با تحولات جهانی و شوک تعرفهای ترامپ، پنجره فرصتی برای همکاری ایران و چین به وجود آمدهاست که درک شرایط دو کشور در عرصه بینالمللی، شتابدهنده آن است.
خط راهآهن بین ایران و افغانستان در دسامبر ۲۰۲۰ راهاندازی شد و شهر خواف در شمال شرقی ایران را با مسیری ۱۴۰ کیلومتری به غرب غوریان در غرب افغانستان متصل کرد. این خط ریلی بخشی از شبکه ۲۲۵ کیلومتری خواف-هرات محسوب میشود که میتواند به حملونقل سالانه ۶ میلیون تن کالا و جا به جایی حداکثر یک میلیون مسافر کمک کند. اندیشکده شورای آتلانتیک، پروژههای اقتصادی ایران در افغانستان به ویژه احداث راه آهن هرات-خواف را نشانهای از روابط گرم تهران-کابل و در راستای یک راهبرد بزرگتر تهران دانست که محدود به افغانستان نیست و در قالب جاده ابریشم چین قرار میگیرد. در واقع، این خط ریلی بخشی از پروژه اتصال زمینی چین به غرب آسیا و اروپا و دسترسی به بازارهای آنها تلقی میشود. از نقطه نظر چین، افغانستان از موقعیت جغرافیایی استراتژیک در تلاقی آسیای مرکزی، آسیای میانی و غرب آسیا دارد و راه میانبر بالقوهای را برای واردات نفت و گاز از خاورمیانه ارائه میدهد. از این رو چین مشتاق است تا همکاریهای خود را تحت ابتکار کمربند-راه گسترش دهد و مسیرهای تجاری و ترانزیتی را با افغانستان توسعه دهد. موضوع قابل توجه دیگر، معادن سرشار افغانستان و بهرهبرداری چینیها از آنها به منظور تحقق جاهطلبیهای اقتصادیشان است. ایران و چین در سالهای اخیر با وجود تحریمها، روابط دیپلماتیک، اقتصادی و تجارت دوجانبه را تقویت کردهاند به طوری که چین در حال حاضر شریک اول تجاری و بزرگترین خریدار نفت ایران به حساب میآید.
چین و ایران در مارس ۲۰۲۱ به توافقنامه همکاری استراتژیک ۲۵ ساله دست یافتند. براساس بخشی از این توافق، چین قرار است ۴۰۰ میلیارد دلار در پروژههای زیرساختی در ایران سرمایهگذاری و موقعیت ایران را به عنوان یک حلقه مهم در امتداد جاده ابریشم جدید تثبیت کند. مطابق نظر کارشناسان، ایران و چین بیش از پیش به یکدیگر نزدیک شدهاند و با تعریف کریدور ریلی-جادهای بین سه کشور ایران، افغانستان و چین، میتوانند پیوند دهنده شرق و غرب آسیا باشند. چندی پیش حساب مجازی بریکس در فضای مجازی از شروع ساخت جاده پیوند دهنده ایران و چین از مسیر افغانستان خبر داد تا چینیها بتوانند به بازار غرب آسیا به خصوص منابع نفتی ایران از مسیری سریعتر و ایمنتر دسترسی داشته باشند. حالا به منظور توازن در سیاست خارجی کشور و دور کردن مسیر تجاری ایران و چین از تنشهای دریایی بهویژه در تنگه مالاکا، این موقعیت به وجود آمده تا دو کشور با واسطه افغانستان به یکدیگر وصل شده و ژئوپلیتیک منطقه و بینالملل را تغییر دهند. کارشناس حملونقل و ترانزیت مهدی باقری عنوان کرد که با تحولات جهانی شرایط ویژهای به وجود آمده تا ایران و چین در کریدور شرق-غرب، همکاری سازنده داشتهباشند. وی با اشاره به مزیت نسبی ایران در اتصال چین به غرب آسیا و اروپا، مسیر جنوبی کریدور شرق-غرب را که از خاک ایران عبور میکند، پنجره فرصتی همچون فروپاشی شوروی و ایجاد کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی، جنگ روسیه و اوکراین و بحران دریای سرخ دانست.
باقری یادآور شد که هیچ پنجره فرصتی همیشه باز نخواهد ماند و در زمان مقرر بسته خواهد شد. با درک شرایط جهانی و روابط دوجانبه ایران و چین، میتوانیم نقش به سزایی در ارتباطات منطقهای و فرامنطقهای داشته باشیم و در نظم نوین جهانی که با شتاب بیشتری در حال شکل گیری است، جایگاه شایستهای کسب کنیم. محسن کاظمی، کارشناس روابط بینالملل اظهار کرد: روابط ایران و چین تاکنون به صورت راهبردی نبوده و دو طرف این موضوع را از یکدیگر برداشت کردهاند؛ به همین دلیل است که توافق ۲۵ ساله آنها تاکنون به نتیجه نرسیده است. کارشناسان معتقدند که وقت آن رسیده تا همزمان با مذکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، به منظور توازن قوا همکاریهای بلندمدت با چین از جمله ابتکار کمربند-راه (BRI)، توسعه بندرعباس به عنوان قلب دریایی کشور و همکاری سهجانبه ایران-پاکستان-چین را پیش ببریم.