۱۹:۵۸ - ۱۴۰۴/۰۴/۰۹

مسعود نیلی، از اقتصاددانان مشهور اصلاح‌طلب و جریان حامی آزادسازی قیمت‌ها که در ۳ دهه اخیر نقش موثری در ترسیم سیاست‌های اقتصادی دولت‌های رفسنجانی، خاتمی و روحانی داشته اخیراً ادعاهایی مطرح کرده و ضمن مقصر دانستن ایران در تجاوز رژیم صهیونیس...

سفیدشویـی رژیـم صهیونیستی و آمریکا توسط مسعـود نیـلی، اقتصاددان اصلاح‌طلـب

تئوریسین ذلت

تئوریسین ذلت

مسعود نیلی، از اقتصاددانان مشهور اصلاح‌طلب و جریان حامی آزادسازی قیمت‌ها که در ۳ دهه اخیر نقش موثری در ترسیم سیاست‌های اقتصادی دولت‌های رفسنجانی، خاتمی و روحانی داشته اخیراً ادعاهایی مطرح کرده و ضمن مقصر دانستن ایران در تجاوز رژیم صهیونیستی، خواستار تسلیم ایران شده است.
نیلی که طی ۳ دهه اخیر، مبلّغ هضم ایران در هژمونی جهانی و اجرای سیاست‌های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول برای رسیدن به رشد و توسعه اقتصادی بود، اکنون تغییر کانال داده و وارد توصیه‌های سیاسی به مقامات کشور شده و شیپور تسلیم و ذلت را می‌دمد.
او در مطلبی با عنوان «ایران و دوراهی سرنوشت‌ساز» مدعی شده که تداوم آتش‌بس میان ایران و اسرائیل، در دست ایران است که رویکرد خود را نسبت به جهان تغییر دهد. مسعود نیلی بدون هیچ اشاره‌ای به اینکه اسرائیل آغازگر تجاوز به خاک ایران بود، در این مطلب تلاش کرده که سیاست خارجی ایران را مقصر جنگ با رژیم صهیونیستی جا بزند.
نیلی با طرح اتهامات بی‌اساس به سیاست‌های کلان کشورمان مدعی شده که جمهوری اسلامی ایران به اشتباه خود را «پرچم‌دار ظلم‌ستیزی» می‌داند و با قدرت‌های بزرگ سر جنگ دارد و همین رویکرد، مانع توسعه ایران شده است.
مسعود نیلی بار دیگر مخالفتش با خودکفایی کشور در کالاهای استراتژیک را بیان کرده است. این گزاره سال‌ها است که از زبان وی جاری می‌شود و از زمان تدوین برنامه چهارم توسعه در دولت خاتمی نیز نیلی همین رویکرد را در پیش گرفته بود.
◂ ادعاهای حقوق بشری نیلی
مسعود نیلی در ادامه مطلب خود، تصویر دروغین از نبود آزادی در جمهوری اسلامی ترسیم کرده و مدعی شده که «مبارزه بیرونی به اندازه‌ای مهم و تعیین‌کننده است که اعمال انواع محدودیت‌ها در داخل توجیه‌پذیر است.»
این در حالی است که در ایران آزادی و حقوق بشر در سطح بسیار بالایی است که حتی برخی معتقدند آزادی‌ها در ایران، بیش از حد مجاز است. با این وجود، ذکر تمام ادعاهای حقوق بشری غربی‌ها علیه ایران از زبان فردی که سال‌ها سیاستگذار اقتصادی دولت‌های رفسنجانی، خاتمی و روحانی بوده، مایه تأسف است.
مسعود نیلی مدعی شده که اگر رژیم صهیونیستی مجدداً به ایران حمله کند حتماً ناشی از سیاست‌های جمهوری اسلامی است که «بر طبل مبارزه بیرونی محکم‌تر می‌نوازد» و «هل من مبارزِ بی‌پرواتری» را فریاد می‌زند و موجب «تحریک دشمن درنده‌خو» می‌شود. عجیب است که مسعود نیلی تا این حد برای سفیدشویی رژیم صهیونیستی دست به قلم برده و به جای محکوم کردن تجاوز نتانیاهو به ایران، سیاست‌های کلان ایران را عامل تحریک اسرائیل و مسبب اصلی جنگ می‌داند.

