المیادین گزارش داد که جهش فناوری در ساخت سانتریفیوژهای بومی به یک مؤلفه راهبردی در نبرد اقتصادی ایران با غرب تبدیل شده، آنچنان که این دستاورد فراتر از یک ابزار فنی صرف، نقش تعیینکنندهای در موازنه قدرت ایفا میکند.
پایگاه خبری المیادین در یادداشتی به قلم محمد حسبالرسول، پژوهشگر امور منطقهای با عنوان «پرونده هستهای ایران و مؤلفههای قدرت درونی» تاکید کرد ایران مجموعهای از عناصر ذاتی قدرت را در اختیار دارد که پیشتر آنها را در مذاکرات گذشته آزموده و اکنون در گفتوگوهای جاری نیز با مهارت و صبر، همانند یک بافنده ماهر فرش، بار دیگر بهکار میگیرد؛ عناصری که در صورت بهرهبرداری درست، میتوانند دستاوردهای حداکثری را برای تهران به ارمغان آورند. به عقیده الرسول، فناوری هستهای نقشی اساسی در پیشرفت ملتها ایفا میکند؛ این فناوری نه تنها موجب ارتقاء علمی کشورها و بهبود شرایط توسعهای میشود، بلکه اثرات مثبت آن در وضعیت اقتصادی و اجتماعی نیز ملموس است. از این رو، نمیتوان آن را یک تجمل تلقی کرد یا صرفاً به مصارف نظامی تقلیل داد، بلکه بخشی از ابزارهای بازدارندگی و توازن قوا نیز محسوب میشود. المیادین افزود: در چارچوب مذاکرات سخت و فشردهای که از آوریل گذشته با میانجیگری عمان میان تهران و واشنگتن جریان دارد، در ابتدا نوعی خوشبینی محتاطانه حاکم بود، اما در دو دور اخیر فضای مذاکرات متأثر از بدبینی طرفین، بهویژه در سایه افزایش تهدیدات اسرائیل علیه ایران، دستخوش تنش شده است. این تهدیدات با فشارهای شدید دیپلماتیک از سوی مقامات آمریکایی و اروپایی همراه بود.
نویسنده افزود: ایران در مقابل این فشارها، با هشدار نسبت به عواقب چنین اقداماتی، اعلام کرد که آماده پاسخگویی فوری و قاطع برای دفاع از منافع، مردم و زیرساختهای خود مطابق با حقوق بینالملل است. همچنین از سازمان ملل و شورای امنیت خواست تا نسبت به تهدیدات مکرر اسرائیل واکنش نشان دهند و ایالات متحده را در صورت بروز هرگونه حمله مسئول بداند. به گفته حسبالرسول، ایران در این شرایط دشوار و حساس، با تکیه بر عناصر قدرت درونی خود وارد مذاکرات میشود و در پی ایجاد فضایی مناسب برای گفتوگو و ساختن موضعی است که تلفیقی از صلابت و انعطاف باشد. مهمترین این عناصر به شرح زیر هستند:
نخست: مشروعیت قانونی استفاده از فناوری هستهای
ایران بهرهگیری صلحآمیز از انرژی هستهای را حق مشروع خود میداند، حقی که در معاهدات بینالمللی از جمله معاهده عدم اشاعه تسلیحات هستهای (NPT) و توافقات ایمنی هستهای با آژانس بینالمللی انرژی اتمی به رسمیت شناخته شده است. این فناوری، منبعی پاک برای انرژی است که در توسعه علمی، پزشکی، صنعتی، کشاورزی و زیستمحیطی نقشآفرین است و در بهبود زیرساختهای اقتصادی کشور نیز مؤثر است.
دوم: مشروعیت تاریخی
آغاز پروژه هستهای ایران به دوران پهلوی در دهه ۱۹۵۰ بازمیگردد؛ با حمایت مستقیم آمریکا در چارچوب طرح “اتم برای صلح” از سوی رئیسجمهور آیزنهاور. در آن زمان، شرکتهایی همچون فراماتوم فرانسه، زیمنس آلمان و جنرال الکتریک آمریکا در ساخت راکتور تحقیقاتی ۵ مگاواتی در تهران و پروژههای دیگر همکاری داشتند. به عقیده محمد حسبالرسول، این تاریخ گواه بر دو امر است: نخست، مشروعیت حقوقی برنامه هستهای ایران و دوم، استاندارد دوگانه و رویکرد غیراخلاقی غرب که پس از سقوط رژیم شاه تغییر موضع داد.
