اظهارات مدیرعامل ایرانخودرو درباره توقف فروش خودرو تا زمان افزایش قیمتها، بیش از آنکه یک تصمیم اقتصادی باشد، یک اقدام سیاسی و روانی است.
خصوصیسازی ایرانخودرو، یکی از بزرگترین بنگاههای صنعتی، که قرار بود بهعنوان الگویی برای اصلاحات اقتصادی دولت چهاردهم معرفی شود، نهتنها به بهبود وضعیت این شرکت منجر نشد، بلکه به بحرانی عمیقتر در صنعت خودروسازی کشور دامن زده است. این روند، که با وعدههای پرطمطراق و ادعاهای تحولآفرین آغاز شد، اکنون به نمادی از ناکارآمدی تبدیل شده است. عادل پیرمحمدی، مدیرعامل ایرانخودرو، در همایش بینالمللی صنعت خودرو و قطعهسازی ایران، با صراحت اعلام کرد: «تا زمانی که اصلاح قیمت خودرو انجام نشود، امکان فروش خودرو را نداریم.» این اظهارنظر، که بیش از یک بیانیه ساده، به تهدیدی آشکار علیه دولت و مردم شباهت داشت، پرده از عمق فاجعهای برمیدارد که خصوصیسازی نادرست برای ایرانخودرو و صنعت خودروسازی کشور به ارمغان آورده است.
وعدههای پوچ و واقعیتهای تلخ
وقتی هلدینگ کروز با حمایت دولت چهاردهم سکان مدیریت ایرانخودرو را در دست گرفت، ادعاهای بزرگی مطرح شد. کروز قول داد که ایرانخودرو را به یک گروه صنعتی پیشرو با توان صادراتی تبدیل خواهد کرد. این وعدهها، که در ابتدا با استقبال برخی رسانهها و تحلیلگران مواجه شد، حالا به طنزی تلخ بدل شده است. چند ماه از مدیریت کروز میگذرد و نهتنها هیچ نشانهای از تحول دیده نمیشود، بلکه ایرانخودرو با چالشهای بیسابقهای دستوپنجه نرم میکند. عرضه خودرو به بازار بهصورت قطرهچکانی انجام میشود و کارگران با تهدید اخراج و حذف مزایای معیشتی روبهرو هستند.
شرکت کروز (هلدینگ رایزکو هم با پنج درصد سهام)، که با خرید ۳۵ درصد از سهام ایرانخودرو و در اختیار گرفتن سه کرسی هیاتمدیره، عملاً کنترل این شرکت را در دست گرفته، نهتنها نتوانسته به وعدههای خود عمل کند، بلکه با سیاستهای مخرب خود، این کشتی صنعتی را به سمت غرق شدن هدایت کرده است. این هلدینگ، به جای نجات ایرانخودرو، آن را به گروگان گرفته و به ابزاری برای تأمین منافع خود تبدیل کرده است.
تهدید به توقف فروش
اظهارات مدیرعامل ایرانخودرو درباره توقف فروش خودرو تا زمان افزایش قیمتها، بیش از آنکه یک تصمیم اقتصادی باشد، یک اقدام سیاسی و روانی است. این بیانیه سه پیام واضح به دولت، بازار و مردم مخابره کرد. اول، اولتیماتوم به دولت برای پذیرش افزایش قیمتها؛ دوم، تحریک بازار برای بالا بردن قیمت خودروها؛ و سوم، هشدار به مردم برای آماده شدن برای موج جدید گرانی. این رویکرد نهتنها نشاندهنده ضعف مدیریت در ایرانخودرو است، بلکه بیانگر سوءاستفاده کروز از موقعیت انحصاری خود در بازار خودروسازی کشورمان است.
ایرانخودرو در سال جاری تنها یکبار اقدام به فروش خودرو کرد که آن هم به دلیل عرضه محدود از طریق قرعهکشی بود. در این طرح، حدود ۹۸۶ هزار نفر متقاضی ثبتنام کردند که این امر نشان میدهد که عرضه به شدت محدود ایرانخودرو، باعث شده متقاضیان و دلالان برای خرید خودرو از این خودروساز از یکدیگر پیشی بگیرند.
در حقیقت این آمار نشاندهنده تقاضای عظیم در بازار است، اما عرضه قطرهچکانی ایرانخودرو، عملاً مردم را در تنگنا قرار داده و به افزایش قیمتها در بازار آزاد دامن زده است. این در حالی است که کروز، به جای تمرکز بر افزایش تولید و پاسخگویی به نیاز بازار، با تهدید به توقف فروش، به دنبال فشار بر دولت برای کسب سودهای کلانتر است.
انحصار و سوءاستفاده از شرایط بازار
یکی از مهمترین دلایل وضعیت اسفناک ایرانخودرو، سیاستهای انحصاری دولت چهاردهم در بازار خودرو است. دولت پزشکیان و بهویژه سیدمحمد اتابک، وزیر صمت، با سنگاندازی در مسیر واردات خودرو، عملاً بازار را در اختیار ایرانخودرو و سایپا قرار دادهاند. تعرفه ۱۰۰ درصدی واردات خودرو، که عملاً ورود خودروهای خارجی را غیرممکن کرده، به ایرانخودرو این جرات را داده که با تهدید به توقف فروش و عرضه قطرهچکانی، بازار را تحت فشار قرار دهد. اگر این تعرفه کاهش مییافت، شاید امروز شاهد چنین یکهتازی و گستاخی از سوی ایرانخودرو نبودیم.
