از قطعیهای مکرر برق، آب و گاز صنایع گرفته تا ناکارآمدی سیاستهای وزارت صمت، فعالان اقتصادی بارها از نبود اراده واقعی برای حمایت از تولید گلایه کردهاند. تجربه بستههای حمایتی پیشین نیز نشان میدهد که به دلیل فقدان ضمانت اجرایی و عدم انطباق با واقعیتهای صنعتی، نهتنها مشکلات حل نشده، بلکه سردرگمی بیشتری در فضای تولید ایجاد شده است.در همین راستا، گفتوگویی با مهرداد صابری، عضو کمیسیون صنایع اتاق بازرگانی ایران، انجام دادیم تا از منظر بخش خصوصی، جزئیات این بستهها، میزان امیدواری به حمایتهای دولتی، نحوه تعامل دولت با بخش خصوصی و چشمانداز شرایط صنعتی کشور در ماههای پیشرو را بررسی کنیم.
چه اطلاعاتی از بسته حمایتی ویژه دولت از کسبوکارها دارید و به نظر شما این بسته تا چه حد میتواند به رفع مشکلات کنونی صنایع کمک کند؟
من اساساً وقتی را صرف مطالعه این بستههای حمایتی نمیکنم، چراکه تجربه نشان داده اینها عمدتاً کاغذبازیهایی هستند که خروجی ملموسی ندارند. دولت خودش قانون بهبود مستمر محیط کسبوکار را نقض میکند. این قانون صراحتاً میگوید صنایع نباید در اولویت قطعی برق، گاز و آب قرار گیرند و اگر قطعی رخ داد، دولت موظف به جبران خسارت است؛ اما در عمل، دقیقاً برعکس این اتفاق میافتد. شهرک صنعتی عباسآباد، بهعنوان دومین شهرک صنعتی بزرگ ایران، دو و نیم روز در هفته بدون برق است و ۵۰ درصد واحدهای آن تعطیل شدهاند. این بستهها صرفاً متنی هستند که برای پر کردن رزومه دولتیها تدوین میشوند. دولت که خودش نیازمند حمایت است، چگونه میتواند از ما حمایت کند؟ این بستهها وقت تلف کردن است و من ترجیح میدهم وقتم را صرف حل مشکلات واقعی صنعت، مثل تأمین برق و گاز یا حفظ نیروی انسانی، کنم تا خواندن کاغذهایی که هیچگاه اجرا نمیشوند.
گفته میشود وزارت صمت این بسته را بهصورت محرمانه و بدون مشورت با تولیدکنندگان به دولت ارائه کرده است. چرا حمایت از تولید باید بدون اطلاع و مشارکت فعالان بخش خصوصی باشد؟
این رویکرد نشاندهنده بیتوجهی کامل به بخش خصوصی است. وقتی بستهای بدون مشورت با اتاقهای بازرگانی، تعاون و اصناف تدوین میشود، یعنی دولت هیچ ارزشی برای نظرات تولیدکنندگان قائل نیست. این نقض صریح مواد ۲ و ۳ قانون بهبود محیط کسبوکار است. وزارت صمت و شخص وزیر، آقای اتابک، حتی توان تغییر مشاوران ناکارآمد خود را ندارند، چه برسد به تدوین بستهای که واقعاً به درد صنعت بخورد. برخی مشاوران وزیر با امضاهای طلایی، به جای حمایت، مخل تولید بودهاند و این موضوع در ماههای اخیر خسارات زیادی به صنعت وارد کرده است. وقتی دولت بدون هماهنگی با بخش خصوصی تصمیم میگیرد، نتیجهاش بستههایی است که نه به واقعیتهای بازار توجه دارند و نه قابلیت اجرا. این کار صرفاً برای این است که بگویند در دوران بحران کاری کردهاند، در حالی که بررسیها نشان میدهد این بستهها عملاً اجرا نمیشوند و فقط کاغذبازی هستند.
تولیدکنندگان تا چه حد به حمایتهای اعلامشده از سوی دولت امیدوارند و چه انتظاراتی از این حمایتها دارند؟
تولیدکنندگان انتظار ندارند دولت بستههای جدید تدوین کند؛ انتظارشان این است که همین قوانین موجود را اجرا کند. وقتی وزیر صمت، آقای اتابک، حتی نمیتواند مشاوران مخل تولید را کنار بگذارد، چطور میتوان به بستههای حمایتیاش امیدوار بود؟ این بستهها فقط کاغذهایی هستند که برای رفع تکلیف نوشته میشوند. من بهعنوان یک صنعتگر، وقتم را برای خواندن این بستهها تلف نمیکنم. انتظار ما این است که دولت اول قانون را اجرا کند، بعد سراغ بستههای حمایتی برود.
در حال حاضر تعامل میان دولت و بخش خصوصی چگونه است و شرایط صنعتی کشور را در ماههای پیش رو چگونه ارزیابی میکنید؟
تعامل خاصی بین دولت و بخش خصوصی وجود ندارد. مشکلات فعلی ریشه در دههها سیاستگذاری اشتباه دارد، مثل ناترازی آب و برق که از سال ۵۳ و تأسیس وزارت نیرو آغاز شد؛ اما این مسائل قابل حلاند. صنایع آماده همکاری هستند و بخش خصوصی میخواهد برای کشورش کار کند. بااینحال، وزرایی مثل آقای اتابک یا علیآبادی صلاحیت لازم برای مدیریت این بحرانها را ندارند. گزارشهای غیرواقعی آنها به مقامات ارشد، مثل ادعای حل ۲۰ هزار مگاوات ناترازی برق، فقط اوضاع را بدتر میکند. با تعامل واقعی دولت و بخش خصوصی و سیاستگذاری درست، میتوان در چند سال این مشکلات را حل کرد.