سوم: مالکیت مردمی پروژه
به باور نویسنده، ایرانیان پروژه هستهای را نه یک موضوع سیاسی یا حزبی، بلکه یک مسئله ملی میدانند که از حمایت عمومی برخوردار است. چنین دیدگاهی، این پروژه را از نزاع سیاسی داخلی به سطحی از اجماع ملی ارتقاء داده که نشانگر درک عمیق ملت ایران از نقش راهبردی انرژی هستهای در تحقق پیشرفت و استقلال است.
چهارم: عقیده ملی
عقیده ملی ایران که مبتنی بر استقلال سیاسی، خوداتکایی علمی و ارزشگذاری به دانش است، بهویژه پس از انقلاب اسلامی، یکی از ارکان قدرت هستهای کشور بهشمار میرود. این پروژه نه وابسته به دولتی خاص، بلکه در تملک ملت ایران و نشأتگرفته از گفتمان فکری انقلاب اسلامی است.
پنجم: توانمندی علمی
ایران در دهههای اخیر سرمایهگذاری گستردهای در نیروی انسانی متخصص خود انجام داده و موفق شده است فناوریهای حساس نظیر سانتریفیوژهای پیشرفته و غنیسازی اورانیوم با درصد بالا را بومیسازی کند. همچنین توان مهندسی در حوزههای هستهای، شیمیایی و الکترونیکی از مهمترین مؤلفههای قدرت درونی ایران محسوب میشود.
ششم: موقعیت ژئواستراتژیک
به باور حسبالرسول، ایران با اشراف بر دریای خزر و تنگه هرمز و قرارگیری در تقاطع خاورمیانه، آسیای مرکزی و جنوب غربی آسیا، از موقعیت ژئوپلیتیکی برجستهای برخوردار است. این موقعیت، ضمن اعطای نقش منطقهای مهم، امکان تحکیم و حفاظت از زیرساختهای استراتژیک کشور را فراهم میسازد.
هفتم: ظرفیتهای اقتصادیایران
با وجود چهار دهه تحریم، موفق به توسعه ظرفیتهای اقتصادی متنوعی شده و توانسته است اقتصاد مقاومی مبتنی بر توانمندی داخلی و سازگاری با فشارهای خارجی بنا کند. به گفته نویسنده، این امر، بخشی از قدرت ابزار تحریم اقتصادی را خنثی کرده است.
هشتم: مهارتهای مذاکره
تجربه غنی مذاکرات هستهای در سالهای گذشته، از جمله توافق ۲۰۱۵، توانمندیهای چانهزنی ایران را به سطح بالایی رسانده است. بهگفته الرسول، مذاکرهکننده ایرانی توانایی تشخیص بین تاکتیک و استراتژی، بهرهگیری از زمان، پیشنهاد گزینههای جایگزین و مهارت در صبر استراتژیک را داراست. این رویکرد، موجب قدرت مانور ایران در برابر طرفهای غربی شده است.
نهم: شبکه متحدان و شرکا
ایران با امضای توافقات راهبردی با چین و روسیه در حوزههای انرژی، تجارت و زیرساخت، به پشتیبانی سیاسی، اقتصادی و علمی قابل توجهی دست یافته است. همچنین روابط گستردهای با کشورهای آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا و نیز نهادهای غیردولتی در آسیا دارد که به ایران قدرت نفوذ در مناطق حساس جهان را میدهد. در پایان این یادداشت، نویسنده تأکید میکند: ایران مجموعهای از عناصر قدرت درونی در اختیار دارد که در مذاکرات ۲۰۱۵ آنها را آزموده و اکنون نیز از آنها بهره میبرد. این ابزارها در صورتی که با دقت و واقعبینی در فضای پیچیده تحولات منطقهای و بینالمللی مدیریت شوند، میتوانند نقش مهمی در کاهش تنشها و تحقق اهداف بلندمدت ایران ایفا کنند. گفتوگو با ایالات متحده و غرب تنها بر پایه قدرتها و مزیتهای ایران استوار نیست، بلکه به توانایی تهران در ایجاد توازن میان آرمانگرایی و مدیریت تنشها نیز بستگی دارد.