهده می‌کنیم که مردم بعد از سقوط بشار اسد در روز اول به خیابان‌ها آمدند و شادی می‌کردند ا...

دکتر حسین راغفر در گفت‌وگو با چارسوق تشریح کرد؛

راه‌حل نجات اقتصاد از آن سوی مرزها نمی‌آید

راه‌حل نجات اقتصاد از آن سوی مرزها نمی‌آید

تجربه دو دهه اخیر نشان داده که امید داشتن به بیگانگان، رویه خیلی خطرناکی است به این جهت که این اتفاق در بسیاری از کشورها مثل سوریه رخ داده است. ما مشاهده می‌کنیم که مردم بعد از سقوط بشار اسد در روز اول به خیابان‌ها آمدند و شادی می‌کردند اما از روزهای بعد کاملاً مسئله برمی‌گردد و نشان می‌دهد که مردم تا چه حدی اشتباه کرده بودند. همین مسئله در خصوص کشورهای لیبی، سودان و خیلی از کشورهای دیگر که اتفاق افتاده است

این خلاف است که می‌گویند منابع نداریم چون منابع داریم اما افرادی که باید مالیات بدهند مالیات نمی‌دهند. نظام مالیاتی ما باید پویا، فعال و به‌روز باشد

به طور کلی نفس انقلاب اسلامی به خاطر عملکرد اقتصادی حکومت قبلی بود؛ در مصاحبه‌های تاریخ شفاهی هاروارد با تمام مقامات حکومت قبل زمانی که کشور را ترک می‌کنند تاکید شده که علت اصلی سقوط رژیم شاه اقتصاد بوده است. همه تاکید دارند که فساد اقتصادی وجود داشته است

تفاوت فاحشی که امروز با گذشته داریم این است که ما پیش از انقلاب روزانه ۶ میلیون بشکه نفت میفروختیم و درآمدهای عظیم ارزی وارد کشور می‌شد اما نمی‌توانستند این منابع را در داخل کشور به شکل سرمایه‌گذاری‌های مولد استفاده کنند، بنابراین به کشورهای اروپایی مانند فرانسه و آلمان و انگلیس وام دادند که این‌ها خود نشانه‌های کاستی‌های نظام برنامه‌ریزی پیش از انقلاب است

پیش از انقلاب تنها درآمدهای فوق‌العاده ارزی داشتیم که آن هم به شکل بسیار نابرابر توزیع می‌شد و فساد یکی از مؤلفه‌های جامعه پیش از انقلاب بود که تداوم آن وضعیت هم قطعاً امکان‌پذیر نبود ولو اینکه انقلاب در سال ۵۷ رخ نمی‌داد قطعاً در سال‌های بعدش چنین اتفاقی رخ می‌داد تنها شکل آن تفاوت می‌کرد
——-
دکتر حسین راغفر استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا در گفت‌وگو با چارسوق به بیان ریشه‌های تبدیل شدن اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم به اغتتشاش پرداخت و از نقش سرویس‌های جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای لیبی‌سازی ایران پرده برداشت. وی همچنین به مقایسه شرایط حکمرانی پیش از انقلاب و دوره انقلاب اسلامی پرداخت که مشروح این گفت‌وگو به شرح زیر است:

آقای دکتر به نظر شما ریشه‌های شکل‌گیری اعتراضات اخیر در جامعه چه بود؟
این پدیده‌ای که به عنوان اعتراض در جامعه وجود آمده است، تک عاملی نیست و عوامل متعددی در شکل‌گیری بخشی از آن مؤثر بوده است، اما ریشه همه این‌ها اقتصادی است. یعنی اگر در جامعه‌ای مثلاً کسبه بازار یک زندگی معمولی کم‌نوسان داشته باشند، هیچ دلیلی برای حضور در اعتراضات ندارند ولی اصلی‌ترین دلیل این مسئله، تداوم کاهش ارزش پول ملی است که از طریق شوک‌های ارزی در طی این ۳۷ ساله گذشته صورت گرفته است. پول ملی درواقع اعتبار سیاسی یک کشور است وقتی که به هر دلیلی چه عامدانه و چه غیرعامدانه به تهی کردن ارزش پول ملی مبادرت شود، اعتبار نظام سیاسی دچار خدشه می‌شود. علت آن هم این است که ارزش کار مردم و تلاش آنها در اثر کاهش ارزش پول ملی، سقوط می‌کند و بعد حس می‌کنند که یک نوع مالیات مستمر با افزایش قیمت ارز پرداخت می‌کنند.