نقش دولت در تشدید بحران
دولت چهاردهم، در ماجرای ایرانخودرو نشان داد که نهتنها برنامهای منسجم برای مدیریت صنعت خودرو ندارد، بلکه با تصمیمات نادرست خود، به وخامت اوضاع دامن زده است. مسعود پزشکیان، که در دوران تبلیغات انتخاباتی از خصوصیسازی بهعنوان راه نجات اقتصاد ایران سخن میگفت، حالا با بحرانی روبهرو است که خود یکی از بانیان آن بوده است. واگذاری سهام ایرانخودرو به کروز، بدون نظارت کافی و بدون در نظر گرفتن سابقه این هلدینگ، تصمیمی بود که از همان ابتدا محکوم به شکست بود.
وزیر صمت، سیدمحمد اتابک، نیز با ممانعت از اصلاح تعرفههای واردات و کند کردن روند ورود خودروهای خارجی، عملاً به انحصار ایرانخودرو و سایپا کمک کرده است. این سیاستها، که به بهانه حمایت از تولید داخلی اجرا میشوند، نهتنها به نفع صنعت خودروسازی کشور نبوده، بلکه به ابزار فشار کروز بر دولت و مردم تبدیل شده است. ایرانخودرو، که روزگاری نماد صنعت ملی بود، حالا به گروگان یک شرکت خصوصی درآمده که منافع خود را به منافع ملی ترجیح میدهد.
کارگران، قربانیان اصلی فاجعه
در میان این بازیهای قدرت و فساد مالی، کارگران ایرانخودرو بیش از همه آسیب دیدهاند. اخراجهای گسترده، کاهش مزایای معیشتی و تهدیدهای مکرر مدیریت، زندگی هزاران کارگر را به مخاطره انداخته است. کروز، که ادعا میکرد ایرانخودرو را به یک گروه صنعتی توسعه یافته تبدیل خواهد کرد، در عمل نشان داده که هیچ اهمیتی برای نیروی انسانی این شرکت قائل نیست. کارگران، که سالها ستون اصلی تولید در ایرانخودرو بودهاند، حالا به حاشیه رانده شدهاند و با آیندهای مبهم روبهرو هستند یعنی همان بالایی که همواره سر کارگران شرکت کروز میآید و عملاً مدیریت به سبک بردهداری. اگر کارگری انتقاد کند، به فوریت اخراج خواهد شد.
شرکت کروز با افزایش قیمت قطعات و فشار برای بالا بردن قیمت خودروها، به دنبال کسب سودهای کلان است. این سودها، که به قیمت نابودی معیشت کارگران و فشار بر مشتریان به دست میآیند، تنها برای تأمین منافع سهامداران کروز و خرید سهام بیشتر ایرانخودرو هزینه میشوند. این چرخه معیوب، که در آن کارگران و مردم عادی قربانی میشوند، نتیجه مستقیم خصوصیسازی نادرست و نظارت ضعیف دولت چهاردهم است.
آیندهای مبهم برای صنعت خودرو
وضعیت کنونی ایرانخودرو، که روزگاری یکی از بزرگترین تولیدکنندگان خودرو در خاورمیانه بود، نشاندهنده عمق فاجعهای است که خصوصیسازی نادرست و سیاستهای غلط دولت چهاردهم به بار آورده است. کروز، که با وعدههای بزرگ وارد میدان شد، نهتنها نتوانسته ایرانخودرو را نجات دهد، بلکه این شرکت را به ورطه نابودی کشانده است. تهدید به توقف فروش، عرضه قطرهچکانی خودرو، اخراج کارگران تنها بخشی از دستاورد این خصوصیسازی است.
دولت پزشکیان، باید پاسخگوی این فاجعه باشد. واگذاری ایرانخودرو به کروز که پروندههای فساد مالی، قاچاق و رشوه دارد، بدون بررسی دقیق و نظارت کافی، نهتنها به بهبود وضعیت این شرکت منجر نشد، بلکه به بحرانی دامن زد که اثرات آن بر کل اقتصاد کشور و زندگی میلیونها نفر احساس میشود.
دولت چهاردهم، در ماجرای ایرانخودرو نشان داد که نهتنها برنامهای منسجم برای مدیریت صنعت خودرو ندارد، بلکه با تصمیمات نادرست خود، به وخامت اوضاع دامن زده است. مسعود پزشکیان، که در دوران تبلیغات انتخاباتی از خصوصیسازی بهعنوان راه نجات اقتصاد ایران سخن میگفت، حالا با بحرانی روبهرو است که خود یکی از بانیان آن بوده است. واگذاری سهام ایرانخودرو به کروز، بدون نظارت کافی و بدون در نظر گرفتن سابقه این هلدینگ، تصمیمی بود که از همان ابتدا محکوم به شکست بود.