◂ آقای نیلی صُلح اصالت ندارد، از جنگ نترسیـد
مسعود براتی، کارشناس اقتصادی، در واکنش به بیانیه مسعود نیلی نوشت: مسعود نیلی با تبیین دو نگاه (همان تاکتیک همیشگی دیو و دلبر سازی) در تبیین نگاه دلبرانه می‌نویسد: «در این نگاه، صلح یک اصل است و به هیچ‌وجه مترادف با پذیرش ظلم نیست. در این نگاه، داده و محاسبه و تحلیل متکی به آن، حرف اول را می‌زند»
مشخص است آقای نیلی سخنان رهبر انقلاب در عدم پذیرش صلح تحمیلی را هدف قرار داده است. اگر صلح یک اصل باشد و مترادف با ظلم نباشد، پس چه تحمیلی و چه تشویقی‌اش باید مورد پذیرش باشد و نباید در برابرش ایستادگی کرد.
اما آقای نیلی صلح همیشه اصالت ندارد. صلحی که ترامپ به ایران پیشنهاد کرده است و دائم از آن صحبت می‌کند، تسلیم کامل است. اگر صحبت‌های او را نخوانده‌اید، بخوانید.
اگر هم از جنگ ترس دارید، که طبیعی است و ایرادی ندارد، اما بهتر است توصیه به پذیرش صلحی که آثارش بدتر از جنگ است، نکنید. سرنوشت عراق، لیبی و سوریه را ببینید. آقای نیلی از روی ترس توصیه به صلح نکنید. عواقبش بسیار بدتر است.
شهاب اسفندیاری، استاد دانشگاه هم در واکنش به اظهارات مسعود نیلی نوشت: ما در حال مذاکره باشیم و آمریکا و اسرائیل به کشورمان حمله کنند و زنان و کودکان و دانشمندان و فرماندهان ما را به خاک و خون بکشند، باز مردانی از پارس پیدا می‌شوند که بگویند «تقصیر خودمان است».

تحلیل مسعود نیلی را باید تا حد زیادی ساده‌انگارانه و دور از واقعیت‌های روابط بین‌الملل دانست:

۱. نادیده گرفتن واقعیت‌های ژئوپلیتیک

نیلی در نظر نمی‌گیرد که روابط بین‌الملل بر اساس قدرت، منافع ملی و تهدیدات امنیتی شکل می‌گیرد. صرفاً دعوت به دوستی و همکاری، رقابت‌ها و تهدیدات واقعی علیه ایران را نادیده می‌گیرد. او همچنین ساده‌انگارانه گمان می‌کند کاهش دشمنان خارجی در اختیار ایران است؛ درحالی که باید ریشه‌ی بسیاری از دشمنی‌های غرب با ایران را در سیاست‌ها و اتحادهای خارجی دید.
وقتی نتانیاهو در سازمان ملل با تاکید بر کریدور آیمک، مسیر چین به اروپا از ایران را مسیری سیاه می‌داند که باید تخریب شود، اساساً برای او چه اهمیتی دارد که حاکمان ایران که هستند و چه دیدگاه‌هایی دارند!؟ برای برنامه‌ی ژئوپلیتیک رژیم صهیونیستی، یک ایران یکپارچه‌ی مقتدر قوی دشمن است.
بنابراین برخلاف تصور نیلی، این ایران نیست که «مبارزه محور» است. مبارزه محوری، خوی نهادینه در رژیم اشغال‌گر قدس است.
2. اتکای نادرست به مدل‌های غربی

دومین مشکل تحلیل نیلی، اتکای نادرست به مدل‌های غربی است. رویکرد جامعه‌محور در ادبیات او بیشتر برگرفته از مدل‌های لیبرال غربی است که با شرایط خاص ایران هم‌خوانی ندارد. او استقلال را وابستگی متقابل می‌داند و چین را به‌عنوان یک الگو معرفی می‌کند، اما به تفاوت میان ابعاد، جمعیت و اندازه‌ی اقتصاد ایران و چین توجه ندارد. اساساً میان کشوری با مختصات ایران و کشوری مانند آمریکا، وابستگی متقابل بی‌معناست.

۳. امنیت و صلح فقط با حُسن‌نیت به دست نمی‌آید

سومین ایراد اساسی تحلیل نیلی آن است که گمان می‌کند صرفاً با حسن نیت ما و ابراز آن، صلح حاصل می‌شود. او پیرو همان دیدگاهی است که دنیای فردا را دنیای گفتمان‌ها و نه موشک‌ها می‌دانست. در حالی‌که بازدارندگی کنونی و التماس آتش‌بس توسط طرف غربی نه با گفتمان بلکه با قدرت موشک به‌دست آمده است. صلح از طریق قدرت حاصل می‌شود. امنیت پایدار نیازمند بازدارندگی و اقتدار است، نه صرفاً حسن‌نیت و باز بودن. همچنین امروز هر عاقلی انسجام داخلی را پیش‌نیاز مقابله با تهدیدات خارجی می‌داند. در چنین شرایطی عجیب است که مسعود نیلی در اولین یادداشت پس از آتش‌بس خود، تلاش کرده یک دو‌قطبی ایجاد کند و جامعه و سیاسیون را بر اساس آن به دو قسمت تقسیم کند. کاری که خلاف انسجام داخلی و امنیت ملی است.
بنابراین به‌عنوان جمع‌بندی باید گفت تحلیل مسعود نیلی به دلیل نادیده گرفتن واقعیت‌های ژئوپلیتیک، اتکای نادرست به مدل‌های غربی و ساده‌انگاری درباره نقش حسن‌نیت در تأمین امنیت، با شرایط واقعی ایران و روابط بین‌الملل هم‌خوانی ندارد. همچنین رویکرد او به جای تقویت انسجام داخلی، موجب دوقطبی‌سازی جامعه و تضعیف امنیت ملی می‌شود.