چرا کسبه ناراضی هستند؟
فرض بر این است که این‌ها باید با افزایش قیمت‌ها درآمدشان تعدیل شود به دلیل اینکه مردم که تقاضاگر اصلی هستند در اثر افزایش نرخ ارز، قدرت خرید پولشان کاهش پیدا می‌کند و چون هزینه کالاهای اصلی وارداتی افزایش پیدا می‌کند، بنابراین تقاضا کم می‌شود. فروشنده‌ها هزینه‌هایی از جمله اجاره، هزینه‌های مالیاتی و ده‌ها نوع هزینه دیگر دارند و این قطعاً تأمین نمی‌شود، پس نارضایتی فقط برای مردم عادی نیست بلکه کسبه و فعالین اقتصادی که با بحران روبه‌رو هستند، دنبال فرصتی برای بیان نارضایتی خود هستند. از طرفی وقتی قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کند و تقاضا کم می‌شود ما شاهد صادرات کالاهایی هستیم که می‌بایست سفره مردم را تأمین کند. می‌بینید که طبق آمار به دلیل افزایش قیمت لبنیات، صادرات آن افزایش پیدا کرده است یعنی از سفره مردم به سفره کشورهای همسایه منتقل شده است همه این مسائل ریشه‌های نارضایتی را دربرمی‌گرد. اینکه چرا این اتفاق می‌افتد و این نارضایتی‌ها خودش را به شکل این اعتراضات خیلی خشن بروز می‌دهد، خیلی طبیعی است به این دلیل که هم آمریکا و هم اسرائیل به دنبال آسیب زدن به کشور هستند و از هر فرصتی استفاده می‌کنند. پس طبیعی است که در اعتراضات به‌حق مردم نسبت به شرایط اقتصادی‌شان مداخله کنند و آشوب درست کنند. منتها نکته قابل بحث اینجاست که این مسئله را حداقل آقای دکتر فرشاد مؤمنی و بنده بارها و بارها بیان کردیم و این مخاطراتی که امروز جامعه را تهدید می‌کند و این آشوب‌هایی که شکل می‌گیرد را پیش‌بینی کرده بودیم که اتفاق میفتد. بارها این موارد را متذکر شدیم اما مسئولین کشور باور نداشتند که پیامدهای آن می‌توانست در این حد گسترده باشد. نمی‌شود ارزش پول ملی کشور ظرف دو ماه ۳۰ تا ۴۰ درصد کاهش پیدا کند این بدین معناست که قدرت خرید خانوارها به کف رسیده است و آن‌ها آسیب می‌بینند. از حالا به بعد توان تحمل تأمین نیازهای اساسی خود را ندارند.

اثرات کاهش ارزش پول ملی را توضیح بدهید.
وقتی در کشور روز به روز ارزش پول ملی‌مان سقوط می‌کند که به دنباله آن باعث افزایش شدید تورم می‌شود، مردم به دنبال جایگزین‌های مختلف می‌گردند اما همه مردم این فرصت را ندارند که ریالشان را تبدیل به دلار یا ارزهای دیگر کنند و البته این خودش فرآیند دلاری شدن اقتصاد را تسریع کرده است. از آن طرف کسانی که صاحب ثروت و دارایی هستند، برندگان این شرایط نابسامانند اما بخش قابل توجهی از جمعیت کشور آرمان‌ها و آرزوهایشان مورد یأس و ناامیدی قرار می‌گیرد. اینکه در آینده چه کاری باید انجام دهند، چه شغلی در انتظارشان است ولو اینکه فرد تحصیلات دانشگاهی هم داشته باشد. لذا خیلی روشن و طبیعی است که انگشت اتهام به سمت حاکمیت برود. بنابراین علی‌رغم همه آسیب‌هایی که مردم می‌خورند بحث بر این است که چرا همه هزینه‌ها را مردم باید پرداخت کنند؟ چرا این هزینه‌ها، منابع و فرصت‌ها به شکل عادلانه‌ای توزیع نمی‌شود؟ یعنی به طور مثال اگر احزاب سیاسی می‌توانستند برای راهپیمایی تقاضا کنند و مردم بیایند اعتراضتشان را به شکل منطقی و قانونی بیان کنند. تجربه دو دهه اخیر نشان داده که امید داشتن به بیگانگان، رویه خیلی خطرناکی است به این جهت که این اتفاق در بسیاری از کشورها مثل سوریه رخ داده است. ما مشاهده می‌کنیم که مردم بعد از سقوط بشار اسد در روز اول به خیابان‌ها آمدند و شادی می‌کردند اما از روزهای بعد کاملاً مسئله برمی‌گردد و نشان می‌دهد که مردم تا چه حدی اشتباه کرده بودند. همین مسئله در خصوص کشورهای لیبی، سودان و خیلی از کشورهای دیگر که اتفاق افتاده است.

چرا ما در پدید آوردن رؤیای رشد و توسعه پیش روی جوانان کشور ضعیف عمل کردیم و بستر برای رؤیا ساختن توسط دشمنان و صهیونیست‌ها در فضای مجازی فراهم شد؟
مسئول این مسئله که جوانان امروز نیاز به کار دارند دولت و حاکمیت است اما باتوجه به نکاتی از جمله توسعه مالی‌سازی کشور، دلاری شدن اقتصاد کشور و سقوط سطح مالی از طبقه متوسط به طبقات پایین‌تر طبیعی است که اعتراضات و نارضایتی بسیار گسترده باشد اما کسی پاسخگو نیست. زمانی که مسئولان به رسانه‌های عمومی فراخوانده می‌شوند و دائماً تقاضای همدلی از مردم دارند انتظار چه نوع همدلی را دارند؟ در چنین شرایطی که سفره‌های مردم را روز به روز کوچک‌تر می‌شود، چگونه انتظار همدلی و پاسخ منطقی از مردم دارند؟
به نظر می‌رسد باید در نظام اقتصادی و رویکرد اشتباهی که اتخاذ شده اصلاحاتی انجام داد. چراکه فرصت‌های زیادی در اختیار جامعه قرار دارد و این خلاف است که می‌گویند منابع نداریم چون منابع داریم اما افرادی که باید مالیات بدهند مالیات نمی‌دهند. نظام مالیاتی ما باید پویا، فعال و به‌روز باشد. زمانی که مردم این امنیت را در سفره و زندگی خود حس نمی‌کنند و هیچ چشم‌اندازی برای ثبات در آینده نمی‌بینند بطور طبیعی دچار اضطراب و استرس و یاس و افسردگی می‌شوند. به همین دلیل بخش قابل توجه رشد آسیب‌های روحی و روانی در جامعه محصول ناامیدی نسبت به عملکرد نظام اقتصادی کشور است.
حکومت سابق که در برخی از تجمعات نام آن شنیده می‌شود واقعاً چه دستاورد اقتصادی داشته؟ در دوران پهلوی حکمرانی اقتصادی کشور چگونه بوده است؟
به طور کلی نفس انقلاب اسلامی به خاطر عملکرد اقتصادی حکومت قبلی بود؛ در مصاحبه‌های تاریخ شفاهی هاروارد با تمام مقامات حکومت قبل زمانی که کشور را ترک می‌کنند تاکید شده که علت اصلی سقوط رژیم شاه اقتصاد بوده است. همه تاکید دارند که فساد اقتصادی وجود داشته است. ضمناً تفاوت فاحشی که امروز با گذشته داریم این است که ما پیش از انقلاب روزانه ۶ میلیون بشکه نفت میفروختیم و درآمدهای عظیم ارزی وارد کشور می‌شد اما نمی‌توانستند این منابع را در داخل کشور به شکل سرمایه‌گذاری‌های مولد استفاده کنند، بنابراین به کشورهای اروپایی مانند فرانسه و آلمان و انگلیس وام دادند که این‌ها خود نشانه‌های کاستی‌های نظام برنامه‌ریزی پیش از انقلاب است. تفاوت آن دوره با امروز این است که ما تا زمانی که درآمدهای نفتی بالایی داشتیم یک قرارداد اجتماعی نانوشته بین حاکمیت و جامعه وجود داشت و آن اینکه ما به شما تضمین امنیت منطقه‌ای و داخلی می‌دهیم و نیازهای اساسی شما را تأمین می‌کنیم. زمانی که مورد دوم اتفاق نیفتاد ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری در داخل به تدریج و به سرعت کاهش پیدا کرد و فرصت برای جوانان، رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال از دست رفت. علیرغم اینکه ما چند سال است که هرسال نام سال را به تولید مزین می‌کنیم اما تولید هرسال دریغ از سال قبل است چراکه