ارزیـابی انتقادی تحـلیـل مسعود نیلی:
چشم‌انداز ساده‌لوحانه برای روابط بین‌الملل ایران
جنگ ۱۲‌روزه میان ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ نقطه عطفی در ژئوپلیتیک خاورمیانه بود. در همین زمینه، تحلیل اقتصاددان ایرانی مسعود نیلی از این بحران، نشان می‌دهد که او دارای درک ساده‌انگارانه‌ای از روابط بین‌الملل است؛ درکی که می‌تواند امنیت و حاکمیت ایران را به خطر اندازد.
◂ بستر رویداد: گذرگاه تاریخی ایران پس از ۱۲‌روز نبرد
درگیری ژوئن ۲۰۲۵ زمانی آغاز شد که اسرائیل در ۱۳ ژوئن با هدف قرار دادن چندین سایت هسته‌ای و نظامی ایران و شهادت فرماندهان ارشد ایرانی به ایران تجاوز کرد. ایران در پاسخ صدها موشک بالستیک و بیش از ۱٬۰۵۰ پهپاد به سمت اسرائیل پرتاب کرد. ایالات‌متحده در ۲۲ ژوئن وارد جنگ شد و با بمب‌های نفوذگر، تأسیسات هسته‌ای نطنز، فردو و اصفهان را هدف قرار داد. این نبرد که با ۶۱۰ شهید ایرانی و تخریب برخی زیرساخت‌های هسته‌ای کشور را به همراه بود، سرانجام در ۲۴ ژوئن با آتش‌بسی شکننده پایان یافت. مسعود نیلی در یادداشتی این ۱۲‌روز پرتلاطم را تشریح کرده و مدعی شد ایران میان دو رویکرد بنیادین قرار گرفته است: رویکرد تقابلی و رویکرد جامعه‌محور.
◂ کاستی‌های ساختاری در تحلیل نیلی
سوءبرداشت از پویش‌های قدرت در نظام بین‌الملل
نیلی بر همکاری متقابل و تعامل با جهان تأکید می‌کند اما نادیده می‌گیرد که قدرت‌های استکباری با کشورهایی نظیر ایران از موضع برتری راهبردی رفتار می‌کنند، نه مشارکت برابر.
خودِ جنگ اخیر نشان داد که آمریکا و اسرائیل به‌جای همکاری، به دنبال سلطه راهبردی بر ایران هستند.
چشم‌پوشی از واقعیت‌های ژئوپولیتیکی و imperatives امنیتی
نظام بین‌الملل آنارشی‌محور است و در آن اتکا به خود و بازدارندگی برای بقا حیاتی است.
رویکرد تقابلی ایران نه از ایدئولوژی صرف، بلکه از نگرانی‌های امنیتی مشروع در برابر مداخلات خارجی و تهدیدهای اسرائیل برخاسته است.
دوگانه‌سازی کاذب میان امنیت و توسعه
نیلی میان تمرکز بر دشمن خارجی و رفاه داخلی تمایز قائل می‌شود؛ در حالی‌که تحریم‌های گسترده غرب، عامل اصلی تضعیف اقتصاد و به‌تبع آن رفاه ایرانیان بوده است.
در چنین شرایطی، اولویت‌بخشی به امنیت پیش‌شرط توسعه است، نه مانع آن.
◂ پیامدهای خطرناک توصیه‌های نیلی
تضعیف موقعیت راهبردی ایران
کاهش دشمنان خارجی از طریق سازش، آن‌گونه که نیلی پیشنهاد می‌کند، در عمل به‌عنوان علامت ضعف تلقی می‌شود. حملات پیش‌دستانه اسرائیل درست زمانی رخ داد که گفتگوهای دیپلماتیک در جریان بود.
سوءبرداشت از نظریه روابط بین‌الملل
نیلی بر مفروضات لیبرال بین‌الملل‌گرا تکیه دارد؛ مفروضاتی که تأثیر ناهمترازی قدرت و تضاد منافع را کم‌رنگ می‌کنند. تجربه ایران نشان می‌دهد که غرب غالباً منافع ایران را در قالب بازی حاصل‌جمع صفر می‌بیند.
نادیده گرفتن دینامیک‌های منطقه‌ای
ایران به‌واسطه رویکرد مقاومتی خود، به بازیگری منطقه‌ای بدل شده است. نیروهای محور مقاومت، عمق راهبردی و اهرم فشاری فراهم می‌کنند که در رویکرد سازش‌محور از دست خواهد رفت.
چارچوب جایگزین: رئالیسم راهبردی برای ایران
۱. حفظ بازدارندگی در سطحی که از تهدیدات وجودی پیشگیری کند بدون آن‌که تحریک‌آمیز باشد.
۲. مشارکت گزینشی با قدرت‌هایی که به حاکمیت و منافع ایران احترام می‌گذارند؛ از جمله تقویت مناسبات با چین و روسیه.

مطالب مرتبط