سرمایه‌گذاری صورت نمی‌گیرد. همین امسال که سرمایه‌گذاری برای تولید، شعار سال بود می‌بینیم که رشد اقتصادی ما منفی شده یعنی سقوط کرده است و علت این است که سرمایه‌گذاری صورت نمی‌گیرد، منابع وجود ندارد و صرف‌نظر از دولت، بخش خصوصی احساس ناامنی می‌کند. بنابراین فعالان بخش خصوصی منابع را از کشور خارج می‌کنند یا وارد فعالیت‌های سوداگری می‌شوند که این‌ها هم شغل ایجاد نمی‌کند بلکه وضع را آشفته‌تر، تورم را بیشتر و رکود را عمیق‌تر می‌کند. بنابراین باید گفت این، اصلی‌ترین دلیل یأسی است که در جامعه و بخصوص در میان جوانان رشد می‌کند تا باعث این شود که آن‌ها نگاهشان به جایی دیگر بدوزند و فکر کنند که از جاهای دیگر می‌توانند این فرصت‌ها را جایگزین کنند.
طی دو تا سه سال اخیر به طرز بی‌سابقه‌ای شاهد مهاجرت در کشور بودیم؛ ما در دهه اول انقلاب علیرغم تمام مشکلاتی که وجود داشت نارضایتی اینگونه نداشتیم و علت این بود که حاکمیت نسبت به تقاضای مردم و تعهداتش در قانون اساسی پایبند بود. ما در آن زمان هم تحریم، جنگ و تلاش‌هایی برای براندازی نظام داشتیم.
اما پس از دفاع مقدس، رویکردها تغییر کرد مثلاً آموزش و پرورش و دانشگاه، پولی شد و مسکن رها شد درحالی که در تمام دنیا دولت‌ها از تامین مسکن مردم حمایت می‌کنند چون این موضوعی نیست که به‌دست بازار آزاد سپرده شود، حتی کشورهای صنعتی با اقتصاد آزاد سعی می‌کنند منابعی برای وام مسکن ارزان‌قیمت در اختیار مردم قرار دهند. همانطور که در آمریکا و بریتانیا هم اینگونه است. منتها ما تمام این روزنه‌ها را به روی مردم بستیم و باتوجه به افزایش جمعیت، طبیعی است که جمعیت جوان ما رشد کرده و تمام این‌ها تقاضاهای جدید ایجاد می‌کند. به همین دلیل ما چندین سال است که ورودی‌هایمان به بازار کار به‌شدت افزایش پیدا کرده و از سوی دیگر سرمایه‌گذاری برای ایجاد شغل صورت نگرفته بنابراین اگر بخواهیم که ارزیابی واقع‌بینانه کنیم واقعیت این است که شرایط پیش از انقلاب هم یک شرایط ایده‌آل و آرمانی نبود چراکه نابرابری زیاد بود و فساد بسیار گسترده بود منتها امروزه با بیشتر شدن حجم جمعیت کشور مواجهیم ضمن اینکه ما یک جنگ هشت‌ساله را پشت سر گذاشتیم که هزینه‌های بسیار گسترده‌ای برای جامعه و مردم باقی گذاشته و این‌ها را باید در نظر گرفت.
پیش از انقلاب، نظام ایران به عنوان ابزار قدرت نظام جهانی و آمریکا عمل می‌کرد اما امروز ما مورد هجمه نظام جهانی هستیم و بخش قابل توجهی از این بحران‌ها ناشی از فشارهای استعمار و قدرت‌های جهانی است که امروز وجود دارد اما پیش از انقلاب وجود نداشت. پیش از انقلاب تنها درآمدهای فوق‌العاده ارزی داشتیم که آن هم به شکل بسیار نابرابر توزیع می‌شد و فساد یکی از مؤلفه‌های جامعه پیش از انقلاب بود که تداوم آن وضعیت هم قطعاً امکان‌پذیر نبود ولو اینکه انقلاب در سال ۵۷ رخ نمی‌داد قطعاً در سال‌های بعدش چنین اتفاقی رخ می‌داد تنها شکل آن تفاوت می‌کرد.

مطالب مرتبط

پربیننده ترین اخبار